مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...

مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...
شک وَ اندیشیدن به باورهای خود ، ما را به ایمان وُ یقین می-رساند.
قالب وبلاگ
 

          

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
  اسماعیل کوثری نماینده اصول گرای مجلس : "انتخاب روحانی ربطی به هاشمی و خاتمی ندارد. توصیه‌ام به آنهایی که سعی می‌کنند نقش هاشمی و خاتمی را پررنگ کنند این است که مردم این اظهارات را قبول نمی‌کنند و بهتر است چنین رویکردی را ادامه ندهند، اصولاً باید گفت مردم دیگر به هاشمی و خاتمی اعتماد ندارند ."
این گفته‌ها توسط یکی از نمایندگان نظامی در مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با سایت عصر ایران منتشر شد و صرف نظر از تناقضات متعدد در آن، نوعی سرگیجه ناشی از شوک شکست در نتیجه انتخابات 24 خرداد در آن نیز مشهود بود. به گونه‌ای که با به هم بافتن آسمان و ریسمان به تحلیلی غیرواقعی توأم با عصبانیت از دست مردم و نتیجه‌ای که رقم زدند، روی آورده است. از این دست تحلیل‌ها، با کمال تأسف این روزها توسط برخی افراطیون در گفته‌ها و نوشته‌های برخی از نشریات و سایت‌های اینترنتی دیده می‌شود که متأسفانه ادامه همان راه افراطی گذشته است که کشور را در این هشت سال به اینجارسانید.
اگرچه روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله سه‌شنبه خود با عنوان "توصیه‌ای به اصحاب افراط" پاسخ کلی به این گونه تحلیل‌ها داد. اما در این مقاله به عنوان مصداقی حیرت انگیز از این نوع تحلیل‌های انحرافی به بررسی یک نمونه از آن پرداخته شده است.
یکی از تناقص‌های آشکار در این گفت و گوی نماینده مجلس این است که مردم به هاشمی اعتماد ندارند! حال سوال از این نماینده این است که اگر مردم به هاشمی اعتماد ندارند چرا با توصیه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به مردم برای رأی دادن به آقای روحانی، نه تنها از آرای ایشان کم نشد بلکه به شکل شگفت انگیزی در طی 3 روز مانده به روز رأی گیری همه پیش‌بینی‌ها و نظرسنجی‌ها به هم ریخت و رأی آقای دکتر روحانی از مجموع تمام نامزدهای حاضر در رقابت بالاتر رفت و در همان دور اول کار تمام شد؟
این نماینده نظامی علت اصلی رأی بالای آقای روحانی را در مرحله اول انتخابات تفاهم نداشتن اصولگرایان دانسته است و با تحلیلی عجیب و غیر واقعی بدنبال پوشاندن واقعیت‌های عملکرد نادرست اصول گرایان در هشت سال گذشته است
و نمی‌تواند این تناقض آشکار در گفته‌هایش را پاسخ دهد که آیا مجموع آرای کاندیداهای اصول گرا، مستقل و باطله روی هم، بیشتر از آرای روحانی بوده است؟ که اگر مثلاً به‌زعم ایشان با هم تفاهم داشتند، آنها پیروز می‌شدند؟
موضوع دیگر اینکه اگر به فرض محال مردم به آقای هاشمی اعتماد نداشتند و از شما هم بخاطر عدم تفاهم ناراحت بودند باید به نامزدهای مستقلی که حمایت هاشمی را نداشتند رأی می‌دادند (آقایان رضایی و غرضی)، چرا این گونه نشد؟
شاید اگر انتخابات به دور دوم رفته بود، می‌توانستید تا حدودی روی تحلیل خود مانور دهید، اگرچه در آن شرایط هم باز این استدلال قابل قبول نبود چون
شما، آقایان رضایی و غرضی را اصول گرا و از جبهه خودتان می‌دانید و آنها هم چنین ادعایی نکرده بودند و خود را مستقل می دانستند.
آقایان! تحلیل‌های شما واقع گرایانه نیست و از روی عصبانیت است به همین دلیل نمی‌تواند حتی هوادارانتان را قانع کند. شما هنوز نخواسته اید واقعیت‌ها را بپذیریدو درصدد نگهداری و توجیه هواداران خود که دچار سؤال شده‌اند، هستید، بخصوص که در مصاحبه مطبوعاتی دکتر روحانی، ایشان با تأکید دوباره بر "اعتدال و تدبیر"، "استفاده از همه نیروهای قابل"، "داشتن کلید و نه داس برای درو کردن مدیران" و "رئیس جمهور همه ملت ایران بودن" بسیاری از افراطیون را خلع سلاح نمود و هوادارانی را که 8 سال در همه تریبون‌های رسمی و غیررسمی و صدا و سیما توجیه کرده بودید که غیر از خودتان، دیگران فتنه گر، ساکتین فتنه و ضدانقلاب و مرتبط با بیگانه و غیرخودی هستند، با انبوهی از سؤالات روبرو می‌بینید و شاهد ریزش آنها از دوروبر خود هستید.
این عزیزان در همین چند روز درحال فهمیدن حقایقی هستند که هشت سال از آنها مخفی کرده بودید و مصداق آن را در اولین مصاحبه مطبوعاتی دکتر روحانی رئیس‌جمهور منتخب شاهد بودیم که وقتی ایشان در پاسخ یکی از خبرنگاران اصلاح طلب گفت: من رئیس‌جمهور یک جناح نیستم، من رئیس‌جمهور همه ملت ایران هستم، مورد تشویق خبرنگاران اصول‌‌گرا و مستقل حاضر در سالن قرار گرفت.
آقایان، خود را اصلاح کنید، عصبانیت را کنار بگذارید، از روی انصاف و عقل توجیهات غیرمنطقی را دور بریزید، از فکر حذف افراد و شخصیت‌های بزرگ نظام دست بردارید، قیامت و سئوال و جواب یوم‌الحساب را باور کنید. انکار نقش آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و تأثیر ایشان و برخی دیگر بر پیروزی آقای روحانی همچون تلاش برای خاموش کردن خورشید است. بپذیرید آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یک بار دیگر در بحرانی‌ترین شرایط کشور با درایت و تدبیر و از خودگذشتگی نجات بخش کشور شد و با صبر و تحمل و هوشیاری کشور را از شرایطی که هم ما و هم شما به آن واقفیم نجات داد و حماسه سیاسی مورد نظر رهبر معظم انقلاب را تحقق بخشید.
اگر مردم به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اعتماد نداشتند دلیلی نداشت به قول خود ایشان در جلسه بررسی صلاحیت‌ها در شورای نگهبان با اصرار برخی افراد خاص، آقای هاشمی را به بهانه سن بالا! از میدان خارج کنند.
قضایا و جریان‌هایی که طی سال‌های اخیر بر هاشمی گذشت، یکبار دیگر به خوبی درستی قضاوت حضرت امام رحمت‌الله علیه را اثبات کرد که چرا امام به اندازه‌ای به هاشمی اعتقاد و اعتماد داشت که درباره او گفت: "هاشمی زنده است، چون نهضت زنده است."
همه به رهبر معظم انقلاب و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و دولت جدید کمک کنید تا به فضل خدا اوضاع کشور سروسامان پیدا کند و دل‌ها به هم نزدیک شود و وقت مردم و کابینه آینده گرفته نشود.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 


[ جمعه 31 خرداد 1392 ] [ 05:32 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

   
 

          

 سنتی نامطلوب در ساختار سیاسی ما ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
 سنتی نه‌چندان مطلوب در ساختار سیاسی ما باب شده که اصطلاحا معروف شده به «اتوبوسی آمدن و اتوبوسی رفتن».
این پدیده با ‌روی کار آمدن اصولگرایان در سال 84 ابعاد گسترده‌ای به‌خود گرفت. به‌عنوان یک قاعده کلی، احمدی‌نژاد همه مدیران، وزرا و مسوولین را به صرف آنکه در دولت‌های هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی سمت و مسوولیت داشته‌اند، کنار گذارد. مهم نبود که تحصیلات، تجربه و مهم‌تر از همه توان و لیاقت اجرایی مدیریتی آنان چه میزان بود. تنها نکته مهم و شاخص، آن بود که آیا در زمان آقایان هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی سمتی داشته‌اند یا خیر؟ از جمله ضایعاتی که آقای روحانی باید ترمیم کند، همین معضل است. ایشان می‌تواند این سنت نامطلوب را با به‌کارگیری و دعوت به همکاری در کابینه‌اش از رقبای انتخاباتی‌ خود تصحیح کند. گرایشات سیاسی به‌کنار، خیلی‌ها اذعان دارند که آقای قالیباف از نظر اجرایی مدیر توانمندی است. حتی مخالفان و منتقدان وی هم درخصوص مدیریتش در شهرداری نمره بالایی به وی می‌دهند. بنابراین با دعوت به همکاری از ایشان، آقای روحانی در حقیقت با یک تیر، دو نشان میزنند؛ نخست آنکه رویه نامطلوبی را که اصولگرایان از سال 84 به کار گرفتند، ایشان کنار میگذارند. ثانیا اینکه از یک نیروی توانمند اجرایی برخوردار می‌شوند. با توجه به تجربیات آقای قالیباف در شهرداری پایتخت، آقای روحانی می‌توانند از ایشان در وزارت راه‌وشهرسازی استفاده کنند.
یا در عین حال می‌توان از ایشان برای اداره سازمان‌های بزرگ دولتی همچون بنیاد مسکن، راه‌آهن، سازمان هواپیمایی کشوری و امثال آن استفاده کرد. همچنین از آقای محسن رضایی هم می‌توان برای همکاری در دولت استفاده کرد. با توجه به تحصیلات ایشان که دکترای اقتصاد می‌باشند، به‌علاوه اصرار و تاکیدات آقای رضایی مبنی بر ارایه راهکارهای اقتصادی، می‌توان از ایشان برای یک سمت اقتصادی مهم همچون وزارت اقتصاد یا ریاست بانک مرکزی استفاده کرد.اما در مورد دعوت به همکاری از آقای دکتر ولایتی دشواری‌هایی وجود دارد. از ایشان طبیعتا می‌توان برای وزارت خارجه دعوت کرد. اما با توجه به تجربیات موفقیت‌آمیز ایشان با فرانسوی‌ها درخصوص برنامه‌های هسته‌ای کشور و انتقادات جدی که نسبت به رویکرد آقای دکتر جلیلی در مذاکرات با 1+5 به‌عمل آوردند، می‌توان و شاید باید از ایشان به گونه‌ای جدی برای انجام مذاکرات هسته‌ای استفاده کرد.
بزرگ‌ترین حسن استفاده از دکتر ولایتی برای مذاکرات هسته‌ای آن است که ایشان مورد وثوق رهبری می‌باشند. به علاوه در جریان مناظره‌ها با انتقاد از عملکرد دکتر جلیلی خواهان حل‌وفصل جدی پرونده هسته‌ای‌مان با 1+5 بودند. به هر ترتیب باید از دکتر ولایتی برای شکستن بن‌بست مذاکرات با غرب و 1+5 استفاده کرد. آقای روحانی حتی مهندس غرضی را هم می‌تواند به‌کار گیرد اگر چه مهندس غرضی خیلی غیرمنصفانه و صرفا «برای خوشایند اصولگرایان آنگونه به اصلاح‌طلبان حمله کرد.»با توجه به اصرار ایشان مبنی بر به‌کارگیری روش‌های مبتکرانه در امر تولید، شاید بتوان ایشان را برای ریاست بانک توسعه و صادرات، یا یکی از واحدهای بزرگ تولیدی دولتی منصوب کرد. می‌ماند جناب دکتر سعید جلیلی که چنانچه با توجه به دیدگاه انتقادی و مواضع متفاوتشان حاضر شوند با دولت آقای روحانی همکاری کنند، لازم است از نامبرده استفاده کرد.در مرتبه بعدی آقای روحانی می‌تواند عکس سنت احمدی‌نژاد عمل کند. به این شکل که بر خلاف رییس‌جمهوری اصولگرا که به صرف همکاری با دولت‌های گذشته همه را کنار گذاشت، روحانی از برخی از وزرا و مسوولین دوران احمدی‌نژاد که از نظر مدیریتی توانمند بودند استفاده کند. از جمله آنان می‌توان از پرویز فتاح، وزیر نیروی دولت اول احمدی‌نژاد و سرکار خانم دکترمرضیه وحیددستجردی، که منهای دیدگاه‌های سیاسی، از نظر اجرایی توانمند بودند نام برد و سرانجام و مقدم بر همه اینها دعوت از قهرمان ملی‌مان دکتر محمدرضا عارف برای معاون اولی ریاست‌جمهوری است که گمان نمی‌رود نیازی به یادآوری آن باشد. گمان نمی‌رود که با به‌کارگیری آقایان رضایی، قالیباف و ولایتی در کابینه‌اش نیازی باشد که آقای روحانی نتواند ادعا کند که از پشتوانه رای همه ملت ایران برخوردار است.
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 


[ پنجشنبه 30 خرداد 1392 ] [ 07:38 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

 

          

نه شما سپاه رسول الله هستید،

 

  نه مردم مشرکان قریش ...

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
 عصرایران؛ هومان دوراندیش - وحید یامین‌پور، مجری سابق برنامه تلویزیونی "دیروز، امروز، فردا"، پس از شکست اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری، در صفحه گوگل‌پلاس خود نوشت: "کسانی که سربازان از پیکاربرگشته را شماتت می کنند، خائن اند. ماجرای ما همان ماجرای لشکر زخمی پس از اُحد است. نیزه‌های شکسته و پرچم های نیم سوخته ... به شماتت ابلهان گوش نکنید."
کسی که این جملات ظاهراً دیندارانه ولی باطناً خودپسندانه را می‌خواند، بی‌درنگ به یاد تز "استفاده ابزاری از دین" می‌افتد. به راستی آیا اصولگرایانِ متفرقِ ناتوان از اجماع، پس از هشت سال مدیریت ضعیف بر کشور، شایسته چنین تجلیل‌های مبالغه‌آمیزی‌اند؟
سال‌ها پیش که برخی از روشنفکران دینی، بر این نکته انگشت تاکید می‌نهادند که "دین برای انسان است نه انسان برای دین"، اسلاف رادیکال جناب یامین‌پور، این سخن را نشانه انحراف از ارتدوکسی دینی و مصداقی از درک ناصحیح از رابطه دین و انسان قلمداد می‌کردند.
آن روشنفکران البته جمله مذکور را برای به دست دادن قرائتی رحمانی از دین اسلام به کار می‌بردند و می‌کوشیدند تا تصویری از دین اسلام ترسیم کنند که مصداق "پوستین وارونه" نباشد. اما اینکه کسی به گاه شکست، به جای اینکه به ناتوانی خودش اشاره کند، از در طلبکاری درآید که ما همانند سربازان پیامبر گرامی اسلام هستیم، به خوبی نشان می‌دهد که او خودش را سپر دین نکرده، بلکه دین را سپر خودش کرده است.
البته ممکن است کسانی بر این باور باشند که در هنگامه‌ی سختی و دشواری، فرد دیندار حق دارد برای رهایی خودش از معرکه، سخنانی بگوید که هر گونه انتقادی از او، همانند انتقاد از اصحاب پیامبر خدا تلقی شود. چنین فردی، در واقع توپ را به زمین دین می‌اندازد تا خودش دمی بیاساید. او خودش را به صحابه رسول الله سنجاق می‌کند و با این کار اگر چه به دین در افکار عمومی لطمه می‌زند، ولی از وادی پاسخگویی می‌گریزد.
چنین کنشی شاید از سوی کسانی چون میرزا ملکم خان ارمنی، که در دوران قاجار جامه‌ی اصلاحگری دینی را بر تن کرده بود، پذیرفته باشد، ولی از سوی مدعیان شش‌آتشه‌ی اسلامگرایی، پذیرفته نیست.
کسی که مدعی است فدایی سفت و سخت دین اسلام است، پس از شکست جریان سیاسی مورد علاقه‌اش، باید شجاعانه به میدان پاسخگویی و عذرخواهی درآید و به مردمانِ دیندارِ رنج‌برده از سیاست‌های دولت مورد حمایتش، بگوید این ما بودیم که نتوانستیم "دولت اسلامی" وعده داده شده‌مان را به گونه‌ای محقق کنیم که از درد و رنج شما بکاهد و بر دینداری و اخلاقتان بیفزاید؛ نه اینکه پس از هشت سال تندروی و خرابکاری، تازه طلبکار خلق الله باشد که چرا ما را همانند سربازان رسول الله نمی‌دانید! و بدتر از همه اینکه، مردم منتقد جناح خودش را ابلهانی بداند که جشن پیروزی‌شان نه برآمده از مطالباتِ به حق و مشروع، که مصداق شماتت نابخردانه است(!) این همه خودحق‌پنداری ، فقط به کار بر باد دادن ایمان مومنان می‌آید و بس!
یامین‌پور دست کم باید از سعید جلیلی درس بگیرد که پس از انتخابات، خودش و دوستانش را مقصر شکست جریان راست رادیکال در انتخابات ریاست جمهوری دانست و از شادی مردم نرنجید و طلبکارانه درباره آنها سخن نگفت.
اگر مهتران و کهتران جریان پیروز در انتخابات 24 خرداد هم گرفتار چنین توهمات دینی-تاریخی‌ای باشند، آیا نمی‌توانند باب تشبیه را از دیگرسوی باز کنند و بگویند فتحِ بی‌دردسرِ قوه مجریه در این انتخابات، واقعه‌ خوشایندی بود شبیه فتح مکه از سوی یاران پیامبر؟! یعنی که ما این بار بی‌درگیری و بدونِ خونریزی، با نرمش و اقتدار، "مکه‌ی دولت" را فتح کردیم و حال از سر رحمت و مروت و شفقت، به تندروان دیروز رحم می‌کنیم و بر آنها سخت نمی‌گیریم!
اگر قرار باشد باب چنین شبیه‌سازی‌هایی در ادبیات سیاسی جامعه ایران باز شود، نتیجه منطقی امر چه خواهد بود؟ اگر چنین شود، حاصل کار چیزی جز این نخواهد بود که دو جناح سیاسی در جمهوری اسلامی وجود دارند و هر یک مدعی است که جناح دیگر، جناح ابوسفیان است. ناظران بیرونی هم که مشغول تماشای این معرکه‌ی شبیه‌سازی‌های تاریخی‌اند، به خودشان حق می‌دهند که بگویند وقتی نیروهای انقلاب اسلامی ایران، خودشان یکدیگر را "پیروان ابوسفیان" می‌دانند، لابد کار این انقلاب در جایی می‌لنگد که فرزندانش این‌گونه چنگ در روی یکدیگر می‌کشند و هر یک تصویری از دیگری به دست می‌دهد که گویی عدمش به ز وجود!
شبیه‌سازی‌هایی از این دست، نمایانگر رادیکالیسم در مخالفت با نیروهای درونِ نظام و به راستی مصداق بارز "شماتت ابلهان" است!
رادیکال‌هایی چنین، از قضا وجودشان عین نقض غرض است. آنها کارشان کاستن از شمار "سپاه اسلام" است. اگر قرار بود پیامبر گرامی اسلام به چنین تندروهایی میدان دهد، نهضتش به جای اینکه عالمگیر شود، در همان مدینه زمین‌گیر می‌شد.
کسی که دوست را با دشمن و یار را با اغیار یکی می‌گیرد، کارش نه فقط نفرت‌پراکنی در جامعه، که فزودن بر شمار دشمنان اهداف و آرمان‌های خودش است.
واقعیت این است که انتخاباتی در این جامعه برگزار شده و هیچ یک از کاندیداها و رای‌دهندگان به نتیجه انتخابات اعتراضی ندارند. حتی اگر به نتیجه انتخابات هم معترض باشند، شایسته نیستند جزو سپاهیان ابوسفیان قلمداد شوند.
اگر امروز نظام اسلامی در ایران تاسیس شده است، موسسان اصلی این نظام، مردم هستند؛ مردم دینداری که در سال 57 انقلاب کردند و قدرت را از شاه گرفتند و به روحانیان سپردند. مردم فقط "وظیفه رای‌دادن" بر عهده‌شان نیست؛ حق "اعتراض‌کردن" هم دارند.
اگر چهار سال بعد که دولت حسن روحانی انتخابات ریاست جمهوری را برگزار می‌کند، رای‌دهندگان به کاندیداهایی چون قالیباف یا سعید جلیلی به نتیجه انتخابات معترض باشند، حسن روحانی حق دارد آنها را "خس و خاشاک" بخواند؟ بدیهی است که نه. در صورت تحقق چنین وضعی، مجموعه‌ی حکومت و دولت موظف‌اند برخوردی اقناعی با حامیان قالیباف و جلیلی در پیش بگیرند؛ چرا که همین رای‌دهندگان معترض، حجم انبوه مشکلات اقتصادی کشور را تحمل می‌کنند و برخلاف مردم اروپا، که هر چند وقت یکبار در اعتراض به مشکلات اقتصادی‌شان از سر اعتراض به خیابان‌ها می‌آیند، یکبار هم به خیابان نمی‌‌آیند که به مشکلاتی چون گرانی و بیکاری و تورم و ... اعتراض کنند.
 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

 

 

          

