تبلیغات
  مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...

مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...
شک وَ اندیشیدن به باورهای خود ، ما را به ایمان وُ یقین می-رساند.
قالب وبلاگ

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8232667034/XOSHBAXTY_7.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8232667984/XOSHBAXTY_5jpeg.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8232668850/XOSHBAXTY_3.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8232669200/XOSHBAXTY_4.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8232669850/XOSHBAXTY_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8232670434/XOSHBAXTY_2.jpeg

داستان خوشبختی

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

  پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: «نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».
تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.
تنها یکی از مردان دانا گفت: که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند.
اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود.

شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.
آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند.
حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد. آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند.
خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.

آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد می شد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید.
«شکر خدا که کارم را تمام کرده ام. سیر و پر غذا خورده ام و می توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟»
پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.
پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!.

 

 

 


برچسب ها: خوشبختی، مشکلات، تحمل، جوانی، سلامت، ثروت، بندگی،
[ یکشنبه 20 دی 1394 ] [ 07:05 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8219490750/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_15.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8219491242/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_4.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8219545242/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_14.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8219538318/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_12.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8219539268/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8219540226/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_9.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8219541034/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_10.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8219541526/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_6.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8219542968/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_13.jpg

 

 سخن علی این بود ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 استادعلامه محمد تقی جعفری که از شیفتگان مولای متقیان بودند می گفتند:
برخی ازجامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند.موضوع نشست شان این بود: ارزش واقعی انسان به چیست؟
برای سنجش ارزش بسیاری ازموجودات،معیار خاصی داریم.مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آنست.معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آنست.معیار ارزش پول پشتوانه آنست؛اما معیار ارزش انسانها fi چیست؟
هر کدام ازجامعه شناسان،سخنانی گفته و معیارهای خاصی ارایه دادند. هنگامی که نوبت به بنده رسید،گفتم:
اگر می خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد،ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می ورزد.
کسی که عشقش یک آپارتمان 2طبقه است،در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است،ارزشش بهه مان میزان است.اما کسی که عشقش خدای متعال است،ارزش وی به اندازه خداست.
علامه جعفری فرمودند:
من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان سخنان من را شنیدند،برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.هنگامی که تشویق آنها تمام شد،من دوباره بلند شدم و گفتم:عزیزان،این کلام علی (ع) بود.
چقدر جهان معاصر وبویژه نخبگان آن تشنه معارف علوی عستند وچقدر ما شیعیان دراین زمینه کم کار هستیم.  

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 


برچسب ها: امام علی، افکار، گفتار، رفتار، گول، عاشقی، بندگی،
[ سه شنبه 5 آبان 1394 ] [ 11:58 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آمار سایت

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


ایران رمان