مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...

مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...
شک وَ اندیشیدن به باورهای خود ، ما را به ایمان وُ یقین می-رساند.
قالب وبلاگ

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s1.picofile.com/file/8228628568/B3ED8LATY_TABEEZ_1.jpg

_ اون زن؟! کار نمیکنه ، خونه-داره.

 

http://s3.picofile.com/file/8228630018/B3ED8LATY_TABEEZ_3.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8228630618/B3ED8LATY_TABEEZ_5.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8228630992/B3ED8LATY_TABEEZ_4.jpg

 

 عدالت شرط اسلامیت حکومت

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 

 محمدرضا حکیمی : در جامعه های بشری – حتی جامعه های کوچک و بدوی – همیشه فساد از قشرهای بالا و افراد مقتدر و صاحب مقام و فرزندان و خاندان آنها، به سوی قشرهای متوسط و پایین سرازیر می گردد و نفوذ می کند. چون فساد از دو چیز پدید می آید:
۱- بسیار داشتن (تکاثر)
۲- کم داشتن (فقر)

و سبب فقر فقیران – به نصّ آیات و احادیث – توانگری توانگران حق شناس جلاد مسلک و تورم آفرین است.
پس اسلام، تا این اندازه با تکاثر (زیاده داری) و اسراف (زیاده خواری بی بند و باری در مصرف)، مبارزه کرده برای همین است که یکی از علل مهم نشر فساد در جامعه و شیوع ظلم و له شدن بیچارگان، و شکسته شدن حرمت بشری و کرامت انسانی، غنای بیشتر از حد« قوام»است،
چنانکه امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) یکی از علل سقوط اخلاقی و انسانی و تربیتی جامعه را، وجود غنای تکاثری دانسته اند.
تا عدالت اجرا نشود، هر چه از اسلام بگوییم حرف است
اکنون ملاحظه می‌کنید که تا عدالت اجرا نگردد، و قسط قرآنی (رسیدن هر کس به حق خویش) عملی نشود، هر چه از اسلام گفته شود، حرف است. فقر مانع رشد است، غنای تکاثری مانع رشد است، زندگی های پر ریخت و پاش (که باعث پایمال شدن حقوق دیگران و محرومیت ضعفا و محرومان است)، مانع رشد است،
مجالس اشرافی و قارونی گرفتن مانع رشد است.
عاشورا یک حرکت بنیادین و بزرگ جامعه سازی است، که حضرت امام حسین(ع) در بیان هدف خود از این حرکت می فرماید: «ای خدا! تو خوب می دانی که ما برای قدرت طلبی، یا دنیا خواری قیام نکردیم، بلکه خواستیم احکام روشن دین تو را به کار بندیم، و کشور اسلامی را اصلاح کنیم، و مظلومان و ستم دیدگان را از زیر بار ستم نجات دهیم.»
مقصود امام از امر به معروف چسبیدن به یقه چند محروم یا جوان بی‌پناه نیست
پس ملاحظه می‌کنید، که آن امر به معروف و نهی ازمنکری که
امام حسین، در سخنی دیگر می‌فرمایند که «ما قیام کردیم برای اصلاح جامعه اسلامی و اقامه امر به معروف و نهی از منکر» مقصود چسبیدن به یقه چهار تا محروم و بدبخت، یا چند جوان بی پناه نیست، بلکه حرکت امر به معروف و نهی از منکر در صورت اصلی خود، قیام در برابر ظلم و ستم است، و خروش برداشتن در برابر سران حاکم و سروران اقتصادی و دیکتاتوری مال (که جامعه ما امروز در چنگ آن گرفتار است!) و هر حاکمیتی که مجری عدالت نباشد.
جوانان آگاه، و مردم متدین ایران! بدانید که جز نظام عامل بالعدل، یعنی مجری عدالت به نحو احسن، در همه چیز و در همه جا و برای همه کس، هیچ حاکمیتی اسلامی نیست. و جزء جامعه قائم بالقسط، یعنی جامعه سرشار از عدالت، هیچ جامعه ای قرآنی نیست. و
جز گرفتن حقوق مظلومان از توانگران و رساندن به دست آن، هیچ اصلاحی و حرکتی عاشورایی نیست.
در جامعه اسلامی، نخست حاکمیت باید امر به معروف شود
بنا بر این، به نصّ قرآن کریم باید «گروهی» از امت که از همه جهت صلاحیت داشته باشند: امین، عالم، شریف، عادل، وارد به همه احکام اصلی و فرعی اسلام، دارای شخصیتی که جامعه به آنان اعتقاد داشته باشد، و از آنها جز پاکی و فضیلت ندیده باشد و در سنین بالا باشند، به کار انبیایی امر به معروف و نهی از منکر بر خیزند. و چنانکه حضرت امام حسین (ع)، در حرکت آفتاب آفرین عاشورا، با عمل نشان داده است، از جایی شروع شود، که محل شروع فساد است،
