تبلیغات
  مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...

مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...
شک وَ اندیشیدن به باورهای خود ، ما را به ایمان وُ یقین می-رساند.
قالب وبلاگ

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  صد وُ سی وُ هفت میلیون دلار برای هیچ  وُ پوچ ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

http://s8.picofile.com/file/8271450192/DAKALE_NAFTY_JOSTEJOO_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8271450526/DAKALE_NAFTY_E_QEYB_SHODEH_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8271450892/DAKALE_NAFTY_JOSTEJOO_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8271451276/DAKALE_NAFTY_FORUSHANDEH_W8SETEH_1.jpg

 

http://donya-e-eqtesad.com/SiteKhan/919748

 

http://s8.picofile.com/file/8271451734/DAKALE_NAFTY_FORUSHANDEH_W8SETEH_2.jpg

 

http://donya-e-eqtesad.com/SiteKhan/919748

 

 تاریخ خبر: 28/07/1395
 

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران :

   سخنگوی کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی با اشاره به حیف ومیل ۱۳۷ میلیون دلار از بیت‌المال در جریان خرید دو دکل نفتی، خواستار اقدام عاجل و قاطع قوه قضاییه و صدور احکام برای متخلفان شد.
 به گزارش جماران، بهرام پارسایی در گفت‌وگو با ایلنا، با انتقاد از عدم صدور احکام تخلف‌های صورت گرفته در پرونده دکل‌های نفتی اعلام کرد: یک شرکت واسطه‌ای بدون هماهنگی با مالک اصلی دکل نفتی به‌نام «فورچونا» با شرکت تاسیسات دریایی ایران وارد مذاکره شده و اقدام به عقد قرارداد فروش می‌کند
و این درحالی است که اساساً دکلی در کار نبوده است.
 پرداخت ۸۷ میلیون دلار در ازای دکلی که وجود خارجی نداشت
 او گفت: شرکت تاسیسات دریایی در دولت قبل پیش از این‌که مشخص شود شرکت واسطه‌ای «DEAN» مالک واقعی این دکل نفتی بوده یا خیر، جهت خریداری این دکل نفتی،
قراردادی به مبلغ ۸۷ میلیون دلار امضا می‌کند و این درحالی است که قیمت کارشناسی این دکل نفتی ۶۶ میلیون دلار بوده و درعمل مبلغ ۲۱ میلیون دلار بیشتر از قیمت واقعی پرداخت می‌شود. این در حالی است که
اساساً دکلی در کار نبوده و باتوجه به این‌که شرکت «DEAN» مالک این دکل نبوده، هرگز دکلی تحویل شرکت تاسیسات دریایی ایران نمی‌شود.
 سخنگوی کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: در جریان عقد قرارداد، برخلاف عرف رایج حسن انجام کار درنظر گرفته نمی‌شود و
مسئولان خرید شرکت تاسیسات دریایی حتی از سند مالکیت دکل را از فروشنده درخواست نمی‌کند که این مسائل به روشنی نشان می‌دهد این معامله درپی یک تبانی مالی انجام شده و ۸۷ میلیون دلار از بیت‌المال به‌راحتی به این شرکت داده می‌شود.
 او گفت: درصورتی که شرکت «DEAN» مالکیت دکل «فورچونا» را در اختیار داشت، باید علاوه بر درنظر گرفتن مبلغی به‌عنوان حسن انجام کار، بخشی از مبلغ خرید دکل پس از تحویل پرداخت می‌شد که
باتوجه به این‌که این مسائل رعایت نشده، می‌توان مدعی شد مسئولان وقت که در سال ۹۱ اقدام به عقد قرارداد خرید این دکل می‌کنند چندان از این موضوع بی‌اطلاع نبوده‌اند.
خرید «گلوبال‌پرل» پس از طوفان کاترینا
 نماینده اصلاح‌طلب مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی با بیان این‌که هم‌اکنون پرونده دکل «فورچونا» در کمیسیون اصل نود مجلس و همچنین قوه قضاییه درحال بررسی است،
به قرارداد خرید دکل نفتی دیگری نیز اشاره کرد و گفت: دکل نفتی «گلوبال پرل» که در جریان طوفان کاترینا دچار خسارت سنگین شده بود، در سال ۲۰۰۷ میلادی (حدود سال‌های ۸۶ تا ۸۷) به قیمت ۳۷ میلیون دلار خریداری و برای انجام تعمیرات به شارجه منتقل می‌شود اما به‌دلیل تحریم‌ها هیچ شرکتی حاضر به همکاری برای انجام تعمیرات نمی‌شود.
پرداخت ۷ میلیون دلار برای نگهداری از دکل بلااستفاده
 پارسایی ادامه داد:
این دکل نفتی تا حدود دو سال پیش بلاتکلیف باقی می‌ماند و مبلغ ۷ میلیون دلار نیز به‌منظور هزینه‌های نگهداری آن به شرکتی در شارجه پرداخت می‌شود و درنهایت این شرکت اعلام می‌کند که درصورت ادامه این روند منهدم خواهد شد.
 زیان ۵۰ میلیون دلاری دکل «گلوبال‌پرل»
 سخنگوی کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی همچنین گفت:
در نهایت بنابر کارشناسی‌هایی که اخیراً انجام شده، این دکل حدود ۴ تا ۵ میلیون دلار قیمت‌گذاری می‌شود و این در حالی است که از سال ۸۶ تا کنون حدود ۴۴ میلیون دلار به‌منظور خرید و نگهداری این دکل هزینه شده که ضرر و زیان حاصل از آن با احتساب تورم و قیمت دلار به‌مراتب بیش از ۵۰ میلیون دلار خواهد بود.
 او گفت:
مشکل اینجاست که چرا نسبت به این پرونده‌ها که تخلف در آن محرز بوده و متخلفان نیز شناسایی شده‌اند، اقدامی انجام نمی‌شود.
 پرداخت ۱۳۷ میلیون دلار از بیت‌المال برای دو دکل مفقوده
 نماینده اصلاح‌طلب مردم شیراز یادآور شد: درحالی در چند ماه گذشته انتقادهای فراوانی درخصوص فیش‌های حقوقی نامتعارف مطرح شده که کل مبلغ این دریافتی‌ها حدود ۲۰ میلیارد تومان است اما در خصوص تخلف‌های محرز در پرونده دکل‌های نفتی که تخلفی بالغ بر ۱۳۷ میلیون دلار انجام شده و همچنین دیگر پرونده‌های مشابه در دولت قبل هیچگونه اقدامی انجام نمی‌شود.
 او گفت:
درحالی که در پرونده حقوق‌های نامتعارف تمامی دستگاه‌های نظارتی بلافاصله وارد عمل شدند در پرونده دکل‌های نفتی اقدامی صورت نمی‌گیرد. این درحالی است که دولت در جریان حقوق‌های نامتعارف مبالغی را به برخی مدیران خود در ازای کاری که انجام دادند، پرداخت کرده و مهم‌تر این‌که این پرداخت‌ها بر اساس آیین‌نامه‌های قانونی صورت گرفته و درصورتی که بعضاً تخلفی باشد نیز قابل پیگیری است اما در پرونده دکل‌های نفتی مبالغ هنگفتی به چند فرد خاص پرداخت شده و در ازای این پول نیز هیچ کالایی دریافت نشده و این پرداخت‌ها از پشتوانه قانونی برخوردار نبوده است.
 تخلف‌های دولت قبل را به مردم خواهیم گفت
 نماینده مردم شیراز در مجلس دهم همچنین یادآور شد:
پرونده‌های دیگری از تخلف‌های دولت قبل که به‌مراتب بزرگتر از دکل‌های نفتی است، در کمیسیون اصل نود در حال پیگیری است و حداقل به اطلاع مردم می‌رسانیم و از قوه قضاییه نیز تقاضا داریم این مسائل را جدی بگیرد.
 برگزاری جلسه با دیوان محاسبات درباره تخلف ۱۲ هزار میلیاردی احمدی‌نژاد
 سخنگوی کمیسیون اصل نود مجلس با اشاره به یکی از این پرونده‌ها، اعلام کرد:
در رابطه با تخلف ۴۸ هزار میلیارد تومانی دولت دهم و تخلف ۱۲ هزار میلیارد تومانی شخص احمدی‌نژاد بنابر اعلام رییس دیوان محاسبات مجلس، قطعاً جلسه‌ای با رییس و دادستان دیوان محاسبات مجلس برگزار می‌کنیم و این موضوع را بنابر وظایف قانونی کمیسیون اصل نود پیگیری خواهیم کرد.
 عضو هیات رییسه فراکسیون امید در مجلس دهم همچنین به پیگیری پرونده بابک زنجانی در کمیسیون اصل نود مجلس اشاره کرد و در رابطه با پرونده دکل‌های نفتی گفت: درصورتی که حکم پرونده دکل‌های نفتی ازسوی قوه قضاییه سریعتر صادر نشود، برای برخی مردم شائبه اعمال فشارهای سیاسی ایجاد شود و مردم گمان کنند افرادی مانع از بررسی پرونده می‌شوند.
 او با اشاره به بازداشت چند نفر از متخلفان پرونده دکل‌های نفتی اعلام کرد: قطعاً این پرونده در قوه قضاییه در حال پیگیری است و درصورتی که مدارک کافی در اختیار این قوه قرار ندارد،
باید برای تکمیل پرونده از وزارت نفت درخواست کند که مستندات خود را در اختیار دستگاه قضایی قرار دهد و هرچه سریع‌تر این پرونده مورد رسیدگی قرار گیرد؛ چرا که باتوجه به وضعیت اقتصادی کشور، نیاز به بازگرداندن این مبالغ هنگفت به بیت‌المال بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.
 سوءمدیریت دولت احمدی‌نژاد زمینه‌ساز بروز مفاسد کلان مالی
 نماینده مردم شیراز در مجلس دهم گفت: آن‌چه با قطعیت می‌توان گفت این است که سوءمدیریت این جریان سیاسی منجر به بروز این مفاسد کلان مالی بوده است.
 پارسایی در پایان تصریح کرد:
در پرونده دکل‌های نفتی در دولت احمدی‌نژاد حدود ۱۳۷ میلیون دلار از بیت‌المال از کشور خارج شده و هیچ کالایی در ازای آن وارد نشده و صرفاً یک برگه کاغذ قرارداد وجود دارد و در این شرایط تخلف محرز است و عدم رسیدگی به چنین پرونده‌ای، این شائبه را ایجاد می‌کند که متخلفان با اعمال فشار مانع از صدور حکم شده‌اند.
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ جمعه 30 مهر 1395 ] [ 10:10 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