8 نفری که در پیروزی روحانی نقش داشتند

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
  به گزارش ایسنا، عصر ایران در ادامه نوشت: حسن روحانی ، پس از یک رقابت سنگین ، توانست برنده انتخابات شود. علاوه بر اراده الهی ، خواست مردم و تلاش های شبانه روزی اعضای ستادهایش ، این چند نفر هم در پیروزی او نقش بسیار مهم و غیر قابل انکاری دارند:
حسن روحانی: شخصیت محکم ، سوابق درخشان ، فن بیان ، آراستگی چهره و پوشش ، ارائه برنامه های راهبردی و ... همه و همه دست به دست هم دادند تا حسن روحانی ، بتواند بهتر از بقیه کاندیداها در نظر مردم جلوه گر شود و مردم ردای ریاست جمهور را برازنده تن او ببینند. توانمندی های فردی او مهم ترین عامل در مطرح شدن ، حضور و پیروزی اش بود.
اکبر هاشمی: از بین سیاستمداران کنونی ایران ، حسن روحانی را می توان یکی از نزدیک ترین و دیرینه ترین یاران هاشمی دانست.
روحانی هم پس از مشورت با هاشمی کاندیدای ریاست جمهوری شد. خود هاشمی نیز کاندیدا شد تا در نهایت یکی از آنها در صحنه بماند. هاشمی بعد از ماجرای رد صلاحیتش ، موجی که در پی کاندیداتوری اش به نفع وی ایجاد شده بود را به سمت روحانی هدایت کرد. او در روزهای آخر ، این ریسک را هم قبول کرد که رسماً و علناً ، بگوید که به روحانی رأی خواهد داد.
سید محمد خاتمی: بخش مهمی از آرای اصلاح طلبان که به سبد روحانی ریخته شد ، به فعالیت خاتمی مربوط می شود.
او با حمایت تمام قد خود از روحانی ، توانست پایگاه مردمی اصلاحات را متقاعد کند به نفع شان است که به روحانی رأی دهند و آنان به اعتبار خاتمی نام روحانی را بر برگه های رأی شان نوشتند. خاتمی در متقاعد کردن عارف به کناره گیری هم نقش محوری داشت.
محمد رضا عارف: معاون اول دولت خاتمی ، تا روزهای پایانی تبلیغات انتخاباتی ، کاندیدا بود و درصد قابل توجهی از آرای اصلاح طلبان را نقداً در سبد خود داشت.
کناره گیری او از رقابت ها به نفع روحانی ، تقریباً همه آرای عارف به سمت روحانی رفت و در پی آن ، آرای روحانی به طور معنی داری افزایش یافت. به علاوه انصراف عارف ، باعث شد آرای خاموشی که امیدی به پیروزی جریان اصلاح و اعتدال نداشتند ، روحیه بگیرند و از موضع عدم مشارکت در انتخابات به سمت رأی دادن بروند.
سعید جلیلی:
حضور سعید جلیلی به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری ، باعث ترغیب بخش های مهمی از جامعه برای شرکت در انتخابات و رأی دادن به گزینه جریان مقابل شد. بسیاری از مردم ، نگران آن بودند جریانی که به تندروی معروف است ، بر سر کار بیاید و راه و روش احمدی نژاد ، به سبکی جدید استمرار یابد. اگر جلیلی کاندیدا نبود ، خیلی ها اساساً دچار نگرانی نمی شدند که بر اساس آن نگرانی به پای صندوق ها بروند و به روحانی رأی بدهند.
محمود احمدی نژاد: 8 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد ، چنانچه افتد و دانی ، گذشت و مردم به ستوه آمده از وضعیت به وجود آمده در این سال ها ، به گزینه ای در جریان مقابل اصولگرایان رأی دادند.
اگر احمدی نژاد عملکرد موفقی داشت ، مردم حتماً قدرت را در اردوگان اصولگرایان حفظ می کردند.
علی اکبر ولایتی: او در مناظره ها ، تابوی بحث هسته ای را شکست و به روحانی فرصت داد که بتواند از عملکردش در پرونده هسته ای دفاع تمام عیاری داشته باشد.
ولایتی در عین حال ، مطالبی را در خصوص پرونده هسته ای - از جمله مذاکراتش با سارکوزی - بیان کرد که در جدل هسته ای روحانی - جلیلی ، به طور آشکاری به نفع روحانی تمام شد و جایگاه او را در بین مردم تحکیم کرد.
محمدباقر قالیباف: قالیباف که در مناظره های انتخاباتی اش خوش درخشیده بود ، در واپسین مناظره تلویزیونی ، مرتکب خطایی راهبردی شد و علیه روحانی سخنانی را گفت که واکنش جدی او را به دنبال داشت.
وقتی قالیباف درباره حوادث سال 82 کوی دانشگاه اتهامی را متوجه روحانی کرد ، در واقع فرصتی طلایی به روحانی داد تا بتواند حاضر جوابی و تسلط خود را به نمایش بگذارد و خطاب به قالیباف جمله ای بگوید که مثل بمب در میان مردم منفجر شد؛ او خطاب به قالیباف یادآور شد که شما می گفتید که می خواهید به دانشجویان حمله گاز انبری کنید. این سخن روحانی ، نه تنها بخشی از آرای خاکستری قالیباف را به سبد روحانی برد بلکه بسیاری از مرددین را نسبت به رأی دادن به روحانی ثابت قدم کرد.
و البته ، همه این ها در کنار اراده فرد فرد ملتی معنا شد که حماسه امید و اعتدال را خلق کردند.
1392/3/27

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 




[ چهارشنبه 29 خرداد 1392 ] [ 08:14 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

 

          

   وقتیکه توجیهات شخصی 

  دیگر اثری در تسکین زخمهای مـَنـیـت ندارد ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
 شبکه ایران نوشته :
امروز احمدی نژاد به بدنه اصولگرایی که تحت تاثیر قرق رسانه-‎ای بوده است فهماند که وزن واقعیشان چقدر است. و این نکته اثبات گردید که فقط شعار گفتمان دادن به تنهایی کافی نیست و علمداری لازم است تا مردم گِرد علمش جمع شوند. به قول ظریفی که می گفت: در دوره احمدی نژاد سخن جدیدی به میان نیامد ولیکن گذشتگان نتوانسته بودند علمدار این سخنان شوند و شخص احمدی نژاد توانست "تروآی ملت" در دل حاکمیت گذشتگان باشد و اگر این علمدار نباشد، بدل بازنده پیکار خواهد بود.
آنچه در انتخابات ریاست جمهوی این دوره اتفاق افتاد مصافی برای هویدا شدن وزن واقعی مدعیان اصولگرایی بود.
احمدی نژاد توانست در دولت دهم و در موقعی مناسب حساب خود و گفتمان منتسب به خویش را از مدعیان اصولگرایی جدا نماید.
وی پیش از این توانسته بود با ایجاد یک تعریف تازه از ماهیت آمدن خود در فضای سیاسی کشور یک تفکیک قوی بین خود و سایر گروه های سیاسی انجام دهد.
احمدی نژاد طی انتخابات سال 84، 88 و 92 توانست این تفکیک گفتمانی را تثبیت کرده و در جامعه اصالت خود را حفظ نماید.
احمدی نژاد نشان داد حاضر نیست به خاطر قدرت، بِرند گفتمانش را خرج سیاست و بازی اصولگرایان کند و بدین صورت جایگاه خود را به اصولگرایان اثبات نماید. در این میان گروهی از اصولگرایان که در دو سال اخیر شدیدترین تخریب‎ها را نسبت به احمدی نژاد داشته اند تلاش کردند با روی کار آوردن جلیلی، کاریکاتور 84 او را ترسیم نمایند و بدین گونه در توهم خلق احمدی نژادی جدید برآیند. در این راستا ستاد جلیلی که مجری افکار این گروه از اصولگرایی بود وارد کار شد و در ابتدا سعی بر آن داشت با سوءاستفاده از بِرند احمدی نژاد، خود را در جامعه معرفی نماید ولیکن احمدی نژاد در دو مرحله این پروژه را شکست داد. احمدی نژاد در ابتدا در یک اقدام پیشگیرانه؛ با همراه کردن خود با مهندس مشایی در روز ثبت نام و سپس با اعلام موضع صریح انتخاباتی خود مبنی بر عدم حمایت از کاندیداتوری فردی خاص، دست طرف مقابل را در حنا گذاشت.
با شکست خوردن این پروژه، یاران جلیلی فکر بازی دیگری افتادند؛ فلذا پیروزی را در عقب نیفتادن از سایر رقبا در فحاشی نسبت به دولت و اعلام برائت از شخص احمدی نژاد یافتند که البته با این رویه نتیجه کاملا عکس حاصل نمودند.
در تحلیل این مقوله می توان یادآوری نمود که طی سال های 87-84 در کشور شاهد پیشرفت‎های خیره کننده ای بودیم، چنانکه طی سفرهای استانی احمدی نژاد در اقصی نقاط کشور، شعار "انرژی هسته ای، حق مسلم ماست"، ترجیع بند همه شعارها و خواسته های ملت ایران بود و اینگونه در کنار تثبیت حق هسته ای، اثرگذاری تحریم ها را به حداقل رساند؛ اما از حدود 2سال پیش که احمدی نژاد پیشنهاد غنی سازی اورانیوم با میانجیگری ترکیه و برزیل را داد، اصولگرایان وی را از گردونه تصمیم گیری در خصوص سیاست خارجی هسته ای کنار گذاشتند و همزمان با تسخیر سفارت انگلیس توسط جوانان جریان اصولگرایی، تحریم بی سابقه هسته ای بانک مرکزی که به آن "قتل عام اقتصادی" گفته می شود، به پیشنهاد انگلیس توسط اتحادیه اروپا به تصویب رسید.
این بار اصولگرایان با آوردن جلیلی در صحنه انتخابات دست به بازی خطرناکی زدند، چراکه آمدن جلیلی با عنوان "نماینده هسته ای نظام"، به معنای تضعیف موضع هسته ای کشور بود درحالی که احمدی نژاد در زمانی که افسار گفتگوهای هسته ای را در دست داشت توانست مردم را پشتوانه خود در بحث مقاومت بر سر حق هسته ای قرار دهد.
بزرگترین اشتباه استراتژیک اصولگرایان، آمدن جلیلی پای میز انتخابات بود. امروز باید از کسانی که ایشان را وادار به حضور کردند و ایشان را اصلح بین ارض و سماء خواندند پرسید این شکست بزرگ را چطور باید تفسیر و جبران نمود؟
اصولگرایان بر این باور بودند که می توانند گفتمان احمدی نژاد را صاحب شوند و با به زیر کشیدن احمدی نژاد تحت عنوان رد صلاحیت نامزد احمدی نژاد مانع رساندن پیام او به مردم شوند و در غیاب رقیب اصلی، خود را صاحب گفتمان انقلاب و اسلام ناب معرفی کنند.
امروز مشخص شد که صرفا با ولایتمدار نامیدن خود و دارا بودن حمایت مراجع و علما و چند مداح اهل بیت، مدعیان اصولگرایی در اذهان ملت و مردم هیچ وزنی ندارد.
امروز معنای سخن دکتر احمدی نژاد را می فهمیم که گفت: "اگر گروهی بخواهند مردم و انتخابشان را مدیریت کنند، نتیجه عکس می گیرند؛ چرا که این مردم هستند که آنان را مدیریت خواهند کرد" و به خوبی مدیریت مردم در این عرصه عیان گشت. اصولگرایان امروز باید از قطاری که بی بلیت سوار آن شده بود پیاده شوند. امروز همه وزن مدعیان مشخص گشت و همان هایی که ادعا می کردند ما احمدی نژاد را بر سر کار آوردیم متوجه خواهند شد که هیچ کاره بوده اند چرا که نتوانستند امروز حتی یک دهم رأی احمدی نژاد سال 88 را با تلاش آشکار برای جلیلی جمع کنند.
امروز در این موقعیت یادآوری سخنان منتشر نشده دکتر احمدی نژاد حکایت ماجرا را تکمیل می کند. دکتر احمدی نژاد در ماجرای "ورود زنان به ورزشگاه" به نماینده مرجع سیاسی - اعتقادی اصولگرایان گفت که من برای ایشان احساس خطر می کنم و هشدار داد که اگر کسی فکر کند، او ما را سر کار آورده است؛ خدواند کاری می کند که همه عالم بفهمند او هیچ کاره بوده است چراکه وقتی حمایت او از ما برداشته شد، هیچ اتفاقی برای ما نیفتاد. همچنین به آنها می گویم اگر فکر می کنید که شما ما را سر کار آورده اید، پس یک نفر دیگر را هم بیاورید؛ که قطعا نخواهید توانست...
منبع : ایسنا 1392/3/27

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 


[ سه شنبه 28 خرداد 1392 ] [ 05:26 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


 

عبرت نیوز: سردار حسین علایی در تحلیل انتخابات جاری نوشته است: مردم در انتخاب خود نشان داده اند که سیاست خارجی کشور در 8 سال گذشته را نپسندیده اند. سیاستی که منجر به تصویب 4 قطعنامه تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران شد که در دوران جنگ تحمیلی هم سابقه نداشت. بنابراین مردم می خواهند با روی کار آوردن دولت جدید، موقعیت بین المللی ایران را بهبود بخشند و اعتبار ایرانیان را در سطح جهان افزایش دهند.

  متن این یادداشت به شرح زیر است:

 
برگزاری انتخابات در روز جمعه 24 خرداد ماه 1392 مشخص ساخت که اکثر مردم ایران با انگیزه های گوناگون در این انتخابات شرکت کرده اند و به پیروزی خود ایمان داشته اند. اعلام نتیجه اولیه انتخابات نشان می دهد که برخلاف تصورات ایجاد شده، آراء مردم خوانده شده است و آحاد مختلف مردم از اعلام این نتایج تا حد زیادی راضی هستند. اما تحلیل ترکیب آراء بیانگر چند نکته به شرح ذیل است:
 
1- کسانی که در تبلیغات انتخاباتی خود به "پایان دادن به وضع موجود” تأکید کرده اند از اقبال بیشتری از سوی مردم برخوردار بوده اند. در واقع مردم می خواهند با انتخاب "رئیس جمهوری متفاوت” از 8 سال گذشته به سیاست های بسته و فشارآور این دوران پایان دهند و روزهای بهتری را برای خود رقم زنند.
 
2- مردم در انتخاب خود نشان داده اند که سیاست خارجی کشور در 8 سال گذشته را نپسندیده اند. سیاستی که منجر به تصویب 4 قطعنامه تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران شد که در دوران جنگ تحمیلی هم سابقه نداشت. بنابراین مردم می خواهند با روی کار آوردن دولت جدید، موقعیت بین المللی ایران را بهبود بخشند و اعتبار ایرانیان را در سطح جهان افزایش دهند.
 
3- نتیجه انتخابات بیانگر این مفهوم است که ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنان به معنای بازی کردن در چارچوب سیاست های آنها که مهم ترین آن، تضعیف ایران است نیست، بلکه سیاست درست افزایش میدان بازی برای جمهوری اسلامی با ابتکاراتی است که بر قدرت بین المللی و منطقه ای ایران بیفزاید و احترام ایرانیان را در بین ملت های منطقه و جهان افزایش دهد.
 
4- انتخابات نشان داد که ناراحتی مردم از عدم احراز صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی موجب اقبال بیشتر به کاندیدای مورد حمایت ایشان و سایر آسیب دیدگان پس از رخدادهای انتخابات پیشین شد.
 
5- حضور گستره مردم در این انتخابات نشان داد که روی آوردن به اندیشه امام خمینی که "میزان رأی ملت است”، از بهترین ساز و کارها و شیوه های عملی کم هزینه برای ایجاد تغییر در کشور است.
 
با امید به آن که رئیس جمهور منتخب با درک خواسته های عمیق مردم، گام های بلندی را در اصلاح سیاست های اقتصادی و بین المللی و نیز سیاست های غلط داخلی که مبتنی بر "عدم اعتماد به مردم” بود به وجود آورد و چهار سال آینده، ایام آزادی، نشاط ، شادی و دین گرایی مردم ایران باشد. فاعتبروا یا اولی الابصار
1392/3/26 کد خبر : 55840
ساعت درج خبر : 09:06:00




 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی




 






[ یکشنبه 26 خرداد 1392 ] [ 08:30 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

          

  نامزدها بعد از رسیدن به صندلی ریاست جمهوری

 

 اسیر تشریفات و پس فنگ و پیش فنگ می‌شوند ...

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
 جمهوری اسلامی نوشته:

پیام دوم، به منطقه مربوط می‌شود. منطقه خاورمیانه مدتی است که گرفتار مشکلات پیچیده‌ایست. بحران سوریه، منازعات عراق، تنش‌های موجود در لبنان، پس لرزه‌های انقلاب‌های کشورهای عربی و شمال آفریقا و قیام‌های مردم کشورهای حوزه خلیج فارس علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی، منطقه را ملتهب و آبستن حوادث جدیدی کرده است. ترکیه و قطر و عربستان هم که در ایجاد تنش در سوریه دخالت مستقیم داشتند اکنون در تب و تاب حوادث سنگینی هستند و آینده مبهمی در انتظار حکام آنهاست. در این شرایط، وجود یک ایران باثبات که بتواند برای برقرار کردن تعادل در خاورمیانه تلاش کند و آرامش را به کشورهای منطقه برگرداند، نعمت بزرگی برای تمام ملت‌های منطقه و جهان اسلام است.
پیام سوم به مسئولین نظام جمهوری اسلامی مربوط می‌شود. آنها نباید حضور مردم در پای صندوق‌های رأی را به حساب خودشان بگذارند. مردم، حساب اصل نظام را از حساب مسئولین آن جدا می‌دانند و علیرغم ایرادها و اعتراضات زیادی که به عملکرد مسئولین دارند، هر وقت پای خود نظام به میان می‌آید در صحنه حاضر می‌شوند و از هیچ تلاش و کوششی برای حمایت از نظام دریغ نمی‌نمایند. افراد، در هر مقام و منصبی که باشند، حضورشان در آن مسئولیت و مقام و منصب، زوال‌پذیر است. آنچه می‌ماند و باید همه برای اثبات و ماندگاری آن تلاش کنند اصل نظام جمهوری اسلامی است که حاصل فداکاری‌ها و پایمردی‌های ملت و رهبری بی‌نظیر بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی رضوان‌الله تعالی علیه است.
قطعاً این انتخابات پیام دیگری هم دارد که به فرد منتخب مربوط می‌شود.
مردم با آرائشان به رئیس‌جمهور آینده گوشزد می‌کنند مبادا قرار گرفتن بر کرسی قدرت، او را هم فریب بدهد و آنچه به مردم وعده داده است را از یاد ببرد. صندلی ریاست جمهوری، این واقعیت تلخ را به اثبات رسانده که صندلی وسوسه و فریب و فراموشی وعده‌های داده شده است. نامزدها در دوران تبلیغات انتخاباتی به میان مردم می‌روند و آنها را در آغوش می‌گیرند و با کلمات مودبانه با آنها صحبت می‌کنند و مردم را عزیر و گرامی می‌دارند و ولی نعمت‌های خود می‌دانند، ولی همین که به صندلی ریاست جمهوری می‌رسند، اسیر تشریفات و پروتکل و پس فنگ و پیش فنگ می‌شوند و حافظه شان برای بازخوانی وعده‌هائی که به مردم داده‌اند یاریشان نمی‌کند. مردم با حضور خود در پای صندوق‌های رأی، به نامزدها گوشزد می‌کنند که ده‌ها میلیون ذهن، مطالب شما را در خود دارند و چشمانی به اندازه دو برابر همین تعداد ناظر عملکردهای شما هستند، پس کاری کنید که سرافراز باشید نزد مردمی که همیشه سرافرازند.
1392/3/25

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

 

           http://s4.picofile.com/file/7804029565/AAM8RE_MOSH8REKATE_RY8SATEJOMHURYE_AWWAL_TAA_DAHOM_24_03_92_2.jpg

 

 

 

 

 

 

منبع: تابناک

  ((( توضیح : سال انتخابات دور هفتم، بجای "76" ، "72" ذکر شده است. ع.ع ))) 

 تعداد و درصد مشارکتها  

 در انتخابات ریاست جمهوری

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
   پیش بینی کرده اند در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری بین 74 تا 77 درصد مردم شرکت کنند. واجدین شرایط شرکت در انتخابات این دوره ی ریاست جمهوری نیز کمی بیش از پنجاه میلیون نفر اعلام شده است. اما باید منتظر شد و دید چه تعداد و چند درصد از مردم در این انتخابات شرکت خواهند داشت؟

 مرجع : تابناک

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ شنبه 25 خرداد 1392 ] [ 06:47 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

       