یعنی حاکمیت. باید در جامعه اسلامی نخست حاکمیت و تمام اعضای آن مورد امر به معروف و نهی از منکر قرار بگیرد و تطهیر شوند، سپس دیگران.
هنگامی که علی(ع) می‌گوید: «حاکم اسلامی و کارگزاران حکومت اسلامی نباید هدیه قبول کنند.» چرا از هر مفسد اقتصادی، قبول پول می کنند، و او را و ده ها امثال او را به ادامه دادن به جنایات مالی و مکیدن خون مردم مظلوم و اقشار گوناگون ملت تشجیع می نمایند؟ چرا؟
پس – بنا بر منطق عاشورا امر به معروف و نهی از منکر، باید از بالاترین طبقات شروع شود، تا فساد از ریشه بر افتد، و توانگرانی که قرآن می فرماید مایه فسادند (مفسد فی الارض اند) و به هیچ گونه در برابر اصلاحات تسلیم نمی شوند. حتی در خود پیکره دولت – تکلیف شان با قرآن و عاشورا معلوم گردد.
جامعه عاشورا جامعه حسینی است نه یزیدی … و جامعه تکاثری جامعه یزیدی است نه حسینی.
عاشورا همه‌اش روضه و غم‌گساری نیست/ عاشورا این نیست…!
عاشورا این نیست که با تلاش شماری منبری و مداح حرفه‌ای (که روش آنان و منطق و شعرشان، کاملا بر خلاف شاعران شیعه حماسه گستر دوران ائمه (ع) است)، مردم را دریک روز معین به سر و سینه زدن را دارند و در معابر روان سازند. بعد عاطفی عاشورا،
اگر منبری‌ها و مداح‌ها به صورت ضروری و فوری و اصولی، اصلاح شوند و مردم بر یک غم بزرگ گریه کنند، نه تنها خوب که لازم است. قلب انسان نباید به دنیای غم‌های بزرگ بیگانه باشد، اما عاشورا همه‌اش روضه و غم گساری نیست.
عاشورا، حرکتی برای نفی ظلم و اجرای عدالت است، چنانکه در خطبه دوم حضرت امام حسین (ع) به صراحت ذکر شده است. عاشورا حماسه فجرهای بزرگ انقلاب‌های خونینی است، که حق محرومان را بگیرد و به آنان برساند.
عاشورا، پرچم اجرای عدالت است که بر قله خورشید نصب شده است، و اگر شیعه کوتاهی نکرده بود و عاشورا را به جهانیان شناسانده بود، امروز عاشورا همه محیط‌های انسانی را با عدالت و انصاف آشنا کرده بود. به شرط اینکه خود طرفداران عاشورا و حکومت‌های مدعی اعتقاد به عاشورا، به عدالت و انصاف معتقد باشند، و جامعه را بر اساس عدل و داد بسازند، و این همه تفاوت های جهنمی و «دره‌های فقر» و «قله های ثروت» وجود نداشته باشد، و یزیدیانی که در زیر نام حسین(ع) خود را پنهان کرده‌اند و در میان نباشد.
اگر عالمان و حاکمان درست شوند جامعه اسلامی درست می‌شود
امام حسین (ع) در روز عاشورا از بشریت خواست که اگر دین ندارید آزاده باشند. و این همه تورّم و رانت‌خواری و چپاول و بی‌بند و باری، که موجب این همه فساد اخلاقی و سقوط انسانی در جامعه است، و این تورم آزاد و فروشندگان جلاد، و این دستگاه قضایی ویرانه به تعبیر خود مقامات، آیا در خور بردن نام حسین (ع) و عاشورا هست؟
من این سخنان را با عرضه یک مقیاس بنیادین و مهم در شناخت جامعه اسلامی به پایان می برم. این حدیث معتبر از پیامبر اکرم (ص) رسیده است که فرمود: «دو دسته از امت من هستند که اگر درست شوند جامعه اسلامی درست می‌شود، و اگر فاسد شوند جامعه اسلامی فاسد می‌شود. پرسیدند: ای پیامبر خدا! این دو صنف چه کسانی هستند؟ فرمود: عالمان و حاکمان.»
اینکه گفتیم اسلام از بالا شروع می‌کند، خوبی‌ها و بدی‌ها را اول، در بالا می‌بیند بعد در پایین، برای همین است، یعنی بدی و فساد- مانند – آب از بالا به پایین سرازیر می گردد، و فقیران و محرومان و معتادان و سر خوردگان و بیکاران و بریدگان – از جوانان و غیر جوانان و همه این گونه فسادها در جامعه اسلامی به نصّ سخن امام باقر (ع) درباره روش پیامبر اکرم (ص) از فساد دامنه داری حکایت دارد که در بالا وجود دارد، یعنی در میان کسانی از عالمان و حاکمان.
و اکنون، برای انسانی که خدا به او عقل داده، و مقداری اطلاعات درست از دین در اختیارش قرار گرفته است، جای بریدن از دین و سست شدن در انجام وظایف نیست، اگر چه جای بریدن از هرکس و هر کس دیگر باشد. و من به جوانان توصیه می‌کنم، دین خود را بی‌خود و مفت از دست ندهند، بلکه دین را بشناسند، و عمل به آن را بخواهند.
منبع: عاشورا، مظلومیتی مضاعف
به نقل از فردا نیوز

