مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...

مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...
شک وَ اندیشیدن به باورهای خود ، ما را به ایمان وُ یقین می-رساند.
قالب وبلاگ
[ یکشنبه 2 مهر 1396 ] [ 08:41 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]




  کی میدونه «لولو» اون مَـمَـه رو کجا برده؟! ...  



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  



 جناب آقای علی ربیعی وزیر محترم کار و تعاون اجتماعی اخیرا درباره نحوه تحویل امور از دولت قبل به دولت فعلی به نکته تلخی اشاره کرده و گفته است

*واقعا فکر نمی کردم که سازمان بازنشستگی را با 60 هزار میلیارد تومان بدهی تحویل مان می دهند .راندمان وزارتخانه برای حل بیکاری صفر درصد باشد.

واقعیت این است که وقتی گزارش وضعیت دولت به اعضای کابینه ارایه شد همه شوکه شدیم."

بسیاری از واقعیتهای تلخ دولت قبل گفته نشده است. افسوس که  در بدایت کار دست دولت بسته شد و الا بهترین فرصت بود که یکبار برای همیشه به مردم گفته می شد از دولت قبل چه دولتی را با چه مقدار بدهی آن هم در اوایل سال92 که حدود هشت ماه به پایان سال باقی بود تحویل گرفته اند.

خود من دو خاطره در این رابطه دارم.

یادم می آیددر اواسط سال 92 که با علی آقای جنتی ملاقاتی داشتم  و از او پرسیدم وضع وزارت چگونه است؟ پس از توضیحاتی درحالی که به کف دستش اشاره  می کرد گفت: فلانی متاسفانه وزیر قبلی نه تنها همه بودجه امسال را در این سه ماه  پیش خور کرده بلکه کف آن را هم لیس زده و برای ما کلی بدهی باقی گذاشته است .

بعد باذکر رقمی - که بگمانم  184 میلیارد تومان بود- گفت به اتحادیه مطبوعات بدهکاریم .به سازمان بیمه برای بیمه هنرمندان بدهکاریم و...

چند روز بعد که با آقای جهانگیری معاون  اول محترم رییس جمهور ملاقات کردم و این گفته آقای علی جنتی را برای او نقل کردم خندید وگفت  فلانی این بدهی درمقابل بدهی های دولت به مسکن مهر و پیمانکاران نیرو و یارانه ها که چیزی نیست!


   تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 



[ پنجشنبه 15 تیر 1396 ] [ 12:58 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  نمی-خُفت ز حسرت، فـــرهـــاد ...

 

 شب چو در بستم وُ مست از می ‌نابش کردم / ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم 
 دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا / گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم 
 منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم / آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم 
 شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع / آتشی در دلش افکندم وُ آبش کردم 
 غرق خون بود وُ نمی خفت ز حسرت فرهاد / خواندم افسانه شیرین وُ به خوابش کردم 
 دل که خونابهٔ غم بود وُ جگرگوشه دهر / بر سر آتش جور تو کبابش کردم 
 زندگی کردن من مردن تدریجی بود / آنچه جان کند تنم‚ عمر حسابش کردم 
«فرخی یزدی»

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

[ چهارشنبه 14 تیر 1396 ] [ 11:32 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]
" از وقتی صدا و سیما شروع کرد به ساخت سریال‌هایی همچون خلیل کبابی، باید حدس می‌زدیم روزی خود صدا و سیما هم در نقش فرو برود و شروع کند به گفتن دیالوگ‌ها و نقل قول‌های عجیب و غریب. "

به گزارش اعتدال، ایران با نگاهی طنز به تحریف صدا و سیما از سخنان اخیر رییس جمهور در همایش سران قوا پرداخت و با این مقدمه نوشت: در همایش قوه قضائیه در حالی که رئیس‌جمهوری در عنبیه چشم صدها نفر از حضار و صدها لنز دوربین نگاه کرد و جمله‌ای واضح گفت، شبکه خبر راست راست در چشمان میلیون‌ها بیننده تلویزیون نگاه کرد و یک جمله دیگر با مفهومی متفاوت را زیرنویس کرد. یعنی خیلی شیک و مجلسی سخنان رئیس جمهوری را تحریف کرد. دوستان صدا و سیما با همین فرمان جلو بروند پیش‌بینی می‌کنیم در آینده‌ای نه چندان دور هنگام سخنرانی رئیس جمهوری صدا و تصویر را قطع کرده و به جای آن برنامه آشپزی با معرفی محصولات 24 پارچ تفلون رویال نشان بدهند و به پخش زیرنویس با برداشت آزاد اقدام کنند. بر اساس همین پیش‌بینی برخی از صحبت‌های آقای روحانی را که واقعاً به زبان می‌آورد و آنچه صدا و سیما زیرنویس خواهد کرد را بیان می‌کنیم:
رئیس جمهوری: اصل برائت بیل به کمرش خورده است.
زیر نویس: رئیس جمهوری با تحقیر کشاورزان گفت: «بیل‌ها را باید جمع کرد. کشاورزی را از دولت بی‌بیل گرفتیم و دادیم به دولت با‌بیل. دولتی که هم بیل دارد، هم کلنگ، دیگر نمی‌شود با آن رقابت کرد.»
رئیس جمهوری: اول باید ادله باشد تا طرف را احضار کنیم نه اینکه طرف را احضار کنیم تا ادله زاییده شود.
زیر نویس: رئیس جمهوری گفت: «به نظر ما ادله خواننده خوب و خوش صداییست. کاش در کشور ما هم مثل ادله زاییده شود. چیز خوبیست.»
رئیس جمهوری: اعضای کابینه در مسیر جوانگرایی انتخاب خواهند شد.
زیر نویس: رئیس جمهوری از عدم حمایت از بازنشستگان کشور خبر داد. رئیس جمهوری گفت: «کابینه جدید جای پیر و پاتال‌ها نیست.»
رئیس جمهوری: فضای مجازی را نمی‌توان از زندگی مردم حذف کرد.
زیر نویس: حمایت آشکار رئیس جمهوری از سرویس‌های جاسوسی غرب به بهانه حمایت از شبکه‌های مجازی.
رئیس جمهوری: باید هر طور شده از بخش خصوصی حمایت شود.
زیر نویس: رئیس جمهوری در همایش اقتصاد ایران گفت: «باید فیلم‌های خصوصی مردم در شبکه‌های مجازی پخش شود و دولت بتواند وارد حریم شخصی افراد شود.»
رئیس جمهوری: کسانی که امروز از رکود صحبت می‌کنند، آن روز و در سال 91 کجا بودند؟
زیر نویس: بی‌اطلاعی رئیس‌جمهوری از وضعیت مردم و همچنین مشکوک بودن وی به مردم عزیز کشور. رئیس جمهوری خطاب به مردم گفت: «کجا بودید تا این وقت شب؟»


تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 



برچسب ها: تحریف سخنان روحانی، برداشت آزاد،



[ سه شنبه 13 تیر 1396 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

   یعنی میشه باور کرد که ... 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

نتیجه تصویری برای کاریکاتور تسویه حساب بابک زنجانی


نتیجه تصویری برای کاریکاتور تسویه حساب بابک زنجانی
نتیجه تصویری برای کاریکاتور تسویه حساب بابک زنجانی


نتیجه تصویری برای کاریکاتور تسویه حساب بابک زنجانی


نتیجه تصویری برای کاریکاتور تسویه حساب بابک زنجانی

مسئول کمیته مطالبات وزارت نفت از آمادگی شریکان بابک زنجانی برای سفر به ایران خبر داد و گفت: شرکت ملی نفت ایران منتظر حضور شریکان خارجی برای نهایی کردن قرارداد و پرداخت بدهی بابک زنجانی است.

علی اصغر هندی افزود: شریکان بابک زنجانی قرار بود هفته پیش از تعطیلات، برای نهایی کردن قرارداد پرداخت بدهی بابک زنجانی به تهران بیایند که نیامدند.
وی، اصل بدهی بابک زنجانی را 2 میلیارد و 60 میلیون یورو عنوان کرد و گفت: این در حالی است این رقم در دادنامه یک میلیارد و 967 میلیون و 500 هزار یورو قید شده است.
به گفته مشاور وزیر نفت، اختلاف بدهی بابک زنجانی به شرکت ملی نفت ایران با آنچه در دادنامه آمده است حدود 100 میلیون یورو است.
وی با بیان این که، رقم بدهی بابک زنجانی جدا از میزان خسارت وارد شده بابت تاخیر در پرداخت بدهی است، تصریح کرد: با محاسبه میزان خسارت وارد شده، میزان بدهی بابک زنجانی هم اکنون به سه میلیارد یورو رسیده است.
عضو هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران تاکید کرد: شرکت ملی نفت ایران برای خسارت‌ها و سود توافقی که پیش‌تر داشتند طرح دعوی کرده و در دادگاه تحت رسیدگی است.
بدهکار بزرگ نفتی، بارها وعده پرداخت بدهی هنگفت خود را مطرح کرده، اما این وعده‌ها هیچگاه محقق نشده است.
بابک زنجانی بارها تحریم‌ها را برای طفره رفتن از پرداخت بدهی بهانه کرده بود اما با توجه به رفع تحریم‌ها، دیگر بهانه‌ای برای فرار از پرداخت بدهی خود ندارد.
خودداری این متهم در پرداخت مطالبات سبب شده است اموال وی به مزایده گذاشته تا بخشی از بدهی وی تسویه شود؛ هر چند که گفته می‌شود اموالش حداکثر 500 تا 600 میلیون یورو از بدهی وی را پوشش می‌دهد.
در سه سال گذشته زنجانی و شرکایش، بارها باهدف ایجاد فرصت برای خود و وقت کشی اعلام کرده‌اند در بانک‌های داخلی و خارجی، مبالغ ارزی کلانی را در اختیار دارند و حاضرند بابت بدهی خود آن مبالغ را در اختیار وزارت نفت قرار دهند.