حجت‌الاسلام دکتر داود فیرحی:  اگر دولت به استبداد برسد...

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران
دومین نشست از سلسله‌ نشست‌های «عاشورا؛ نگاهی دیگر» شب گذشته همزمان با شب سوم محرم، با سخنرانی
حجت‌الاسلام دکتر داود فیرحی از اساتید علوم سیاسی دانشگاه در مسجد امیرالمؤمنین تهران برگزار شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در این نشست که با عنوان «
عاشورا و فرهنگ مقاومت» و به همت بنیاد اندیشه و احسان توحید و با همکاری انجمن اندیشه و قلم برگزار شد، حجت‌الاسلام فیرحی با بیان اینکه «بحث مقاومت و اخلاق مقاومتی از یونان آغاز شده و از اساسی‌ترین بحث‌های سیاست و حقوق است»، گفت: اگر از زاویه مقاومت به عاشورا بنگریم، نکات بدیع و جدیدی پیش روی ما قرار می‌گیرد. از منظر تاریخی، داستان عاشورا در درون یک دولت بزرگ رخ داده است؛ جامعه مسلمین یک خلافت بزرگ را ایجاد کرد و این خلافت تحولات عمده‌ای به خود دید که یکی از نتایج آن واقعه عاشورا بود.
 «
مشروعیت یا عدم مشروعیت دولت‌ها ابدی نیست»، افزود: در هر جامعه‌ای که دولت و شهروند وجود دارد یا دولت‌ها مشروع‌اند یا نامشروع. در پاره‌ای از موارد دولت‌های مشروع بعد از مدتی دچار تغییراتی می‌شوند که مشروعیت آنها از بین می‌رود و این اتفاقی است که در اکثر جوامع و تمدن‌ها رخ داده است.
 با مروری بر خلافت اسلامی از زمان پیامبر تا سال 60 هجری و دوران خلافت یزید می‌توان دریافت که حکومت اسلامی در این مقطع در سراشیبی مشروعیت قرار گرفته و از دست سیاستمدارانی توانا و حاکمی معصوم، به دست جوانی شراب‌خواره افتاده و این به معنای از بین رفتن مشروعیت حکومت اسلامی است.
 حمایت شهروندان از دولت به پایان می‌رسد؟ و آیا اطاعت و تمکین از دولت‌ها نامحدود و بی‌پایان است یا بالاخره در نقطه‌ای به پایان می‌رسد؟»، گفت: با پایان پذیرفتن مشروعیت حکومت است که ایده‌ای به نام حق مقاومت سر برمی‌آورد؛ ایده‌ای بسیار مهم که شهروندان به خود حق اعتراض می‌دهند.
 یکی از پاسخ‌ ها از منظر کانت مطرح می‌شود: «هم آنان که استبداد به خرج می‌دهند و هم شهروندانی که خشونت می‌ورزند، هر دو دشمن نظم متعهدانه‌اند». یعنی
دولت متعادل، دولتی است که در حد وسط این دو قرار دارد و در آن، نه دولت ظلم می‌کند و نه شهروندان رفتار بی‌نظمی دارند.
وی با بیان اینکه «حد وسط، می‌تواند مرز و نقطه مقاومت را مشخص کند»، ادامه داد: در عالم منطق و اندیشه، تعادل ریاضی وجود ندارد و تعادل عرفی است؛ یعنی اگر ما بین یک تا 10 برای جامعه عدد قرار دهیم، اگر قدرت دولت از از هشت تا 10 افزایش یابد، استبداد است و اگر قدرت دولت یک، دو یا سه باشد، بی‌نظمی و آنارشی است. نقطه تعادل از سه تا هفت است و چندین درجه و مرتبه دارد؛ این به آن معناست که حکومت می‌تواند از نقطه استبداد به سمت تعادل حرکت کند یا بالعکس.
 «وضعیت نسبی تعادل تا پیش از واقعه عاشورا در خلافت اسلامی دیده می‌شود»، اضافه کرد:
شیب استبداد بلافاصله پس از مرگ پیامبر(ص) آغاز می‌شود و به این ترتیب با گسترش استبداد، حق شرعی تبعیت شهروندان از حاکمیت را می‌گیرد و در مقابل، حق مقاومت را به آن‌ها می‌دهد.
 اگر دولت به مرحله‌ای از استبداد برسد، همه شهروندان حق مقاومت می‌یابند. برخی از افراد جامعه قلب و روح حساسی نسبت به وضعیت استبدادی و انحرافات دارند و نسبت به دیگران زودتر دست به مقاومت می‌زنند و این‌ها پیشتاز و رهبر می‌شوند، در مقابل افرادی هستند که منتظر می‌مانند تا ابتدا دیگران سخن بگویند و آن‌ها به تعبیر امروزی‌ لایک و تأیید کنند. گروه نخست را در ادبیات اسلامی «احرار» یا آزادگان می‌گویند که به نقد وضع موجود می‌پردازند و امام حسین(ع) یکی از این افراد است.
 وی با اشاره به دو واژه «ظلم و ضیم» گفت: این دو کلمه در ادبیات اسلامی، کم و بیش به یک معناست با این تفاوت که یکی شدیدتر از دیگری است.
ظلم به معنای آن است که حاکمی از حد خود عبور و به حقوق شهروندی تجاوز کند و ضیم به معنای تعرضی است که روح را آزار می‌دهد و تحقیرکننده است. هر کسی که روح آزاده‌تری دارد، ظلم برای او ضیم است؛ این آزاردهندگی نوعی ذلت را بر جامعه تحمیل می‌کند.
 البته این ظلم برای افرای که حساسیت کمتری دارند، ضیم نیست. اما برای نخبگان ضیم است چراکه تحقیر را نمی‌پذیرند و از آن‌ها به عنوان «اباه الضیم» (یعنى کسانى که هرگز زیر بار ظلم و ذلت و خوارى نرفته اند) یاد می‌شود، و این در ادبیات اباعبدالله وجود دارد.
 ابن ابی‌الحدید در کتاب شرح نهج‌البلاغه خود می‌گوید در تاریخ عرب، افرادی اباه الضیم بودند اما اباعبدالله، سرور آن‌هاست؛ ایشان غیرت را به جهانیان آموخت و پستی را نپذیرفت و دیگران را به رد آن دعوت کرد.
 