حقیقتی تلخ که صرفا تبلیغاتی نیست وَ

   میلیونها نفر آنرا حس میکنند ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  بسم الله الرحمن الرحیم
  ......خبرآنلاین- بزرگترین معضل تهران، ترافیک است. بخش بزرگی از وقت،‌ سلامت، پول و زندگی مردم در اتوبان ها و خیابان های تهران هدر می رود و آسیب می بیند. برای کم شدن بار ترافیک چه باید کرد؟
سرهنگ سید هادی هاشمی، فرمانده پیشین پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ می گوید تهران درحالی با این ترافیک سنگین دست و پنجه نرم می کند که به اندازه لندن خیابان و اتوبان برای تردد خودرو دارد و البته یک سوم این شهر ماشین. پس مشکل از کجاست؟
با او که اکنون کاندیدای انتخابات شورای شهر تهران شده است درباره این مشکل و البته دیگر مشکلات شهر گفت و گو کردیم.
بزرگترین معضل تهران در وهله اول ترافیک و بعد آلودگی هوا است که البته معلول همان ترافیک است. برای ترافیک تهران چه کاری می شود کرد؟ با توجه به سابقه شما در پلیس راهنمایی و رانندگی می پرسم؛ برنامه شما برای حل معضل ترافیک چیست؟
آنچه امروز مردم تهران را بیش از هر چیز آزار می دهد ترافیک و آلودگی هواست. این اولین رسالتی است که مدیریت شهری دارد. برای حل این معضل مدیریت شهری باید زمینه دسترسی آسان مردم به نقاط مختلف شهر و سفرهای روزانه مردم تحصیلی، کاری و تفریحی مردم را مهیا کند. در نتیجه مردم بتوانند از یک هوای پاک استفاده کند. حمل و نقل و ترافیک در دنیا هم یکی از معضلات شهرهای بزرگ است.
البته ما در تهران خیلی هم ماشین نداریم که این حجم از ترافیک را داریم.
دقیقا؛ سرانه تملک اتومبیل مردم ما در تهران حدود 3 است، یعنی به ازای هر 10 نفر سه ماشین است. در کشورهای پیشرفته سرانه تملک ماشین، به فرض در کشور آلمان به ازای هر 10 نفر 9 تا 11 ماشین است. اگر تهران را با لندن مقایسه کنید می بینید که ما یک سوم آنها ماشین داریم. اما معابر ما تقریباً مشابه هم است. تهران بیشتر از لندن معابر ندارد. با این حال معابر آنها ترافیک قابل قبول و مناسبی دارد. اما ترافیک ما مشکل دارد. این نشان می دهد که ما تقاضای سفر مردم را مدیریت نکردیم. مدیریت تقاضای سفر ابزارهای مختلفی دارد. بخشی از آن بر می گردد به توسعه دولت الکترونیک. یعنی IT را اینقدر گسترش دهیم که بدون این که مردم نیازی به جابه جایی داشته باشند برای انجام اموراتشان، از داخل خانه شان با تلفن و اینترنت بتوانند کارهایشان را انجام دهند. این می تواند حدود 30 درصد سفرهای ما را کاهش دهد. مسئله بعدی حمل و نقل عمومی است، هم به صورت ریل و هم به صورت جاده ای، در روی سطح و چه در زیر سطح.
البته از این ابزار فقط ما اتوبوس داریم و برخی مناطق مترو. ضمن اینکه حمل و نقل عمومی ما ناقص است.
در کشورهای دیگر دنیا خطوط اصلی را تقسیم می کنند، جهت سفرهای مردم را محاسبه می کنند و برایشان تصمیم می گیرند. در تهران سفرهای مردم عمدتاً از مناطق حاشیه ای به سمت مرکز شهر و برعکس است. بین این ها هم ما می توانیم از این خطوطی که ترسیم می کنیم فیلدهای ارتباطی بگذاریم و خطوط را به هم وصل کنیم و جهتشان هم به سمت مرکز باشد و بتواند سفر های مردم را کاهش دهد. مشکل ترافیک تهران را با حمل و نقل عمومی می توان حل کرد. حمل و نقل عمومی یکپارچه؛ یعنی سفرهای مردم قابل برنامه ریزی باشد. امروزه در تهران حدود 20 میلیون جابه جایی در طول روز داریم و 10 میلیون جابه جایی با وسیله نقلیه عمومی صورت می گیرد و 10 میلیون با وسیله نقلیه شخصی. اگر ما حمل و نقل عمومی را گسترش دهیم به گونه ای که 20 میلیون جابه جایی ما را پوشش دهد، مسئله ترافیک در شهر تهران حل خواهد شد.
شما از شباهت های معابر تهران و لندن مثال زدید و اینکه آنها با وجود خودروهای بیشتر اما ترافیک روانتری دارند. سوال اینجاست که تهران برای تردد چند میلیون خودرو ظرفیت دارد؟
ما در تهران 34 میلیون متر مربع فضای عبور داریم؛ این 34 میلیون متر مربع منهای کوچه ها و پیاده روهاست. فقط مسیر های سواره رو است. فضای پارکینگ های عمومی سطح شهر ما حدود 6 میلیون متر مربع است. جمعاً می شود 40 میلیون متر مربع. هر ماشین نیاز به ۴۹ متر مربع فضا برای تردد دارد. اگر بخواهیم به یک ماشین با سرعت 30 کیلومتر، که در اصطلاح مهندسی ترافیک سرعت اشباع است، به آنها فضای عبور دهیم. نشان می دهد ظرفیت معابر ما برای 826 هزار وسیله نقلیه است. حالا در نظر بگیرید دو لاین خیابان های ما همیشه زیر پارک وسائل نقلیه است. که استعداد 280 هزار وسیله نقلیه را گرفته است. اگر این میزان را از 826 هزار تا کم کنیم چیزی حدود 560 هزار دستگاه می ماند. معابر ما برای 560 هزار دستگاه وسیله نقلیه با سرعت 30 کیلومتر بر ساعت ظرفیت دارد. اما 4 میلیون خودرو در تهران داریم؛ یعنی در بهترین حالت ۳.۷ برابر ماشین در تهران داریم. این یعنی بحران، یعنی فاجعه یعنی شهر آبستن حوادث. بعد پیک ترافیک تشکیل می شود. این شرایط حاکم شود در تلاقی سفرهایمان صبح و عصر و هر زمانی که شروع سفرهایمان تلاقی پیدا کند. چهار ساعت پیک ترافیک در صبح داریم و حدود چهار ساعت و نیم پیک ترافیک در عصر داریم. این به این معنی است که توقف، حرکت، توقف و حرکت. این توقف حرکت ها منجر به طولانی شدن زمان سفرها می شود، مصرف سوخت بالا می رود، استهلاک بالا می رود، خروارها تن آلودگی بیشتر از ترافیک روان اضافه می شود و به شهر تحمیل شود. در نتیجه تهران همیشه زیر چتری از غبار و آلودگی قرار گرفته است. آنوقت در رسانه ها می گویند که آنهایی که ناراحتی های تنفسی دارند بیرون نیایند. آنهایی که بیماری قلبی دارند و بچه ها بیرون نیایند و فعالیت های ورزشی نکنند.
اتفاقا یکی از معضلات تهران همین است؛ مردم نیایید بیرون.
مدام می گوییم نیایند، تمام اقدامات ما می شود سلبی. حقوق عادی و حقه مردم را از آنها می گیریم و می گوییم که اگر می خواهی سلامت بمانی نباید بیرون بیایی؛ آنهم در پایتخت یک کشور. بنزین و گازوئیل ما استاندارد نیست و ماشین های ما در شرایط معمولی آلودگیشان بیشتر از ماشین هایی است که سوخت یورو چهار به بالا دارند. در نتیجه ما بایستی در تهران یا باید منتظر باشیم که هر روز باران بیاید که نمی آید یا باد بیاید که آلودگی ها را با خودش ببرد و ما بتوانیم هوایی سالم تر داشته باشیم.
برازنده مردم ما هست که در پایتخت این کشور و جایی که مسئولین ارشد نظام اینجا مستقر هستند و از اینجا کشور را هدایت می کنند، مردم ما خودشان را به باد بسپارند و در انتظار باد باشند.
آیا برازنده است که امروزه ما خودمان را به باد بسپاریم؟ ما حتما باید حمل و نقل عمومی یکپارچه داشته باشیم و چاره ای جز این نداریم. حمل و نقل عمومی یک عدالت اجتماعی است که مورد قبول مردم هم هست و از وظایف مدیریت شهری است که برای شهروندان ایجاد کند؛ این است که باید فرصت های برابر برای دسترسی به حمل و نقل عمومی در هزینه، زمان، ایمنی و در راحتی سفر ایجاد کند. هیچ کس حق ندارد به شما بگوید که شما حق ندارید از این طرف شهر به آن طرف شهر بروید.
اما همه نمی پذیرند که با اتوبوس و مترو تردد کنند.
مدیریت شهری وظیفه دارد که یک برابری در فرصت ها ایجاد کند این دیگر قشر بندی و طبقه بندی ندارد. فقیر، غنی، استاد دانشگاه و .. ندارد. اگر حمل و نقل عمومی را گسترش دهیم و همه گیر کنیم و همه بتوانند با استفاده از آن به تمام نقاط شهر دسترسی داشته باشند به این معناست که عدالت اجتماعی به معنای واقعی جاری و ساری شده است. برای مثال وقتی شما سوار اتوبوس های تندروی میدان آزادی به تهرانپارس می شوید؛ هر کسی که آنجا سوار شود از فرصتی برابر برخوردا شده است. زمان سفر، مبلغ بلیط، ایمنی و راحتی سفر برای همه یکسان است. باید این را توسعه دهیم که مردم از وسایل حمل و نقل شخصی کمتر استفاده کنند البته متدهای دیگری هم هست که باید در کنار این اجرایی شود. دوم این که ما بیاییم کیفیت سوخت، لوازم یدکی و ... را اصلاح کنیم. کیفیت بنزین و گازوئیل باید اصلاح شود. آلیاژ سمی در قطعات خودرو مثل آزبست را حذف کنیم. البته در ایران محصولات آزبست دار تولید نمی شود، اما لوازم یدکی آزبستی را وارد می کنیم و الان هم داریم مصرف می کنیم. زمانی که ما ماجرای آزبست را مطرح کردیم،‌بررسی هم کردیم دیدم آزبست موجود در بدن پلیس های سر چهار راه چهار برابر آزبست موجود در هوای تهران است. این روزها نه محیط زیست در این وادی ها بود، نه صنایع. اینقدر گفتیم که مردم کمی ترسیدند و معترض شدند. رسالت سازمان حفاظت از محیط زیست در کشور چیست؟ این سازمان حق ندارد که با صنایع همسو شود که آنها از موادی استفاده کنند که هوا را که حداقل حقی است که خداوند گذاشته است آلوده کنند. این را خداوند با خلقت ما خلق کرد. کسی حق ندارد این هوا را آلوده کند. آنچیزی که باعث آلودگی هوای تهران، بی کیفیتی و عقب ماندگی صنایع ماست؛ این است که مدیران ما خودشان را مقید به رعایت قوانین، مقررات و استانداردها نمی دانند. هر ضوابطی که می گذارند به راحتی وزارتخانه می رود در دولت و 4 یا 10 سال فرصت می گیرد. این فرصت ها یعنی تحمیل یک شرایط بد و ناهنجار به مردم و جامعه.
اگر فرهنگ باشد بهتر از این است که قانون باشد. شما توسعه دولت الکترونیک را مطرح کردید. خیلی این حرف گفته شده است. 12-13 سال است؛ از زمان دولت خاتمی بوده، در دوره شهرداری آقای احمدی نژاد، شهرداری آقای قالیباف همه این حرف را می زدند؛ گیر این کار کجاست که این اتفاق نمی افتد؛ که ما به جای این که بیاییم توسعه دولت الکترونیک داشته باشیم و علاوه بر آن حمل و نقل عمومی داشته باشیم، اتوبان می زنیم. در اتوبان زدن پول بیشتری است، بیشتر توی چشم است؟ چه چیزی در کار است که به جای این که کار درست را انجام دهند لقمه را دور سر خود می چرخانند؟
رسالت توسعه الکترونیک در کشور به عهده وزارت فناوری و ارتباطات است. ما در کشور یک وزارتخانه ای داریم که همه این امورات ما را موظف است انجام دهد اما هیچ کشش و پیمانه ای وجود ندارد. هیچ مقیاس و سنجشی وجود ندارد. هیچ ضوابط، حساب و کتاب و یا جدول زمانبندی وجود ندارد که باید در سال فلان تا کجا رسید؟
برنامه توسعه ای البته داریم.
شما فکر می کنید تمام برنامه های توسعه ما محقق شد؟ اگر برنامه توسعه ما محقق می شد دولت الکترونیک باید خودش را به روز می کرد. چه کسی باید حسابرسی کند. آیا حسابرسی را باید پایان دولت انجام داد؟ دیگر عمر دولت که تمام شده است. چهارسالش را از دست داده است دیگر. آن حسابرسی واقعا به چه دردی می خورد؟
می خواهیم مچ گیری کنیم. اصلا بیاییم آن فرد را دار بزنیم چه نفعی به حال مملکت دارد. چه مشکلی حل می شود. این سیستم حسابرسی غلط است. باید آنلاین و به روز باشد و هر کسی متناسب با زمان کارش را انجام دهد. یک مشکل دیگری هم که ما داریم و یک آفت و مصیبت است که دامنگیر ماست این است که ما مدیریت یکپارچه شهری نداریم.
شهردار شهر و مدیریت شهری دارای اختیار تمام ادارات و واحدهای شهری نیست. اداره آب، برق، گاز، پلیس و تمام سازمان های متولی هر کدام یک ساختار و سازمان جداگانه ای دارند. آن سازمان ها مشارکتشان در شهر به اندازه نیاز بخشی سازمانیشان است نه به اندازه نیاز شهر.
۳۰ سالی می شود که قرار شده مدیریت یکپارچه داشته باشیم. اما این اتفاق نمی افتد. فقدان مدیریت یکپارچه شهری چه آسیب هایی دارد؟
مثال بزنم که کمی برای شما روشن شود. در 30 سال گذشته در شهر تهران 7 پمپ بنزین ساخته شد. 12 واحد پمپ بنزین از دور خارج شد. نه تنها پمپ بنزینی اضافه نشد که 5 تا هم کم شد. مسئولش چه کسی است. این چه سیاست غلطی است که هیچ وقت بازنگری نمی شود. وزارت نفت برای خودش منافعی ندید که بیاید و در شهر تهران پمپ بنزین بسازد. الحمدالله مسئولین ارشد ما هم اینقدر خدمه و راننده و نوکر دارند که ندانند که اصلا پمپ بنزین کجاست و صفش چطور است و چقدر باید بایستی. لذا مردم و شهر فراموش می شوند. چرا وزارت نفت این رسالتش را انجام نداد؟ ما 30 سال قبل در کل کشور یک میلیون و 700 هزار ماشین داشتیم با آن همه پمپ بنزین کل کشور؛ اما الان تنها در تهران چهار میلیون دستگاه ماشین داریم. آن برنامه ای را که شما فرمودید چه کسی باید ارزیابی بکند؟ ارزیابش کیست؟ یعنی سی سال ارزیابی نکرده است؟ مگر می شود. این که نیاز ضروری مردم است. شما صبح که از خانه ات بیرون می آیی چه بخواهی وچه نخواهی جز شبکه حمل و نقل هستی؛ یا به صورت پیاده و یا به صورت سواره. چطور می شود که 30 سال در کشور دیده نشود آنهم برحسب یک سیاست گذاری غلط وزارت نفت.
اگر مدیریت یکپارچه باشد شهردار باید پاسخگوی تمام امورات شهر باشد نمی تواند توجیه کند. در دنیای پیشرفته شهردار از اعضاء شورای شهر انتخاب می شود. هیچ عذری هم پذیرفته نیست که شورای شهر بگوید شهردار نکرد و یا شهردار بگوید که شورای شهر همراهی نکرده است. شورای شهر و شهرداری یک گروهند. این موظف است که بیاید این کارها را انجام دهد. اصلا حق ندارد بهانه بیاورد. همه سازمان ها و تشکیلات زیر مجموعه اش هستند. این یک نقص ساختاری و قانونی است و ما باید این را اصلاح کنیم.ما باید مدیریت یکپارچه را بیاوریم. ما یاد گرفته ایم که همیشه تصدی گری داشته باشیم. همه کارها را تمرکزی انجام دهیم. مدام ایستاده ایم تا دایره شمولمان را زیاد کنیم.
مثلا اگر من رییس اداره قند و شکر باشم بدم نمی آید که شرکت نفت هم بشود زیر مجموعه ام. بدم نمی آید که صنف فلان هم زیر مجموعه من شود. از سال 1960 در غرب این را حذف کردند این یک نقص است. آنها امروزه اصطلاحی را به کار می برند که می گویند government as partner یعنی دولت باید همراه مردم باشد. اما ما هنوز دنبال طرح جامع، طرح تفصیلی و طرح هادی هستیم. اینها بیش از 50 سال است در دنیای پیشرفته لغو شده است. الان ارزش ها به حکومت های محلی داده شده است ولی در کشور ما عکس این موضوع است. الان شورای شهر ما در تهران با آراء مستقیم مردم انتخاب می شوند، می روند در شهر به عنوان یک پارلمان و یا یک دولت محلی و سر یک موضوعی مصوبه ای دارند؛ مصوبه شورای شهر باید برود فرمانداری و فرمانداری گاهاً آن را لغو می کند و یا حدودش را تغییر می دهد. نه این که بخواهیم فرمانداری را مقصر بدانیم، قانون این اجازه را به آن می دهد. امروزه در دنیا برای این که مردم بهتر زندگی کنند، مشارکت با مردم باشد؛ چون هر جا مشارکت باشد مسئولیت پذیری هم هست. یک اصلی را گذاشته اند در سال گذشته که برویم در کشورها بگردیم و هر جایی که قانون مانع کار است قانون زدایی کنیم. در کشور ما باید یک قانون زدایی صورت گیرد. این مبانی دست و پا گیر باید حذف شود. اینها مانع پیشرفت شهر است. مانع مدیریت صحیح شهر است. باید این قوانین حذف شوند. اگر شورای شهر را مردم انتخاب می کنند مصوبه اش نباید برود در فرمانداری و در آنجا وتو شود. فرمانداری هم حرف خودش را می زند و حرف خلاف قانونی هم نمی زند. از نظر قانونی این حق را دارد. اما این غلط است و تناقض آشکار است. این دو با هم جمع نمی شوند. ما با هم جمع می شویم و این شهر ما و زندگی ماست؛ تصمیم می گیریم که فلان کار را انجام دهیم و یک نفر از بیرون می آید و می گوید حق ندارید این کار را انجام دهید؛ این حق ماست به تو چه مربوط است؟
در بحث مدیریت یکپارچه شهری تلاش هم زیاد شده است. فکر می کنید بشود کاری کرد که 23 اختیاری که دولت باید به شهرداری بدهد، داده شود یا همچنان ترس از قدرت و ایالتی شدن پیش می آید.
این اتفاق می افتد. اما شرایط موجود بستر را مهیا می کند برای اختلاف بین دولت و شهرداری و فاصله بین این دو را زیاد می کند.
هر زمان دولتمردان ما و مجموعه مدیریتی و حاکمیتی کشور را از خود بدانند و خود را از مردم بدانند؛ هر وقت به اینجا رسیدند مدیریت یکپارچه شهری اتفاق می افتد. الان برحسب این قوانین به دولتمردان ما القا شده است که آنها موجود جدا تافته ای هستند. آنها بایستی در آن سطح قرار بگیرند. بحث ما از بالا به پایین است. می گویند که اگر یک لوزی را در شهر رسم کنیم، شورای شهر، شهردار، شهروند و دولت چهار ضلعش را بگیریم که دولت آن بالا و شهروند در انتها قرار می گیرد، شهرداری و شورای شهر هم در ضلع وسط قرار می گیرند. دستور از بالا به پایین است و آن کسی که آن انتهاست و دستور برگشت ندارد شهروند است. این اشتباه محض است. در دنیا این را تجربه کرده اند و دیده اند جواب نمی دهد. آمدند همه را همطراز کردند و ارتباطی بین دولت، شهرداری و شورای شهر و مردم را ارتباطی دوطرفی و رفت و برگشتی قرار دادند. در کشور ما ارتباط یک طرفه است، دستوری است. بخشنامه ای است. در کشور ما همه امورات دستوری است هر چند هم که می بینیم جواب نمی دهد. اما حتی زمانی که منفی می شود و مردم پاسخ منفی نشان داده اند باز هم درست نمی شود. ما توجیه می کنیم و تفسیر می کنیم و می آییم و منطق های غلطی را به مردم تحمیل می کنیم.
به نظر شما شواری شهری که قانونش الان وجود دارد، می تواند حق شهروندان را بگیرد و مدیریت یکپارچه شهری راه بیندازد؛ امکانش وجود دارد که ما از پایین به بالا بیاییم.
ارزش ها نزد مدیران متفاوت است. یکی ترافیک برایش اولویت اول است و تمرکز می دهد به ترافیک. یک کسی معابر، تونل و پل برایش اولویت است و تمرکزش را به آن می دهد. یکی برایش فضاهای باز و عمومی برایش اهمیت دارد می رود در منظره آرایی و فضای کالبدی شهر. یک کسی بافت فرسوده برایش اولویت است و تمرکزش را می گذارد روی آن. یک کسی اقتصاد شهری و سیاسی برایش اولویت است تمرکزش را می گذارد در آن بخش. هر جا بیاییم یک نیاز شهری را بیش از حدش در نظر بگیریم و از نیازهای دیگر بزنیم و به آن برسیم کاستی در شهر ایجاد می شود. من فکر می کنم 70 درصد برآورده شدن نیازهای ضروری مردم در شهر تهران با شرایط موجود در اختیار شهرداری و شورای شهر است. حمل و نقل عمومی یکپارچه و معابر؛ در اختیار شورای شهر است و 30 درصدش را دولت مداخله گر است. این 70 درصد کفه اش سنگین تر است.
شما می گویید که 70 درصد دست شورای شهر و شهرداری است؛ اما ما می بینیم که عملاً توسعه مترو با کمبود بودجه مواجه می شود و دولت پول نمی دهد و زورش می رسد که پول ندهد. آن 30 درصد بخش بزرگ ماجرا می شود. من به عنوان شهروند اگر انتظار داشته باشم که مترو مستقیم من را از حکیمیه به انقلاب برساند، این نیاز برآورده نمی شود، چون نیست. با توجه به نیرویی که وجود دارد و آن 30 درصدی که اتفاقاً قوی تر است و زور دولت می چربد، امکانش هست که شورای شهر کارآمدی بهتری داشته باشد؟
این که دولت تکلیفش را عمل نمی کند یک نقص اساسی این است. الان دولت هم در مدیریت شهری سهم دارد که نباید داشته باشد. سهم قانونی دارد که می تواند مداخله کند، می تواند شرایط را تغییر دهد، مصوبه بدهد، می تواند جهت شورای شهر و مدیریت شهری را تغییر دهد. این نقص قانون است. این همان قانون زدایی است که گفتم باید اتفاق بیفتد. دولت نباید در اینجا وارد شود، در شان دولت نیست. دولت باید به عنوان بزرگتر راهنما باشد و مشارکت کند و حامی باشد. نترسد از دیگری؛ البته نه این که خدایی نکرده بخواهم بگویم اینطور است اما نباید خرده تسویه حساب ها انجام شود. تسویه حساب های شخصی، گروهی و جناحی انجام شود. متروی تهران با تدبیر دیگری می شود بهتر عمل کند. الان متروی تهران دارد خوب عمل می کند. 4 دستگاه TBM هست که دارد دل این زمین را می شکافد و روزی 25 متر هر TBM دارد تونل حفر می کند تا مترو بیاید و جاری و ساری شود. حرف من این است که شما دارید از این مسیر می روید مانع قوی است شما نمی توانید از آن رد شوید، چه کار می کنید؟ نمی روید؟ دور می زنید و یک راهی پیدا می کنید.
این دور زدن هزینه شهر را زیاد می کند.
این نقص قانون است. یک بخش دیگر آن را هم نمی دانم چه بگوییم، اغماز بگوییم یا خیانت. نمی دانم چه باید بگوییم. اینطور نیست که دولت هر کاری خواست بکند. دولت خاصی مد نظر من نیست. دولت حق ندارد خارج از قواره قانونی قدم بردارد. در کشور ما دولت قانون را ابلاغ هم نمی کند. چرا کسی جلویش نایستاد. چرا دولت را نیاوردند تا برای 75 میلیون نفر توضیح دهد که چرا قانون را اجرا نمی کند. مگر این ملک شخصی ات است که قانون را اجرا نمی کنی. فکر می کنی که چه کسی هستید. دولتی که به قانون گردن نمی نهد می خواهید به من و شما احترام بگذارد. قطعا همچین کاری نمی کند. قانون یک قرارداد اجتماعی بین ما است. رابطه دولت با ما را قانون تعیین می کند. دولت که حق ندارد از ما قانون بخواهد اما خودش هیچ وقت متعهد به قانون نباشد. چرا مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه حسابرسی نمی کند؟ قانون یک قرارداد اجتماعی است. ما قرارداد بستیم که راه رفتن، غذا خوردن، سرکار رفتن، از فضاهای عمومی استفاده کردن و .. چطور باشد. مدیران ما متعهد به رعایت قانون نیستند و هر چه آسیب دیده ایم از همین قانون گریزی است. قانون گریزی در مدیران هزاران برابر بیشتر از مردم ماست. اگر مدیران ما به قانون متعهد باشند و ملزم به رعایت قوانین باشند، شک نکنید که وضع کشور ما به زودی بهبود پیدا می کند و عالی می شود. باید قوانین مان را اصلاح کنیم که اینقدر کوچه و پس کوچه نداشته باشد. در ضمن نظارت و کنترل باید مستمر باشد. پاسخگویی هم باید با حساب و کتاب باشد. در این مرحله اگر انجام نداد چی؟ کجای قانون این پیش بینی شده است. فقط می توانند خیلی ملایم بگویند که چرا این کار انجام نشده است. کجای دنیا اینطور است؟ به سخره گرفتن مردم، نقض قانون و از بین بردن اعتبارات هیچ تاوانی برای کسی ندارد. قوانین ما مشکل دارد. باید فرد حساب پس بدهد در دوره های زمانی مختلف باید حساب پس بدهد و اگر انجام نداد باید کنار برود؛ در حالی که اینجا ترفیع می گیرد. بیچاره مردم!
جناب سرهنگ برای شورای شهر چهارم چه برنامه ای دارید؟
اولویت برنامه من ساماندهی حمل و نقل عمومی یکپارچه است که معضل ترافیک شهر را حل کند. فکر می کنم که این امر بیش از هر چیزی مردم ما را آزار می دهد. اولویت دوم توجه جدی به مسائل زیست محیطی است. اگر محیط زیست ما در شهر تهران که به عنوان یک ستاد محیط زیست مطرح است بشود معاونت محیط زیست در شهرداری تهران. آن موقع شاید بتواند توانمندتر شود و بتواند رسالت خودش را به خوبی انجام دهد و قدرت دیده بانی بیشتری پیدا کند.
حدود 68 درصد بافت های مسکونی شهر تهران بافت فرسوده است. کشور ما کشوری است آبستن حوادث و هر روز می بیند که در گوشه ای از کشور زلزله اتفاق می افتد. خدا نکند در تهران زلزله اتفاق بیفتد. اما این که دست من و شما نیست و اتفاق خواهد افتاد و اگر بیفتد چه خواهد شد. قطعا آنهایی هم که در بافت فرسوده زندگی می کنند اگر توان و بضاعت مالی خوب داشتند آنجا را نوسازی می کردند، توانش را ندارند. لذا مدیریت شهری باید به کمکش بیاید و با قوانین و ضوابط کارآمد این زمینه را مهیا کند. ساختمانش را مقاوم کند و زن و بچه اش را زیر سقفی ببرد که امنیت داشته باشد. برنامه بعدی درباره معلولان است؛ آمارها متفاوت است اما آمار غالب این است که بین 14 تا 16 درصد مردم ما معلولین هستند. بخشی از این معلولین در اثر جنگ تحمیلی است و بخشی مربوط به اتفاقات و حوادث است و بخشی از آن هم مادرزادی است. این قشر قابل توجهی در شهر هستند. یک معلول وقتی یک سمت خیابان می ایستد با حسرت آن سمت را نگاه می کند که چطوری می تواند از این پیاده رو و جدول و خیابان رد شود و به آن سمت برود. چون محدودیت جسمی دارد و حضورش در شهر به جهت مناسب نبودن فضاهای کالبدی شهر مزاحمت برای دیگران و خانواده دارد که همراهی اش کنند، سعی می کند تقاضاهایش را کم کندو روز به روز منزوی تر می شوند. و به خودشان می قبولانند که نباید از امکانات جامعه استفاده کنند و همه چیز جامعه حق آدم های سالم است. این خیلی خطرناک است. رسالت هر مدیری این است که مردمش را یکسان ببیند. خیلی علاقه مند هستم که مردم ما بتوانند از یک عدالت اجتماعی خوبی برخوردار شوند. من فکر می کنم که رسالت مدیریت شهری این است که شهر را به گونه ای سیاست گذاری و طراحی بکند و شهر طوری ساخته شود که از جهات مختلف رابطه شهروندان با بستر شهر رابطه ای بده بستانی است. اگر شهر خوب ساخته شود و مردم حس تعلق خاطر پیدا کنند؛ باعث پایداری محیط می شود. به منطقه اش علاقه مند می شود. می بیند که از جهت امنیت شهری، فضای سبز، امکانات اجتماعی و رفاهی منطقه اش او را راضی می کند و دوست دارد محله اش را. اگر حس مکان پیدا کند آشغالی را که در دست دارد پرت نمی کند در پیاده رو. این سبب می شود مردم ما آرامش پیدا کنند. اینطوری عمر حکومت زیاد می شود ولی اگر شهر ما شهری خسته، فرسوده و بیمار باشد؛ باعث پایداری محیط نمی شود. آستانه تحملش پایین می آید و باورهایش خراب می شود. اعتقادش به مدیران و مسئولین نظام از بین می رود. این سبب می شود که یک زمانی اگر پشت چراغ قرمز هم قرار بگیرد، 30 ثانیه هم زمان چراغ بهم بریزد، آستانه تحملش می آید پایین و با عصبانیت دستش را می گذارد روی بوق و وقتی هم از چهار راه رد می شود تهاجمی رانندگی می کند. این اشکال رانندگی فرد نیست، آرامش روحی و روانی اش به هم ریخته است و دارد عصبانیتش را بیرون می ریزد و این حادثه ایجاد می کند. این ریشه در اعتقادات و باورهای مردم دارد. اگر ما شهر را به گونه ای آرایش کنیم و مبلمانی متفاوت و چشم نواز برایش در نظر بگیریم و وسیله ای باشد برای آرامش بخشیدن به مردم. فضاهای عمومی شهر باید تنش ها را از شما بگیرد. فضای شهری نباید خشن و آزار دهنده باشد.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ پنجشنبه 23 خرداد 1392 ] [ 08:34 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
 تلویزیون ایران چه جور تلویزیونی‌ست؟ منظورم این نیست که مارک‌اش چطور است و خرید نوروزی‌اش جایزه دارد یا نه! منظورم این
است که در چارچوب برنامه‌سازی تلویزیونی ،برنامه و آینده و گذشته این تلویزیون چطور تعریف شده یا می‌شود؟ بگذارید از خوب و بد سازی آن بگذریم و برویم سراغ بنیادی‌ترین کارها در یک تلویزیون ِ سرپا.
مجری‌ها و ایده‌ها در یک برنامه زنده
شما از یک مجری تلویزیونی چه انتظاری دارید در یک برنامه زنده یا ضبط شده؟
الف.احتمالاً دل‌تان می‌خواهد یک فرقی میان این مجری با آدم‌های کوچه و خیابان باشد. یعنی یک دلیل موجه باشد برای حضورش جلوی دوربین.[
غیر از آن دلایلی که اغلب پیش‌بینی می‌کنیم که مثلاً پسرخاله یا دخترخاله فلان یا بسار است که خب اغلب هم درست است!]
ب.احتمالاً دل‌تان می‌خواهد که مجری صدای خوبی داشته باشد.
ج.احتمالاً دل‌تان می‌خواهد چهره خوبی داشته باشد.
د.
احتمالاً دل‌تان می‌خواهد یک فرقی با دیوار پشت سرش داشته باشد.
ه.احتمالاً دل‌تان می‌خواهد مقلد کسی نباشد.
و.احتمالاً دل‌تان می‌خواهد به قول حافظ «آن» داشته باشد یعنی به قول امروزی‌ها جذبه داشته باشد.
ز.احتمالاً دل‌تان می‌خواهد
حرف زدن معمولی یک فارسی‌زبان را بلد باشد. کلمات را درست ادا کند و شما دائماً جلوی بچه‌تان مجبور به اصلاح اشتباهات‌اش نباشید و بچه‌تان هم دائم نگوید: «تو بهتر میدونی یا اون؟! تو بهتر میدونی یا اون؟!»
شما از ایده‌های به کارگرفته شده در یک برنامه تلویزیونی زنده یا ضبط شده چه انتظاری دارید؟
الف.احتمال
اً دل‌تان می‌خواهد که ارزش دیده شدن داشته باشد یعنی از لحاظ زیباشناسی حال‌تان را نگیرد مثلاً یک دفعه سرصبحی تلویزیون را روشن نکنید و ببینید که یک کلوزآپ دارید از یک کله پخته شده گوسفند توی سینی که یک آقایی دارد لحظه به لحظه آن را از گوشت و پوست عاری می‌کند آن هم در یک برنامه زنده و توی استودیو و مجری هم دائم سرتکان می‌دهد و کله‌پز مهمان هم چشم آن بدبخت را در نمای درشت درمی‌آورد و توضیح کارشناسانه می‌دهد که مغزش را چطور باید خالی کرد! احتمالاً دل‌تان می‌خواهد چیزی ببینید که کله پاچه را برای همیشه زهرمارتان نکند!
ب.احتمالاً
دل‌تان می‌خواهد ایده برنامه همان ایده برنامه‌ای امریکایی یا اروپایی یا حتی ایرانی خارج از کشور نباشد و مثلاً آکادمی اسم‌اش را نیار، نشود آکادمی اسم‌اش را بیار!
ج.
احتمالاً دل‌تان می‌خواهد ایده و اجرای بخش خبر یا برنامه‌های خبری یادآور بخش خبر یا برنامه‌های خبری ... [شرمنده‌ام!بنده با عوامل بیگانه هیچ گونه ارتباطی ندارم!] نباشد؛ وگرنه همه می‌دانیم که کپی زدن چندان مشکل نیست و می‌شود با مختصر تغییر شبکه خبری «بی بی سکینه» را در ایران راه اندازی کرد.
د.احتمالاً
دل‌تان می‌خواهد ایده‌های مرتبط با زندگی روزمره خودتان عین زندگی روزمره خودتان توی تلویزیون نمایش داده شود نه شبیه آرزوهای روزمره شما. انتظارتان این است که مشکلات خودتان را ببینید نه هرهر خندیدن خودتان را در حالی که اوضاع خیلی خطری‌ست حسن! البته شما هم می‌دانید که تلویزیون‌های امریکا و اروپا مشکلات اقتصادی خیلی وخیم‌شان را لاپوشانی می‌کنند که کسی متوجه خالی بودن جیب‌اش نشود و فکر کند در پر قو دارد نان خشک به نیش می‌کشد اما تلویزیون ما تصویر واقعی بازارهای تره بار پر از گوجه فرنگی و پرتقال و سیب ارزان را نشان می‌دهد که همه هم از خریدشان خوشحال‌اند و اگر منع شرعی پخش نبود دست جمعی حرکات موزون از خودشان در می‌کردند.
برگ‌های برنده تلویزیون ایران
برنامه نود، رادیو هفت، پایتخت‌2، کلاه قرمزی 92؛ این‌ها برگ‌های برنده تلویزیون ایران‌اند در روزگاری که رقبای برون‌مرزی این تلویزیون دارند مخاطبان داخلی را مثل ماهی کیلکا در اقیانوس آرام، صید می‌کنند.
عادل فردوسی‌پور، منصور ضابطیان، محسن تنابنده ، ایرج طهماسب و حمید جبلی شوالیه‌های رسانه‌ای ما در قبال حملات رسانه‌ای شدید تلویزیون ایران به خودش هستند. آنان توانسته‌اند تصویری واقعی و پذیرفتنی از ایران امروز را نشان ایرانیان امروز دهند و برنامه‌هاشان فراتر از خود برنامه به بدنه فرهنگ و باورهای اکنونی تزریق شود.
به گمانم موفق‌ترین چهره‌های تلویزیونی امسال فامیل دور و بع‌بعی و همساده هستند عروسک‌هایی واقعی‌تر از مجریان تلویزیون ایران. بگذارید کمی به آینده نظر کنیم و ببینیم که اگر در خیل این همه کاندیدای آماده کارزار برای انتخابات آینده [که برخی از آنها با ایجادکمپین در شبکه اجتماعی و با 800 لایک زن قصد نام‌نویسی در فهرست کاندیداها را دارند] فامیل دور هم وارد شود چه وعده‌هایی برای رأی‌دهندگان دارد؟شما چه فکر می‌کنید؟
الف.
احتمالاً دل‌تان می‌خواهد مشکلات «دری»تان بدون دری وری حل شود.
ب.احتمالاً
دل‌تان می‌خواهد به جای یارانه‌ی «در»تان، پول «در»تان را دم درتان تحویل‌تان دهند.
ج.احتمالاً
دل‌تان می‌خواهد نتایج مذاکرات «در + در» باعث در به دری‌تان نشود.
د.احتمالاً
دل‌تان می‌خواهد برای جمع‌آوری «در » از پشت بام‌هاتان، دیگر درتان را نزنند و شما از این به بعد با خیال راحت در را به روی مامور آب و برق و گاز باز کنید.
ه.احتمالاً
دل‌تان می‌خواهد «در»ارزان به «در» شما بخورد و بشود «در» دارو نه «در» بنز و بی ان و.
فامیل دور می‌داند که رأی‌دهندگان عاشق «دور»اندیشی‌اند و چون «در بندند ، درمانند»، علاقمند به «در»اندیشی؛ بنابراین شاید بخواهد در استادیوم«در» مردم عاشق «در» را جمع کند اما مردم عاشق ِ «در» می‌دانند که استادیوم «در»، هرگز خود ِ «در» نیست.