  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها: شریکان بابک زنجانی، پرداخت بدهی بابک زنجانی، وقت کشی،



[ دوشنبه 12 تیر 1396 ] [ 11:53 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم 
 

 گاهشمار حملات شیمیایی عراق 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

نتیجه تصویری برای قربانیان بمبارانهای شیمیایی عراق

رژیم عراق از ابتدای جنگ به طور محدود از گلوله های شیمیایی استفاده می کرد. در جریان عملیات «والفجر – 2» عراق به طور وسیع با استفاده از هواپیما مبادرت به بمباران شیمیایی غرب جاده پیرانشهر – رواندوز کرد.

این حمله که در ساعت 7 صبح روز سه شنبه 18 مرداد ماه سال 62 به وقوع پیوست، منجر به مصدوم شدن جمعی از رزمندگان شد.

عراق از تاریخ 19/5/1362 تا 4/9/1362 دوازده بار با استفاده از توپ، خمپاره و هواپیما اقدام به کاربرد گازهای شیمیایی، عمدتاً در غرب کشور از جمله مناطق نظامی و غیر نظامی پیرانشهر، بازی دراز، مریوان، بانه، پنجوین و پاوه کرد.

موارد دیگری ازکاربرد سلاح شیمیایی توسط دشمن به شرح زیر است:

- ساعت 5 بامداد 3 آبان ماه 62، هواپیماهای دشمن روستای باینجان از توابع بانه را بمباران شیمیایی کردند که منجر به شهادت و مصدوم شدن جمعی از اهالی روستا شد. در این حمله از بمب های شیمیایی حاوی ترکیبی از آرسنیک و نیتروژن موستارد، موسوم به بمب های تاول زا استفاده شد.

- ساعت 17 روز 16 آبان ماه سال 62، 4 فروند هواپیمای دشمن منطقه ای بین رودخانه شیلر و ارتفاعات لری را هدف حملات شیمیایی قرار دادند که منجر به تحریکات چشمی شدید در مجروحین شد.

- 19/1/1364؛ چهار نقطه از منطقه عملیاتی« بدر» در هورالهویزه در داخل خاک ایران هدف بمب های و گلوله های شیمیایی عراق قرار گرفت که این بمب ها حاوی گاز خردل و اعصاب بودند.

- ساعت 17 روز 20/1/1364 مجدداً منطقه عملیاتی «بدر» در هورالهویزه از سوی عراق گلوله باران شیمیایی شد.

- 26/10/1365؛ یک فروند هواپیمای عراقی که منطقه عملیاتی «کربلا – 6» را بمباران شیمیایی کرد، سرنگون شد.

- 23/10/1365؛ هواپیماهای عراقی مواضع رزمندگان اسلام در منطقه عملیاتی«کربلا – 5» را بمباران شیمیایی کردند که منجر به مصدوم شدن عده ای شد.

وزش باد موجب شد مقادیری گازی سمی به سوی مواضع مقدم نیروهای عراقی منتقل و در نتیجه جمعی از آنان نیز مصدوم شدند.

- 24/10/1365؛ سرهنگ دوم ولید الوان حمادی رییس ستاد تیپ 59 عراق که در منطقه عملیاتی «کربلا – 5» به اسارت درآمد، اعتراف کرد که رژیم عراق به کرات از بمب ها و گلوله های شیمیایی علیه نیروهای ایران بهره برده است.

- 25/10/1365؛ در جریان دفع پاتک دشمن در منطقه عملیاتی «کربلا – 6» عراق مواضع نیروهای ایران را بمباران شیمیایی کرد.

- در پی بکارگیری مجدد سلاح شیمیایی توسط عراق در دسامبر 86، دبیرکل سازمان ملل متحد روز 16/10/1365 نگرانی خود را از نقض قوانین بین المللی اعلام کرد.

- 15/10/1365؛ یک انبار مهمات شیمیایی دشمن در ساحل غربی اروند رود، حدفاصل جزیره ام الرصاص و مینو، هدف آتش توپخانه نیروهای اسلام قرا گرفت ومنفجر شد که بر اثر آن صدها نظامی عراقی کشته و زخمی شدند.

- 7/12/1365؛ عراق اقدام به کاربرد سلاح شیمیایی در شمال جاده شلمچه – بصره کرد که با آمادگی کامل پدافند شیمیایی ایران، آثار آن خنثی شد.

- 7/4/1366؛ رژیم عراق چهار نقطه شهر کردنشین سردشت را هدف حملات شیمیایی قرار داد که منجر به شهادت 60 تن از مردم این شهر شد.

- 16/7/1366؛ یک منطقه عملیاتی در شمال سومار توسط هواپیماهای عراقی بمباران شیمیایی شد که شهادت جمعی از رزمندگان را در پی داشت.

- 21/10/1366؛ عراق مبادرت به پرتاب گلوله شیمیایی در یک منطقه عملیاتی مقابل سردشت کرد.

- 27/12/1366؛ رژیم عراق هم زمان با پیشروی نیروهای ایران به سوی حلبچه، چندین بار اقدام به بمباران شیمیایی این شهر کرد و دست به کشتار مردم این شهر زد.

- 30/12/1367؛ هلال احمر جمهوری اسلامی تعداد شهدای بمباران شیمیایی رژیم عراق در شهرهای آزاد شده در عملیات «والفجر – 10» را بیش از 5 هزار نفر اعلام کرد. رژیم عراق در این حملات از گازهای سیانور، خردل و اعصاب استفاده کرد.

- 10/1/1367؛ هواپیماهای عراقی روستای کلال در حومه پاوه را هدف بمباران شیمیایی قرار دادند.

- 21/1/1367؛ هواپیماهای عراقی یک روستا در منطقه مریوان و هم چنین شهر مریوان را بمباران و گلوله باران شیمیایی کردند.

- 27/1/1367؛ رژیم عراق در حمله به مواضع نیروهای اسلام در فاو مبادرت به استفاده وسیع ازسلاح شیمیایی کرد.

- 28/2/1367؛ چند روستا از جمله مرزن آباد و بیتوش از توابع سردشت توسط هواپیماهای عراق بمباران شد.

- 24/3/1367؛ یک منطقه مسکونی در یک روستای بانه توسط هواپیماهای عراق بمباران شیمیایی شد.

- 4/4/1367؛ نیروهای عراقی با استفاده گسترده از سلاح شیمیایی به رزمندگان اسلام در جزایر مجنون حمله کردند.

- 3/5/1367؛ نیروهای عراق با بهره گیری گسترده از سلاح های شیمیایی به مناطق گیلان غرب و سرپل ذهاب پیشروی کرده و مناطقی را به اشغال خود در آوردند.

- 11/5/1367؛ هشت نقطه در منطقه غرب اشنویه هدف بمباران شیمیایی عراق قرار گرفت که در اثر این جنایت، بیش از 2 هزار و 400 تن از مردم غیرنظامی منطقه مصدوم شدند.

- جمهوری اسلامی ایران در پی استفاده وسیع رژیم عراق از سلاح های شیمیایی و سکوت مجامع جهانی تصمیم گرفت برای افشا نمودن این جنایت ضد بشری و روشن شدن اذهان مردم جهان، مجروحین را برای ادامه مداوا، به کشورهای مختلف اعزام کند.

بر اساس آمار موجود، در سال 62 حدود 58 نفر، در سال 63 تعداد 3 نفر، در سال 65 تعداد 6 نفر، در سال 66 تعداد 24 نفر و در سال 1367 تعداد 53 نفر از مجروحین شیمیایی که شدت جراحت آنان بیشتر بود، به کشورهای انگلیس، فرانسه، آلمان، اتریش، هلند، سوئد، سوییس، بلژیک، ژاپن، اسپانیا و امریکا اعزام و تحت مراقبت های ویژه قرار گرفتند.

شدت جراحت بعضی از این قربانیان حملات شیمیایی دشمن به حدی بود که معالجات در مورد آنان مؤثر واقع نشد و به شهادت رسیدند.

به طور کلی آمار موجود از کاربرد سلاح های شیمیایی توسط رژیم عراق علیه نیروهای ایران حکایت از این دارد که از 22 سپتامبر 1980 تا 30 مارس 1984 رژیم عراق 83 بار سلاح شیمیایی به کاربرد که بر اثر آن 116 تن شهید و 4450 تن مجروح شدند.

از 30 مارس 1984 تا 25 آوریل 1985 عراق 29 بار از گازهای شیمیایی علیه نیروهای ایران استفاده کرد که بر اثر آن 42 شهید و 2966 تن مجروح شدند.

از 25 آوریل 1985 تا 21 مارس 1986 این رژیم مجموعاً 69 بار سلاح شیمیایی به کاربرد که در نتیجه 104 تن شهید و 15000 تن مجروح شدند.

همچنین از 21 مارس 86 تا 8 آوریل 87 دفعات استفاده عراق از سلاح شیمیایی و تعداد شهدا مشخص نیست، ولی تعداد مجروحین 3893 نفر برآورد شده است.

و در مجموع از 22 سپتامبر 1980 تا 8 آوریل 87 عراق حداقل 196 بار از سلاح شیمیایی استفاده کرد که 262 شهید و 27309 مجروح به جای گذاشته است.

در این بخش از گزارش به بررسی بازتاب و انعکاس کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق، از دیدگاه مجامع پزشکی، رسانه های گروهی، مجامع بین المللی و شخصیت های سیاسی جهان می پردازیم:

- 20/12/1362؛ پروفسور هندریکس، رییس مؤسسه سم شناسی گهنت بلژیک، گفت که نتیجه تحقیقات نشان می دهد که مجروحین ایرانی بستری در اتریش بر اثر ماده شیمیایی گاز ازت معروف به «صلیب زرد» و ماده ای به نام میتوتوکسین یا «باران زرد» مسموم شده اند.

- 25/12/1362؛ عصمت کتانی، معاون وزیر خارجه عراق، در واشنگتن تلویحاً به استفاده عراق از بمب های شیمیایی علیه نیروهای ایران اعتراف کرد.

- 29/10/1363؛ دبیرکل سازمان ملل در جلسه شورای امنیت گفت که نتوانسته است از عراق در مورد عدم استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران تعهد بگیرد.