«در مواقع ظلم دولت‌ها، آنان که روح بلند دارند، پیشتاز نقد و اعلام فساد می‌شوند». در اینجا به روایتی از امام صادق(ع) اشاره می‌کنم که یکی از شاهکارهای روایت درباره «کارکرد امامت» است: خداوند بین مردمان مخلوقاتی دارد که اختصاص به او دارند، و آن‌ها را از نور خاص خود آفریده است؛ آن‌ها چشم خداوندند و ناظر و نگهدار مردم‌اند. آن‌ها گوش شنوای مردم و زبان خداوند در بین مردم‌اند و زمانی که جامعه دچار خفقان شد، آن‌ها دهان باز می‌کنند و سخن می‌گویند تا جامعه بداند صدایی هم وجود دارد. در واقع آن‌ها چشم و گوش خداوندند تا صدای مردم را بشنوند و در نهایت اینان امین‌‌های خداوند نسبت به آن چیزهایی هستند که خداوند از آسمان بر بندگانش نازل کرده، همچون شریعت و عدالت.
 خداوند بدی‌های جامعه را به واسطه این افراد از بین می‌برد و سایه حقارت و ذلت را از سر جامعه کوتاه می‌کند و در پی آن رحمت به جامعه بازخواهد گشت و این جامعه مرده زنده خواهد شد.
 نکته جالب اینجاست که حضرت می‌گویند: خداوند به وسیله این بزرگان، امت را می‌سنجد که آیا صدایش پژواک و پاسخی دارد؟ به این ترتیب خداوند جامعه را می‌سنجد و اگر پاسخی نگیرد، جامعه دچار قضا و قدر خواهد شد. به عبارتی در چنین جامعه‌ای، «تدبیر» کارایی خود را از دست می‌دهد و در معرض آشوب و فساد قرار می‌گیرد.
 این سخن را محمد بن مسلم از امام صادق نقل کرده است و در ادامه از امام می‌پرسد این افراد چه کسانی هستند؟ و امام می‌گویند آنان ائمه‌اند.
 «مسأله مقاومت، مسأله همه است اما برای این افراد حیاتی‌تر و واجب‌تر است»،    امام حسین اعتراض کرده‌اند؛ گروهی از ایشان حمایت کردند و گروهی نه تنها حمایت نکردند بلکه قیام ایشان را ابزاری برای نان و نمک خود قرار دادند. زمانی‌که جامعه دوقطبی شود، عده‌ای در مقابل حاکم موضع می‌گیرند تا از حاکم امتیاز بگیرند و این در خصلت انسان‌هاست. بعضی از افراد، زمانی که حضرت به یزید اعتراض کرده بودند رفتار دوگانه داشتند؛ در عین حال هم مخالف بودند و هم سعی بر نصیحت و آرام کردن امام داشتند.
 گاهی با مرور قیام، آدمی به این نتیجه می‌رسد که شکست قیام امام حسین(ع) نعمت بزرگی بود؛ چراکه اسطوره‌سازی کرد. اگر ایشان موفق می‌شد در کوفه قدرت را به دست بگیرد، با توجه به سرنوشت خلافت حضرت علی(ع) در کوفه، احتمالا آن اتفاق تکرار می‌شد؛ اما با وقوع عاشورا اسطوره‌ای در تاریخ ایجاد شد و اباعبدالله به نماد و زبان اصلاح در هر جامعه و هر زمانی تبدیل شد.
فیرحی با اشاره به واکنش امام حسین(ع) به کسانی که ایشان را به صلح دعوت می‌کردند، افزود: امام فرمودند آگاه باشید که این حاکم فاسد من را بین دو چیز مخیر کرده؛ شمشیر و ذلت؛ و من نمی‌توانم خواری را بپذیرم.
 در آن روایت اشاره کردیم احرار زبان و گوش خداوندند و اگر ذلت را بپذیرند دین به سمت خواری پیش خواهد رفت و از این جهت
امام نمی‌تواند چنین کند، چراکه مردم دین را به مظاهر آن می‌شناسند. این در ادبیات امام حسین(ع) هم دیده می‌شود که حتی اگر خواست و میل باری تعالی را کنار بگذاریم، خواست و نظر آزادمردان چه می‌شود؟! آنها هم از من چنین رفتاری را نمی‌پذیرند. آیا این ملت تحقیر نمی‌شوند اگر رهبران‌شان چنین کنند؟
 حضرت وضعیت را وجدانی می‌کند و می‌گوید آنان که وجدان اجتماعی دارند نیز چنین رفتاری را از من نمی‌پذیرند. امام حسین در این بخش‌ها به گونه‌ای سخن می‌گوید که گویی در محکمه تاریخ و شجاعت ایستاده است.
 «چگونه است که در تاریخ از شجاعت اسکندر و گاندی یاد می‌شود؟ ما نیز باید به گونه‌ای عمل کنیم که از شجاعت حسین‌(ع) یاد شود».
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ سه شنبه 27 مهر 1395 ] [ 07:48 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 هر نمازی، نـمـــاز نیست! ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

http://s8.picofile.com/file/8271221942/NAM8ZE_RY8K8R_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8271222468/NAM8ZE_RY8K8R_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8271223100/NAM8ZE_RY8K8R_2.jpg

 

 

 وبلاگ دکتر گلزاری، محمود : انتخاب آدمی، نشانه اختیار و نمایانگر شخصیت اوست.  عقل و دین - دو حجت و راهنمای درونی و بیرونی خداوند- ما را ترغیــــــــــب می کنند که همه انتخاب های خود را با دقت انجام دهیم.
( راهی دیگر نمانده: دخترم بعد از دو سال زندگی با مردی خودخواه، بدبین، بیکار و بدون امکانات مادی، برای طلاق روز شماری می کند.
باورتان می شود مردی مرتب دنبال پیدا کردن خطاها و عیب-های داشته و نداشته زنش باشد، تا بتواند بر او مسلط شود و از خانواده اش سوءاستفاده کند؟
گفتم: خیلی متاسفم اما می دانید که جدایی از همسر، برای دختری جوان هر چند از محبت و حمایت پدر و مادری خوب و سالم برخوردار باشد ناراحتی ها و مشکلات زیادی را در پی می آورد؟
آهی کشید و گفت: درست است به هر صورت طلاق، ویران شدن خانمانی است که با عشق و امید بنا شده است. اما می دانید که زندگی آَشفته، همه افراد خانواده به ویژه کودکان را دچار آسیب های متعدد و جبران ناپذیری می سازد، باز هم خدا را شکر که دختر من فرزندی ندارد.
پرسیدم:
چرا پیش از ازدواج حساس نبودید و دقت نکردید که به قول روایات دینی دختر بزرگوارتان را به همراهی و همسری چه کسی بر می گزینید؟
سرش را پایین انداخت و بعد از مدتی بریده بریده جواب داد:
می ترسم بگویم. من از همین آموزه های مذهبی ضربه خوردم. آموزه هایی که به صراحت می گویند: «اگر کسی به خواستگاری آمد و مطمئن شدید اهل نماز و روزه است، هر چند تنگدست و فقیر باشد دخترتان را به او بدهید و گرنه باعث فتنه و فساد می شود.» من هم از دوستان، معلمان و روحانی مسجد محلشان پرس و جو کردم و همه شهادت دادند که او نماز می خواند، روزه می گیرد و هر وقت فرصت کند شب های چهارشنبه یا جمعه جمکران می رود. خوشحال شدم و دخترم را به او دادم و از نظر مسکن، پیدا کردن شغل، وسیله رفت و آمد، از هیچ حمایتی دریغ نکردم. اما دیری نگذشت که فهمیدم او نمازخوانی است ناسپاس، عصبی و بددهن، که با طمعِ گرفتن امکانات بیشتر، عیب جویی می کند و دام می گستراند. فکر نمی کنید روایاتی که پای بندی به نماز و روزه را مهمترین ملاک در انتخاب همسر می دانند جعلی و ضعیف باشند؟
با لبخند و لحنی آرام گفتم:
پیامبر بزرگوار ما فرموده است: «نادانی، زودتر از آگاهی ناقص؛ انسان را به نجات و رستگاری می رساند.»
مبادا به خاطر نداشتن علم کافی، بیش از مردم کم سواد دچار گرفتاری و مشکل شوید و گناه آن را به گردن آموزه های دینی بگذارید.
سرش را تکان داد و گفت: از ما که گذشت اما دوست دارم در این موضوع اطلاعات بیشتری به دست آورم. )
×××××××××××××
 مهمترین ملاک همسرگزینی
 انتخاب آدمی، نشانه اختیار و نمایانگر شخصیت اوست. ظاهربینان، شتابزده و تکانشی فریفته جلوه های آنی و ناپایدار می شوند و ژرف نگران، اصالت و دوام پدیده ها را در نظر می گیرند. از این رو عقل و دین - دو حجت و راهنمای درونی و بیرونی خداوند- ما را ترغیــــــــــب می کنند که همه انتخاب های خود را با دقت انجام دهیم. روشن است چیزی را که می خواهیم برگزینیم، هر چه پیچیـده تـــر و در سرنوشت ما مؤثرتر باشد، گزینــش آن نیاز به بررسی و شکیبایی بیشــتری دارد. اگر انتخاب خانه و مسکن، مهم تر از تهیه اتومبیل و رایانه است؛ برگزیدن دوست و شریک، و به ویژه همسر - که همراه و همسفر عمر و زندگی ماست- نیاز بیشتری به گردآوردی اطلاعات، اندیشیدن، تدبیر، بهره گیری از ابزارهای دقیق و معتبر و مشورت کردن با افراد آگاه و خیرخواه دارد.
مولوی تشخیص افراد انسانی را امری بسیار دشوار و دیریاب می داند:
 مرد را صدسال عم و خال او / یک سرمویی نبیند حال او
 گر به ظاهر، آن پری پنهان بود / آدمی پنهان تر از پریان بود