 

 

 تهیه وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

 


برچسب ها: عدالت، اسلامیت، حکومت، فقیر، توانگر، سقوط اخلاقی، قسط قرآنی،
[ جمعه 27 آذر 1394 ] [ 07:45 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8228410292/F8SELEYE_TABAQ8TYE_QANY_FAQ3R_7.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8228412084/F8SELEYE_TABAQ8TYE_QANY_FAQ3R_6.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8228412642/F8SELEYE_TABAQ8TYE_QANY_FAQ3R_1.gif

 فاصله-ی بین غنی وُ فقیر ...

  _ سمت چپ : قبلا حدود هزار پوند.

 _ سمت راست : فعلا حدود دویست پوند.

 

http://s3.picofile.com/file/8228413584/F8SELEYE_TABAQ8TYE_QANY_FAQ3R_2.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8228414276/F8SELEYE_TABAQ8TYE_QANY_FAQ3R_3.jpg

 پسرم این مال توست، «چندین نسل در خانواده-ی ما بوده».

http://s3.picofile.com/file/8228428626/F8SELEYE_TABAQ8TYE_QANY_FAQ3R_5.jpg

 فاصله-ی بین غنی وُ فقیر : گذشته وَ حال ...

طبقه متوسط در ایران از بین رفته!

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 

 روزنامه آرمان (خلاصه مطلب):
 در جوامعی که افراد با سازوکارهای درست و اصولی و بر اساس شایستگی و طی سلسله مراتب به جایگاه‌های روشن دست می‌یابند دارا‌تر بودن برخی افراد از برخی دیگر نمی‌تواند الزاما مشکل‌آفرین باشد.
 اینکه چطور ممکن است فقر و نداری باعث سرخوردگی و رقابت ناسالم نشود مساله مهمی است که حسن عشایری، پژوهشگر مسائل اجتماعی به واکاوی آن پرداخته است. او معتقد است در حال حاضر در وضعیت نامطلوب فاصله طبقاتی اقتصادی در کشور هستیم.