- 15/12/1362؛ حدود 65 تن از نمایندگان سازمان های خبری داخلی و خارجی از یک صد تن از مجروحین بمباران شیمیایی عراق در عملیات «خیبر» که در تهران بستری هستند، بازدید کردند.

- 12/1/1364؛ دبیرکل سازمان ملل با انتشار بیانیه ای، استفاده عراق از سلاح های شیمیایی را تأیید و قویاً آن را محکوم کرد.

- 14/10/1365؛ وزیر امور خارجه ایران در پیامی به دبیر کل سازمان ملل با اشاره به کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق، اعلام کرد که ایران در صورت عدم اتخاذ تصمیم فوری باز دارنده علیه اعمال عراق، خود را ملزم می داند در جهت دفاع مشروع، به هر وسیله بازدارنده متوسل شود.

- 16/11/1365؛ روزنامه «دیلی تلگراف» به نقل از خبرنگار اعزامی خود به تهران نوشت که یک خلبان اسیر عراق اعتراف کرد قبل از این که هواپیمایش سقوط کند، مواضع ایرانی ها را مورد حمله شیمیایی قرار داده بود.

- 10/11/1365؛ نماینده ایران در سازمان ملل در نامه ای به دبیرکل ضمن اعلام این که عراق در روزهای 26، 28، 30 دی ماه 65 از سلاح شیمیایی استفاده کرده است، خواستار اعزام هیأتی به ایران برای بررسی این مسئله شد.

- 18/11/1365؛ با شهادت یک تن دیگر از مجروحین شیمیایی در آلمان، جمع مجروحین شیمیایی که در بیمارستان های آلمان به شهادت رسیدند، به 11 نفر رسید.

- 25/12/1365؛ ستوان کاظم دوغیر، افسر متخصص سلاح های شیمیایی عراق، که در منطقه «کربلا – 5» به اسارت درآمد، گفت که عراق علاوه بر هواپیما، از توپ های 55 و 175 میلیمتری برای شلیک گلوله های شیمیایی استفاده می کند.

- 29/1/1366؛ دکتر ولایتی در پیامی به مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل، خواستار اعزام هیأتی جهت رسیدگی به جنایات عراق در به کارگیری سلاح های شیمیایی شد.

- 17/4/1366؛ کمیسیون بین المللی حقوق بشر در پاریس رژیم عراق را به دلیل استفاده از سلاح های شیمیایی محکوم کرد.

- 9/4/1366؛ سازمان بهداشت جهانی حملات شیمیایی عراق به مناطق مسکونی شهر «سردشت» را تقبیح کرد.

- 8/4/1366؛ در پی به کارگیری مجدد سلاح های شیمیایی توسط عراق و بمباران شیمیایی شهر سردشت وزارت امور خارجه ایران طی یادداشتی به دبیرکل سازمان ملل از امضا کنندگان پروتکل 1925 ژنو خواست تا برای جلوگیری از این اعمال، تلاش کنند.

- 23/4/1366؛ دیوید ملور، معاون وزیر خارجه انگلیس، گفت که کاربرد سلاح های شیمیایی توسط عراق در جنگ، فوریت دست یافتن به توافقی در زمینه منع کامل استفاده از این گونه سلاح ها را طلب می کند.

- 2/5/66؛ هانس دیتریش گنشر، وزیر خارجه آلمان، گفت که عراق آغاز کننده جنگ و به کار گیرنده بمب های شیمیایی در جنگ با ایران بوده است.

- 12/5/1366؛ سازمان ملل بنا به درخواست ایران یک سری اسناد شامل 30 صفحه عکس مربوط به زنان و کودکان مجروح شیمیایی سردشت را منتشر کرد.

- 20/7/1366؛ 2 تن از نمایندگان صلیب سرخ جهانی و 31 خبرنگار خارجی از آثار بمباران شیمیایی عراق در سومار و اجساد شهدا بازدید کردند.

- 10/9/1366؛ دادستان آلمان علیه 12 شرکت آلمانی متهم به ارسال تأسیسات شیمیایی به عراق، اعلام جرم کرد.

-6/12/1366؛ سازمان ملل عراق را متهم کرد که علیه ایران از سلاح های شیمیایی استفاده کرده و دست کم به یک هزار تن از این طریق جان سپرده اند.

- 10/1/1367؛ رادیو استرالیا ضمن تأکید بر استفاده عراق از سلاح شیمیایی علیه مردمحلبچه گفت که نخستین بار نیست که عراق هنگامی که در تنگنا قرار می گیرد، از سلاح شیمیایی استفاده می کند.

- 10/1/1367، روزنامه ایتالیایی «آل ژورنو» حمله عراق به حلبچه را اولین مورد قتل عام اهالی غیرنظامی یک شهر توسط سلاح شیمیایی دانست.

- 10/1/1367؛ وزرای خارجه نیوزلند و استرالیا و دبیر کل سازمان ملل و نخست وزیر انگلیس و وزیر خارجه کانادا بمباران شیمیایی شهر حلبچه را محکوم کردند.

- 10/1/1367؛ دکتر موریس و دکتر ژرژ از سازمان «پزشکان بدون مرز» بلژیک پس از بازدید از شهر حلبچه و معاینه مجروحان شیمیایی، در بروکسل به کارگیری گاز خردل و احتمالاً سیانوژن توسط عراق را تأیید کردند.

- 11/1/1367؛ حدود 48 نماینده پارلمان انگلیس، گروهی از نمایندگان مجلس ژاپن، گروه حقوق بشر پارلمان انگلیس، صلیب سرخ جهانی و نخست وزیر لهستان خواستار محکومیت صدام به خاطر بمباران شیمیایی حلبچه شدند.

- 15/1/1367؛ وحید منجی اوغلو، قائم مقام کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، پس از بازدید از مهاجرین کرد عراق در دو استان کشورمان گفت که خود شاهد بمباران شیمیایی محل اقامت مهاجرین کرد بوده که در تاریخ پناهندگی کمیساریای عالی بی نظیر بوده است.

- 25/1/1367؛ ژاک دو میلیانو مدیر گروه پزشکی هلند پس از بازدید از حلبچه و معاینه مجروحین گفت که عراق در حلبچه از گازهای شیمیایی اعصاب استفاده کرده است.

-11 /3/1367؛ دکتر ولایتی در اجلاس ویژه خلع سلاح سازمان ملل گفت که موضع اخیر شورای امنیت در قبال بمباران های شیمیایی عراق در سردشت و حلبچه موجب خواهد شد که جنگ افزارهای شیمیایی به عنوان سلاح هایی برای انهدام سریع بشر به زودی به کلیه نقاط جهان سرایت کند.

- 3/4/1367؛ اعضای مجلس سنای امریکا با صدور قطعنامه ای ضمن محکوم کردن عراق به خاطر استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران، از ریگان خواستند با ادامه فشارهای سیاسی، مانع استفاده بیشتر عراق از این سلاح شود.

- 10/4/1367؛ طارق عزیز، وزیر خارجه عراق، در آلمان اعلام کرد که عراق در جنگ علیه ایران از سلاح شیمیایی استفاده کرده است.

- 11/4/1367؛محمد مشاط، سفیر عراق در انگلیس، در مصاحبه با رادیو لندن گفت که از زمانی که ایران حملات خود را به خاک عراق آغاز کرد، عراق از سلاح های شیمیایی استفاده کرده است.

- 10/5/1367؛ کارشناسان اعزامی سازمان ملل که از عراق و ایران دیدن کردند، به این نتیجه رسیدند که نیروهای عراقی در جنگ با ایران مکرراً از سلاح شیمیایی استفاده کرده اند.

- 25/6/65؛ یک شرکت هلندی تولید کننده فرآورده های شیمیایی به خاطر صدور غیرقانونی محصولات خود به عراق، در دادگاه شهر ارهم به پرداخت 100 هزار فلورن محکوم شد.

منبع: فصل نامه سیاست خارجی بهار 1367


تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: حملات شیمیایی عراق، کردستان، سردشت، شلمچه،



[ جمعه 9 تیر 1396 ] [ 09:56 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]



  هلیم معنوی با پشم گوسفند رسید!  



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  




طنز و کاریکاتور > کاریکاتور - معاون غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی ایران: حلیم‌های خیابانی از پشم، پنبه و گوشت فاسد تهیه می‌شود!

 

فیروزه مظفری. خبرآنلاین




  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: هلیم قلابی، پشم گوسفند، پنبه،



[ جمعه 9 تیر 1396 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]


  بسم الله الرحمن الرحیم 




  از شعر تا مِعر، از آزادی بیان تا تهمت وُ تخریب ...  



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  



((( آورده اند شاعری در روزگاران پیشین، روزی در دربار شاهی، از جای برخواست و گفت: شاهنشاها اجازه دهید قطعه ای را که سروده ام در این مجلس با شکوه بخوانم. کسی پرسید: "تو کیستی و چه کاره ای؟ بنده شاعرم بنده هم ماعرم ماعر کیست؟ شاعر کیست؟ شاعر شعر می گوید. ماعر معر می گوید. معر چیست؟ شعر چیست؟ شعر اینست: هر غنچه که گل گشت دگر غنچه نگردد. معر اینست: هر منچه که مل گشت دگر منچه نگردد. منچه چیست؟ عنچه چیست؟ غنچه آنست که شکفته شده و گل می گردد. منچه هم آنست که مکفته شده و مل می گردد. شاعر تسلیم شد و زبان در کام گرفت. زآن پس چون نیک بنگریست دریافت که بسیاری از اشعار، در واقع معرند. خود نیز بعدها، معرها مرود. مرودنی. )))



وبلاگ مختاباد، سید ابوالحسن، خبرآنلاین : اشعار روز عید سعید فطر در مصلی که از سوی یک از مداحان خوانده شد، بازتاب‌های بسیاری داشت. جدای از کیفیت پایین و نازل و غیرادبی شعر، نگارنده می‌خواهد از زاویه‌ای متفاوت به آن نظر کند و آن، فراهم کردن چنین بسترهایی برای کسانی است که دیدگاهی مخالف با این دیدگاه دارند.