و
سعدی هشدار می دهد:
توان شناخت به یک روز در شمایل مرد که تا کجاش رسیده است پایگاه علوم
ولی زباطنش ایمن مباش و غّرِه مشو که خُبث نفس، نگردد به سالها معلوم!
و حافظ قاطع تر از این دو، پی بردن به حقیقت پررمز و راز آدمی را ناممکن می شمارد:
وجود ما معمایی است حافظ که تحقیقش فسونست و فسانه
 از این رو، آموزه های دینی، اطمینان داشتن اعتماد کردن به دیگری را - پیش از جمع آوری اطلاعات و ارزیابی دقیق آنها - نشانه ضعف شخصیت و ناتوانی در جســــــت و جوی منابع تحقیق و در نتیجه متحمــــل شــــــدن زیان های جبران ناپذیـــــــر می دانند (اصول کافی ج 2 ص 607/ بحار ج 103 ص 86)
از نظر اسلام پایبندی به دین، یکی از اساسی ترین معیارهای گزینش همسر است. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: هر گاه کسی به خواستگاری نزد شما آمد و دینداری و امانتداری او را پسندیدید، به او زن دهید، که اگر چنین نکنید، در روی زمین تبهکاری و فساد بسیار پدیدخواهد آمد (میزان الحکمه 783) و از امام رضا(ع) روایت شده است: اگر مردی به خواستگاری آمد و دین و اخلاق او را پسندیدی، به او زن بده. مبادا فقر و ناداری اش، مانع تو از این کار شود. چه خدای بزرگ فرموده است: «اگر تهیدست باشند، خداوند از فضل و کرم خود آنان را توانگر می کند. «نور: 32»(میزان الحکمه 7839). در بحارالانوار ج 103، وسایل الشیعه ج 14 و مکارم الاخلاق ج 1، چند حدیث دیگر با همین مضمون نقل شده است.
دین چیست؟ دیندار کیست؟
علامه طباطبایی، در تفسیر گران سنگ «المیزان»
بارها به تعریف دین و نشانه های دینداران اشاره کرده است.
 دین عبارتست از فروتنی و بندگی در برابر حق، کمک کردن به نیازمندان در راه خدا، فرو نرفتن در سرگرمی های غافل کننده دنیا و باورداشتن روز جزا (ج 1 ص 224)
حقیقت دین، چیزی جز بندگی خداوند، در کلیه امور مربوط به دنیا و آخرت، و تسلیم در برابــــر موجبات خشنودی او نیست (ج 1 ص 416)
دین، مجموعه ای است از عقاید مربوط به مبدا و معاد و یک سلسله قوانین اجتماعی از قبیل عبادات و معاملات که از سرچشمه وحی و نبوت گرفته شده و متکی به مدارک عقلی و علمی قطعی است.(ج 1 ص 604)
دین، روش مخصوصی است در زندگی، که صلاح دنیا را - به طوری که موافق کمال اخروی و حیات دائمی حقیقی باشد - تأمین می نماید(ج 2 ص 182)
آیت الله جوادی آملی، در کتاب «شریعت در آیینه معرفت» دین را مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی می داند که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسان ها به کار می آید (ص 93) کوتاه سخن آنکه دین دارای سه بخش اصلی است:
1- باورها 2- اخلاقیات 3-احکام و مناسک

مهمترین باورها: اعتقاد به وجود خداوند یگانه، پیامبران و اولیای الهی، روز رستاخیز و رسیدگی به اعمال بندگان در آن روز است. اخلاقیات، در دو گروه مثبت و منفی یا فضیلت ها و رذیلت ها جای می گیرند. فهرست و توضیحی از صفات پسندیده و ناپسندیده اخلاقی را می توان در بخش های ایمان و کفر جوامع روایی، حدیث مفصل سپاهیان عقل و جهل، دعای مکارم اخلاق امام سجاد(ع) خطبه پارسایان علی(ع)، صفات شیعه صدوق و کتاب های اخلاق اسلامی مانند معراج السعاده مطالعه کرد.
احکام و مناسک در دو گروه واجبات و محرمــات جای می گیرند. واجبات اصلی، نماز و روزه و حرام های شایع، برقراری رابطه نامشروع جنسی و شــــراب خواری هستند.
در برداشتی روانشناختی، باورها، اخلاقیات، بعـد هیجانی و عاطفی و احکام، بخش رفتاری وجود آدمی هستند.
 پرسش اصلی این است که کدامیک از این سه بُعد نشانه راستین دینداری است؟
پاسخ این است: ویژگی هایی که هم وجودشان درون مایه هایی از اراده و آگاهی دارند و هم به عنوان صفت پویایی از شخصیت. در هر موقعیت، صفات همخوان و همسوی خود را بیدار می سازند و فعال می کنند، بیش از خصوصیات ایستا، غیرفعال و بی تأثیر معرف دینداری هستند. برای نمونـــه راستگویی و نماز خواندن، از این نظر با هم تفاوت های زیادی دارند: نماز خواندن عملی است بدنی و ظاهری و می تواند مانند رفتارهایی از این گونه به صورت عادت درآید. یعنی در صورت تکرار، از معرفت و نیت یعنی آگاهی هر لحظه بیدار و جهت دار، خالی شود و همچون عملی خشک و بازتابی (مانند تیک ها). جدا از دیگر ابعاد شناختی و عاطفی خود را نشان دهد.
 پیامبر(ص):
برای تشخیص دینداری مردم به زیاد نماز خواندن و روزه گرفتن آنها و نیز فراوان حج گزاردن، بخشش کردن و زمزمه های شبانه شان دقت نکنید، بلکه به راستگویی و امانت داری آنها بنگرید (دانشنامه قرآن حدیث ج 7 ص 366)
 ملّاصالح مازندرانی در شــرح کافی می نویسد: اگر در روایت امام صادق علیهاالسلام رکوع و سجده طولانی ذکر شده است، یا به این دلیل است که این دو عمل دینی بدنی، به عنوان نمونه دیگر عبادت های رفتاری و بدنی آمده اند، تا معلوم شود همه اعمال بدنی عادت می شوند و نباید تنها به آنها توجه کرد و یا اینکه
چون برای رکوع هــا و سجده های زیاد و طولانی امتیازهای زیـــــــــــادی برشمرده اند، به خاطر بسپاریم در جایـــی که اگر چنین اعمال پرفضیلتی عادت شوند، از ارزش و خاصیت می افتند، دیگر اعمال ظاهری بدنی که رتبه های پایین تری دارند، نمی توانند ملاک دینداری قرار گیرند 8 ص 299)
 غیر از انجام واجباتی مانند نماز و روزه که در بیشتر افراد به صورت عادت و تهی از محتوای زنده شان در می آیند، با ژرف نگری در متن چهار گروه روایات زیر به صفات اصلی دینداران، و در نتیجه معیارهای انتخاب همسر (و هر انتخاب مهم دیگر) پی می بریم:
الف- احادیثی که می گویند تنها به نماز و روزه و طول رکوع و سجود افراد توجه نکنید و صفات خاصی را برجسته می سازند.
ب- روایاتی که بر دقت در گزینش افراد برای کارهای مؤثر مانند ازدواج و مسئولیت های حکومتی تأکید می ورزند.
ج- سخنانی که در آنها از صفاتی به عنوان مکارم اخلاق یا قله های بلند توانمندی های منش یاد شده است.
د- فرازهایی از گفته های پیامبر(ص) و امامان معصوم (ع) که بعضی خوی های پسندیده را با به عنوان رأس، اصل، نصف، دو سوم، تمام و کل دین، اسلام و ایمان نام برده اند.