 یزدان سلحشور

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 


[ سه شنبه 21 خرداد 1392 ] [ 06:15 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]
 

          

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
به گزارش مهر، اولین قرعه مناظره به‌نام محسن رضایی افتاد. گزارشی از سخنان محسن رضایی و نقد نامزدها و در نهایت پاسخ وی در ادامه آمده است.

نفر اول محسن رضائی

کشمکش بس است

* امروز مردم ایران از کشمکش‌ها خسته شده اند و مدیریت جناحی دیگر جوابگو نیست. کشمکش بس است.

*ما میخواهیم دولتی روی کار بیاید که به یک خیزش رو آورد و دولت فراگیر و جامع امید را درست کند. از همه می خواهیم برای این کار به کمک ما بیایند.

*ما می خواهیم به یک روابط اقتصادی مطلوب دست پیدا کنیم و در صحنه بین الملل در کنار دستیابی به قدرتی که امروز آن را در اختیار داریم، به توسعه اقتصادی و سیاسی برسیم.

سوال ولایتی از سیاست خارجی

* من می خواستم بدانم سیاست دکتر رضایی در حل مسائل بین الملل چیست.

روحانی: مدیران دلسوز را برگدانیم

* باید بر مسیر وحدت و انسجام حرکت کنیم و اگر می خواهیم کشور را در مسیر جدید قرار دهیم باید مدیران دلسوزی که منزوی شده اند را برگردانیم. حتی در سال های اخیر همکاران و دوستان انقلابی را نیز دفع کرده ایم.

حداد عادل: روش دیپلماسی شما چیست؟

* جناب آقای رضایی در مورد سیاست خارجی روش خودشان را توضیح ندادند بلکه نتایج را گفتند. بنده می خواهم بدانم با کدام روش این کار انجام می شود.

جلیلی : نظری ندارم

سعید جلیلی در این زمان ترجیح داد سوالی نپرسد.

قالیباف: شیوه وحدت شما چیست

* سوال من این است که آقای رضایی می خواهند با چه روشی به سمت وحدت بروند؟

عارف : میزبان من در سفر انتخاباتی آذربایجان دستگیر شد 

* بنده امروز یک موضوع را مطرح می کنم که ببنم نظر شما در این باره چیست. بنده تا سه چهار روز قبل به بازار تهران رفته بودم و چند جوان شعار درود بر عارف و سلام بر خاتمی در بازار سر دادند که این افراد را برای چند ساعت دستگیر کردند و با پیگیری فراوان و مکرر خود من آنها آزاد شدند.

* در اولین سفری که من به استان آذربایجان داشتم میزبانی داشتم متاسفانه پس از بازگشت من از استان، میزبان را دستگیر کردند و او اکنون سه هفته است که دستگیر شده و خانواده اش هنوز هیچ اطلاعی از وی ندارند.

* تعدادی از جوان ها عکس بنده، آقای خاتمی و آقای سیدحسن خمینی را که در کنار هم بودیم تبدیل به پوستری کرده اند و در بعضی از استان ها از پخش این پوستر جلوگیری شده است. راهکار شما برای این که ان شاء الله در آینده این مسائل اتفاق نیفتد چیست؟

غرضی: جلب رضایت عامه از طریق کانال های قدیمی؟

*این طور که بنده تشخیص می دهم سیاست داخلی مبنی بر جذب رضایت عامه است و این امر با فرمایشات شما نیز مغایرتی ندارد آیا جلب رضایت عامه از طریق کانال های تعریف شده انجام می شود یا کانال های جدیدی را معرفی می کنید؟

پاسخ رضایی به منتقدان

* خوشبختانه بسیاری از اظهارات موید رویکرد من در اداره کشور بود. متاسفانه امروز خیلی از افراد در کشور سرجای خود نیستند و ما اولین کاری که می کنیم این است که هر کسی را سر جای خود قرار می دهیم و مطمئن هستم که 50 درصد مشکلات با این روش حل خواهد شد.

* باید یک دولت فراگیر با دو محور ایجاد شود یکی آن که کارآمد باشد و دوم آن که رهبری و نظام جمهوری اسلامی ایران را قبول داشته باشد. از این جا به بعد برای من مهم نیست.

*ما به بحث آزادی‌خواهی تنها به عنوان یک احساس نگاه نمی کنیم ما به دنبال آن هستیم که نهاد آزادی را در این کشور مستقر کنیم.

* بعضی از صحبت ها متاسفانه حکایت از دعوا دارد که ما معتقدیم همین مسئله باید حل شود. ما می‌گوییم دعوا و کشمکش بس است مردم امروز مشکل نان دارند.

*در سیاست خارجی من از استراتژی قیچی استفاده می کنم این قیچی دارای دو لبه است که یک لبه آن کارآمدی اقتصادی و لبه دیگر این که قوی ترین دیپلمات های کشور را بسیج می کنم.

 نفر دوم محمدباقر قالیباف

دولت مورد پذیرش مردم نباشد نمی تواند مذاکره کند

قالیباف به عنوان نفر دوم از برنامه های خود گفت که مهترین بخش های آن در ادامه آمده است:

* دولتی که مورد پذیرش مردم خودش نباشد، در پشت هیچ میز مذاکره ای موفق نخواهد بود.

* معتقدم حوزه دیپلماسی ما در سالیان گذشته نتوانسته در تحقق اهداف سیاست خارجی ما موفق باشد. کسی با رویکردها مشکلی ندارد و نیازمند تغییر در رویکردهای مدیریتی که یکی از آنها سیاست خارجی است هستیم.

عارف: بخش نگری کردید

* در بحث معماری ایرانی اسلامی شما نمی توانستید پیشنهاد دهنده باشید. در بخشی نگری فقط به پروژه های عمرانی تهران توجه شد در حالی که نسبت به سایر موضوعات مانند محیط زیست بی توجهی شد.

*: گفته می شود فروش تراکم در تهران و در زمان شهرداری شما باعث گران شدن زمین شده است آیا شما تراکم را پیش فروش کرده اید که قالیباف همانجا پاسخ داد خیر تکذیب می کنم.

غرضی: برنامه شما برای بهره گیری از استعداد جمعی چیست؟

* آیا شما استعداد جمعی را برای حل مشکلات سیاست داخلی قبول داشته و برنامه ای برای این موضوع دارید.

ولایتی : نکته مغفول تربیت نیروی متخصص است

* در سیاست خارجه به جز این نکاتی که آقای قالیباف گفتند نکات مهم دیگری نیز وجود دارد که یکی از آنها تربیت نیروی متخصص و کارآمد است.

دفاع روحانی از سیاست خارجی دوران ولایتی

* تعجب می کنم که آقای قالیباف می گوید سیاست خارجه ما تاکنون موفق نبوده است. ایشان استثنا هم قائل نشد.

* در زمان هاشمی و بعد از جنگ تکنولوژی از کشورهای مختلف وارد ایران شد. در زمان آقای هاشمی باقیمانده سرزمین را از ارتش بعث بازپس گرفتیم و اسرا و آزادگان را به کشور بازگرداندیم و صدام در سازمان ملل محکوم شد.

* در دوره خاتمی کشور از بحران نجات پیدا کرد. دو کشور منطقه مورد هجوم قرار گرفتندو ایران نیز جزء لیست بود اما با برنامه ریزی جدا شد.

حداد عادل : عده ای از طرفداران عارف با عکس خاتمی مقابل صداو سیما بودند

* بنده یک توضیحی بدهم درباره اظهارات آقای عارف، آن کسانی که در بازار تهران اسم ایشان را به همراه آقای خاتمی بردند و دستگیر شدند، حتما توسط یک سلیقه فردی این کار انجام شده است که یک اشتباهیست که ممکن است حتی در صورت رئیس جمهور شدن آقای عارف نیز اتفاق بیفتد.

*عارف در پاسخ به حداد عادل گفت: بنده هم همین اعتقاد را دارم و معتقدم که باید از همین سلیقه های فردی جلوگیری شود.

دادگاه میکونوس در زمان هاشمی

* همین الان که ما به صدا و سیما می آمدیم، عده از طرفداران آقای عارف عکس ایشان و آقای خاتمی را در دست داشتند اما هیچکس به آنها کاری نداشت.

* کشور در زمان آقای هاشمی با بحران مواجه شده است و همان زمان بود که داستان میکو نوس به وجود آمد و رئیس جمهور هم در همان زمان ممنوع الخروج شد و بوش نیز کشور ما را محور شرارت معرفی کرد.

واکنش جلیلی به اظهارات روحانی و عارف

* منطقی گرایی و دیپلماسی عمومی که در اظهارات آقای قالیباف مطرح شد، الان هم موجود است، سوال من این است که ایشان چگونه می خواهند این موضوعات را اجرا و دنبال کنند؟

انتقاد جلیلی از برنامه قالیباف

* در بخشی از برنامه آقای قالیباف مسائلی بیان شده است که زیاد با تفکرات ایشان نمی خواند. در برنامه ایشان آمده است؛این نظامی که می خواهد خود را حاکم بر جهان معرفی کند و در این بین از چند کشور دیگر کمک می گیرد، یکی از نکاتی است که ما با آن مخالفیم و این موضوع از نکات مثبت در سیاست خارجی ماست. البته وزارت خارجه نیز باید خیلی قوی تر از شرایط فعلی عمل کند.

حکم جلب برای هاشمی

* آنچه آقای روحانی مطرح کرد، مورد بحث است، در زمان برخی دوستان که شعار همراهی با نظم جهانی سر داده می شد، دوبار حکم جلب برای آقای هاشمی صادر شد و با آن همه همراهی که در افغانستان در زمان آقای خاتمی صورت گرفت، آمریکا، ایران را محور شرارت معرفی کرد. روحانی در پاسخ به این اظهارات جلیلی گفت: اما با این وجود منافع امنیت ملی ما حفظ شد.

*جلیلی درباره اظهارات روحانی ادامه داد: منافع بعد از زمانی محقق شد که در عراق و افغانستان، آمریکا زمین گیر شد.