از جمله شعارهای اصلی ما در انقلاب بهمن ۵۷ آ‌زادی بود و بخشی مهم از این آزادی، خود را در آزادی بیان جلوه‌گر می‌سازد و به خصوص آزادی پس از بیان. آزاد ِی بیان حقی است همگانی و نه امتیازی که به مهر و لطف به یک گروه داده شود و  با کین و قهر و خشونت از گروهی دیگر بازستانده شود. 

دولت دکتر حسن روحانی باید خوشحال باشد و البته منتقدانش، همانند این مداح محترم، باید خوشحال‌تر که این امکان را می‌یابند تا از یکی از مهمترین تریبون‌های سالانه و در حضور خیلی از جمعیت و به شکلی مستقیم، اشعاری را در نقد گفتمان رئیس جمهور روحانی و ۲۴ میلیون رایی که به او داده‌اند مطرح می‌کنند و بعد از آن هم سوار خودرو و تاکسی خود می‌شوند و به منزل می‌روند. کسی هم به آنها لقب جاسوس و نفوذی و اجنبی پرست نمی‌دهد. 

این سخنان البته سابقه دارد و هر روز و شب و هفته در انواع و اقسام رسانه‌های طیف بازنده انتخابات در جریان است و به گمان نگارنده امر غریبی نیست. کافی است  هر هفته تریبون‌ها نماز جمعه را در شهرهای مختلف گوش کنید یا روزنامه کیهان را باز کنید تا سخنانی بس تندتر و کوبنده‌تر از این اشعار را بخوانید و با خود اندیشه کنید که چرا نویسنده آن سخنان و نوشته‌ها را مادر بمب‌ها نیز نمی‌تواند تکان دهد؟ اما در سوی دیگر کار منتقدان و شاعران و فیلمسازان و اهل فرهنگ و هنری که دیدگاهی مخالف دیدگاه آنان دارند با داع و درفش و زندان  بند و کند  زنجیر است.

راستش من بسیار به این مداح حسودیم شد و احتمالا بسیاری از دوستان روزنامه‌نگارم نیز چنین چیزی در ذهنشان گذشت که او با چه شور وشوق و با چه اعتماد به نفسی به شخص دوم مملکت انتقاد می‌کند؟و کسی به او افترا و اتهام جاسوسی نمی زند،  اما در این سو انتقادهای عادی و حتی در چارچوب‌های قانونی هم به مخالفت با امنیت ملی، بلندگوی دشمن، تعبیر می‌شود.

ماجرا زمانی خطرناک می‌شود که این مداح محترم خود و گفتمان خود را حق مطلق بپندارد و سخنان و گفتمان دیگر را باطل طرف مقابل را گروهی زندیق و کافر مسلک و اجنبی ‌پرست و معاند. امیداریم آن هیجان در پس و پشت خود چنین دیدگاهی نداشته باشد که اگر چنین باشد آنگاه خطرناک است و خواهد بود.

اما در سوی دیگر بر این باورم که دوستان منتقد به جای حمله به مداح مورد نظر، بهتر است به سویه مثبت ماجرا بنگرند و از آقای روحانی بخواهند و نیز دستگاه قضایی، که اجازه دهد در این طرف ماجرا هم همین امنیت و‌ اعتماد به نفس برای منتقدان فراهم شود و آنها فارغ البال بتوانند دیدگاه‌های خود را مطرح کنند و داور نهایی مردم باشند که خوش داوری هم هستند.

به یاد داریم سال‌های دوری که را که از بزرگی پرسیدند که چرا شما با فلان منتقد و شیخ به مناظره نمی‌نشینی که پاسخ داد: آیا همان قدر که او در امنیت و‌آرامش و اعتماد به نفس به من انتقاد می‌کند؟ من نیز می‌توانم؟ و آیا می‌توانم بیمناک این نباشم که بعد از مناظره چه سرنوشتی در انتظار من است؟ او مستقیم به خانه می‌رود و من مستقیم به جایی که عرب نی‌انداخت.

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 



برچسب ها: آزادی بیان، مداح، تریبون‌ نماز جمعه، روزنامه کیهان، دیدگاه مخالف، اتهام جاسوسی، امنیت ملی،



[ پنجشنبه 8 تیر 1396 ] [ 02:55 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 

  سر خودمان شیره بمالیم، از دنیا عقب می افتیم! ...   
 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  



عصر ایران با دکتر علی اکبر جلالی گفت و گو کرد تا اطلاعات دقیق تری از برنامه ها و تحولات  مرتبط با فناوری و اقتصاد عربستان سعودی کسب شود.
 

جلالی متولد روستای وامرزان دامغان و بزرگ شده شاهروداست. پدرش کارمند راه آهن دامغان بوده است. در سال 1354 برای دوره لیسانس به دانشگاه تهران راه پیدا کرد. در سال 1364 برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و دکترای خود را در رشته برق از دانشگاه ویرجینیای غربی(در ایالت ویرجینای غربی آمریکا) دریافت کرد.

 
برنامه اقتصادی عربستان سعودی را جدی بگیریم/سر خودمان شیره بمالیم از دنیا عقب می افتیم

او در کنار حوزه تخصصی خود، متوجه اهمیت اینترنت و فناوری اطلاعات و قدرت تاثیرگذاری آن شد و به این حوزه توجه جدی کرد.
دکتر جلالی در سال 1373 به ایران برگشت و نخستین روستای اینترنتی ایران و جهان را با کمک مردم روستا و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در سال 1383 در روستای قرن آباد گرگان(محل تولد پدر و مادرش) ایجاد کرد. در سال های اخیر برخی به دکتر جلالی، لقب پدر فناوری اطلاعات ایران داده اند.
گفت و گوی عصر ایران با دکتر علی اکبر جلالی استاد دانشگاه علم و صنعت درباره برنامه چشم انداز 2030 (رویة/Vision) عربستان را می خوانید.
 
***
 

*عربستان در فروردین سال 1395 یک سند توسعه ای به نام چشم انداز 2030 تصویب کرد. مقامات دولت سعودی ادعا می کنند که می خواهند جایگاه بهتری در دنیا کسب کنند. کسی که مسئولیت این سند را دارد محمد بن سلمان است که جانشین ولیعهد بود و در روزهای اخیر به عنوان ولیعهد پادشاه عربستان منصوب شد.
محمد بن سلمان اقداماتی انجام می دهد که نشان بدهد در تحقق این چشم انداز خیلی جدی است.
در حوزه فناوری و فناوری های نوین که شما صاحب نظر هستید اقداماتی که عربستان انجام داده چگونه است و در دنیا اقدامات عربستان را جدی می گیرند؟
-اقدامات عربستان با توجه به سابقه تاریخی که دارد در دنیا، زیاد جدی گرفته نمی شود.
اما واقعیت این است که اگر به تجربه امارات متحده عربی و دوبی برگردیم، دوبی هم در چند دهه قبل، بیابانی بیش نبود و یک روستا خطاب می شد.
موقعی که اقدامات توسعه ای در دوبی شروع شد بسیاری می گفتند طرح های اینها بلند پروازانه است و امکانپذیر نیست. همچنین می گفتند این کشورها نمی توانند چنینن حرکت هایی را که می گویند در عمل داشته باشند. اما امروز شاهدیم که اینها موفق شدند بدون تعارف.
امارات کشوری است که از یک تکه خاک ماسه به یک مرکز گردشگری بزرگ دنیا تبدیل شده است و پروژه هایی را اجرا کرده که بعضا در دنیا بی سابقه بوده یا بسیار کم سابقه بوده. از همه مهمتر، در حوزه گردشگری ما کمترین کشوری را در جهان سراغ داریم که نزدیک به 90 درصد هتل هایش در طول سال پُر هستند. این خودش یک شاخص بزرگی است.

 
برنامه اقتصادی عربستان سعودی را جدی بگیریم/سر خودمان شیره بمالیم از دنیا عقب می افتیم

حتی در کشورهای توسعه یافته، هتل ها در طول سال بیشتر از 50 تا 60 درصد پُر نیستند. اما هتل های امارات متحده عربی با این که هوای مناسبی ندارد، چنین وضعی دارند.  
جنبه های گردشگری امارات، توسط بشر ساخته و آثاری نیست که از قبل و به صورت تاریخی به وجود آمده باشد. امارات با تفکر جدید، جهان را درک کند و متناسب با تفکر جدید، ابزاری را ساخته که منشاء گردشگری شان است.