پژوهش در محتوای این چهار گروه روایات مجال بیشتر و مقال های مستقل را می طلبد.
اما به ضرورت بحث، یادآور می شویم که
با بررسی اجمالی کتاب خدا و آموزه های پیشوایان بزرگوار اسلام می توان از پنج صفت راستگویی، امانـتداری، خوشخویـی، سپاسگزاری و حیا، به عنوان فضیلت هـــای اساسـی انسانی و معیارهــــای اصلی دینداری نام برد.
 نمازهای بی ارزش
 نماز و روزه و انواع زیارت ها، اگر همراه با حیا و پاکدامنی، خوش اخلاقی، راستگویی، سپاسگزاری از خدا و مردم و امانتداری (رازداری، ردکردن امانت های مادی، خیانت نکردن به همکار و همسر و...) نباشند نه تنها فایده ای ندارند بلکه به عنوان نشانه های نفاق، سوء استفاده از دین و مسخره کردن احکام خداوند، باعث نفرت و طرد مردم در دنیا و خشم و کیفر خداوند را در آخرت خواهد شد.
به پیامبر(ص) گفتند: فلان زن روزها روزه می گیرد و شبها برای نماز به پا می خیزد اما بداخلاق است و با سخنان تند و تلخ خود همسایه ها را می آزارد. فرمود:
هیچ خیری در او نیست، سرانجامش آتش دوزخ است! (بحار ج71 ص 394)
 خداوند به داوود(ع) وحی فرمود:
چه بسا رکعت های طولانی که نمازگزار خوانده و در آنها از ترس و خشیت خداوند گریسته است، اما در نظر من به اندازه پوست درون هسته ای ارزش ندارد! زیرا به دل او نگریسته و دیدم اگر نمازش را تمام کند و زنی در برابرش ظاهر شود و خود را بر او عرضه کند می پذیرد، و اگر مؤمنی با او معاملتی کند به او خیانت می ورزد. (میزان الحکمه 10623)
 همچنین
خداوند به داوود(ع) وحی فرمود:
گاه بنده نماز می خواند و من آن را به صورت او می زنم و نمی گذارم صدایش به من برسد. ای داوود آیا می دانی او چه کسی است؟ او کسی است که با چشمی ناپاک، به ناموس مؤمنان می نگرد، کسی است که باخودش می گوید اگر قدرتی پیدا کند همه را به تیغ ستم گردن خواهد زد (میزان الحکمه 10657)
 مردی از روبه روی پیامبر خدا(ص) نزد آن حضرت آمد و پرسید:
ای رسول خدا دین چیست؟ فرمود: خوش خویی. سپس از طرف راست پیامبر آمد و پرسید: دین چیست؟ فرمود: خوش خویی. آنگاه از طرف چپ آن حضرت آمد و پرسید: دین چیست؟ فرمود: خوش خویی. سپس از پشت سر ایشان آمد و پرسید: دین چیست؟ حضرت به طرف او برگشت و فرمود: مگر متوجه نیستی، دین یعنی اینکه خشم نگیری (میزان الحکمه 5030)
 نتیجه آنکه برای ارزیابی دینداری، که یکی از اساسی ترین معیارهای همسرگزینی از نظر اسلام است، باید از طریق تحقیق از دوستان، آشنایان، همکاران، همسایه ها، استادان موارد زیر را بررسی کنیم:
( داشتن باورهای درست و روشن دینی، درباره خداوند، روز قیامت، انبیاء و اولیای الهی؛
انجام واجبات شرعی: نماز و روزه و درصورت داشتن توان مالی، خمس و زکات و...؛
دوری از کارهای حرام ماننــد: اعمال نامشروع جنسی، شرابخواری، تجاوز به حقوق دیگران و...؛
اطمینـان یافتن از خوش اخلاقی، که شامل خوش رویی، کلام پاک و مؤدبانه و دوری از تندی و خشونت می شود؛
راســــتگویی و صداقت و معروف نبـــــــودن به دروغ گویی و پنهان کاری؛
امانتدار بـــــودن، رازداری، ردکردن امانت های مادی مردم به آنها، خیانت نکردن به همسر، دوستان و همکاران در مسائل مالــی، انسانی و کاری،
باحیا بودن یعنی اهل فحش و دشــــنام نبودن، پرهیز از نگاه به نامحرم، نگاه به فیلم ها و تصویرهای زشت و کثیف، پاکدامنی و دوری از انحرافات جنسی ناراحت شدن از ارتکاب خطا و به زبان نیاوردن گناهان خود؛
سپاسـگزار و قدرشناس بودن نسبت به پدر، مادر معلمان و کمک کنندگان به خویش. )
 خیال حوصله بحر می پزد هیهات
چه هاست در سر این قطره محال اندیش
(حافظ)

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ دوشنبه 26 مهر 1395 ] [ 08:04 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  اینا همش از باکلاسی-شونه ... 

 

http://s9.picofile.com/file/8270978376/HAMS8YEH_D8RY_D3RUZ_EMRUZ_1.JPG

 

http://s8.picofile.com/file/8270979018/HAMS8YEH_D8RY_D3RUZ_EMRUZ_2.JPG

 

http://s8.picofile.com/file/8270979218/HAMS8YEH_D8RY_D3RUZ_EMRUZ_3.JPG

 

 رسول اکرم راجع به حقوق همسایگان نسبت به یکدیگر آنقدر توصیه می-فرمودند که برخی از مردم آن دوره گمان میکردند «روزی خواهد رسید که حضرتش بفرمایند "همسایه از همسایه دیگر، ارث می-بَرد"». حدیث ذیل یکی از احادیث متعددی-ست که آن حضرت مردم را به رعایت آن سفارش فرموده-اند :

 حق همسایه آن است که اگر بیماری به وی روی آورد، عیادتش نمایی و اگر مرگش فرا رسید، در تشییع جنازه او شرکت کنی و اگر از تو قرض خواست، از پرداخت آن امتناع نکنی و اگر شادمانی در زندگی اش رخ داد، بر او تبریک گویی و در مصائب و ناگواری ها و در ناراحتی های او شریک باشی و بنای خویش را از کلبه وی فراتر نبرده و او را از نسیم هوا محروم نکنی.

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ شنبه 24 مهر 1395 ] [ 08:32 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  تا زنده‌ایم از یکدگر بیگانه‌ایم ...
 