پاسخ روحانی به جلیلی

* روحانی نیز در پاسخ به اظهارات جلیلی گفت: خوب این موضوع هم در زمان آقای خاتمی بود و آنها در آن دوران، در عراق و افغانستان زمین گیر شدند و آنچه شما می گویید درست نیست چون بالاخره تاریخ را نمی توان تحریف کرد.

*جلیلی در ادامه تصریح کرد: در فضایی که بعد از دوران اصلاحات ایجاد شده، آنها در افغانستان و عراق زمین گیر شدند و مجبور به خارج کردن نیروهایشان از عراق شدند، مهم این است کسانی که فکر می کردند بعد از عراق و افغانستان آمریکا به دنبال حمله به ایران بود، در محاسباتشان شکست خوردند .

انتقاد جلیلی از سخنان عارف درباره خاتمی

*وی درباره اظهارات عارف نیز در برخورد با سلایق مختلف خاطر نشان کرد: درباره برخورد با سلایق باید بگویم اگر از کسی که بزرگترین خلاف قانون را عمل کرد یاد کنیم، این ظلم بزرگی است، چرا که آنها به قانون تمکین نکردند و مشکلات زیادی برای کشور به وجود آوردند.

عارف:عکس خاتمی ممنوع است؟

*عارف در پاسخ به این سخنان جلیلی گفت: بنده از شما به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی یک سوال دارم، آیا سلام بر خاتمی و نشان دادن عکس ایشان خلاف قانون است؟ که جلیلی پاسخ گفت: من این بحث را ندارم.

*جلیلی ادامه داد: اگر کسی بعد از انتخابات فتنه ایجاد کرد، مطرح کردن نامش ظلم بزرگی است، قانون می گوید که اگر شورای نگهبان انتخابات را تائید کرد، دیگر کسی حق ندارد حتی با وجود داشتن کسوت ریاست جمهوری بگوید انتخابات نادرست بوده و آن را زیر سوال ببرد.

قالیباف:  کارنامه اصلاحات در حوزه دیپلماسی چیست؟

*در زمان شهرداری ما توانستیم مجمع شهرداران آسیایی را با حضور 100 شهردار آسیایی تشکیل دهیم که دبیرخانه آن در تهران بود و همچنین امروز شهردار تهران معاون (UCGL) است؛ در حوزه دیپلماسی شهرداری کارهای جدی انجام داده است.

*قالیباف خطاب به حسن روحانی افزود: در حوزه دیپلماسی که شما صاحب‌نظر هستید، حرف من این است، آیا همه روزهایی که سیاست ما این بود که خود را به اتحادیه اروپا نزدیک کنیم و نگذاریم سیطره آمریکا به اروپا بیفتد، ضعف دیپلماسی ما نبود؟!

نفر سوم غلامعلی حدادعادل 

چرا باید به کدخدا لبخند بزنیم؟

غلامعلی حداد عادل کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری نفر سومی بود که بحث های خود را ارائه کرد.مهمترین بخش های سخنان وی در ادامه آمده است.

* در سیاست خارجی حل مسئله تحریم اولویت دارد مهم این است که چگونه برخی می گویند مشکل مدیریتی، برخی می گویند ظرافت های دیپلماسی ، برخی می گویند اگر به کداخدا لبخند بزنیم مشکل حل می شود و برخی نیز دولت فعلی را مشکل می دانند.

* آمریکایی ها روزی در مقابل ما به مذاکره می نشینند که بدانند ملت پشتیبان ما است و ما از استقلال و عزت دست بر نمی داریم

جلیلی: نظری ندارم

قالیباف: چرا می گوئید مدیریت ما تاثیری در تحریم  نداشته است؟

* ما بحثی با آرمان ها، اهداف و حرکت حق طلبانه نداریم، اما شما فرمودید با مدیریت این قضایا حل نمی شود، از قضا بنده معتقدم دیپلماسی ما است که نمی تواند سیاست خارجی ما را آن طور که باید و شاید با کمترین هزینه، منافع ملی ما را تامین کند . اگر مد نظر جنابعالی این است که مدیریت تاثیری ندارد، بفرمایید چرا؟

عارف : چگونه از موضع اقتدار مذاکره می کنید؟

شما فرمودید از موضع اقتدار مذاکره کنید و سوال من از شما این است که چگونه به شرایط می رسیم که بتوانیم این مذاکره متعادل را داشته باشیم؟

غرضی: آموزش پرورش شما عزت آفرین نبود

* شما زحمات بسیار زیادی در آموزش و پرورش کشیده اید، ولی آموزش و پرورش ما و آموزش عالی، جوانها را در سن 27 سالگی به اشتغال نمی رساند، زمانی که شما آموزش و پرورشتان و آموزش عالیتان توانایی اینکه این استعدادها را به زندگی برساند ندارد، چطور می خواهید بگویید که ما عزت و اقتدار داریم؟

رضایی: ما مقاومت کنیم که مردم گرسنه بمانند؟

* واقعا تعجب می کنم که آقای حداد عادل شعاری صحبت می کنند. مگر می شود کشوری را با شعار اداره کنیم؟ ما اکنون وقت نداریم حتی یک دقیقه از وقت ملت ایران را بگیریم.

* ما گرفتار دو گروه شده ایم، یک گروه که دائما شعار مقاومت می دهند و گروه دیگر  کسانی هستند که می گویند کار تمام شده است و باید تسلیم شویم.

*آقای حداد عادل می گوید زمانی آمریکائیها کنار می آیند که ما مقاومت کنیم، مفهوم این حرف چیست؟ ما مقاومت کنیم که مردم گرسنه بمانند؟

ولایتی: باید مقاومت توام با تدبیر باشد

* باید مقاومت توام با تدبیر باشد و در برابر زیاده خواهی ها با درایت و تدبیر عمل کنیم و این در گذشته سابقه داشته است.

روحانی: صحبتی ندارم

حدادعادل: شعار نمی دهم

* در جواب  آقای عارف که سوال می کنند چگونه به عزت می رسیم می گویم رهبری راه را نشان داده اند باید در مسیر جهاد اقتصادی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی گام برداریم وقتی می گویم مقاومت شعار نمی دهم.

* این که آقای ولایتی می گویند در گذشته سخت تر بوده فکر نمی کنم این گونه باشد امروز چون قدرت و اثر ما در جهان بیشتر شده است که یک نمونه آن بیداری اسلامی است دشمنی دشمنان سخت تر از گذشته شده است.

* در دولت خاتمی نیز کتابی با عنوان مبانی نظری برنامه چهارم توسعه منتشر شد که در یک عبارت آن کتاب آمده است: "در حال حاضر به نظر می رسد با ورود بحران در دو عرصه داخلی و خارجی کشور، ایران را نمی توان یک قدرت در عرصه جهانی تعریف کرد در شرایط جدید حتی نمی توان کلمه قدرت ملی را درباره ایران به کار برد."

انتقاد عارف به حداد عادل و پاسخ رئیس مجلس هفتم

*در ادامه عارف در تذکر به حداد گفت: دفعه قبل هم دکتر حداد مسائلی را راجع به کتاب مبانی برنامه چهارم گفتند. بحث این است که این کتاب مبنای برنامه قرار گرفته است یا خیر. اگر مبنا قرار گرفته چرا خودش این قانون را در مجلس هفتم ابلاغ کرد و در مجلس آن را اصلاح نکرد.

حداد:قانون را اصلاح کردیم

*حداد در پاسخ گفت: ما همان موقع به دلیل این که در قانون برنامه از جهت مبانی اشکال داشتیم از شورای نگهبان برگرداندیم و برخی مواد آن را اصلاح کردیم که یکی از آنها مربوط به مسائل اقتصادی بود. 





ادامه مطلب
[ دوشنبه 20 خرداد 1392 ] [ 04:56 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

 

          

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران روحانی را گزینه مطلوبتری نسبت به عارف برای ائتلاف اصلاح طلبان خواند و تاکید کرد که باید به دلیل بر باد دادن تلاش های طیف تندرو و رادیکال اصولگرا به منظور معرفی جلیلی به عنوان فرشته نجات، به دکتر ولایتی مدال صداقت داد.
صادق زیباکلام درباره شکل گیری ائتلاف بین آقایان روحانی و عارف اظهار کرد: شکل گرفتن و ضرورت این ائتلاف برای پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات پیش‌رو واقعا واجب و لازم است. البته این موضوع بدین معنا نیست که اگر ائتلافی شکل نگیرد، اصلاح طلبان حتما شکست خواهند خورد، ولی در صورت ائتلاف همه آراء اصلاح طلبان به سبد یک نامزد این طیف ریخته خواهد شد. شکل گیری ائتلاف بین آقایان روحانی و عارف علاوه بر اینکه از فاجعه سال 84 و شکست اصلاح طلبان جلوگیری می کند، تکلیف جامعه اصلاح طلبی را برای رای دادن به یک نامزد مشخص روشن می نماید.
گزیده سخنان وی از این قرار است:
اگر یک نفر از بین آقایان عارف و روحانی پیروز شوند وقتی بعد از 24 خرداد ماه بخواهند کابینه خود را تشکیل دهند با کوهی از دیوارهای بتن آرمه مواجه خواهند شد. اینجا هنر آقای روحانی خیلی بیشتر از آقای عارف است و به همان اندازه که عارف بیشتر از روحانی اصلاح طلب است،
روحانی می تواند زبان اصولگرایان را بفهمد. ترس بنده از این است که اگر آقای عارف انتخاب شود، از همان اول به سرنوشت 2 خرداد 76 دچار شویم که دولت فلج شود و کاری از پیش نرود.
اتخاذ تصمیمی در جهت معرفی یک کاندیدا از بین آقایان روحانی و عارف با شرایطی که عنوان شد اعتباری برای آقایان هاشمی و خاتمی به عنوان رهبران اصلاح طلبان خواهد بود. آن کسی که توسط آقایان هاشمی، خاتمی و مشاوران این دو انتخاب می شود، نهایتا تعهد کند که به نفع کاندیدای دیگر کنار برود و آن کسی که از این دو نفر باقی می ماند باید متعهد شود و از دیگری در کسوت معاون اولی استفاده کند. این باعث می شود مردم احترام بیشتری برای اصلاح طلبان قائل شوند.
چندین سال است که طیف رادیکال و تندرو اصولگرایان سعی می‌کنند که تصویری آرمانی از جلیلی بسازند که او توانسته از سر عزت، قدرت، مقاومت، تعقل و... درباره موضوعات هسته ای تصمیم گیری کند و آمریکا و اروپا را درب و داغان کرده است.
اما آقای دکتر علی‌اکبر ولایتی ظرف چند دقیقه تمام این تلاش چندین ساله را بر باد داد و نشان داد که اصلا و ابدا از این خبرها نبوده است.
آقای ولایتی با سخنان خود در آخرین مناظره انتخاباتی نشان داد که جلیلی هیچ گام مثبتی در جهت حل و فصل مساله هسته ای و بهبود وضعیت کشور برنداشته است. در ادامه آقای رضایی هم این موضوع را تایید کرد و به قول کرمانی ها نشان دادند که آقای جلیلی آنچنان شیره گلوسوزی هم نبوده است. آقای ولایتی در آخرین مناظره انتخاباتی شنل قهرمانی خودساخته برخی اصولگرایان تندرو را از دوش آقای جلیلی برداشت.
آقای ولایتی در مناظره روز گذشته از سیاست خارجی دوران آیت الله هاشمی رفسنجانی به حق دفاع کرد.
او در برابر حملات آقایان جلیلی و حداد صادقانه حقیقت را فدای مصلحت نکرد و برخلاف این دو که سعی کردند به سیاست خارجی دوران سازندگی و اصلاحات بتازند، محکم ایستاد و از این موضوع دفاع کرد. این دفاع آقای ولایتی از سیاست خارجی دوران سازندگی نه به واسطه این بود که او در آن دوران وزیر بوده است چون خیلی راحت می توانست از موضوع بگذرد و یا بگوید من کاره ای نبودم و شخص آقای هاشمی و خانواده وی تصمیمات را اتخاذ می کردند، اما به حق ایستاد و دفاع کرد. لذا معتقدم اگر قرار بود مدال صداقت به سینه این هشت نفر آویزان شود، باید این مدال را به گردن آقای دکتر ولایتی می‌انداختیم.
از جلیلی رفتاری خیلی متفاوت از احمدی‌نژاد انتظار نداشتم چون او مثل احمدی نژاد بود و مثل او هم رفتار کرد البته نه در حد و اندازه او.
جریانی هم که از آقای جلیلی حمایت می کند تماما کسانی هستند که احمدی نژاد را به قدرت رساندند و هشت سال مشکلات را برای کشور به ارمغان آوردند، البته شرایط فعلی با سال 84 خیلی متفاوت است و مردم به حدی بیدارند که با شعارهای پوپولیستی و عوام گرایانه نمی توانند بجایی برسند.
1392/3/18

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 


[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 06:44 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

          