در کشوری مثل کشور ما هنوز توقع مان این است که مردم دنیا بیایند آثار باستانی ما را ببینند و خدمات تاریخی ما را ببینند. همه بحث های ما، روی گردشگری تاریخی است  و خودمان چیز جدید که به روز باشد و نسل جدید هم از آن لذت ببرد نساخته ایم. همه اینها نشان می دهد که دیدگاه ها، متفاوت است.
با مطالعه ای که روی پروژه چشم انداز 2030 عربستان سعودی انجام دادم معتقدم این کارها را خودشان انجام نداده اند و از تعدادی مشاور و کارشناس استفاده کرده اند. قسمتی که خیلی مهم است و می تواند پایه موفقیت آنها باشد بحث گرین کارتی است که عربستان سعودی در همین پروژه 2030 آورده است.
همان بحث گرین کارت، یک راهکار مهم و نجات بخشی است.
ما در کشور مان و بعد از 38 سال که از انقلاب می گذرد نتوانسته ایم حتی نخبگان کشور خودمان را جذب کنیم. حالا جذب نخبگان خارجی که بماند. اما در عربستان تصمیم گرفته اند که فضا را باز کنند و بتوانند نخبه ها را از  کشورهای مختلف جذب کنند.
این همان کاری است که کشورهای اروپایی و آمریکا انجام دادند و با جذب نخبه های کشورهای دیگر، کشورشان را ساختند.
*در حال حاضر بین 6 تا 7 میلیون کارگر خارجی در کشور سعودی هستند. آیا نخبه ها و استادان و افراد برجسته مایل هستند که به آن کشور بروند؟
-به کارگر گرین کارت نمی دهد. اشکال کار این بود که تا الان خارجی ها یعنی نخبه ها، پروژه ها را انجام می دادند. خارجی ها بودند که به عربستان می رفتند و پروژه را انجام می دادند و از عربستان می رفتند. تعدادی هم کارگر از کشورهای دیگر می آمدند و کار را انجام می دادند. برای مثال فقط یک ساختمان در عربستان ساخته می شد و می ماند.
اما الان تصمیم شان عوض شده. تصمیم شان این شده که نیروها را جذب کنند و شرایط زندگی را برای آنها فراهم کنند مثل کشورهای توسعه یافته. ممکن است ما با موقعیت خوبی که در ایران داریم بگوییم کدام نخبه به عربستان می رود؟
در صورتی که باید توجه داشته باشیم که این اقدام عربستان بر مبنای اقامت و پول است. بسیاری از کشورها هستند و حتی کشورهای اسلامی که نخبه های زیادی دارند و نمی توانند این نخبه ها را جذب کنند.
در نوع گرین کارت، یک فرد هم می تواند به راحتی مقیم باشد و هم می تواند آزادانه به آن کشور برود و خارج شود. اصلا حس کشور خودش را دارد. این کار می تواند منشاء موفقیت باشد.
به هر صورت من به عنوان یک نفر متخصص که در این زمینه ها سال ها دارم کار می کنم و روش های توسعه کشورهای مختلف را دنبال می کنم،
با قاطعیت می گویم که عربستان در آینده، چیزی شبیه دوبی شود و می تواند فضای مناسبی را آماده کند. الان عربستان به دنبال جذب سالیانه 30 میلیون گردشگر است.
اگر بتوانند شرایط خوبی را فراهم بیاورند که مردم با هزینه بسیار جزئی به مکه بروند می توانند به آن هدف جذب 30 میلیون نفر برسند. بالاخره ما یک و نیم میلیارد نفر مسلمان در دنیا داریم. جذب 30 میلیون نفر در سال برای رفتن به مکه، یک عدد دور از انتظار نیست و به راحتی امکانپذیر است.
وقتی که در عربستان، شرایط سفر فراهم شود مردم به راحتی به آنجا می روند. من این طرح 2030 عربستان و این محمد بن سلمان را جدی می گیرم. من فکر می کنم خود شخص نیست این طرح را اجرا می کند که بگوییم یک نفر 30 ساله یا 20 ساله یا نوجوان است و متوجه نیست. از این حرف ها نیست. ما باید خودمان را با آنها مقایسه کنیم و ببینیم آنها چه طرحی دارند و ما چه طرحی داریم.
*در سند چشم انداز 2030 عربستان بحث تنوع بخشیدن به اقتصاد مطرح شده است. در فروردین 1395 (مارس 2016) هم این سند در کابینه تصویب شده بود. در سال 2016 صادرات غیر نفتی عربستان به میزان 10.9 درصد کاهش داشته و مجموع صادرات غیر نفتی آن کشور به 44 میلیارد دلار رسیده.
کل صادرات نفتی و غیر نفتی عربستان هم 140 میلیارد دلار بوده است. این حدود 11 درصد کاهش صادرات غیر نفتی در تضاد نیست با هدف تنوع بخشیدن به اقتصاد؟
-موقعی که برنامه اجرا می شود در شروع برنامه، امکان ضرر کردن هم وجود دارد. چون باید سرمایه گذاری شود. ممکن است بازارهایی را از دست بدهیم و بازارهای جدیدی را به دست  بیاوریم.  در نتیجه نمی شود از همان سال اول که هر کاری را شروع می کنیم بتوانیم موفق عمل کنیم.
برای مثال ما حدود 20 سال است که ساخت بزرگراه تهران- شمال را شروع کرده ایم. به طور کامل از آن هم بهره برداری نکرده ایم. اما به هر حال وقتی به بهره برداری برسد گفته شده که در مصرف سوخت 35 درصد صرفه جویی می شود.
ساخت این بزرگراه بر هتل و گردشگری هم تاثیر دارد. چون رفت و آمد مردم آسان می شود و می توانند در شمال کشور سرمایه گذاری انجام بدهند و وضعیت، بهتر شود. اما بحث سرمایه اولیه مطرح است. عربستان، پولش را دارد ولی ما برای ساخت جاده شمال کشور، پول نداریم. به همین دلیل یک پروژه 2 ساله، حدود 20 سال طول کشیده است.
آنها قبلا سرمایه گذاری هایی در خارج از عربستان انجام داده اند و بندرهای زیادی را خریده اند. الان بین 600 تا 800 میلیارد دلار، پول نقد دارند. اگر بخواهند و تصمیم بگیرند کاری را انجام بدهند، آن را انجام می دهند.
*در سال 2016 حدود 11 درصد صادرات غیر نفتی عربستان کاهش پیدا کرده است. الان هم به خاطر تحریم کردن قطر، صادرات عربستان به قطر متوقف شده. باز مجموعا صادرات غیر نفتی عربستان کاهش پیدا می کند.
این کاهش صادرات مجددا اتفاق افتاده است. با این نوع توقف صادرات، آیا در کار مقامات حکومت عربستان، به معنای واقعی برنامه ریزی وجود دارد؟
-من شخصا روش کارم این است که حقیقتا همه این مسائل را جدی می گیرم. به خاطر این که وقتی می خواهیم با کشوری رقابت کنیم، اگر پیش خودمان بگوییم دارد ضرر می کند، ما نیز کاری انجام نمی دهیم. اما اگر واقعا جدی بگیریم و بگوییم دارند کاری انجام می دهند، خودمان هم دست به کار می شویم و کاری انجام می دهیم.
متاسفانه نحوه تفکر ما این طور بوده است که همه را دست کم گرفته ایم. فکر کردیم خودمان خیلی جلو هستیم. ما همیشه منتظر شکست خوردن دیگران بودیم و هیچ وقت نیامدیم خودمان را جلو بیندازیم.
حتی اگر آنها شکست می خورند، ما باید بازارهای صادراتی آنها را به دست بیاوریم. ما چه اقدامی برای گرفتن بازارهای صادراتی آنها انجام می دهیم؟
*بعد از این که کشور قطر را تحریم کردند صادرات میوه و سبزیجات ایران به قطر افزایش پیدا کرده و بیش تر شده.
-صادرات این اقلام، عددی نمی شود. کل قطر، سه میلیون نفر جمعیت دارد. ممکن است جمعیت میوه خور آنجا 200 هزار نفر باشد. این جمعیت به اندازه جمعیت یکی از شهرهای ایران است.شما فکر نکنید با این مقدار صادرات، مشکل بیکاری کشور ما حل می شود. البته تاثیر دارد ولی آن قدر نیست.
به عنوان کسی که در کارهای برنامه استراتژیک بوده، سال ها کار کرده ام و به دقت دنیا را رصد می کنم، من هر فردی و در هر جای دنیا یک پروژه توسعه ای داشته باشد با دقت رصد می کنم و تلاش می کنم در ایران بگویم این پروژه مهم است و ما مهمتر از آن را درست کنیم. نمی گویم پروژه آنها بیخود است و ما نیز هیچ کاری انجام ندهیم. حرف اصلی من این است.
*دوبی و امارات این پیشرفت را در دهه های اخیر داشته اند. چرا عربستان همانند امارات چنین هدفی نداشته و به آن صورت فعالیت نکرده است؟
-مردم عربستان، قبیله ای زندگی می کردند و شرایط خاصی داشته اند. مردم آن، از یک بُعد، قانع هستند. یعنی زندگی شان، یک نوع سنت مذهبی خاصی هست که پنج وعده نماز می خوانند و غذایی می خورند. غذای خوب هم می خورند. برای خودشان هم جشن برگزار می کنند و کارهای خاصی انجام می دهند. تا الان همین چند مورد را کافی می دانستند. یعنی به دنبال توسعه آنچنانی نبودند.
اما الان متوجه شده اند با شبکه های اجتماعی و این دنیایی که به همدیگر پیوسته شده است نمی توانند خارج از جامعه جهانی زندگی کنند. مجبورند تغییر ایجاد کنند. تا حالا ضرورت نمی دیدند که تغییر ایجاد کنند.
ما فکر می کنیم همه کارها را می توانیم به صورت مستقل انجام بدهیم. همیشه می گوییم خودکفا شویم. ما می گوییم خودمان، خودمان را اداره می کنیم و همین چیزی که هستیم خوب است. اما آنها متوجه شده اند که جهان، این طور نیست.
متوجه شده اند که جهان، پیوسته به هم شده و باید با آن همکاری کرد. در جهان، باید حرف های جدید زد. نحوه زندگی و روش را باید یک مقدار تغییر داد. اگر تغییر ندهیم عقب می مانیم. کسانی که برای آنها فکر می کنند این فکرها را کرده اند. برای همین، به دنبال تغییر هستند.
ما هم به صورت طبیعی تا حدی تغییر کرده ایم. ما اگر 20 سال قبل ایران را با الان مقایسه کنیم متوجه این تغییر می شویم. هم طرز تفکر مردم و هم اقتصاد ما و هم هر چیزی را که نگاه کنیم، می بینیم خیلی تغییر کرده است. تغییری که اتفاق افتاده است چه خوب و چه بد، متاثر از جهان هم بوده است.
*در چارچوب سند چشم انداز 2030 عربستان، اعلام کرده اند که 5 درصد از سهام شرکت نفتی آرامکو را به بخش خصوصی می فروشند. مقامات آن دولت گفته اند ارزش این شرکت 2 هزار میلیارد دلار است. فایننشال تایمز که یکی از روزنامه های اقتصادی معروف جهان است گفته این ارزش گذاری خیالی است.
به همین صورت که فایننشال تایمز در این زمینه گفته خیالی است آیا نکات و برنامه هایی که در آن چشم انداز مطرح شده است خیالی هست یا واقعیت هایی را هم در نظر گرفته اند؟
-من به این عدد و رقم اطمینان ندارم. چون واقعا نمی دانم شرکت آرامکو چه دارد که الان بگویم خوب است یا بد است. به طور کلی در آن زمینه اطلاع ندارم و جوابی برای آن ندارم که چطور است ولی من معتقدم که در عربستان به دنبال ایجاد تغییر هستند.
کشور چین هم که ترقی کرد به این صورت بود که نسل جدیدی به قدرت رسیدند و چین، همین چین شد که ما الان می بینیم. در حالی که 30 سال قبل چین وضع خوبی نداشت. درآمد سرانه اش 30 دلار بود. الان به 300 تا 400 دلار رسیده است. درآمد سرانه هر نفر در چین، خیلی زیاد نشده ولی بالاخره 10 برابر شده.
درآمد سرانه ما 6 هزار دلار بوده و بعد از چند دهه هنوز در حد همان 6 هزار دلار مانده است. یعنی درآمد سرانه کشور ما اضافه نشده. البته وضعیت عمومی مردم ایران بهتر شده. در این موضوع شکی نیست ولی درآمد سرانه افزایش نداشته است.
درآمد سرانه کره جنوبی در چند دهه اخیر 30 برابر شده ولی درآمد سرانه ما تکان نخورده است. کره جنوبی در تکنولوژی، تغییر و تحول ایجاد کرده است.  ما این کارها را انجام نداده ایم. باید این کارها را دنبال کنیم و همین طور جدی بگیریم.
کارهایی را که دیگران انجام می دهند به شوخی نگیریم. چون اگر به شوخی بگیریم به طور مستمر، خودمان عقب می مانیم.
شما فرودگاه های ما را با همان قطر مقایسه کنید یا با فرودگاه امارات یا فرودگاه ابوظبی در امارات. مشخص است که سرمایه زیادی جذب کرده اند. حالا ما می خواهیم هواپیمای مسافربری جدید بخریم بعضی می گویند هواپیما نخرید و ما به همان هواپیماهایی که داریم قانع باشیم. همیشه می خواهیم محدود به خودمان باشیم. اما نسل جوان، این وضع را نمی پسندد.
*توسط بانک جهانی پیش بینی شده که رشد اقتصادی عربستان در سال 2017 به 1.6 درصد برسد و مثلا در سال 2019 به 2.6 درصد. از این طرف محمد بن سلمان گفته که ما مصمیم هستیم کشوری مترقی بسازیم و همچنین گفته چشم انداز ما یک عربستان قوی و مترقی است.
با این مقدار رشدی که بانک جهانی پیش بینی کرده است واقعا ترقی می تواند در عربستان اتفاق بیفتد؟
-رشد یک و نیم درصد، رشد کمی برای آنها نیست. در زمان بررسی رشد اقتصادی، مقدار تورم را نیز باید در نظر گرفت.
وقتی تورم کشوری در حد صفر است اگر یک درصد رشد اقتصادی داشته باشد این مقدار رشد، قابل توجه است. ژاپن مگر چقدر رشد می کند. همیشه زیر یک درصد رشد اقتصادی دارد و رشد آن در حد دهم درصد است.
آمریکا در سال 2015 در حد 1.4 درصد رشد اقتصادی داشته است. وقتی ارزش دلار ثابت می ماند آن یک درصد رشد، رشد خوبی است. در اقتصاد آنها ارزش پول ثابت می ماند. بنابراین اقتصاد آنها  با اقتصاد ما فرق می کند. وقتی یک درصد رشد می کنند رشد بالایی است.
اگر بانک جهانی گفته رشد عربستان از 1.6 درصد به 2.6 درصد خیلی مهم است. این افزایش مقدار رشد در سال 2019 نسبت به سال 2017، قابل توجه است.
اگر تعارف نکنیم پایه های اقتصادی آنها نسبتا مستحکم است. به لحاظ سرمایه ثابت عدد قابل ملاحظه ای است چون پس انداز دارند. شوخی نیست 600 میلیارد دلار ذخیره ارزی. برای کشوری که 27 میلیون نفر جمعیت دارد رقم ناچیزی نیست.