تضاد طبقاتی به چه معناست و آیا این واژه فقط بیانگر شکاف اقتصادی است؟
فاصله طبقاتی تنها به معنای فاصله اقتصادی افراد نیست، بلکه فرهنگ و سایر شئون زندگی نیز می‌تواند مورد تضاد و فاصله عمیق قرار بگیرد. طبقه متوسط در کشور ما سال‌هاست که روبه اضمحلال رفته است در حالی که این طبقه عامل اصلی پاسداشت و نگهداشت فرهنگ یک جامعه است. در بعد اقتصادی شاهد این مسأله هستیم که اقلیت ناچیزی از مردم در رفاه کامل به سر می‌برند و در رفاه اقتصادی بسیار مطلوبی به سر می‌برند، در مقابل افراد زیادی که متاسفانه بخش وسیعی از مردم را تشکیل می‌دهند و تعدادشان قابل مقایسه با آن جمعیت محدود نیست در وضعیت معیشتی مطلوبی به سر نمی‌برند و شاید به سختی بتوانند امرار معاش کنند. نوسانات و تنش‌های اقتصادی در این چند سال اخیر نیز برخی‌ها را از آن چیزی که بودند فقیرتر کرد، در حالی که در مقابل برخی دیگر از این تنش‌ها به نفع خود استفاده کردند و پول‌های بادآورده بیشتری کسب کردند. فقیرتر شدن برخی‌ها در اثر فشارها تعبیر فقر را عوض کرده و مفهوم آن را از زندگانی به زندمانی تغییر داده است.
آیا تضاد طبقاتی می‌تواند باعث افزایش خشونت در جامعه شود؟
مشکل کار این نیست که فقر و فاصله طبقاتی رقابت ایجاد می‌کند بلکه مشکل اساسی خشونتی است که در پس این رقابت ایجاد می‌شود، در حالی که این خشونت برای خود فرد، خشونتی توجیه‌پذیر است. وضعیتی را تصور کنید که در آن یک جوان که تازه به سن بلوغ رسیده و در جست‌وجوی یافتن هویت است فرد یا افرادی را در نزدیکی محل زندگی خود یا کمی بالاتر ببیند که خودروهای میلیاردی سوار هستند در حالی که خود او شاید توان خرید یک موتورسیکلت یا دوچرخه را هم نداشته باشد.
در ذهن این جوان این تفاوت‌ها و تعارض‌ها خشونتی را ایجاد می‌کند که برای خود او و به ویژه برای جامعه بسیار خطرآفرین است. شاید روانشناسان از این افراد تحت عنوان عقده‌ای نام ببرند یا آنها را افرادی بدانند که احساس حقارت می‌کنند ...

نوکیسگی و دستیابی برخی افراد به منابع ثروت به صورت یک‌شبه چه مشکلاتی را ایجاد می‌کند؟
کسانی که به مقاطع بالای اقتصادی می‌رسند الزاما فرهنگشان نیز به تناسب افزایش دارایی رشد نمی‌کند و برای همین از این افراد تحت عنوان نوکیسه یاد می‌شود. فرهنگ افراد نوکیسه یک فرهنگ مخصوص به خودشان است که این فرهنگ مورد تمسخر بخش بافرهنگ جامعه مانند معلمان، دانشگاهیان و اصحاب اندیشه است. ...

 افرادی که در جوامعی زندگی می‌کنند که در آن تحت تاثیر فشارها و تضادهای طبقاتی و اقتصادی هستند به طور حتم رفتارهای ضد اجتماعی خواهند داشت. این افراد دیگر جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند و مردم آن را دوست خود نمی‌دانند و حتی در بسیاری از موارد دنبال ضربه زدن و انتقام گیری از اجتماعی هستند که آن را مسبب توزیع ناعادلانه ثروت‌ها و دارایی‌ها می‌دانند.
در بین افراد و به ویژه نسل جوانی که شاهد و درگیر تضادهای طبقاتی هستند جرم و ارتکاب آن معنایی متفاوت دارد ...

‌ آیا فقر می‌تواند مانع از تحقق توانایی‌ها و استعدادهای فردی شود؟
تنها راه علاج تضادهای طبقاتی آن است که برای توزیع عادلانه ثروت در کشور تمهیداتی اندیشیده شود. اگر دنبال توزیع عادلانه ثروت در جامعه هستیم باید برای طبقه متوسط سرمایه‌گذاری کنیم تا بتواند دوباره احیا شود و بالندگی داشته باشد. طبقه متوسط ارتباط‌دهنده طبقات بالا و پایین اقتصادی است و اجازه نمی‌دهد شکاف‌های اقتصادی به خلأهای عمیق و غیرقابل‌جبران تبدیل شود. از سوی دیگر طبقه متوسط تربیت‌کننده نخبگان و افراد فرهیخته در همه جوامع است.
امکان تحصیل در خارج از کشور و بهترین دانشگاه‌های جهان برای هر کسی مطلوب است،
اما یک فرد فقیر نمی‌تواند حتی تصور کند که به این دانشگاه‌ها پاگذاشته و بتواند در این کشورهای زندگی کند در حالی که برای فرد متمول این امکانات فراهم است در حالی که شاید استعدادها و توانایی‌های آن فرد فقیر بسیار بیشتر از فرد متمول باشد. تاخیر فرهنگی وضعیتی است که در آن شایسته‌سالاری به حداقل می‌رسد.