 

http://s8.picofile.com/file/8270799468/MOHAB_BAT_TAA_ZENDEHEEM_2.JPG

 

http://s8.picofile.com/file/8270800268/MOHAB_BAT_TAA_ZENDEHEEM_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8270800692/MOHAB_BAT_TAA_ZENDEHEEM_5.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8270801292/MOHAB_BAT_TAA_ZENDEHEEM_6.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8270801542/MOHAB_BAT_TAA_ZENDEHEEM_1.png

 

http://s8.picofile.com/file/8270801792/MOHAB_BAT_TAA_ZENDEHEEM_7.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8270802226/MOHAB_BAT_TAA_ZENDEHEEM_4.jpg

 

 

 بی‌خبر از همدگر آسوده خوابیدن چه سود / بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود
 زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید / ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود
 گر نرفتی سوی او تو در زمان بودنش / خانه صاحب‌عزا تا صبح خوابیدن چه سود
 زنده را زنده است اکنون قدرش را بدان / ورنه بر روی مزارش کوزه گل چیدن چه سود
 زنده را در زندگی باید به درد او رسید / ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود
 با محبت دست پیران را عزیز من ببوس / ورنه بر روی مزارش تاج گل چیدن چه سود
 یک شبی با زنده‌ها غمخوار باش / ورنه بر روی مزارش زار نالیدن چه سود
 تا زمانی زنده‌ایم از هم، همه بیگانه‌ایم / در عزاها روی همدیگر ببوسیدن چه سود

 گر توانی زنده‌ای را یک دمی تو شاد کن / در عزا عطر و گلاب ناب پاشیدن چه سود
 از برای سالمندان یک گل خوشبو ببر / تاج گل‌ها در کنار همدیگر چیدن چه سود
 گر نپرسی حال او تا زنده است / گریه و زاری و نالیدن برای او چه سود
 سال‌ها عید آمد و رفت و نکردی یاد من / جای خالی مرا در خانه‌ام دیدن چه سود

 گر نکـردی یاد من تــا زنـده‌ام / سنگ مرمر روی قبر من تو را چیدن چه سود
 گر نپرسی حال و احوال همه فامیل خود / بعد مرگش اشک باریدن و کاهیدن چه سود
 بهر دور افکندن کینه، تو حرکت کن کنون / فصل صلح و جشن و آیین است، جنگیدن چه سود

 حق همدیگر به جا آریم و با هم به شویم / نرم و نیکو گفتگو سازیم، غریدن چه سود
 وقت بگذاریم بـهر کودک و فرزند خویش / گر نهال الوار شد، بیهوده پیچیدن چه سود
 دست و دامان پدر مادر ببوییم همچو گل / گر کُنی پژمرده گل‌ها را، بوییدن چه سود
 اختیار مال و اموالت کنون در دست توست / بعد مُردن آب در هاون کوبیدن چه سود
 برگ سبزی را کنون خود تحـفه درویش کن / لیک از فرزند و وارث چشم پاییدن، چه سود

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ جمعه 23 مهر 1395 ] [ 03:01 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 شکار باز لاهوتی مگس نیست ... 

 

http://s9.picofile.com/file/8270704992/CHAMR8NE_AASHEQ_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8270706434/CHAMR8NE_AASHEQ_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8270706826/CHAMR8NE_AASHEQ_4.jpg

 

 

مرا جز تو بعالم هیچکس نیست
ولی جانا به وصلت دسترس نیست
منم آن طایر قدسی که بی تو
مرا فردوس اعلا چون قفس نیست
دلم را صید ناسوتی نشاید
شکار باز لاهوتی مگس نیست
من وُ آهی وُ کنجی در فراقت
که بی تو غیر آهم همنفس نیست
حسین خسته را کشتن چه حاجت
نگارا داغ هجران تو بس نیست
 

 «حسین بن منصور حلاج»

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ پنجشنبه 22 مهر 1395 ] [ 07:28 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  حضور با بصیرت در صحنه-ها ... 

 

http://s8.picofile.com/file/8270640076/SHAR3ATY_EL_LATE_TARKE_HAJ_SAFAR_BE_KARBAL8YE_HOSAIN_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8270642784/SHAR3ATY_HOSAINY_ZEYNABY_YAZ3DY_1.png

 

http://s9.picofile.com/file/8270643368/SHAR3ATY_H8JYE_B3TAF8WOT_BE_SETAM_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8270643792/SHAR3ATY_ADAME_HOZUR_DAR_SAHNEH_1.jpg

 

 

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ پنجشنبه 22 مهر 1395 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  کربلا یعنی ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

http://s9.picofile.com/file/8270556750/KARBALAA_YA_ANEE_14.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8270557618/KARBALAA_YA_ANEE_9.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8270558550/KARBALAA_YA_ANEE_13.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8270558692/KARBALAA_YA_ANEE_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8270558926/KARBALAA_YA_ANEE_7.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8270559218/KARBALAA_YA_ANEE_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8270559342/KARBALAA_YA_ANEE_6.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8270559618/KARBALAA_YA_ANEE_1.JPG

 

http://s8.picofile.com/file/8270559734/KARBALAA_YA_ANEE_10.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8270559850/KARBALAA_YA_ANEE_11.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8270560042/KARBALAA_YA_ANEE_12.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8270560392/KARBALAA_YA_ANEE_2.jpg

 

 

 کربلا یعنی سلام یک نماز ... کربلا آغاز راهی بس دراز
 کربلا یعنی نرفتن زیر بار ... کربلا یعنی دویدن روی خار
 کربلا یعنی زدل یا هو زدن ... بر سر نعش جوان زانو زدن
 کربلا یعنی شرف یعنی نبرد ... کربلا یک میر و هفتاد و دو مرد
کربلا یعنی گذشت از هر چه هست ... آب را از خویش راندن با دو دست
 کربلا یعنی کرامت داشتن ... رفتن و با خون خود گل کاشتن
 کربلا یعنی شرافت آبرو ... کربلا میخانه ای با صد سبو
 کربلا یعنی تولی داشتن ... مهر حیدر، عشق زهرا داشتن
 کربلا یعنی تبرای شدید ... از پلیدیهای دوران و یزید
 کربلا یعنی اطاعت از امام ... گه به حکم او نشستن، گه قیام
 کربلا یعنی که یار رهبری ... از حسین عصر خود فرمانبری
 کربلا یعنی تحول در وجود ... جامه ی زهد و حیا در تار و پود
 کربلا یعنی به حق واصل شدن ... یار حق، دشمن باطل شدن
 کربلا یعنی بیا جانانه شو ... گرد شمع عشق حق، پروانه شو
 کربلا یعنی کتاب عشق حق ... از الف تا یای او سرمشق حق
 کربلا یعنی که اُنسی با نماز ... روی بر درگاه رب بی نیاز
 کربلا یعنی که خون، آب وضو ... با خدا بیواسطه در گفتگو
 کربلا یعنی همیشه مکتبی ... تو حسینی، خواهر تو زینبی
 کربلا یعنی سراپا جان شدن ... در منای عاشقی قربان شدن
 کربلا یعنی سروجان باختن ... پل به معراج شرافت ساختن
 کربلا یعنی که عاشورای خون ... موسم انا الیه راجعون
 کربلا یعنی گُل احمر شدن ... روی دست باغبان پرپر شدن
 کربلا یعنی هم آغوش اجل ... تلخی مرگش نکوتر از عسل
 کربلا یعنی بهار تشنگی ... شعله بر دل از شرار تشنگی
 کربلا یعنی چو گُل افروختن ... پیش آب از تشنکامی سوختن
 کربلا یعنی که در دریای آب ... تشنه، اما آب را کردن جواب
 کربلا یعنی فغان و زمزمه ... خنجر و حنجر، نگاه فاطمه
 کربلا یعنی که تیغ و جسم یار ... یکهزار و نهصد و پنجاه بار
 کربلا یعنی قلم یعنی کتاب ... پیکر قرآن و زخم بیحساب
 کربلا یعنی عطش یعنی شرار ... خیمه و طفلان در حال فرار
 کربلا یعنی سراپا عشق و شور ... گه به نیزه، گاه در کنج تنور
 کربلا یعنی که نیلی روی ماه ... صورت طفلان و سیلی، آه آه
 کربلا یعنی که حق در سلسله ... پاسخ اشک غریبان، هلهله
 کربلا یعنی شب و اخت الامام ... در نماز، اما نماز بی قیام
 کربلا یعنی که در بازارها ... کعبه اما کعبه ی آزارها

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ چهارشنبه 21 مهر 1395 ] [ 04:46 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 شهادت نامه را با خون نوشتم  

 

 

 http://s6.picofile.com/file/8218662242/SHAH8DAT_AHLE_DARD_3.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8255801450/HOSSAIN_TESHNEYE_LABBEYK_1.jpg