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
 روزنامه خراسان نوشته: نگرانی غریبی نیست. بیشتر ما در این روزها آن را تجربه کرده ایم. با نزدیک شدن به پایان امتحانات و آغاز تعطیلات تابستانی، قراردادهای اجاره خانه یک به یک به پایان می رسد. برخی ناچارند با افزایش قیمت صاحبخانه بسازند و قرارداد را یک سال دیگر تمدید کنند به امید آن که تا سال دیگر گره از کارشان گشوده شود. اما برخی دیگر که توان پرداخت مبلغ اضافه شده را ندارند ناچارند برای یافتن خانه جدید، با همان نرخ کرایه به محله های پایین تر سری بزنند. آن هایی هم که کم شانس ترند با این جمله تکراری و نخ نما مواجه می شوند که: «می خواهیم پسرمان را داماد کنیم تا در این واحد زندگی کند پس لطفاً به فکر جای دیگری باشید» و این یعنی آغاز دردسری بزرگ.
البته اگر بر بازار اجاره مسکن نظم و ترتیبی حاکم بود، ملاک و شاخص قانونی داشت و «هرکی به هرکی» نبود شاید اسباب کشی تا این حد فاجعه به نظر نمی رسید ولی در این بازار آشفته که تعیین نرخ اجاره خانه فقط به سلیقه شخصی صاحبخانه و حتی در پاره ای موارد حرص و طمع روزافزون افراد است، یافتن خانه ای مناسب آن هم فقط در مدت ۳ ماه که تقاضا به شدت افزایش می یابد کاری بسیار دشوار است و طبیعی است که با افزایش تقاضا برخی افراد سوءاستفاده کننده که اجاره دادن خانه برایشان به شغل تبدیل شده با نادیده گرفتن ارزش های اخلاقی روزگار را بر مستاجران تلخ می کنند. هرچند هنوز هستند صاحبخانه های باانصافی که مبلغ اجاره خانه برایشان اولویت اول نیست و هرگز انسانیت خود را فدای پول نمی کنند.
کاسه داغ تر از آش
این روزها هر کالایی که می خواهی بخری می گویند:«دلار رفته بالا» یا «تورمه داداش». ولی عجیب است که به گفته رئیس اتحادیه کشوری مشاوران املاک، اجاره بهای مسکن از تورم هم رد شده است. گویا صاحبخانه ها سریع تر از تورم حرکت می کنند و شده اند کاسه داغ تر از آش. حال بماند که در این بین نباید نقش برخی بنگاه داران را نیز نادیده گرفت، همان ها که برای جذب مشتری بیشتر به وی قول مبالغ بالاتری را می دهند و بدین ترتیب باعث افزایش قیمت ها می شوند.
به گفته رئیس اتحادیه کشوری مشاوران املاک، طبق روال طبیعی، هر سال اجاره بهای خانه در شهرهای بزرگ ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش می یابد اما نیمه دوم سال گذشته که بازار مسکن با شوک قیمتی همراه بود، علاوه بر افزایش قیمت فروش مسکن، نرخ اجاره بها هم افزایش یافت.
«مصطفی قلی خسروی» با اشاره به وعده مسئولان مبنی بر رفع مشکل مسکن تا پایان امسال اضافه می کند:
بارها گفته شده با تحویل واحدهای مسکن مهر، مسکن مهر «خودمالکی»، بافت فرسوده و افزایش ساخت و سازها این مشکل برطرف می شود.
تلاش های بی فایده دولت
با صحبت های وزیر و نیز وعده های مشابه دیگر در بازار اجاره مسکن، چند هفته پیش از آن که نقل و انتقال اجاره نشین ها آغاز شود، روزنه های امید به تعدیل اجاره بها پدیدار شد. این درحالی است که بررسی های پژوهشگران اقتصادی حاکی است وزن«رهن» در سبد «رهن و اجاره» افزایش یافته و موجرها به ۲ علت، دریافت پول پیش (رهن کامل) را ترجیح می دهند.
«حامد اصلی نژاد» از فعالان بازار مسکن در این باره می گوید: در شرایط موجود، ریسک اکتفا به اجاره ماهانه برای مالکان افزایش پیدا کرده و این تغییر در شیوه دریافت اجاره بها همان خواسته اصلی مستاجرها در تهران است که در صورت تداوم آن در طول تابستان، ظاهر مبالغ اجاره، کوچک و مقبول متقاضیان خواهد شد.
وی اضافه می کند: از سوی دیگر به تازگی طرح افزایش نرخ سپرده های بانکی از طرف نهاد متولی بخش مسکن در قالب نامه رسمی به بانک مرکزی پیشنهاد شده است. این نامه بعد از آن نوشته شد که در ریشه یابی های صورت گرفته برای شناسایی عوامل جهش اجاره بها در تهران، مشخص شد نرخ تورم، نرخ سود بانکی و همچنین نرخ بازدهی دارایی هایی همچون ارز و طلا، نقش تعیین کننده ای بر رفتارها در بازار اجاره دارد. در ۲ تابستان متوالی ۹۰ و ۹۱، اگرچه برنامه های عمده دولت شامل افتتاح مسکن مهر و اعمال سقف تعزیراتی برای نرخ اجاره به اجرا درآمد، اما سرنوشت اجاره بها در جای دیگری رقم خورد؛ طوری که موجرها برای عقب نماندن از کسب سود، مبلغ اجاره را به نسبت رشد قیمت کالاهایی همچون سکه و دلار افزایش دادند.
اصلی نژاد توضیح می دهد: اطلاع از آن چه در ۲ تابستان متوالی باعث جهش اجاره بهای مسکن درتهران شد، دولت را به تکاپو برای کنترل اجاره بهای تابستان ۹۲ به شکلی «متفاوت از قبل» انداخته است. پارسال و سال قبل از آن، به رغم پیش فروش واحدهای مسکونی مهر و تحویل هزاران واحد از آن ها به اجاره نشین های کشور و همچنین اجرای طرح تعزیرات اجاره بها( اعمال سقف افزایش حداکثر ۱۵ درصدی نرخ اجاره در بنگاه های املاک) بازار اجاره با التهاب غیرطبیعی مواجه شد و در حالی که انتظار می رفت این ۲ برنامه در مهار اجاره بها موثر واقع شود، این اتفاق نیفتاد.
وی اضافه می کند: در سال های ۹۰ و ۹۱ اگرچه تحت تاثیر افتتاح های مسکن مهر در کشور، ظرفیت بازار اجاره به لحاظ تناسب بین تعداد واحدهای اجاره ای و تعداد مستاجرها، متعادل شد، اما به دلیل اثر شدید نرخ بازدهی یکی دو بازار سرمایه ای(ارز و سکه) بر رفتار موجرها، صعود اجاره بها متوقف نشد.
بررسی های اقتصادی این پژوهشگر اقتصادی در این باره نشان می دهد: نرخ تورم و سپس نرخ بازدهی سرمایه گذاری در بازارهایی همچون سکه یا دلار، نقشی تعیین کننده بر رفتارها دربازار اجاره مسکن دارد.
وی تاکید می کند: بنابراین در شرایط کنونی هرچقدر دولت بر افزایش عرضه مسکن اقدام کند، چون سرنوشت اجاره بها در جای دیگری( بازارهای سرمایه ای) رقم می خورد، تعدیل نرخ اجاره حاصل نخواهد شد.
شاید به همین علت است که برای تابستان پیش رو، مسئولان بخش مسکن علاوه بر حفظ ۲ برنامه قبلی(واگذاری حجم گسترده مسکن مهر در ماه های آینده و اجرای دوباره طرح تعزیرات) تصمیم گرفته اند از تدابیر اقتصادی برون زا برای ساماندهی بازار اجاره بهره ببرند. طبق آن چه مدیر کل دفتر اقتصاد مسکن به «دنیای اقتصاد» اعلام کرد: از بانک مرکزی درنامه ای درخواست شده است نرخ سود سپرده های بانکی تا پیش از شروع فصل نقل و انتقالات ملکی، مورد بازنگری قرار بگیرد.
در صورت افزایش نرخ سود بانکی، حرکت نقدینگی به بازارهای سوداگری متوقف می شود و باعث خواهد شد التهاب افزایش قیمت ها در بازارهای اثرگذار بر بازار اجاره فروکش کند و در نتیجه اشتیاق افزایش اجاره بها در موجرها نیز از بین برود.
بر اساس پیش بینی های این پژوهشگر اقتصادی، تابستان امسال عمده قراردادهای اجاره آپارتمان به صورت دریافت «رهن کامل» تنظیم خواهد شد. آن چه باعث این تغییر در سبد رهن و اجاره می شود نیاز مالکان آپارتمان های اجاره ای(که عمدتاً بسازوبفروش ها هستند) به نقدینگی برای ساخت و سازهای بعدی و همچنین نگرانی موجرها از ناتوانی برای پرداخت اجاره بها در طول قرارداد به علت تورم فزاینده است.
در بازار چه خبر؟
لازم است به بنگاه های معاملات مسکن سری بزنم و از واقعیات مطلع شوم. باید دید نرخ های اجاره بها هم اکنون چگونه است. هرچند مشخص است که با افزایش قیمت مسکن و رکود در خرید و فروش، بازار اجاره بیش از پیش داغ شده است.
آن چه مشخص است، در مشهد اجاره بهای خانه نه تنها ثابت نمانده بلکه حتی رو به افزایش است. به عبارت دیگر به گفته بنگاه داران، اجاره بها بین ۱۰ تا ۳۰ درصد در نقاط مختلف شهر افزایش یافته است ولی آن چه در سال جاری متفاوت از سال های گذشته است، تمایل موجران به دریافت مبلغ رهن بیشتر است؛ یعنی همان چیزی که اغلب مستاجران نیز به آن تمایل دارند.
البته آن ها متذکر می شوند که در این افزایش بها هیچ نقشی ندارند و فقط مبالغ اعلام شده توسط موجران را به متقاضیان اعلام می کنند.«مودی» یکی از این بنگاه داران است که می گوید: نمی دانم چرا برخی مالکان تا این حد حریص شده اند. برخی از قیمت های اجاره بها که به ما اعلام می کنند آن قدر زیاد است که جرات نمی کنیم به متقاضیان بگوییم.
وی توضیح می دهد: مثلاً چند روز پیش آقایی آپارتمان ۶۰ متری اش را در محدوده ابوطالب برای اجاره گذاشت به صورت ۲۰ میلیون تومان رهن و ۲۰۰ هزار تومان اجاره. هرچه برایش توضیح دادیم که این مبلغ برای آن منطقه بسیار نامعقول است، توجهی نکرد. خب، همین کارها را می کنند که قیمت ها به صورت غیر منطقی بالا می رود و اسم بنگاه دار بد در می رود.
«محمدیان» بنگاه دار منطقه «هاشمیه» نیز می گوید: دادن نرخ های کاذب توسط مالکان ظاهراً به نوعی عادت تبدیل شده است و مالکان با عنوان این که واحد مسکونی پایین تر از واحد مسکونی خود با نرخ بالاتری به اجاره رفته است به نوعی با چشم و هم چشمی نرخ خود را بالاتر می برند. اگرچه تبدیل شدن رهن به اجاره نیز ظاهراً باز هم بعد از مدتی وقفه باب شده است.
این در حالی است که وقتی از یک موجر که آپارتمان ۸۵ متری اش را در خیابان سناباد با قیمتی باورنکردنی در یک بنگاه برای اجاره گذاشته است، درباره دلیل این قیمت بالا می پرسم می گوید: من ۵ سال است که این آپارتمان را اجاره می دهم و هر ۵ سال هم با یک بنگاه ثابت کار می کردم ولی امسال مالک این بنگاه به من گفت: اگر کار آپارتمانت را به من واگذار کنی با این قیمت آن را برایت اجاره می دهم. خب چه کسی از پول بیشتر بدش می آید؟
مشاوران املاک در نقاط شمالی شهر می گویند که از این پس ودیعه خانه های استیجاری بر مبنای مساحت و هر متر یک میلیون تومان محاسبه می شود. به زبانی ساده تر اگر شما خانه ای ۵۰ متری مد نظر دارید رهن واجاره آن ۵۰ میلیون تومان خواهد بود. «قلی خسروی» رئیس اتحادیه مشاوران املاک نیز این گفته را تایید می کند و می گوید: هم اکنون اجاره یک آپارتمان در تهران به ازای هر متر ۷۰۰ هزار تومان تا یک میلیون تومان محاسبه می شود.
آن چه کاملاً مشهود است این است که نبود نظارت دولتی بر بازار مسکن موجب شده که برخلاف تصویب افزایش ۱۴ تا ۱۵ درصدی اجاره بها میزان میانگین آن به گفته اتحادیه مشاوران املاک بین ۲۰ تا ۲۵ درصد افزایش یابد. هرچند واقعیت بازار مسکن رقمی بسیار بیش از این مقدار را نشان می دهد.
در این بین یکی از بنگاه داران شهرک غرب نکته جالبی را مطرح می کند و آن هم این است که برخی از مالکان برای این که در طول یک سال از اجاره دادن واحد مسکونی خود متضرر نشوند نرخ اجاره بها را به صورت دلاری دریافت می کنند.
«بهرامیان» توضیح می دهد: به تازگی در شهرک غرب باب شده است که مالکان نرخ اجاره بها را به صورت دلاری از مستأجر دریافت کنند. در واقع افرادی که اجاره بها را به صورت دلاری پرداخت می کنند عوامل شرکت های خارجی هستند که در تهران زندگی می کنند.
به گفته وی، نرخ هایی که برای اجاره مسکن به صورت دلاری به گوش ما می رسد ارقام ۲۵۰۰ تا ۳ هزار دلار و ۵ هزار تا ۷ هزار دلار است. این بنگاه دار تأکید می کند: این روزها اجاره داری به یک شغل تبدیل شده است و منبع درآمد خیلی از افراد است.
برخی از سرمایه داران بزرگی که تا دیروز صاحب کارخانه و یا تولیدی بودند به دلیل مشکلات اقتصادی از این کار دست شسته، واحد مسکونی خریده و یا احداث کرده اند تا آن ها را در فصل نقل و انتقالات با نرخ های بالاتری اجاره دهند. به گزارش فارس، رهن یک واحد مسکونی ۷۰ متری نوساز در شهرک غرب هم اکنون ۹۰ میلیون تومان است که نسبت به پارسال حدود ۳۰ میلیون تومان افزایش یافته است. رهن یک واحد مسکونی ۷۰ متری نوساز در اشرفی اصفهانی ۱۰ میلیون تومان با اجاره ماهانه ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان اعلام می شود.
یک واحد مسکونی ۸۰ متری نوساز در زعفرانیه ۱۰۰ میلیون تومان رهن کامل، یک واحد ۷۰ متری چند سال ساخت در سعادت آباد ۶۵ میلیون تومان رهن کامل، یک واحد مسکونی ۱۰۵ متری در بولوار ارتش ۲۰ میلیون تومان ودیعه و حدود ۲ میلیون تومان اجاره و یک واحد ۵۵ متری در خیابان دیباجی با ۱۰ میلیون تومان ودیعه و یک میلیون تومان اجاره گزارش می شود.
برنامه چندمنظوره دولت
در این بین ظاهراً دولتی ها هم سرانجام به این نتیجه رسیده اند که یکی از مهم ترین عواملی که در تعیین نرخ اجاره از سوی مالکان تأثیرگذار است نرخ بازدهی سایر بازارهای سرمایه ای همچون طلا و ارز است. همچنان که «علی چگینی» مدیرکل دفتر اقتصاد مسکن وزارت راه و شهرسازی با بیان این که بازار اجاره تابع عوامل متعدد اقتصادی است، می گوید: قیمت های بازار مسکن، روند تقاضا، نرخ عمومی تورم و سطح درآمد خانوارها از جمله مواردی است که نرخ اجاره را تحت تأثیر قرار می دهد؛ اما یکی از مهم ترین عواملی که در تعیین نرخ اجاره مالکان تأثیرگذار است نرخ بازدهی سایر بازارهای سرمایه ای همچون طلا و ارز است.
او به نامه مسئولان وزارت راه و شهرسازی به بانک مرکزی برای تغییر در سیاست های پولی اشاره می کند و به «دنیای اقتصاد» می گوید: در این نامه از مسئولان بانک مرکزی خواسته ایم تا نرخ سود سپرده های بانکی را تغییر دهند، البته بحث دیگر مورد توجه در بازار اجاره به عرضه و تقاضای این بازار بستگی دارد.
او اضافه می کند: زمانی که عرضه بیشتری در بازار صورت بگیرد شدت فشار بر بخش تقاضا کمتر می شود؛ در نتیجه نرخ اجاره پیشنهادی مالکان تا حدی کنترل خواهد شد.
چگینی واحدهای مسکن مهر افتتاح شده در شهرهای جدید را به عنوان راه حل دیگری برای کنترل نرخ اجاره عنوان می کند و می گوید: با این شرایط بخشی از تقاضای بازار اجاره به خارج از شهر تهران خواهد رفت و تعداد واحدهای استیجاری خالی برای بخش دیگر تقاضا باقی می ماند.
او تنظیم بازار اجاره را وابسته به ۲ دسته سیاست های بلند مدت و کوتاه مدت می داند و می گوید: اجرای سیاست های کلان اقتصادی درون بخش مسکن، اعمال سیاست مالیات بر خانه های خالی و تغییر سیاست های پولی و مالی در بلندمدت سبب می شود تا عرضه واحدهای مسکونی بیشتر شود. علاوه بر این در کوتاه مدت نیز اجرای طرح تعزیراتی در بازار اجاره می تواند به عنوان آخرین حرکت دولت برای کنترل بازار اجاره محسوب شود.
چه باید کرد؟
ولی آیا همه به این برنامه ها خوش بین هستند؟ «حجت ا... میرزایی» عضو پیشین هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی از جمله افرادی است که زیاد خوش بینانه به این برنامه ها نگاه نمی کند. وی به نرخ تورم و نرخ بازدهی سایر بازارهای سرمایه به عنوان ۲ نمونه از بازده مورد انتظار مالکان در بازار اجاره اشاره می کند و می گوید: چون بازدهی در سایر بازارهای سرمایه ای در کوتاه مدت بیش از بازار اجاره است و نرخ تورم مورد انتظار در جامعه نیز بیش از تورم رسمی اعلام شده است، بنابراین مالکان سعی می کنند با افزایش نرخ اجاره بازدهی مورد انتظار خود را بالا ببرند. به طور طبیعی این نرخ می تواند معادل نرخ تورم افزایش یابد.
این تحلیل گر اقتصادی در تشریح وضعیت کنونی بازار اجاره می گوید: امسال نظر به این که نرخ تورم عمومی رو به افزایش است، مالکان به دلیل اطمینان نداشتن به شرایط اقتصادی مجبورند سهم رهن را پایین و اجاره ماهانه را افزایش دهند تا جایی که در برخی واحدهای اجاره ای مبلغ رهن از کل اجاره دریافتی سالانه کمتر می شود.
پس چه باید کرد؟ این عضو پیشین هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی افزایش عرضه واحدهای استیجاری را راه حل مدیریت رشد نامتناسب نرخ اجاره می داند و می گوید: برنامه عنوان شده مسئولان بخش مسکن افتتاح بخش دیگری از پروژه های مسکن مهر در شهرهای جدید است، این در حالی است که عمده تقاضای بخش اجاره در کلان شهرها است که عملاً این شهرها توان جذب متقاضی را به سمت خود ندارد.
میرزایی تأکید می کند: از آن جا که بازار مسکن تهران به عنوان مرجع و راهنما برای تعیین و افزایش قیمت در بازار مسکن سایر شهرهای کشور است، بهتر است پیشنهاد دهیم تا دولت از هرگونه اقدام شتاب زده برای مدیریت بازار اجاره دوری کند؛ چرا که این عملکرد نتیجه معکوس خواهد داشت و هر مداخله در بازار اجاره امسال وضعیت بازار را بدتر خواهد کرد.
خلاصه آن که، این روزها هر جا کامیونی دیدی که در حال بار زدن یا تخلیه لوازم منزل است، بدان که این نقل و انتقال با چه خون دلی صورت می گیرد و هنوز این روزنه امید، دل مستأجران را گرم می کند که «شاید سال آینده».

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 


[ شنبه 18 خرداد 1392 ] [ 01:03 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]
 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
عبرت نیوز:
عدالت، چه در وجه اقتصادی و چه در وجوه دیگری مانند سیاسی، قضائی، اجتماعی و اخلاقی در نظر گرفته شود، اکنون در جامعه ما مخدوش است. فاصله طبقاتی بسیار زیاد است و درحالی که عده معدودی در مرکز جمهوری اسلامی در خانه‌های اشرافی ده‌ها میلیاردی زندگی می‌کنند، بسیاری از مردم زیر خط فقر بسر می‌برند و حتی عده‌ای به نان شب محتاجند و برای امرار معاش به کارهائی تن می‌دهند که خود راضی نیستند.
به گزارش سرویس سیاسی عبرت نیوز،
روزنامه جمهوری اسلامی در سر مقاله خود به عنوان با میراث امام خمینی نوشته:
در آستانه بیست و چهارمین سالگرد رحلت امام خمینی بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی قرار داریم، مرد بزرگی که با رهبری انقلاب اسلامی و به پیروزی رساندن آن در ایران، تحولی بنیادین در تفکر سیاسی جهان امروز پدید آورد و در ذهن تاریخ و در فرهنگ انقلابی عصر حاضر جاودانه شد.
امروز که نسیم بیداری اسلامی در کشورهای عربی و شمال آفریقا وزیدن گرفته و دیکتاتورها یکی پس از دیگری سقوط می‌کنند، بیش از روزها و سال‌های اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می‌توان به عظمت کاری که امام خمینی انجام داد پی برد.
هر چند عده‌ای تلاش می‌کنند رویدادهای انقلابی سال‌های اخیر در کشورهای عربی و شمال آفریقا را "بهار عربی" بنامند و از این طریق چنین وانمود کنند که اصولاً این تحولات هیچ ربطی به انقلاب اسلامی و افکار امام خمینی ندارد، ولی شعارهای "الله اکبر" و گرایش‌های اسلامی که در آراء مردم این کشورها موج می‌زند بر این فرضیه خط بطلان می‌کشد و به روشنی نشان می‌دهد که بیداری اسلامی عامل واقعی این تحولات است و این همان خطی است که با رهبری امام خمینی در ایران ترسیم شد و اکنون درحال امتداد یافتن است.
این واقعیت بسیار درخشان و تاریخی، رسالت ما مردم ایران را که در کانون انقلاب اسلامی قرار داریم و در فضائی تنفس می‌کنیم که با نفس گرم و مسیحائی امام خمینی متبرک شده است، سنگین‌تر می‌کند. ما باید برای حراست از میراث امام خمینی هرچه در توان داریم بکار بگیریم و از هیچ تلاش و کوششی دریغ نورزیم.
میراث امام خمینی، قدرت و حکومت و منصب و مقام نیست. آنچه امام خمینی برای ملت ایران به ارث گذاشته و طبعاً مردم ایران نیز باید آن را با امانت‌داری به سایر ملت‌ها منتقل کنند، حاکمیت عدالت، اخلاق، خردورزی، اعتدال، اصول و ارزش‌ها بر جامعه است که می‌توان آنها را به عنوان یک مجموعه "حاکمیت ارزش‌های الهی" نامید، چیزی که از بعثت پیامبر رحمت که اکنون در آستانه آن قرار داریم سرچشمه گرفته است. امام خمینی در برابر طاغوت داخلی که نظام شاهنشاهی بود و استکبار بین‌المللی که سلطه جهانخواران است قیام کرد و با توکل بر خدا و بهره مندی از حمایت همه‌جانبه توده‌های مردم توانست انقلاب اسلامی را به پیروزی برساند و مردم ایران را از قید و بندهای استبداد داخلی و استعمار خارجی نجات دهد. قطعاً ادامه راه امام خمینی فقط با حراست از همین میراث میسر خواهد بود و از دست دادن آن یا خدشه وارد شدن به آن موجب از دست رفتن انقلاب و تهی شدن نظام بر آمده از آن خواهد شد.
ارزیابی اجمالی اما واقع بینانه شرایط کنونی نشان می‌دهد میراث امام خمینی در بخش‌های عدالت، اخلاق،‌ خردورزی و اعتدال بشدت در معرض خطر قرار دارند.
عدالت، چه در وجه اقتصادی و چه در وجوه دیگری مانند سیاسی، قضائی، اجتماعی و اخلاقی در نظر گرفته شود، اکنون در جامعه ما مخدوش است. فاصله طبقاتی بسیار زیاد است و درحالی که عده معدودی در مرکز جمهوری اسلامی در خانه‌های اشرافی ده‌ها میلیاردی زندگی می‌کنند، بسیاری از مردم زیر خط فقر بسر می‌برند و حتی عده‌ای به نان شب محتاجند و برای امرار معاش به کارهائی تن می‌دهند که خود راضی نیستند.
چنین وضعیتی با نقطه نظرهای امام خمینی درباره مردم بهیچوجه سازگاری ندارد. امام خمینی عاشق مردم بود و همانطور که بارها می‌گفت هرگز حاضر نبود حتی یک تار موی کوخ نشینان را با تمام کاخ نشین‌ها و کاخ‌ها و ثروت‌های آنها عوض کند. این را بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی در عمل به اثبات رساند. خوی ساده زیستی، رسیدگی به مردم، سفارش تهی دستان به مسئولین، جلوگیری از گرایش‌های طبقاتی در وضع قوانین، نکوهش آن دسته از مسئولین قوا که از خط همراهی با مردم فاصله می‌گرفتند و توصیه همیشگی به مسئولین اجرائی، نمایندگان مجلس و مقامات قضائی به ساده‌زیستی، حل مشکلات مردم و فاصله نگرفتن از اقشار ضعیف، بخشی از عملکرد امام خمینی در این زمینه را تشکیل می‌دادند.
بخش‌های دیگر عدالت، یعنی عدالت سیاسی، اجتماعی، قضائی و اخلاقی نیز دچار مشکلاتی هستند که بی‌توجهی به آن می‌تواند مشکلات زیادی را سبب شود. برخورد سیاسی عادلانه، پالایش دستگاه قضائی از تبعیض و فساد، مبارزه با بداخلاقی‌ها از وظایف مهم مسئولین نظام جمهوری اسلامی است که متأسفانه در بسیاری از موارد بر زمین مانده و راه را برای به خطر افتادن میراث امام خمینی هموار کرده است. اگر سیره امام خمینی در زمینه‌های مختلف، معیار و الگوی عمل مسئولین قوا باشد، قطعاً تمام این مشکلات حل خواهند شد.
اعتدال، اخلاق و خردورزی که همگی از یک خانواده هستند و در اصول و ارزش‌های دینی ریشه دارند،
در سال‌های اخیر توسط افراطیون در معرض خطر قرار گرفته‌اند به همین موازات، خطر تفریط نیز اکنون میراث امام خمینی را تهدید می‌کند. نظام جمهوری اسلامی وظیفه دارد اخلاق را بر جامعه حاکم کند، با خرافات مبارزه نماید،‌ اعتدال را به جای افراط و تفریط بنشاند و همه چیز را براساس خردورزی به پیش ببرد. میدان‌دار شدن افراطیون بداخلاق در بعضی بخش‌ها و تفریطی‌های سطحی‌نگر در بخش‌های دیگر، بداخلاقی را رواج داده، حرمت‌ها را به دست تاراج سپرده، خرافات را میدان‌دار کرده و خردورزی را به عزلت کشانده است. این مسیر، ‌خارج از راهی است که امام خمینی پیش پای ما قرار داده بود و اگر ادامه یابد ما را از میراث امام خمینی دور خواهد کرد.
خوشبختانه در جامعه انقلابی ما افراد زیادی وجود دارند که این انحرافات را تشخیص می‌دهند و برای مبارزه با آنها استعداد و آمادگی دارند.
چاره کار در اینست که از این استعدادها و آمادگی‌ها استفاده گردد و تا دیرتر نشده جلوی این انحرافات گرفته شود. این واقعیت را باید همواره در ذهن داشته باشیم که امام خمینی "هویت" انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است و حراست از میراث امام خمینی تضمین کننده بقاء این هویت خواهد بود. بنابر این، همه موظف هستیم برای استمرار انقلاب و تقویت نظام جمهوری اسلامی بکوشیم، کاری که فقط از طریق حراست از میراث امام خمینی میسر خواهد بود
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 





[ پنجشنبه 16 خرداد 1392 ] [ 05:59 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 







  امام وَ « عـوامفریبی برخی با  

 

 سوء استفاده از مقدسات » ...  

  بسم الله الرحمن الرحیم


یكی از علل و عوامل مخالفت امام خمینی با رژیم استبدادی پهلوی «بازی دادن ملت» توسط این رژیم بود. چنان كه همین عامل از علل مخالفت ایشان با قدرت های استكباری و استعماری بشمار می رفت. بارها از سیاست های فریبكارانه رژیم های استبدادی و قدرت های استكباری در برخورد با مردم و بازی دادن آنان سخن گفته است. در این مقاله به بررسی این موضوع از نگاه امام می پردازیم.

«سیاست فریب»، سیاستی قدیمی

سیاست «فریب و نیرنگ» و «بازی دادن مردم» از سیاست های قدیمی صاحبان قدرت در طول تاریخ بشمار می رود. در تاریخ اسلام بنی امیه و بنی عباس از این سیاست در جهت پیشبرد اهداف و برنامه های خود استفاده می كردند. به طوری كه در میان مردم شایع است كه سیاست یعنی «دروغ»، «فریب»، «حقه بازی» و «نیرنگ». از این تلقی عمومی بر می آید كه وجهه غالب سیاستمداران در همه جوامع همین بوده است.
از همین رو، در جوامع مختلف بسیاری از مردم و نخبگان به خاطر در امان ماندن از آفت های اخلاقی و اجتماعی یاد شده از سیاست كناره گرفته و عطای آن را به لقایش می بخشند. حتی در حوزه های علوم دینی، به رغم آن كه اسلام دینی است آمیخته به سیاست، اما عالمان دین برای در امان ماندن از آفات دنیای سیاست از ورود به این عرصه اجتناب كرده و دیگران را هم ار دخالت در سیاست منع می كردند. تلقی عمومی از سیاستمداران نیز این بوده كه هر سیاستمداری با ترفندهای بیشتری آشنا بوده و در فریبكاری و حقه بازی مهارت بیشتری داشته، «سیاستمدارتر» شناخته می شده، و متقابلا هر شخصیت سیاسی كه از این آلودگی ها پرهیز می كرده و به اصول اخلاقی پای بند بوده، «بی سیاست» شمرده می شده است.
سخن معروف امیر مومنان علی (ع) مبنی بر این كه معاویه از من سیاست مدارتر و زیرك تر نیست، بلكه او اهل خدعه و نیرنگ است ، پاسخ به همین تلقی نادرست در بین مردم بود. مردم گمان می كردند چون معاویه با لطائف الحیل كار خود را پیش می برد و به حسب ظاهر موفق تر است، پس سیاست مدار تر است. امیر مومنان چون به اصولی پای بند است و حاضر نیست برای پیشبرد اهداف خود و تداوم قدرتش آن ها را زیر پا گذارد، پس از سیاست چیزی نمی داند! این برداشت از سیاست نشان گر آن است كه از قدیم الایام «سیاست» با «خدعه و نیرنگ» هم نشین بوده و سیاستمداران كار خود را با خدعه و فریب پیش می بردند.
یكی از علل كوتاهی عمر حكومت علوی، و درازی عمر حكومت اموی و حكومت عباسی «پای بندی» امیر مومنان به اصول و ارزش های اخلاقی و پرهیز از سیاست فریب و مكر و حیله، و «عدم پای بندی» امویان و عباسیان به این اصول بود. چرا كه در منطق علوی حكومت و قدرت اصالت نداشته و تنها وسیله و فرصتی است برای خدمت به مردم و ترویج اصول و ارزش های اخلاقی. بدیهی است كه در این منطق زیر پا نهادن اصول و ارزش های اخلاقی برای تداوم قدرت و حكومت «نقض غرض» است. در حالی كه در منطق امویان و عباسیان قدرت اصالت دارد و برای حفظ آن هر كاری مباح است.