اگر کشوری بخواهد فقط نان بخورد و روز را بگذراند و نخواهد ترقی کند، این 600 میلیارد دلار  می تواند تا 100 سال جواب بدهد.
خواهش می کنم شما به نحوی نشان بدهید که ما این کار را جدی بگیریم. اینقدر نگوییم اینها هیچی نیستند و سر خودمان را شیره بمالیم. حتی اگر آنها در نهایت موفق نشوند، خُب نشده اند. اما اگر موفق شوند، چطور. پس ما اقلا نباید عقب بیفتیم.
*در چارچوب بحث های چشم انداز 2030 عربستان، گفته اند که آموزش عالی که انجام می شود متناسب با نیاز بازار کار باشد.
در یکی از رتبه بندی دانشگاه های جهان که در سال های اخیر انجام شده است دانشگاه های عربستان بالاتر از دانشگاه های ایران قرار گرفته اند.
در رتبه بندی کیو اس(QS)  دانشگاه شریف ایران رتبه 650 را در جهان به دست آورده ولی دانشگاه نفت و مواد معدنی ملک فهد عربستان در رتبه 216 و دانشگاه ملک سعود عربستان در رتبه 253 در بین دانشگاه های جهان بوده اند این دانشگاه های عربستان حدود 400 رتبه جلوتر از دانشگاه شریف ایران هستند. از لحاظ علمی با آن دانشگاه ها به معنای واقعی پیشرفت کرده اند؟
-استاد آن دانشگاه های عربستان، خارجی است. البته دانشجویان آن دانشگاه ها، عمدتا  اهل همان کشور هستند. دولت عربستان سرمایه گذاری زیادی انجام می دهد. همان استادان دانشگاه های ام آی تی(موسسه فناوری ماساجوست/ MIT) و استنفورد و بهترین دانشگاه های جهان را به عربستان می آورند و در نتیجه رتبه دانشگاه های عربستان بالا می رود.
البته رتبه دانشگاه های آنها بالا رفته است و دروغ نیست. اما این که آیا با این سیاست هایی که دارند می توانند از این پتانسیلی که ایجاد کرده اند استفاده کنند، جواب من خیر است.
در جایی مثل کشور ما، استادان ایرانی دارند توان کشور را بالا می برند. این خیلی مهم است ولی آن رتبه دانشگاه های عربستان درست است و در رتبه های 200 هستند. اما خوبی دانشگاه های ما در ایران این است که ما خودمان، داریم زحمت می کشیم و توانمندی داریم. سیستمی که ما را اداره می کند یعنی وزارت علوم یا دولت یا فلان، عُرضه استفاده مناسب از ما را ندارد.
ما می توانیم خودمان کاری کنیم و طرح داریم ولی مدیریت ما ضعیف است. در کشوری مثل عربستان، مدیریت شان را به دست کارشناسان کشورهای دیگر سپرده اند. آنها طرح و برنامه می دهند و پروژه اجرا می کنند. افکارشان را توانسته اند به جایی برسانند که یک نفر چنین طرح های بلند پروازانه ای ارائه می کند.
چون عربستان امکانات مالی هم دارد قطعا می تواند اجرا کند. یعنی فقط حرف نیست. قطعا عمل در پشت آن قرار دارد.
*بالاترین رتبه ای که دانشگاه های عربستان آورده اند توسط دانشگاه نفت و مواد معدنی ملک فهد کسب شده و رتبه 216 در بین دانشگاه هیا جهان بوده است. در این دانشگاه تدریس به زبان انگلیسی است.
-حتی استادان ایرانی در آنجا مشغول به کار هستند. خدمات خوب و سرویس های بسیار خوب به استادان می دهند.
*می شناسید استادان ایرانی که در آن دانشگاه های فعالیت دارند؟
-در سایت های اینترنتی آن دانشگاه ها، اسامی استادان ایرانی وجود دارد. پروفسوری ایرانی را می شناسم که برای برگزار کردن کارگاه های علمی و استارت آپ های[همایش کارآفرینی و سازمان موقت] مربوط به نفت به آنجا می رود. یک آدم برجسته است که البته گاهی اوقات به ایران هم می آید و این طور نیست که فقط به عربستان برود.
*در دانشگاه نفت و مواد معدنی ملک فهد عربستان رشته های هوافضا و کامپیوتر و مدریت تدریس می شود. یک دانشگاه بین المللی است و زبان تدریس، انگلیسی است. از لحاظ کیفیت تحصیل، دانشجویانی که در آنجا آموزش می بینند نیروهای کیفی هستند؟
-من که در آنجا نیستم ولی به طور علمی به قضایا نگاه می کنم تعجب می کنم یک عده از دانشمندان دنیا به یک دانشگاه بروند ولی کاری انجام ندهند. قطعا کسانی که به آنجا به طور جدی کار می کنند و کاری با حکومت آن ندارند.
شما مطمئن باشید از نظر علمی، مشکلی ندارند. از نظر علمی مثل این است که بنده، پتانسیل زیادی دارم ولی آیا کشور می تواند از وجود من استفاده کند؟ در اینجا نمی تواند و در عربستان هم همین طور است. ممکن است پتانسیل ها وجود داشته باشد ولی نمی توانند به خوبی استفاده کنند.

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: پیشرفت کشورهای عربی خلیج فارس، پیشرفت ایران، نخبگان، مدیریت ضعیف ایران،


[ چهارشنبه 7 تیر 1396 ] [ 02:44 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

     شما چه کاره-اید!؟ 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 من دکتر س.ص متخصص اطفال هستم ... سال ها قبل چکی از بانک نقد کردم و بیرون آمدم، کنار بانک دستفروشی بساط باطری، ساعت، فیلم و اجناس دیگری پهن کرده بود.دیدم مقداری هم سکه دو ریالی در بساطش ریخته است... آن زمان تلفن های عمومی با سکه های دو ریالی کار می کردند؛ جلو رفتم یک تومان به او دادم و گفتم دو ریالی بده... او با خوشرویی پولم را با دو سکه بهم پس داد و گفت : این ها صلواتی است!!!