 

http://s4.picofile.com/file/7994317197/HOSAIN_EM8M_BESY8R_SHODY_1.jpeg

 

http://s5.picofile.com/file/8149445742/AASHURAA_NED8YE_HOSAIN_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8246029200/AASHURAA_ASR_SHOHADAA_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8218662584/SHAH8DAT_AHLE_DARD_4.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8218663192/SHAH8DAT_AHLE_DARD_1.JPG

 

 

 روز عاشورا وُ شام غریبان
خدایا پیکرم آتش گرفته
دل غم پرورم آتش گرفته
شهادت نامه را با خون نوشتم
ولیکن دفترم آتش گرفته
خودم دیدم کنار قتلگاهم
که قلب مادرم آتش گرفته
خودم دیدم کنار نهر علقم
لب آب آورم آتش گرفته
خودم دیدم که از تیر سه شعبه
گلوی اصغرم آتش گرفته
خودم دیدم سکینه داد می زد
که عمه چادرم آتش گرفته
الا ای خواهرم زینب کجایی
لباس دخترم آتش گرفته
ز هُرم ناله هل مَن مُعینم
صدایم، حنجرم آتش گرفته

 «سید مجتبی شجاع»
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ چهارشنبه 21 مهر 1395 ] [ 10:21 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  تن آدمی شریف است به زر ، زور ، وُ تزویر آدمی ... 

 

http://s6.picofile.com/file/8222384526/Y8DE_OUN_RUZAA_BEXEYR_05.JPG

 

http://s3.picofile.com/file/8222386000/Y8DE_OUN_RUZAA_BEXEYR_06.JPG

 

http://s6.picofile.com/file/8222382342/Y8DE_OUN_RUZAA_BEXEYR_03.JPG

 

http://s6.picofile.com/file/8222383884/Y8DE_OUN_RUZAA_BEXEYR_04.JPG

 

http://s6.picofile.com/file/8222380976/Y8DE_OUN_RUZAA_BEXEYR_01.JPG

 

http://s3.picofile.com/file/8222381918/Y8DE_OUN_RUZAA_BEXEYR_02.JPG

 

http://s8.picofile.com/file/8270115026/ENTEQ8LE_FESH8RHAA_DAR_EJTEMAA_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8270115392/EXTEL8S_POSHTGARMY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8270115818/AADAMY_RAA_AADAM3YAT_LAAZEM_AST_1.jpg

 

 

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ شنبه 17 مهر 1395 ] [ 04:56 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s8.picofile.com/file/8269990784/EM8ME_ZAM8N_FRAJ_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8269991292/EM8ME_ZAM8N_FRAJ_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8269991842/EM8ME_ZAM8N_FRAJ_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8269992400/EM8ME_ZAM8N_FRAJ_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8269992926/EM8ME_ZAM8N_FRAJ_3.jpg

 

گفتا خُنُک نسیمی، کز کوی دلبر آید

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 گفتم غم تو دارم ،گفتا غمت سر آید / گفتم که ماه من شو ،گفتا اگر برآید 
 گفتم ز مهرورزان، رسم وفا بیاموز / گفتا ز خوبرویان ،این کار کمتر آید 
 گفتم که بر خیالت، راه نظر ببندم / گفتا که شب رو است او، از راه دیگر آید 
 گفتم که بوی زلفت ،گمراهِ عالَمَم کرد / گفتا اگر بدانی، هم اوت رهبر آید 
 گفتم خوشا هوایی، کز باد صبح خیزد / گفتا خُنُک نسیمی، کز کوی دلبر آید 
 گفتم که نوش لعلت ،ما را به آرزو کشت / گفتا تو بندگی کن، کو بنده پرور آید 
 گفتم دل رحیمت ،کی عزم صلح دارد / گفتا مگوی با کس، تا وقت آن درآید 
 گفتم زمان عشرت، دیدی که چون سر آمد / گفتا خموش حافظ،کاین غصه هم سر آید 
 «حافظ »

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ جمعه 16 مهر 1395 ] [ 04:19 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s9.picofile.com/file/8269923068/HOSAIN_HAW8YE_NEYNAWAA_D8RAD_HOSAIN_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8269923342/HOSAIN_HAW8YE_NEYNAWAA_D8RAD_HOSAIN_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8269923576/HOSAIN_HAW8YE_NEYNAWAA_D8RAD_HOSAIN_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8269923826/HOSAIN_HAW8YE_NEYNAWAA_D8RAD_HOSAIN_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8269924250/HOSAIN_HAW8YE_NEYNAWAA_D8RAD_HOSAIN_5.jpg

 هوای نینوا دارد حسین ... 

 

 شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین / روی دل با کاروان کربلا دارد حسین 
 از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست / مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین 
 می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم / بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین 
 پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست / اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین 
 بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب / کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین 
 رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند / تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین 
 بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب / ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین 
 سروران، پروانگان شمع رخسارش ولی / چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین 
 سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق / می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین 
 او وفای عهد را با سر کند سودا ولی / خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین 
 دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا / با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین 
 سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست / هر زمان از ما،یکی صورت نما دارد حسین 
 آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند / عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین 
 دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت / داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین 
 بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشکست و خون / دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین 
 ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای / گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین 
 دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز / با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین 
 شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا / جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین 
 اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار / کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین 

« استاد شهریار »

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ پنجشنبه 15 مهر 1395 ] [ 11:45 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  





نتیجه تصویری

نتیجه تصویری

نتیجه تصویری

نتیجه تصویری
 

نتیجه تصویری

 

 

 

 اگر در خانه کس-ست ، فعلا همینها بس است ... 

 

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ پنجشنبه 15 مهر 1395 ] [ 12:46 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

من زن این شکلی می‌خوام!