«فریب مردم» با «مقدسات دینی»

یكی از شایعترین راه های اعمال سیاست فریب و خدعه، «استفاده از باورهای مردم» و «تظاهر به تقدس» است. استبداد پیشگان در جوامع اسلامی با «تظاهر به دینداری» مردم را فریب داده و خود را متدیّن نشان می دهند تا مردم را بازی دهند، بدون آن كه واقعا معتقد باشند. معاویه بن ابی سفیان در تاریخ اسلام نماد چنین شخصیتی است.
قدرت های بین المللی نیز همین روش را پیشه خود ساخته و با عوام فریبی و حقه بازی با سرنوشت ملت ها بازی می كنند. با سازمان های به ظاهر مدافع حقوق بشر، با شعار دموكراسی و تظاهر به دلسوزی به حال ملت ها آنان را فریب می دهند.
امام خمینی در مقاطع گوناگون و در سخنرانی های خود برای بیدار كردن ملت، پرده از سیاست تزویر قدرت های استكباری و رژیم های استبدادی برداشته و نمونه های فراوانی از رفتار های فریبكارانه آنان را برملا ساختند.
به باور امام در دوران مشروطه بازیگران سیاسی برای فریب دادن مردم مسلمان ایران ماده «نظارت مجتهدان بر قانون گذاری» را در قانون اساسی تصویب كردند، ولی هرگز بدان عمل نكردند. روحانیت را كه برای نهضت مشروطه رنج ها كشیده بودند، با لطائف الحیل از صحنه اجتماع و سیاسی خارج كردند و بار دیگر استعمار و استبداد بر این كشور مسلط شد.

در وصیت نامه خود به این واقعیت تاریخی اشاره كرده و نوشتند:

«دست سیاست بازان پیرو شرق و غرب، روحانیون را كه اساس مشروطیت را با زحمات و رنج ها بنیان گذاشتند از صحنه خارج كردند و روحانیون نیز بازى سیاست بازان را خورده و دخالت در امور كشور و مسلمین را خارج از مقام خود انگاشتند و صحنه را به دست غربزدگان سپردند؛ و به سر مشروطیت و قانون اساسى و كشور و اسلام آن آوردند كه جبرانش احتیاج به زمان طولانى دارد.» (صحیفه امام، ج21، ص420)
چنان كه در دوره اخیر، رضاخان میر پنج كه پس از یك دوره هرج و مرج، با حمایت انگلیسی ها در ایران مسلط شده و نظام استبدادی پهلوی را بنیان نهاد، همین شیوه را در پیش گرفت. ایشان در همین زمینه می گوید:
« از آن وقتى كه كودتاى رضا شاه شد، كارهایش گاهى به ظاهر خیلى فریبنده بود، لكن بر خلاف مسیر ملت بود. وقتى كه او آمد، ابتداءً شروع كرد به اظهار دیانت و روضه‏خوانى و سینه زنى. گاهى ماه محرم در تكیه‏هایى كه در تهران بود مى‏رفت، مى‏گردید، تا وقتى كه سوار شد؛ سلطه پیدا كرد. همین آدمى كه این طور مجلس روضه داشت، و ارتش مى‏آمد به سینه زنى، شروع كرد به ضد آن عمل كردن، تا قبل از این كه قدرت پیدا بكند، براى بازى دادن مردم آن طور امور را انجام داد؛ وقتى كه قدرت پیدا كرد، درست بر ضد آن كارهایى كه كرده بود شروع كرد به فعالیت. همین آدمى كه این دستگاه روضه را داشت همچو قدغن كرد دستگاه خطابه و وعظ و روضه و همه این ها را كه در تمام ایران، شاید یك مجلس علنى نبود! اگر بود در بعضى شهرها در خفا.» (همان، ج7، ص508)
«از زمانى كه رضا خان آمد، جز یك چند صباحى كه مى‏خواست بازى بدهد مردم را و اظهار دیانت كرد و اظهار چه كرد، از همان زمان عمده نظرش را دوخت روى روحانیت كه اینها را از بین ببرد.»(همان، ج8، ص78)
محمد رضا پهلوی و كارگزاران وی نیز همین سیاست را دنبال كرده و در موقعیت های گوناگون به بازی با مردم، باورها، احساسات و سرنوشت آنان پرداختند. از نظر امام كه در دشمن شناسی و پی بردن به ترفندهای دشمن كم نظیر بود، این پسر به مراتب از پدرش فریبكارتر بود. معتقد بود كه پدر با «قلدری» و پسر با «حیله گری و سالوسی» با سرنوشت مردم بازی كردند.(همان، ج18، ص320) از ابتدای مبارزه در مقاطع مختلف پرده از فریب كاری شاه و اطرافیانش بر می داشت. بارها او را نصیحت كرد كه فریب اطرافیانت را نخور و با مردم و سرنوشت مملكت بازی نكن. چنان كه به نخست وزیران وی مانند علم و هویدا هشدار می داد كه با سرنوشت ملت بازی نكنید.
در ابتدای مبارزات نوك حمله امام متوجه دولت ها بود و سعی می كرد كه شاه مملكت را از چنگال اطرافیانش برهاند، گاه او را نصیحت می كرد، گاه به او تذكر می داد و گاه هشدار. در ماجرای لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی فرمود:
«به اعلی حضرت همایونى پیغام داده‏ام كه به دولت دستور بدهند لغو لایحه را در جراید بنویسد؛ زیرا موقعیت بد است و اگر این دفعه مردم عصبانى بشوند دیگر ما جلوى آنها را نمى‏توانیم بگیریم؛ و حتى سرنیزه هم جلوى آنها را نمى‏تواند بگیرد. و اگر درست نشود، من خودم به تنهایى راه مى‏افتم و هر چه پیش آید، بیاید. به عَلم بگویید این قدر لجاجت نكند و با خودپسندى و از روى هوا و هوس با سرنوشت یك مشت مردم مسلمان بازى نكند.» (همان، ج1، ص102)
پس از ماجرای فوق و شكست رژیم در برابر روحانیت، شاه در یك سخنرانی به روحانیت اهانت كرد. امام در پاسخ وی در یك سخنرانی خطاب به او فرمود: «آقا! من به شما نصیحت مى‏كنم؛ اى آقاى شاه! اى جناب شاه! من به تو نصیحت مى‏كنم؛ دست بردار از این كارها. آقا! اغفال دارند مى‏كنند تو را .... این قدر با ملت بازى نكن! این قدر با روحانیت مخالفت نكن. اگر راست مى‏گویند كه شما مخالفید، بد فكر مى‏كنید. اگر دیكته مى‏دهند دستت و مى‏گویند بخوان، در اطرافش فكر كن؛ چرا بیخود، بدون فكر، این حرف ها را مى‏زنى؟ آیا روحانیت اسلام، آیا روحانیون اسلام، اینها حیوانات نجس هستند؟»(همان، ص245)
در همین ایام، امام در یك سخنرانی به نقل یك نمونه از فریب كاری ایادی رژیم پرداخت و اظهار داشت:
« آقا! شما قرآن را نمى‏دانید چه هست؛ همین تو جیبشان گذاشته‏اند! من توى جیبم قرآن نیست لكن مأمورین همه تو جیبشان قرآن است! كاسه از آش گرمتر است! تو اعتقاد به قرآن دارى؟! تو فقط مى‏خواهى مرا بازى بدهى. تا صحبت مى‏شود، آقا قرآن در مى‏آورد؛ از بالا یك قرآن نشان مى‏دهد. شما قرآن را جیب گذاشتید، مى‏خواهید قرآن از بین برود.» (همان، ص381)

«ذكاوت» امام در شناخت «ریاكاران»

یكی از زیركی های امام این بود كه از ظاهر گفتار و كردار افراد به باطن ضمیرشان پی می برد و ریاكاران و حقه بازان را می شناخت. به كسانی كه «كاسه داغ تر از آش» و «كاتولیك تر از پاپ» بودند، اعتماد نداشت و آن را حیله و فریبی برای بازی دادن مخاطب ارزیابی می كرد. چه به ظاهر مجاهد خلق باشد، چه مأمور رژیم باشد، چه بازاری مقدس نما باشد، چه نخست وزیر باشد، چه شاه و چه رئیس جمهور امریكا .
ایشان در یك سخنرانی با اشاره به فریبكاری منافقان در دوران مبارزه، گزارشی مختصر از آمدن آنان به نجف یاد كرده و فرمودند:
« بعضى از آقایان محترم، بعضى از علما، آن ها هم به من كاغذ نوشته بودند كه انَّهم فِتْیَةٌ؛ قضیه اصحاب كهف. من گوش كردم به حرف هاى این ها كه ببینم این ها چه مى‏گویند. تمام حرف هایشان هم از قرآن بود و از نهج البلاغه، تمام حرف ها.»
سپس با نقل یك داستان رمز پی بردن به فریبكاری آنان را یادآور شدند:
«من یاد یك قصه-‏اى افتادم كه در همدان اتفاق افتاده بود. ظاهراً زمان مرحوم آسید عبد المجید همدانى، یك یهودى آمده بود مسلمان شده بود خدمت ایشان. ایشان دیده بود كه بعد از چند وقت این یهودى خیلى مسلمان است و این قدر اظهار اسلام مى‏كند كه ایشان تردید واقع شده بود برایش، كه این شاید قضیه‏اى باشد. یك وقت خواسته بودش. گفته بود: تو مرا مى‏شناسى؟ گفته بود: بلى، شما از علماى اسلام هستید و چطور [هستید]. مى‏دانید پدرهاى من كى‏اند؟ بلى، پیغمبر از اجداد شماست. (سپس به یهودی گفته بود:) خودت را مى‏شناسى؟ (گفته بود:) بلى، من پدرانم یهودى بودند و حالا خودم مسلمان شدم. گفته بود: سرّ این را به من بگو كه چرا تو مسلمان تر از من شدى؟ مردك فهمیده بود كه این آن چیزى را كه مى‏خواهد بازى كند، فهمیده است. فرار كرده بود.» (همان، ج12، ص466)
در جای دیگر با صراحت فرمودند:
«
گوش كردم حرف هایش را، دیدم آدم معوجی است. از زیاد مسلمان بودنش من این را ادراك كردم (همان، ج17، ص278)
به راستی معیار و شاخص دقیقی است و می تواند در عرصه اجتماعی و سیاسی برای شناختن افراد «سالم، نرمال و متعادل» از افراد «ناسالم، فریبكار و بازیگر» یا «آنرمال و نامتعادل» مورد استفاده قرار گیرد. كسی كه از یك عالم دینی و مرجع تقلید «مسلمان تر» و «متدین تر» جلوه می كند، و خود را به موازین شرع پایبند تر نشان می دهد، یا «نادان» است یا «ریگی به كفش» دارد. كسی كه بیش از یك فقیه و اسلام شناس ادعای دینداری و هدایت خلق دارد و درس دین نخوانده، خود را از نایبان امام زمان (ع) بی نیاز دانسته و زمینه ساز ظهور می خواند، و نسخه هدایت برای جهانیان می پیچد، چگونه می تواند مورد اعتماد باشد؟!. دست كم نباید به راحتی به چنین افرادی اعتماد كرده و مقدرات كشور را به دست آنان سپرد.
شاخصی كه جدی گرفته نشد و امروز نظام اسلامی و ملت تاوان آن را می پردازد. آیا می توان باور كرد كه «تازه از راه رسیده ها» و «امتحان پس نداده ها» و «انقلابی نماهای انقلابی تر از پیشكسوتان و زجر كشیده های دوران مبارزه» برای انقلاب و كشور دلسوزترند؟! آیا منطقی است كه سرمایه های انسانی نظام را كه در مقاطع دشوار تربیت شده و صداقتشان را در خدمت به انقلاب و مردم ثابت كرده اند، به بهانه پاره ای اشتباهات، قربانی تازه به دوران رسیده های شیفته قدرت نماییم؟!
چه كسی است كه در عرصه سیاسی وارد شده باشد ولی مرتكب خطا و اشتباه نشده باشد؟ كدام ملت رشیدی اجازه می دهد شخصیت های با تجربه و عاقلشان صرفا به خاطر آن كه دوران جوانی شان سپری شده و در دوران مدیریتشان خطاهایی مرتكب شده اند، توسط «بی ریشگان» و «ریاكاران» و «زهد فروشان» به مسلخ برده شده و آبرویشان ریخته شود ؟! بگذریم.
امام خمینی در یكی از سخنرانی ها با اشاره به ادعای شاه مبنی بر «موافقت همه علما با من و سیاست هایم جز یك نفر كه او هم غیر ایرانی است»! پرده از فریبكاری شاه كنار زد كه موافقت آخوند های درباری و تربیت یافته به دست رژیم را موافقت علما قلمداد نموده بود. سپس از او خواستند كه یك امام جماعت از تهران یا یك ملا از قم را نشان دهد كه با او موافق است. (همان، ج3، ص305)
هم چنین چاپ قرآن توسط شاه را مانند قرآن بر نیزه كردن معاویه ارزیابی كردند كه صرفا برای فریب دادن مردم انجام می شود، و الا نه حرمتی برای روحانیت قائل است و نه احترامی برای قرآن؛ از نظر ایشان هیچ فرقی بین «چاپ قرآن» توسط محمد رضا و آل سعود با «قرآن بر نیزه كردن» بنی امیّه، و «زیارت رفتن» شاه و صدام و «نماز خواندن» آنان در اماكن متبركه و «تظاهر به دینداری» آنان وجود ندارد. چون همگی با هدف «بازی دادن مردم» انجام می شود. (همان، ج13، ص249)
سپس شاهدی بر بی اعتقادی شاه و ایادی او به مقدسات آورده و فرمودند:
« چند روز پیش ریختند منزل آقایان مراجع؛ در و پنجره‏ها را شكستند، آدم كشتند، عربده كشیدند. الآن هم در منزل بعضى از آقایان هستند كماندوها. گفته مى‏شود كه هستند و مراقبند و آنها را تحت نظر دارند. چه كرده‏اند آقایان كه این طور مورد اهانت واقع شده‏اند؟» (همان، ج3، ص405)
در مقطع دیگری از مبارزه كه شاه از روی استیصال اظهار توبه كرده و از جبران گذشته سخن می گفت، آن را فریبی برای بازی دادن ملت دانستند و گواه روشن آن را «اعلام حكومت نظامی و كشتار مردم همزمان با اظهار توبه» برشمردند. (همان، ج5 ، ص 161) در یك سخنرانی گزارشی از فریبكاری رژیم ارائه كرده و اظهار داشتند:
« شما از اول دیدید چند جور این ها حقه بازى كردند. خدعه مى‏خواستند بكنند. یكى آمد مقابل مردم: اى علما، اى مراجع عظام، اى علماى اعلام، اى چه! اى چه! ما یك كارهایى كردیم و اشتباهاتى كردیم و حالا از این اشتباه برگشتیم! همین علماى اعلام و مراجع عظامى كه در آنجا مى‏گوید كه اینها مثل «حیوان نجس» مى‏مانند، از ایشان احتراز كنید! همین علماى اعلامى كه این آقا مى‏گوید كه «اینها مثل كرم هایى مى‏مانند كه توى نجاست مى‏لولند» آن روز منطقش آن بود! حالایى كه دُمش را گرفتند و گیر افتاده، حالا روباه بازى در آورده «علماى اعلام و مراجع عظام» مى‏گوید! این جز خدعه چیزى هست؟ همین آدمى كه در همان حال «علماى اعلام و مراجع عظام» مى‏گوید و در مقابل مردم و ملت مى‏ایستد و [اظهار پشیمانى‏] مى‏كند، همین آدم دولت نظامى مى‏گذارد در همان روز! این [شخص‏] ما را مثل اینكه خیلى نادان مى‏داند! یا خودش احمق است كه خیال مى‏كند همه مثل خودش مى‏مانند! در همان روز! همان روز و شبى كه این دستش توبه نامه گرفته، آن دستش سرنیزه گرفته و مردم را با سرنیزه مى‏كوبد! این توبه است؟! این حالا توبه كرده‏» (همان، ج6، ص27)
چنان كه افراد و گروه های فرصت طلب پس از پیروزی انقلاب از این روش برای فریب افكار عمومی استفاده می كردند. امام به مردم هشدار می داد كه «گفته ها و ادعاها» را با «رفتارها و عملكردها» بسنجید تا فریب نخورید. در ماه های اول جمهوری اسلامی در برابر بعضی از گروه های كمونیستی و التقاطی كه دم از اسلام می زدند و خود را طرفدار جمهوری اسلامی می خواندند تا مردم مسلمان را تحت تأثیر سخنان خود قرار دهند، به مردم فرمودند:
«حالا آمده‏اند طرفدار جمهورى اسلامى شده‏اند. این طرفدارى نیست، این یك حقه بازى است به صورت طرفدارى. اگر بخواهند بگویند من به اسلام كار ندارم و من ضد اسلامم، خوب، مى‏دانند كه مملكت ایران اسلام است و نمى‏گذارد كه اینها یك كارى بكنند.. چاره ندارند، جز اینكه بگویند كه ما هم اسلامى هستیم. لكن ما اعمالشان را باید ببینیم چطورى است. .....آن هایى كه وقتى محمد رضا در اینجا بود در دربارش خدمتگزار بودند، حالا ضد محمد رضا شده‏اند. این ضدیت نیست، این ضدیت براى این است كه .....بازى بدهند من و شما را كه ما خیال كنیم این ها اسلامى هستند.» (همان، ج12، ص465)


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 خرداد 1392 ] [ 06:02 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

 

 

          

 

 

 

 

 

 

 

 

   دعاگو: کسانی که با بی بصیرتی

 در پیدایش جریان انحرافی نقشی اساسی

 داشتند به جای عذرخواهی،

 به عارفان بصیر تاختند ...