 گفتم : یعنی چه؟ گفت : برای سلامتی خودت صلوات بفرست و سپس به نوشته روی میزش اشاره کرد. (دو ریالی صلواتی موجود است). باورم نشد، ولی چند نفر دیگر هم مراجعه کردند و به آنها هم… گفتم : مگر چقدر درآمد داری که این همه دو ریالی مجانی می دهی؟ با کمال سادگی گفت : ۲۰۰تومان که ۵۰ تومان آن را در راه خدا و برای این که کار مردم راه بیفتد دو ریالی می گیرم و صلواتی می دهم ... مثل اینکه سیم برق به بدنم وصل کردند، بعد از یک عمر که برای پول دویدم و حرص زدم، دیدم این دست فروش از من خوشبخت تر است؛ که یک چهارم از مالش را برای خدا می دهد، در صورتی که من تاکنون به جرأت می توانم بگویم یک قدم به راه خدا نرفتم و یک مریض مجانی نیز نپذیرفتم!!! احساساتی شدم و دست کردم ده تومان به طرف او گرفتم. آن جوان با لبخندی مملو از صفا گفت : برای خدا دادم که شما را خوشحال کنم. این بار یک اسکناس صد تومانی به طرفش گرفتم و او باز همان حرفش را تکرار کرد..! من که خیلی مغرور تشریف دارم مثل یخی در گرمای تابستان آب شدم… به او گفتم : چه کاری می توانم بکنم؟ گفت : خیلی کارها آقا! شغل شما چیست؟ گفتم: پزشکم؛ گفت : آقای دکتر شب های جمعه در مطب را باز کن و مریض صلواتی بپذیر... نمی دانید چقدر ثواب دارد! صورتش را بوسیدم و در حالی که گریان شده بودم، خودم را درون اتومبیلم انداختم و به منزل رفتم. دگرگون شده بودم، ما کجا این ها کجا؟! از آن روز دادم تابلویی در اطاق انتظار مطبم نوشتند با این مضمون؛ "شب های جمعه مریض صلواتی می پذیریم"... دوستان و آشنایان طعنه ام زدند، اما گفته های آن دست فروش در گوشم همیشه طنین انداز بود : با خدا معامله کن خدا پولت را چند برابر می کند و خودت نمی فهمی! راستى یک سوال : شغل شما چیست؟

 

   ارسالی خانم شهبازی 

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: معامله با خدا، صلواتی، کردار نیک،




[ سه شنبه 6 تیر 1396 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]


    آقای روحانی اگر زورتان به کله-گنده-ها نمیرسد ...   



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 




وبلاگ مهاجری، محمد ، خبرآنلاین :  آقای رئیس جمهور!  باورم این است که شما هوشمندتر از آنید که در دام بیفتید. با اینکه دادستان محترم تهران طبق وظیفه ذاتی و قانونی اش دستور شناسایی هتاکان به شما را صادر کرده، پیشنهاد می کنم شما از طریق قانون و اگر راه قانونی ندارد ، از طریق خواهش و تمنا نگذارید کسی بازداشت شود.

در میان افرادی که روز قدس شعار می دادند هرچند ممکن است عده ای با برنامه ریزی قبلی آمده باشند، اما  قطعا اکثرشان احساس تکلیف می کردند و به همین دلیل عذرشان موجه است.

آقای رئیس جمهور! این افراد ، آدمهای عادی جامعه اند. غالبا به حقوق شان هم آشنا نیستند. اگر دستگیر شوند بلد نیستند از خودشان دفاع کنند و ناگزیر به زندان محکوم می شوند. در دوران حبس زندگی شان مختل می شود. معیشت شان به هم می ریزد.خانواده شان نسبت به جمهوری اسلامی مسئله دار می شوند و دهها مشکل ریز و درشت دیگر به وجود می آید.

آقای روحانی! در طول مدت تبلیغات انتخابات، خبرگزاریها،روزنامه ها،سایتها و رسانه هایی که عمدتا با پول مردم اداره می شوند،حرفهای آدم های سیاسی را که صدها بدتر از شعارهای جمعه بود منتشر کردند. رسانه ملی مشابه همین ها را روی آنتن زنده برد. چرا دور برویم،چندنفر از حضرات نامزدها توهین و تهمتی نماند که نسبت به رئیس جمهور مستقر، فروگذار کرده باشند. شعارهای روز جمعه،ترجمان حرفهای همین عزیزان بود. کرور کرور آدمهایی که مارک ارزشمداری دارند همین حرفها را در تریبونهای متعدد بکار بردند و کک کسی نگزید.

آقای رئیس جمهور! نگذارید زور قانون به ضعیفها برسد. اجازه ندهید ضعیف کشی شود. جرم شعاردهندگان روز جمعه حداکثرش این است که در روزی که وحدت لازم بود، شعار تفرقه دادند. از بس در این یکی دو روز همه محکومشان کرده اند مغموم و غصه دار شده اند و   متهمان اصلی دارند  راست راست راه می روند و بشکن می زنند.

آقای روحانی! اگر زورتان به آن آدم گنده ها نمی رسد، این آدم ضعیف ها را نجات دهید. ممنون.


    تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 




برچسب ها: تبلیغات انتخابات، رسانه ملی، تهمت، زور قانون، روز قدس و وحدت، جَوگیری،


[ دوشنبه 5 تیر 1396 ] [ 08:45 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 هزینه-ی آدم بودن ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 
http://s8.picofile.com/file/8298791218/AADAM_BUDAN_3.jpg


http://s9.picofile.com/file/8298791368/AADAM_BUDAN_1.jpg



http://s8.picofile.com/file/8298791484/AADAM_BUDAN_2.jpg




  کسی که دربارۀ پول و دستمزدش زیاد اصرار نمی کند و خیال می کند دیگران انصافدارند، احمق نیست،


مناعت طبع دارد.


 کسی که به موقع می آید و برای با کلاس بودن، عده ای را منتظر نمی گذارد، احمق نیست، منظم و


محترم است.


  کسی که به دیگران اعتماد می کند و آنها را به خانه-اش راه می دهد وُ صمیمانه وُ دوستانه رفتار


میکند، احمق نیست، متواضع و مهربان است.


  کسی که برای حل مشکلات دیگران به آنها پول قرض می دهد یا ضامن وام آنها می شود وَ به دروغ


نمی گوید که ندارم و گرفتارم، احمق نیست. کریم و جوانمرد است.


  کسی که از معایب وُ کاستی های دیگران، دَرمیگذرد وَ بدی-ها را نادیده می گیرد، احمق نیست؛ شریف


است.


  كسی كه در مقابل بی ادبی وُ بی شخصیتی دیگران با تواضع و محترمانه صحبت می كند وَ مانند آنها


توهین وُ بَد-دهنی نمی كند، احمق نیست؛ مودب وُ باشخصیت است ...


  «انسان بودن هزینه سنگینی دارد»...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: آدم بودن، مناعت طبع، متواضع، مهربان، جوانمرد، شریف، باشخصیت،



[ یکشنبه 4 تیر 1396 ] [ 10:35 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]


    مخالفان رئیس‌جمهور چشم خوردند!   


وبلاگ پورمحبی، فرزین ، خبرآنلاین :  

انگار همین دیروز بود که از دندان رو جگر گذاشتن آنهایی که دست کاندیدای شان از رسیدن بر خرمای نخیل کوتاه مانده بود کلی تشکر شد و بخاطر اینکه نگفتند: «رای ما را پس بده» قربون صدقه شان رفته شد. یکیش همین رسانه ملی که برای شان کلی تره خرد کرد و منتش را سر آنهایی گذاشت که به روحانی رای داده بودند و ایضا بقیه دستگاه ها ...
 البته اگر تشکر ما هم اهمیتی داشته باشد از همین تریبون دست تک تک شان را می فشاریم و از اینکه در آنموقع به قانون تمکین کردند بشدت ازشان تقدیر می کنیم. چون این روزها قانونی عمل کردن نوبره و باید کسی که خیلی به اختیار خودش نیست را حلوا حلوا کرد و بر سر گذاشت!
 اما گویا سق مان سیاه و چشم مان شور بود؛ چون چشم خوردند! 
بله، انگار همین دیروز بود، نه بابا دقیقا خود همین دیروز بود که بعضی از همان صبوران گرامی - زیر «بعضی» خودتان خط بکشید- بند دلشان یکهو پاره شد و بغض فرو خورده یک ماهه شان ترکیده شد و در این گیر و دار، دشمن عوضی گرفته شد! یعنی بجای رژیم اشغال گر به دولت مخالف با آن رژیم شعار داده شد!
حالا خدا وکیلی بگویید چه کسی با دیدن و شنیدن این صحنه ها قند تو دلش آب شد؟ اصولا پیدا کنید پرتقال فروش را ...


برچسب ها: روز قدس، آب به آسیاب دشمن ریختن، نفاق، منافق، حسن روحانی،



[ شنبه 3 تیر 1396 ] [ 04:32 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  تنهایی خــوش وَ تنهایی نـــاخــوش ؟!   

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

http://s8.picofile.com/file/8298523976/TANH8EEYE_XOSH_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8298524468/TANH8EEYE_XOSH_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8298524750/ESHQ_VA_DUST_D8SHTAN_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8298525418/TANH8EEYE_N8XOSH_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8298525692/TANH8EEYE_N8XOSH_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8298526384/TANH8EEYE_N8XOSH_3.jpg

 

 تاریخ بشر را آدمیان متوسطی پر کرده‌اند که زندگی در جمع را بر انزوای فردی ترجیح داده و می‌دهند. عزلت و انزوا و قطع ارتباط با دیگران برای بیشتر مردم امری است نامطلوب و نوعی شکنجه. اما در میان خیل عظیم انسان‌ها، افرادی جمع‌گریز هم بوده‌اند که یا فاقد توانایی‌ها و مهارت‌های لازم برای زندگی با دیگران بوده‌اند و یا بنا بر دلایلی خاص، گوشه‌نشینی و عزلت را بر اختلاط با مردم ترجیح داده‌اند.

دسته اول شامل افرادی می‌شود که از سر ناچاری و انفعال تن به تنهایی می‌دهند و غالباً نیز از این وضعیت رنج می‌برند، مثل برخی از بیماران روانی دچار افسردگی. تنهایی این گروه را می‌توان «تنهایی منفی یا مخرب» نامید.

اما دسته دوم کسانی هستند که آگاهانه و هدفدار سراغ تنهایی می‌روند، چون از تنها بودن لذت می‌برند، مثل بیشتر عارفان و صوفیان. تنهایی این گروه را می‌توان «تنهایی مثبت یا سازنده» تلقی کرد.