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

   نه ... نمی‌خوام ... این کلامی ‌بود که محمدرضا در طول این پنج سال اخیر، تقریبا بعد از تمام مجالس خواستگاری که رفته بودند، بر زبان می‌آورد! از خانواده‌اش اصرار و از او انکار و کلام آخر این بود: «نه... نمی‌خوام.» محمدرضای بیست و پنج ساله، فارغ التحصیل یکی از مدارس معروف و مذهبی و قدیمی‌ تهران بود و خانواده‌ای مذهبی و ثروتمند و به شدت سنتی داشت که تقریبا از بیست سالگی شرایط ازدواج را برایش مهیا کرده بودند، او فوق لیسانسش را از بهترین دانشگاه‌ گرفته و رئیس شرکتی شده بود که به تازگی پدرش برایش باز کرده بود.
خانواده‌ای اصیل، تحصیلات عالی، اتومبیل مدرن و امروزی، خانه‌ای بزرگ و مجلل در شمال شهر که برایش خریده بودند، کار خوب و خلاصه همه‌ی شرایطی را داشت که شاید از هر هزار جوان آماده ازدواج، حتی یک نفر هم نداشته باشد، اما مشکل این بود که تقریبا هیچ یک از دخترانی که به او معرفی می‌کردند را نمی‌پسندید، نه به خاطر خانواده و اخلاق و مذهب و ثروت و... بلکه قیافه و ظاهر دختران را نمی‌پسندید!
شاید همه نوع دختری به او معرفی کردند، از سفید و بلوند گرفته تا سبزه و چشم ابرو مشکی، اما با یکی دو جلسه صحبت هم باز پاسخ منفی بود. می‌گفت: «هیچ یک از این دختران مرا جذب نمی‌کنند و دلم را به تاپ تاپ نمی‌اندازند! من دوست دارم مجذوب همسر آینده‌ام شوم، جوری که نتوانم نگاه از چهره‌اش بردارم!»
هر شب در خانه، بساط گفت‌وگو و قربان صدقه و سپس دعوا و تهدید به راه بود، اما محمدرضا ساکت در گوشه‌ای می‌نشست و به حرف‌ها گوش می‌داد و بعد با یک شب به خیر ساده، به اتاقش و فیلم‌هایش پناه می‌برد.
با وجود اعتقادات مذهبی، اما مشتری درجه یک فیلم‌های روز دنیا بود، حتی فیلم‌هایی که شاید هنوز روی پرده‌های سینماهای اروپا و آمریکا در حال اکران بود را داشت و چندین بار هرکدام را نگاه می‌کرد. خانواده هم به دیدن این فیلم‌ها، هیچ اعتراضی نمی‌کردند، بلکه با خود می‌گفتند: «فیلم است دیگر، بگذار سرش گرم باشد، بهتر از این است که بخواهد خدای نکرده مانند بقیه جوانان همسن و سالش به خیابان‌ها برود و...»، غافل از آن که پسرشان را در معرض خطری بزرگتر قرار داده اند!
یک شب که خواهر بزرگش برای نصیحت و معرفی یک دختر دیگر به اتاقش رفت تا با او صحبت کند، محمدرضا در حال دیدن یکی از این فیلم‌های مذکور بود، خواهر با او صحبت می‌کرد، اما تنها نگاه محمدرضا به او بود و تمام حواسش به فیلم، در بین حرف‌های خواهرش، ناگهان گفت: «آهان ببین، یه دختر اینجوری برای من پیدا کن!»
خواهر به صفحه تلویزیون نگریست تا دختر مورد پسند برادرش را ببیند، دختر مورد پسند محمدرضا، بازیگری قد بلند و لاغر اندام، برنزه، موهای بلند تا کمر و زیبا رو بود، خواهر با خود اندیشید که تا به حال به خواستگاری چندین دختر با این شکل و ظاهر، رفته اند که؟ پس چرا...
 محمدرضا ادامه داد: ببین چی کار می‌کنه؟ چقدر بلده! چقدر جذابه!
 این بار خواهر محمدرضا به دقت چند صحنه از فیلم را نگاه کرد... پس از چند لحظه، نگاهی ناامیدانه به برادرش انداخت و از اتاق بیرون رفت.
 دختر مورد علاقه محمدرضا، بیشتر از آن که زیبا رو باشد، کار بلد بود، از آن کار بلدی‌ها که مخصوص بازیگران فیلم‌های غربی است، کسی که بیشتر از آن که زن باشد و نجیب، مرد بود و جلوه‌گر، او با جسارت پرده‌ها را می‌درید، پرده‌ی حیا، نجابت... و نه سر به زیری و خانمی‌که خاص دختران بیست ساله‌ی مذهبی این مرز و بوم است. دختر دلخواه محمدرضا، کسی بود که چندین مرد را تشنه به لب چشمه می‌برد و برمی‌گرداند و به قید و بندهای موجود، پشت پا می‌زد و قهقه پیروزی سر می‌داد... نه از جنس دخترانی که از نجابت، حتی سر خود را بلند نمی‌کنند و از خجالت، خون به چهره‌شان می‌دود و سرخ می‌شوند.
 خواهر محمدرضا حالا فهمیده بود که چرا برادرش هیچ یک از دختران معرفی شده را نمی‌پسندد، آخر کدام دختر کم سن و سال، متولد در خانواده مذهبی وجود دارد که بتواند مثل آن بازیگر معروف آمریکایی، دلربایی کند، فیلم بازی کند، بی‌قید و بی‌خیال باشد و مستانه رفتار کند؟
 محمدرضا با دیدن فیلم‌هایی که مناسب فرهنگ و دیدگاه و خانواده مذهبیش نبود و تنها بی‌بند وباری را ترویج می‌کرد، در ذهن ناخودآگاهش به دنبال چنین فردی، آن هم در خانواده‌ای مذهبی می‌گشت! دختری که چادر سر کند، اما برای کسی که بار اول است به خواستگاری‌اش آمده، جلوه‌گری کند؟
 این دختر دلربایی و کار بلدی را از کجا آموخته است؟ از مادر مومنش؟ از مدرسه‌ی مذهبیش؟ از دوستان کم سن و سالش؟
«مواظب محمدرضا باشید و سعی کنید کم کم این اعتیاد دیدن فیلم‌های خارجی را از او دور کنید، او حتما به چند جلسه مشاوره نیازمند است و باید بداند که فرهنگ هر کشوری مخصوص خودشان است و تلفیق نجابت و بی‌بندوباری محال است و ناممکن.»
 اینها حرف‌هایی بود که مشاوری تحصیل‌کرده و روانشناسی دلسوز به خواهر محمدرضا عنوان می‌کرد و در پایان او را از خطری آگاه کرد، خطر دلبسته شدن محمدرضا به چنین دخترانی مانند بازیگران غربی، که البته در جامعه موجودند، اما نه در خانه و تحت نظارت و تربیت دقیق خانواده، نه در زیر چادر و نه با حیا و دست نخورده و باکره، بلکه بیوه زنی با سال‌ها تجربه و شاید هم زنی بدکاره! آن‌وقت است که بعد از فروکش کردن احساساتش، یک عمر پشیمان خواهد شد.

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ چهارشنبه 14 مهر 1395 ] [ 02:30 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s8.picofile.com/file/8269563792/EES8R_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8269564292/EES8R_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8269564618/EES8R_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8269564976/EES8R_4.jpg

 

 

 ایثار چه جور عشقی-ست؟   

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

    یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا میتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.
برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند.
شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها ولذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:
یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند...
یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.
شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند.
ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد...
همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرارکرد و همسرش را تنها گذاشت.
بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.
ببر رفت و زن زنده ماند...
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.
اما پسرپرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
پسر جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که : عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.ازپسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود...
قطره های اشک، صورت پسر را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان میدانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار میکند .
پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و اورا نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود...

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ سه شنبه 13 مهر 1395 ] [ 12:26 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8244388368/N8SEREDD3NSH8H_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8269301100/MAHDE_OLYAA_M8DARE_N8SERED_D3N_SH8H_1.jpg

 

به قلم من، از زبان امیرکبیر

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 دامادی قبله عالم، تاجی نبود بر سرِ ما. قبله عالم اگر خادم ایران بود، همه ی نفوسِ رعیّت از این خاکِ طلا، تاجِ زرنشان می ساختند به نیّت ِ خاطرِ همایونی.
 ما، در بندِ خاطرِ همایونی نبودیم وقتِ پوشیدن خلعتِ دامادی. ما را خاطرِ عزیزی به بند کشید، ما ریسمان طلعتِ خورشید به گردن داریم. و گرنه "پسرِ آشپزباشی" صدایمان کنند یا "صدر اعظم"، در بند القاب نیستیم. حالا هم، دامادِ شاه نیستیم، همسرِ بانویی هستیم که خانه دلمان را پادشاهی می کند. علی ایّ حال، شه زاده ها هم گاهی غریب می شوند در روزگار.
 منزلتی که بندِ جقّه ی مبارک باشد، به بادی بند است. باد که شدت بگیرد، کلاهی بر سر نمی ماند. شه زاده خانمِ ما، ساکن تبعیدِ باغ فین باشد یا اندرونی صاحبقرانیه، شاهزادگی می کند بر این امیر.
 شاهزاده و امیر، هر دو غریب مانده اند. غمِ غربت، بابت دوری از خانه نیست؛ فرسخ-فرسخ راه تا تهران آنقدر به دل بد نمی نشیند که کرور-کرور فرسنگ فاصله تا دل آدمها؛ از ارباب و رعایا.
 لقب "امیر کبیر" اعطا می کنند، اما چه کبریایی وقتی غریبِ ولایتِ خود باشی ... ما "میرزا تقی" مانده ایم؛ عزّتمان را نه آشپزخانه دربار خفیف کرد، نه القاب همایونی، ملوّن و ملوّث.
 نه خلعت می خواهیم، نه نشان و لقب، نه صدارت و امارت. در این گاهِ خواب آلودگان، بفرستید فصّاد را گسیل کنند رگ را به او بسپاریم ... "ما آزموده ایم در این شهر بختِ خویش"... ما خواستیم باقی باشیم در سیاهه ی نیکان. خانه می کنیم در سرای باقی، در دل های اهل رفق و دوستی با ما و نیّتمان در طول تاریخ ... به دلّاک باشیِ تیغ در درست راغب تریم تا تخت نشینِ بی حمیّت ... فصّاد را بخوانید بیاید ...
از وبلاگ
wolfofdeser

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ دوشنبه 12 مهر 1395 ] [ 03:45 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آمار سایت

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


ایران رمان