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
 امام جمعه شهرستان شمیرانات خطبه اول را به موضوع
«بی بهره گان از خدادوستی» اختصاص داده اظهار داشت: کفر، حق پوشی آگاهانه، نفاق، دوچهره گی و شرک، شریک سازی مخلوق در حاکمیت خالق است. کسی که با آگاهی به حق پوشی و حق ستیزی می پردازد معاند رسوا و بی منطق و ناهنجارگرای گرفتارشده در دام های شیطانی است، کافر به دلیل حق پوشی، حق ستیزی و خروج از خط و مرزهای اعتدال گرایی، خشم خدا را بر می انگیزد و از دوستی خدا بی بهره است، اطاعت خدا و رسول نمادهای حق گرایی و ارزش آفرینی اند، کسانی که به نافرمانی خدا و رسولش آلوده می شوند ارزش سوزان بی بهره از عنایت و محبت پروردگارند (قُلْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْكَافِرِینَ/ آل عمران 32).
حجت الاسلام والمسلمین دعاگو خداباوری و شایسته کاری را ارزشی ترین بسترهای جلب محبت خدا نامیده گفت: خداباوران و خداگرایان شایسته کار از فضل خدا پاداش می گیرند و به عنایت او مستظهرند،
کسانی که از خداباوری و خداگرایی و شایسته کاری فاصله می گیرند کافران بی بهره از محبت و عنایت خدایند(لِیَجْزِیَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْكَافِرِینَ / روم 45)؛ حق پوشی(کفر) به دلیل فاصله گیری از اعتدال گرایی و دادگری، بسترساز آلودگی به ستمگری است، خداباوران شایسته کار پاداش خداباوری، دینداری و شایسته کاری را از آفریدگار دریافت می کنند و کسانی که از ایمان و عمل صالح بی بهره می شوند از عنایت و محبت خدا فاصله می گیرند و از دوستی خدا بی بهره می شوند(وَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ / آل عمران 57).
ناطق جمعه شمیرانات
بیدادگرایی، بیدادگری و مقاومت بی حاصل در برابر رویدادهای کاملاً طبیعی را نماد کم خردی، ستم گرایی و محرومیت از محبت آفریدگار هستی توصیف نموده گفت: کسانی که با رویدادهای طبیعی میدان مبارزه، برخوردی درست دارند، در عرصه های خداباوری و شهادت قرار می گیرند و از محبت و عنایت خدا برخوردار می گردند و کسانی که در عرصه های آزمایش با توفیق چندانی همراه نشده اند، در مسیرهای متعارف، منطقی و مشروع قرار ندارند و از محبت خدا و پروردگار بی بهره هستند(إِن یَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَیَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ / آل عمران 140).
دعاگو سهم پذیری برای مخلوق در حاکمیت خالق و شریک سازی بندگان خدا در حکومت خدا را بزرگترین ستم نامیده گفت:
ظلم از گناهان بزرگی است که در حوزه حاکمیت خدا شرک را می سازد و به گناهی نابخشودنی تبدیل می شود، باور و پذیرش مشارکت مخلوق با خالق در حوزه خدایی حاکمیت بر پدیده ها و انسان ها ظلمی نابخشودنی و آلودگی به بزرگترین ناهنجاری و ناروایی است(إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَكَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن یَشَاء وَمَن یُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا / نساء 48) ، خداوند هرکس را که بخواهد به موازات ایمان و اخلاص و فداکاری و ایثارگری اش از خطابخشی و آمرزش گناهان بهره مند می فرماید ولی هرگز گناه شریک سازی مخلوق در حاکمیت خالق را نمی بخشد(مـَنْ أَشـْرَكَ مـَعَ إِمـَامٍ إِمـَامـَتـُهُ مـِنْ عِنْدِ اللَّهِ مَنْ لَیْسَتْ إِمَامَتُهُ مِنَ اللَّهِ كَانَ مُشْرِكاً بِاللَّهِ / اصول کافی ج 2 ص 200).
وی افزود
: کسانی که در درون یک جامعه، حاکمیت همزمان دین و بی دینی و خدا و طاغوت را حق می پندارند و برای غیر خدا در حکومت خدا شریک می سازند به گناهی نابخشودنی آلوده می گردند؛ ستم به خویشتن با نافرمانی آفریدگار هستی و ایجاد خسارت و کاستی در انسان آلوده همراه می شود، خداوند با عنایتش گناهکار تائب را از مغفرت بهره مند می سازد و در حوزه ظلم به نفس فرصت جبران و رشد و شکوفایی را به خطاکار عنایت می فرماید و در حوزه تعرض به حقوق عمومی و به تعبیر دیگر «حق الناس»، آفریدگار هستی گناهکار را تا جبران خطاکاری و جلب رضایت صاحبان حقیقی حق رها نمی سازد(قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم : " الظُّلْمُ ثَلَاثةٌ : فَظُلْمٌ لَا یَغْفِرُهُ اللَّهُ ، وَظُلْمٌ یَغْفِرُهُ ، وَظُلْمٌ لَا یَتْرُكُهُ ، فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی لَا یَغْفِرُهُ اللَّهُ فَالشِّرْكُ / نهج الفصاحه)
خطیب جمعه شمیرانات تعرض به حق قانونی انتخاب شدن و انتخاب کردن را از بزرگترین ستم های سیاسی – اجتماعی تحلیل نموده گفت: انتخاب کردن و در معرض انتخاب قرار گرفتن، حق طبیعی همه افراد واجد شرایط در چارچوب قانون اساسی است، مصونیت از توهین، تهمت، تضعیف، تخریب، آبروریزی، هتاکی و گستاخی از حقوق مسلم و تردیدناپذیر اقشار مردمی است،
کسانی که از تریبون های عمومی و خصوصی به عزت و اعتبار و شخصیت و شرافت مردم می تازند به خشم و قهر خدا گرفتار می شوند و هرگز نمی توانند از مجازات خدای عارف، حکیم و منتقم رهایی یابند، غالباً در دنیا به مجازات طبیعی و مکافات این جهانی گرفتار می شوند و در رستاخیز، عذاب دردناک خدا را به عنوان نتیجه اعمالشان پیش رو دارند.
آقای دعاگو تعرض به آبرو و اعتبار سیاسی و اجتماعی مردم را منفورترین و آلوده ترین خطاکاری سیاه، تباه و بسترساز خشم خدا ارزیابی نموده گفت: در نگرش های اجتماعی، آبرو حساس تر، ارزشمندتر و مهم تر از دارایی مادی است، به موازات گستردگی دایره آبروریزی، حق کشی و گناهکاری گسترش می یابد و آبروریخته عنایت خداوند یاور مظلومان را جلب می کند، کسانی که با تهمت، غیبت، دروغ سازی، ناسزاگویی و تخریب و تضعیف اشخاص حقیقی و حقوقی در اندیشه کسب مال و مقام و اعتبار و اقتدارند باید لحظاتی را که پدران و فرزندان و عزیزترین عزیزان از انسان می گریزند، عذاب هیچکس را نمی پذیرند و در موضع تضمین و نمایندگی هیچکس قرار نمی گیرند را محاسبه کنند و در برابر خود ببینند.
خطیب جمعه شهرستان شمیرانات در خطبه دوم به
تحلیل تحولات سیاسی روز تحت عنوان «اعتدال گرایی و افراط و تفریط گرایی، نمادهای شایستگی و ناشایستگی» پرداخته اظهار داشت: عدل، دادگری و اعتدال، برخورداری از تعادل عقلانی و منطقی در اندیشه، انگیزه، گویش، منش و رویکرد و عملکرد انسانی است، نظام آفرینش و ساختار جسم و جان انسان با اعتدال بهره مند از بقا، حیات، استقرار و استمرار واقعی است؛ کسانی که در دو سوی افراط و تفریط ایستاده اند حقایق و واقعیات رویدادهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی را به گونه ای شایسته نمی بینند، در دو سوی مسیر نجات، بیراهه های خطرساز و خطرناک را طریق حقیقی تکامل، سعادت و رشد و شکوفایی تصور می کنند.
حجت الاسلام والمسلمین دعاگو افراط و تفریط گرایی را خطرناکترین و خطرسازترین جریان سیاسی برای جمهوری اسلامی و عزت و اقتدار ملی دانسته گفت: بزرگترین مصیبت جامعه ما نقش آفرینی تندروان خردستیز و مرزناشناس و کندروان کم ارزش و مسئولیت گریز، سپردن فرمان گرایش ها و گریزش ها به احساسات آلوده به وسوسه ها و تمایلات شیطانی است؛ افراط گرایی و تفریط گرایی بزرگترین عامل بسترساز ناکامی های فرهنگی، ناهنجاری های سیاسی، مشکلات اقتصادی و موانع اصلی وحدت و امنیت ملی است.
دعاگو افزود: تا در حلقه های کلیدی مسئولیت و سیاست، نقش خردگرایان منطقی و منصف برجسته تر، شفاف تر و نافذتر نشود نقش آفرینی افراط گرایان، توهم آفرینان و از دوست دشمن سازان، ساختارهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی را با سایش و فرسایش روبرو خواهد کرد، باید با تحلیل تحولات سیاسی عرصه انتخابات به صورت منطقی و شفاف، فضاهای انتخاباتی را جذاب و از نشاط و شادابی آکنده ساخت تا بار دیگر حماسه سیاسی ملت ایران شگفتی و تحسین ملت های دیگر را برانگیزد.
ناطق جمعه شمیرانات نامزدهای انتخاباتی را به رعایت موازین شرعی، قانون اساسی و اخلاق اسلامی فراخوانده گفت: نامزدهای انتخاباتی با پرهیز از تخریب و تضعیف گرایی و آراستگی به اخلاق اسلامی شایستگی شان در برابر ملت ایران و دیگر ملت های جهان نمودار و آشکار سازند و از آلودگی به نمادهای ناشایستگی فرهنگی و سیاسی فاصله گیرند، مردم با تجربه های تلخ گذشته از جریان افراطی گری بیزارند، تشکل تندروان و کندروان سیاسی را در ستادهای انتخاباتی نامزدها نقطه قوت نمی دانند و از احتمال اثرگذاری آنها بر رئیس جمهور آینده نگران می شوند.
دعاگو
تندروی و توجیه تندروی را با اشتباهات سیاسی خطرناکتر از تندروی بزرگترین بلیه تاریخ اسلام توصیف نموده گفت: خوارج نهروان به دلیل سطحی نگری و کاستی در حوزه ولایتمداری از معاویه و عمرعاص فریب خوردند، با تندروی سیاسی جبهه علی(ع) را ناگزیر به پذیرش حکمیت کردند و به جای توبه، خطاپذیری و اصلاح بسترهای فریبندگی و خطاگرایی هزینه خطاهایشان را از علی(ع) و جبهه علی(ع) مطالبه کردند و با شهادت مولای متقیان جامعه اسلامی و تاریخ اسلام را با ضایعه و فاجعه ای بزرگ روبرو ساختند.
وی ادامه داد: متأسفانه همان خطا با اصرار بر خطاکاری و فاصله گیری از توبه گرایی در مقاطع مختلف تاریخ اسلام تکرار شد، کسانی که با بی بصیرتی در پیدایش، گسترش و تقویت جریان انحرافی نقشی اساسی داشتند به جای عذرخواهی، توبه گرایی و جبران خسارات بی بصیرتی و حمایت های نسنجیده سیاسی به عارفان بصیر تاختند و بهای بی بصیرتی شان را با قربانی بصیران در مسلخ تخریب و تضعیف سیاسی دریافت کردند، کسانی که می خواهند اشتباهات عرصه تحولات سیاسی را با کاهش انگیزه های انتخاباتی پاسخ دهند به اشتباهی بدتر از اشتباه تندروان بی بصیرت گرفتار می شوند و حوزه اعتبار و اقتدار نظام را که برای نقش آفرینی در وحدت، امنیت و اقتدار ملی ضرورتی غیرقابل انکار است با سایش و فرسایش روبرو می کنند.
امام جمعه شمیرانات مشارکت حداکثری در عرصه های انتخاباتی را رسالتی دینی و ملی توصیف نموده گفت: اسلام، نظام و کشور به ملت تعلق دارند، میزان اقتدار نظام به درجات توفیق جمهوری اسلامی برای احقاق حقوق اقشار ملی بستگی کامل دارد،
همه ملت باید نظام را اعتبار و اقتدار خود بدانند، هزینه خطاکاری را به خطاکاران تحمیل کنند و حساب نظام و کشور و ملت را از اشخاص حقیقی و حقوقی جدا سازند، از تعهد نامزدها به پیام های دینی و موازین قانونی میزان شایستگی شان را برای احراز منصب ریاست جمهوری شناسایی کنند و در حوزه گزینش گری بهترین و قوی ترین را انتخاب نمایند.
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

 

          

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
هرچه اصولگرایان در این دو سال اخیر سعی کردند محمود احمدی‌نژاد را از جریان اصولگرایی که در دو دوره ریاست‌جمهوری گذشته با تمام توان از او حمایت کردند دور کنند و جریان دولت را انحرافی معرفی کنند، حالا دولت با تمام‌قوا حمله‌های اصولگرایان را با رمز «اصولگرای تقلبی» به خودشان باز‌می‌گرداند، خب جواب «های»، «هوی» است دیگر.
به ‌تازگی رسانه‌های حامی دولت که در عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری اسفندیار رحیم‌مشایی را به دلیل تصمیم شورای نگهبان از دست داده‌اند، وارد فاز جدیدی شده‌اند؛ روندی که به تعبیر بسیاری از اصولگرایان راهکار نتیجه‌بخش تخریب است؛ تخریبی که معتقدند دولت در آن، تجربه کافی را هم دارد، اما تخریب این دوره با دوره‌های گذشته انتخابات ریاست‌جمهوری 84 و 88 تفاوت عمده‌ای دارد؛ تفاوتی که در سیبل دولت است. دولت در انتخابات یازدهم سیبلش را از اصلاح‌طلبان به اصولگرایان تغییر داده است.
منطقی هم به نظر می‌رسد زیرا گزینه اصلی اصلاح‌طلبان، آیت‌الله هاشمی، از شورای نگهبان عدم احراز صلاحیت گرفت و از دور خارج شد؛ حالا دولت مانده و اصولگرایان. نادر قاضی‌پور، عضو فراکسیون رهروان ولایت، در گفت‌وگو با «بهار» گفت:
دولت سعی دارد با طرح بحث «اصولگرایان تقلبی» نامزدهای اصیل این جریان را تخریب کند تا این‌گونه بتواند آرای اصولگرایان را به سمت سعید جلیلی، نامزد مورد حمایت خود، بکشاند. نماینده ارومیه در مجلس معتقد است به جز قالیباف، حداد، ولایتی و رضایی ،‌ دیگران اصولگرای تقلبی هستند و تنها این چهار‌نفر گزینه اصلی اصولگرایان هستند.
به‌تازگی رسانه‌های حامی جریان دولت خطی را پیش گرفته‌اند که در آن نامزدهای جریان اصولگرایی را اصولگرای تقلبی خوانده‌اند، دلیل این رویکرد تازه حامیان دولت چیست؟
دولت سعی می‌کند با طرح چنین بحث‌هایی اصولگراهای اصلی را تخریب کند که مورد اقبال و تایید جریان اصولگرایی هستند و این‌طور آرای آن‌ها را بشکند.
منظورتان از اصولگراهای اصلی کدام گزینه‌ها هستند؟
آقایان محمد‌باقر قالیباف، علی‌اکبر ولایتی، غلامعلی حداد‌عادل و محسن رضایی که مورد تایید عام و خاص مجموعه اصولگرایان هستند.
چرا دولت سعی دارد گزینه‌های اصولگرایان را تقلبی معرفی کند؟
دولت تمام تلاشش را می‌کند که از نامزد مورد‌تایید خود حمایت کند و با توجه به این‌که تجربه تخریب در دوره‌های گذشته را هم دارد، شروع کرده‌ است به این‌که در جریان اصولگرایی شکاف ایجاد کند تا این‌گونه بتواند آرای نامزدهای اصولگرایان را به سمت نامزد موردتایید خود بکشاند.
منظورتان از نامزد مورد حمایت دولت کیست؟
آقای سعید جلیلی معاون آقای احمدی‌نژاد است. در واقع دولت این‌طور بازی را پیش برد و سعی کرد که با آوردن رحیم‌مشایی تمام نگاه‌ها را به سمت وی بکشاند در صورتی‌که گزینه اصلی دولت آقای جلیلی بود و بدون حاشیه ایشان را وارد عرصه انتخابات کرد.
سعید جلیلی را اصولگرا نمی‌دانید؟
خیر، ما همان چهار بزرگواری که نام بردم را به عنوان اصولگرا می‌شناسیم و آقای جلیلی را اصولگرا نمی‌دانیم.
نزدیک به دو سالی است که اصولگرایان سفره خود را از دولت جدا کرده‌اند و جریان دولت را انحرافی می‌خوانند، اما دولت حالا در آستانه انتخابات سعی می‌کند جریان را برعکس جلوه دهد؛ آیا این ادامه همان رفتار تخریب سال‌های 84 و 88 محمود احمدی‌نژاد نیست؟
بله، دولت هیچ تغییری نکرده است. جریان دولت سعی می‌کند دوباره از اصولگرایان به نفع خودش استفاده کند و آرای این جریان را به سمت آقای سعید جلیلی بکشاند. هرچند آقای احمدی‌نژاد گزینه مورد‌نظر خود را قبلا اسفندیار رحیم‌مشایی مستقلا معرفی کرده است.
بعضی از اصولگرایان هم موضوع را برخلاف نظر شما تفسیر می‌کنند و می‌گویند بعضی اصولگرایان ‌ با معرفی‌کردن سعید جلیلی به عنوان گزینه دولت به دنبال تخریب او هستند؟
 
سوال من از این دوستان این است آیا آقای جلیلی الان در دولت مسئولیت دارد یا ندارد؟ دارد. آیا اطرافیان آقای جلیلی در ستاد ایشان همگی در دولت محمود احمدی‌نژاد سر کار هستند یا خیر؟ هستند. آیا دولت به دنبال تخریب گزینه‌های اصلی جریان اصولگرایی نیست؟
بله هست. تمام این موارد نشان می‌دهد این یک بازی دو‌طرفه است تا بتوانند نامزد خود را مطرح کنند؛ یعنی از یک‌سو نمی‌گویند جلیلی نامزد ماست و از سوی دیگر نامزدهای جریان اصولگرایی را تقلبی معرفی می‌کنند.
یعنی جلیلی را اصولگرای تقلبی می‌دانید؟
من همان چهار نفری را که نام بردم اصولگرا می‌دانم و به جز آن‌ها هیچ فردی را اصولگرا نمی‌دانم.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ یکشنبه 12 خرداد 1392 ] [ 07:02 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

 

          

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
 نباید اجازه دهیم انجمن حجتیه که در سال58به فرمان امام منحل شد با نام و روش دیگری و با لفاظی، اسلام غیرانقلابی را جایگزین اسلام انقلابی کنند. این سنگر، سنگر دفاع از ولایت فقیه و نظام اسلامی است و به عهده بزرگان دین و حوزه علمیه است. نکته دیگری که خطر برای انقلاب اسلامی محسوب می‌شود این است که متحجرین احمق، دین را یک موضوع فردی بیان کرده و از عالم سیاست دور کنند و آن را خلاف نظر صریح امام و اسلام انقلابی بیان کنند ...
محمدباقر قالیباف در شهر قم و در جمع مردم این شهر اظهار کرد: نباید اجازه دهیم انجمن حجتیه که در سال58به فرمان امام منحل شد با نام و روش دیگری و با لفاظی، اسلام غیرانقلابی را جایگزین اسلام انقلابی کنند.
به گزارش اعتدال، محمد باقر قالیباف در جمع کثیری از مردم قم در ورزشگاه شهید حیدریان این شهر اظهار داشت: قم شهر خون و قیام است. انقلاب اسلامی که امروز در این کشور مستقر شده نعمت بزرگی است و امانت بزرگ هم به شمار می‌رود. ما باید بدانیم که خداوند این منت را بر یکایک ما گذاشته که عمر ما را در این مقطع از زمان قرار داده است.
وی خاطر نشان کرد: مردم ما هرگز برای نام و نان قیام نکرده، بلکه برای دینشان قیام کردند، برای عزتشان قیام کردند، در غیر این صورت کجا می‌بینید که در خانواده‌ای که پدر و 4 فرزند در میدان جنگ حضور پیدا می‌کنند یکی پس از دیگری به شهادت برسند و باز هم مادر خانواده راه آنان را ادامه دهد.
شهردار تهران افزود: شهر قم مرکز انقلاب و مرکز ولایتمداری است. خطاب به شما علمای بزرگوار و برادران و خواهران عزیز عرض می‌کنم این انقلاب از دو منظر باید به مورد توجه قرار گیرد تا آسیب نبینیم. یک منظر از حوزه اندیشه و تفکر است. توجه کنیم حضرت امام(ره) بارها بر اسلامی انقلابی و اسلامی روحانی تأکید کرده‌اند که اسلام منهای روحانیت اسلام نیست. ما باید به هوش باشیم. نباید کسانی بتوانند اسلام منهای روحانیت را در این کشور تبلیغ کنند. این انحراف بزرگی است.
وی ادامه داد: نباید اجازه دهیم انجمن حجتیه که در سال58به فرمان امام منحل شد با نام و روش دیگری و با لفاظی، اسلام غیرانقلابی را جایگزین اسلام انقلابی کنند. این سنگر، سنگر دفاع از ولایت فقیه و نظام اسلامی است و به عهده بزرگان دین و حوزه علمیه است. مطمئنیم قم همچنان که پیشتاز انقلاب بوده در دفاع از انقلاب و تداوم راه امام و دفاع از ولایت فقیه هرگز لحظه‌ای متوقف نخواهد شد.
قالیباف گفت:نکته دیگری که خطر برای انقلاب اسلامی محسوب می‌شود این است که متحجرین احمق، دین را یک موضوع فردی بیان کرده و از عالم سیاست دور کنند و آن را خلاف نظر صریح امام و اسلام انقلابی بیان کنند.
وی افزود:ما باید کارآمدی دین در اداره جامعه را عینیت ببخشیم. ما یقین داریم مردم برای اقتصاد قیام نکردند، اما دین این را به ما توصیه کرده که پیامبر فرمود من نگران فقر در جامعه نیستم نگران سوءمدیریت هستم، بر این اساس ما باید نسبت به حل مشکلات مردم انجام وظیفه کنیم. اگر کوتاهی کنیم و ضعف از خود نشان دهیم به اسلام و انقلاب ظلم کرده‌ایم.
وی تاکید کرد: اگر ما حزب‌اللهی هستیم و پیرو مکتب اهل‌بیت(ع)، باید به گونه‌ای کشورمان را اداره کنیم که همه مردم ما با هر گرایش و سلیقه‌ای در آن زندگی کنند. اگر کوتاهی بکنیم مردم این را به حساب دین می‌گذارند، نه قالیباف ضعیف و با این کار به متحجران احمق هم بهانه می‌دهیم. اگر ما بد عمل کنیم چه بسا بخشی از جوانان به سمت تفکرات غیراسلامی و تفکرات غربی بروند.
شهردار تهران در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: امروز جنگ تمام شده است، اما دفاع همچنان باقی است. امروز باید با همان روحیه فرهنگ و جهاد و همت صادقانه طعم شیرین فرهنگ جهادی را به کام یکایک مردم عزیز که انصافا دینشان را به انقلاب ادا کرده‌اند بچشانیم.
وی ادامه داد: اگرچه کسانی شعار دادند اما درعمل خلاف آن را عمل کردند، ولی ما امروز آمده‌ایم به مردم عرض کنیم که با استعانت از خدا و کمک اهل‌بیت، شهدا ،مردم و مخصوصا جوانان دست به‌دست هم بدهیم تا یک جهاد دیگر را در کشور شروع کنیم و طعم شیرین پیشرفت توام با عدالت را بچشیم.
قالیباف در پایان یادآور شد: بنده تنها قولی که به شما می‌توانم بدهم این است که نتیجه محبت‌های شما را با کارم و تلاشم بدهم تا از اینکه مرا حمایت کردید پشیمان نشوید.
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 


[ جمعه 10 خرداد 1392 ] [ 05:49 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

 

          

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم
 موسوی :  این تعرض ها به آدم های حراف نشان می دهد از دیر باز دراین سرزمین، اهل فکر گرفتار آدم هایی بوده اند که مدام منبر می رفته اند و دعوی های بی معنی می کرده اند. از آن جایی که به تعبیر داریوش شایگان ما هم چنان در تعطیلات تاریخ به سر می بریم مشکلاتمان کماکان همانی است که از دیر باز وجود داشته. یعنی هنوز هم همان هایی که وظیفه ای جز کار اجرایی برای آن ها تعریف نشده، حرف می زنند و اعصاب و روان جامعه را به هم می ریزند. طرف وظیفه اش حفظ امنیت است اما در مقام یک مفتی خشن حکم به مباح بودن خون میلیون ها نفر می دهد یا در هیئت دبیر کل یک حزب رادیکال سیاسی اظهار نظرهای انتخاباتی می فرماید. آن دیگری را گذاشته اند که فناوری و ارتباطات این خراب شده را سروسامان دهد اما یک افاضاتی می فرماید که مصداق تام و تمام وهن و توهین به باورهای دینی و اعتقادی مردم این سرزمین است. آقای محترم! اصلا تو مهم ترین آدم روی زمین، اما که گفته هرچه را شب خوانده ای یا از یک نابغه تر از خودت شنیده ای باید صبح به دیگران تحویل بدهی؟ یک زمانی در این مملکت،بیچاره دکتر سروش با آن همه سواد و فضل و ذوق حق اظهار نظر در باره همه چیز را نداشت. رسما به او می گفتند وقتی این همه عالم دینی وجود دارد لزومی ندارد که او در مسائل دینی ورود پیدا کند. نمی دانم حالا چه شده که هر تازه از راه رسیده ای به خود اجازه می دهد در هر زمینه ای اظهار فضل نماید و هیچ کس هم متعرض آن ها نمی شود. انگار مسابقه گذاشته اند و جایزه ای گران قیمت هم تعیین فرموده اند برای آن که حرف گنده تراز تصور من وشما صادر بفرماید. البته به حکم : مرد در زیر زبان خویش پنهان است، عیار این بزرگواران هم برای من وشما مشخص خواهد شد، تا بدانیم سرنوشت من وشما را به دست چه نوابغی سپرده اند. یعنی بهترین راه برای این که بفهمیم حد واندازه این بزرگواران چه مقدار است گوش دادن به همین افاضات است. ما از کجا بفهمیم فلانی واقعا لیاقت دارد رئیس دبیرخانه ریاست جنبش عدم تعهد باشد یا نباشد؟ فرصت تحقیق و تفحص که نداریم. این بزرگواران خودشان زحمت می کشند و با حرف زدن زیاد در مورد همه چیز کار مارا آسان می کنند. این شهوت حرف زدن زیاد آن هم در باره همه چیز یک فایده داشته باشد همین است.
بعدالتحریر:
همه این ها را گفتم
ولی فکر می کنم آن ها که به جای عمل کردن به وظایف قانونی شان حرف های بی ربط می زنند خوب می دانند دارند چه کار می کنند. حتما آن حرف ها مشتریان خاص خودش را دارد و یک کسانی که لابد ازمن وشما خیلی مهم ترند از آن حرف ها خوششان می آید. لابد.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 


[ چهارشنبه 8 خرداد 1392 ] [ 08:54 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آمار سایت

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


ایران رمان