 

 متن کامل

 

 تهیه وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

 


برچسب ها: فاصله طبقاتی، غنی، فقیر، طبقه متوسط، نوکیسه ها، تضاد طبقاتی،
[ چهارشنبه 25 آذر 1394 ] [ 11:44 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8216564684/Y8RY_HAMDARDYE_FAQ3R_.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8216565100/Y8RY_KUDAK_1.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8216564950/Y8RYE_FAQ3R_1.jpg

 

  رازی برای عُمری طولانی-تر وَ سالمتر ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

  حضرت موسی به عروسی دوجوان مومن و نیک سرشت قومش دعوت شده بود، آخر شب در هنگام خداحافظی عزرائیل را بر بالای خانه بخت وحجله عروس و داماد دید!!!
از او پرسید تو اینجا چه میکنی؟
عزراییل گفت امشب آخرین شب زندگی این عروس و داماد است ماری سمی درمیان بستر این دوجوان خوابیده ومن باید در زمان ورود وهمبستر شدن آنها دراین حجله جان هر دو را به امر پروردگار دراثرنیش مار بگیرم .
موسی با اندوه از ناکامی و مرگ این دوجوان نیکوکار و مومن قومش رفت و صبحگاهان برای برگذاری مراسم دعا و دفن آن دو بازگشت اما در کمال تعجب و خوشحالی عروس و داماد زنده و خندان از دیدن پیامبر خدا درحال بیرون انداختن جسد ماری سیاه دید!!!
از خدا دلیل دادن این وقت و عمر اضافه به ایشان را پرسید؟
جبرییل نازل شد و گفت دلیل را خود با سوال از اعمال شب قبل ایشان خواهی یافت.
موسی از داماد سوال کرد دیشب قبل ورود بحجله چه کردند؟
جوان گفت وقتی همه رفتند گدایی (سائلی) در زد و گفت من خبر عروسی شما را در روستای مجاور دیر شنیدم و تمام بعد ازظهر و شب را برای خوردن و بردن یک شکم سیر از غذای شما برای خود و همسر بیمارم در راه بودم لطفا بمن هم از طعام جشن-تان بدهید.
بداخل آمدم و جز غذای خودم و همسرم نیافتم. غذای خود را به آن مرد گرسنه دادم خورد برایم دعای طول عمر کرد و گفت برای همسرم هم غذا بدهید اونیز چون من سه روز است غذای مناسبی نخورده است.
باخجالت قصد ورود و بستن در را داشتم که همسرم با رویی خندان غذای خودش را بمرد داد و او درهنگام رفتن برای هردوی ما دعای طول عمر ،رفع بلا و شگون مصاحبت باپیامبر خدا دراولین روز زندگی مشترکمان را کرد و رفت.
وقتی قصد ورود بحجله را داشتیم مجمعه (سینی بزرگ و سنگین غذای مسی ) از دست همسرم بر روی رختخواب افتاد و باعث مرگ این مار سمی که در رختخواب مابود گشت، پس ماهر دو دیشب را تااکنون بعبادت گذارندیم و العجب شادی ما از اینست که دعای آنمرد بر شگون مصاحبت با شما نیز به اجابت رسید.
جبرییل (ع) فرمود ای موسی بدان صدقه و انفاق باعث رفع بلا و طول عمر شده.
این بر ایشان بیاموز و داستانشان برهمگان باز گو باشد که چراغی گردد بر خلق ما برای نیکی به دیگران و مصاحبت پیامبرانی چون تو در جنت.

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 


برچسب ها: طول عمر، عزرائیل، مرگ، فقیر، صدقه، نیکوکاری،
[ شنبه 18 مهر 1394 ] [ 09:00 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آمار سایت

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


ایران رمان