هدف این نوشتار بررسی آثار مثبت یا منفی تنهایی در زندگی افراد معمولی و متعارفی است که در جوامع بشری زندگی می‌کنند.
 هراس از تنهایی
چرا بیشتر ما از تنهایی گریزانیم؟‌ چرا به محض اینکه تنها می‌شویم فوراً سعی می‌کنیم به هر وسیله‌ای که شده (سراغ دیگران رفتن، به آنها تلفن زدن، گوش دادن به رادیو یا تماشای تلویزیون، مطالعه کتاب یا ورود به اینترنت خود را سرگرم کنیم تا از تنهایی درآییم؟ چرا وقتی هیچ یک از این وسایل و شیوه‌ها را در اختیار نداریم، کلافه و بی‌حوصله می‌شویم؟ پاسخ همه این سؤال‌ها یک چیز است: هراس از خود. وقتی تنها می‌شویم، در واقع نزد خویشتن خویش حضور پیدا می‌کنیم و چون تصویری مثبت از خود نداریم و اساساً با خود بیگانه‌ایم، قادر به تحمل خویش نیستیم و راهی برای فرار از این وضعیت می‌جوییم.
 توجه انسان به ماهیت یگانه خود و تنهایی وجودی خویشتن و پرداختن به نهانی‌های درون خویش رفته رفته موجب آشتی او با خود می‌شود و همین امر همنشینی او با خویش را دلنشین می‌کند.
استمرار در این امر به تدریج باعث انس آدمی به خلوت و تنهایی می‌شود از همین نکته روشن می‌شود که چرا روح‌های بزرگ نه تنها هراسی از تنهایی ندارند، بلکه مشتاق آن هستند. تاریخ نیز گواهی می‌دهد که همه انسان‌های بزرگ، از انبیا گرفته تا عرفا و حکما، با تنهایی انس داشته و از بودن در حضور خویش لذت می‌برده‌اند. نکته این است که این روح‌های بزرگ، آن‌قدر خویشتن خویش را آشنا و دوست‌داشتنی می‌یافتند که نه تنها از حضور در محضر خویش ملول نمی‌شدند، بلکه چنین فرصت‌هایی را مغتنم می‌شمردند،‌ از آن استقبال می‌کردند و آن را به مجالی برای خلوت با معبود و راز و نیاز با محبوب تبدیل می‌کردند. در عوض، بیشتر ما به علت آنکه کمال و فضیلتی در خود سراغ نداریم از خود گریزانیم و تاب نشستن در محضر خویش را نداریم. اتفاقاً ترس از مرگ نیز ریشه در همین واقعیت دارد، چون مرگ وضعیتی است که با آن پیوندهای بیرونی (اجتماعی) انسان قطع می‌شود و او با خویشتن خویش تنها می‌ماند.
 بازیافت خویش
 حال اگر هراس از تنهایی نشانه ترس ما از خویشتن خود باشد، چگونه می‌توان بر این هراس غلبه کرد؟ راه‌حل فقط در یک چیز است: بازیافتن خود. ولی این تلاش می‌باید در بستر همین زندگی اجتماعی صورت پذیرد،‌ نه در انزوای مطلق و گریز کامل از آدمیان،‌ چون این شیوه نه با فطرت بشر سازگار است، نه با ضرورت‌های زندگی این جهانی همخوانی دارد. دشواری‌ کار نیز از همین جا ناشی می‌شود که هر انسانی از روی طبع یا ضرورت، در جامعه زندگی می‌کند، ‌ولی با اندک تأملی درمی‌یابد که موجودی است یگانه و تنها که با وجود همه ارتباطات بیرونی و اجتماعی، ‌هویتی فردی و مختص خویش دارد. نه این امکان برایش فراهم است که از جامعه و ارتباطات اجتماعی خویش به صورتی کلی رهایی یابد و به خود بپردازد،‌ نه اینکه پیوندهای اجتماعی او می‌تواند جایگزین هویت فردی و شخصی او شود. او خودش است و خویشتن خود، تا با خود چه سودا کند.
 روح‌های بزرگ ، آن‌قدر خویشتن خویش را آشنا و دوست‌داشتنی می‌یافتند که نه تنها از حضور در محضر خویش ملول نمی‌شدند، بلکه چنین فرصت‌هایی را مغتنم می‌شمردند،‌ گویی پاره‌ای از آموزه‌های اسلامی هم در مقام یادآوری همین نکته اساسی به انسان است. برای نمونه، علی‌رغم همه توصیه‌های دینی در مورد اهمیت پیوندهای خانوادگی و مسئولیت‌های اجتماعی، قرآن تصریح می‌کند که انسان به صورت فردی خلق شده و به همین صورت فردی نیز وارد عرصه آخرت می‌شود. (سوره انعام، آیه94) به تعبیری دیگر، هر انسانی همواره موجودیتی فردی و یگانه دارد. ولی در زندگی دنیوی، به اقتضای شرایط، ناگزیر از زیستن جمعی با دیگران است که این امر می‌تواند موجب غفلت او از ماهیت فردی خویش شود. از این رو است که اهل معرفت توصیه می‌کنند که «در میان مردم باشید، ولی با آنها مباشید» (کن فی‌الناس و لاتکن معهم) یعنی مباد آنکه اقتضائات زندگی اجتماعی در دنیا موجب غفلت شما از ماهیت فردی و یگانه‌تان شود، چون سرمایه‌ اصلی‌تان چیزی غیر از خودتان نیست.
 تنها میان تن‌ها
 چه گوهرها که بر اثر کاویدن در خویش و تأمل در هستی و نجوا با معبود به دست نمی‌آید. اما این امر مستلزم گریز از جامعه، ترک مسئولیت‌های اجتماعی و در پیش گرفتن زندگی راهبانه نیست (لا رهبانیه ‌فی ‌الاسلام)، بلکه نیازمند فراهم کردن فرصت‌هایی معین در بستر زندگی اجتماعی است، برای حضور در محضر خویش، همچنان که شیوه همه پیامبران و جانشینان آنها نیز همین بوده است.
 روشن است که توفیق بهره‌جویی از خلوت با خویش نیازمند کسب حداقلی از پاکیزگی درونی است، چرا که خلوت ناپارسایان جز افزودن بر بدی‌ها نتواند بود. از این جنبه حداقلی که بگذریم، بهره‌مندی از فواید تنهایی و خلوت با خویش نیازمند تأمل و ممارست مداوم در احوال درون است و این راهی است که هر که باید به پای خویش در آن گام نهد.
بندگی جدید مجال کمی برای خلوت انسان‌ها با خویش باقی نهاده و از سوی دیگر، دانش جدید نیز بیشتر به ابعاد منفی تنهایی (تنهایی مخرب) پرداخته است، ولی این همه نباید موجب غفلت از آثار مثبت و سازنده انس با تنهایی شود. کافی است در گیر وُ دار اشتغالات زندگی، فرصت‌هایی بیابیم، چشم از جهان پر آب و رنگ بیرون بدوزیم و لختی به تماشای جهان پر رمز و راز درون بنشینیم تا به توصیه مولوی عمل کرده باشیم که چنین بانگ رسا در عالم سر داده است:
 ای بستگان تن، به تماشای جان روید آخر رسول گفت تماشا مبارک است.

مقالات مرتبط :

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

برچسب ها: تنهایی، افسردگی، عارفان،



[ پنجشنبه 1 تیر 1396 ] [ 03:23 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  درکش نکنى ، کعبه وُ بتخانه یکیست ... 


http://s7.picofile.com/file/8252992642/B8R8N_KE_SHODY_1.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8252992976/B8R8N_KE_SHODY_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8279413442/B8R8NE_P8EEZY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8298416368/B8R8N_11.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8298416692/B8R8N_7.jpg

 

 باران که شدى مپرس ، این خانه ى کیست ...
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست ...
باران که شدى، پیاله ها را نشمار...
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست ...
باران ! تو که از پیش خدا مى آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست ...
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست
با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى
حمد و فلق و نعره ى مستانه یکیست
این بى خردان،خویش ، خدا مى دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست
گر درک کنى خودت خدا را بینى
درکش نکنى , کعبه و بتخانه یکیست ...

«مولانا»

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

[ چهارشنبه 31 خرداد 1396 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]


ماجرای سید موسی ۳۲۰ کیلوگرمی



-موسی-316-با-ورن-کیلوگرمی-1


باید با چشم دید تا باور کرد. مردی که به خاطر چاقی، ۹۰ ماه است روی یک تخت زندگی می کند. او به سختی می تواند تکان بخورد و تنها کاری که از عهده اش برمی آید، نشستن است، آن هم تنها برای چند دقیقه و بعد دراز می کشد. او شبانه روز روی کمر می خوابد و به سقف اتاق زل می زند. این مرد از اول زندگی اش چاق نبوده و یکدفعه و به صورت ناگهانی در طی چند سال، سرنوشتش تغییر می کند.
«سید موسی شریفی» برایمان از سیر تا پیاز زندگی اش می گوید. داستان زندگی این مرد چاق شبیه قصه هاست اما با این تفاوت که این قصه واقعیت دارد.
-موسی-316-با-ورن-کیلوگرمی-2
خانه ای بی خانواده!
زندگی موسی همانطوری بود که برایمان توصیف کرده بودند. یک خانه کوچک ۴۷ متری دارد که اتاق خواب، سالن و آشپزخانه اش یکی است! موسی می گوید این خانه را افراد خیر برای او سخته اند، مخصوص خودش؛ طوری که حمام و سرویس بهداشتی اش چسبیده به تخت دو نفره ای که تقریبا نیمی از خانه را اشغال کرده است.
آقا موسی مردی است ۵۴ ساله بسیار تنها اما بسیار خوشرو و مهمان نواز. وقتی وارد خانه او می شویم به سختی می تواند بلند شود و بنشیند روی تخت. خانه و زندگی خیلی ساده و بی آلایشی دارد. همه زندگی او خلاصه می شود به همین چندتا عکسی که می بینید. بیش از ۵ سال است که شب و روز این مرد، به زندگی در همین ۴۷ متر خلاصه می شود. صدای مهربانی دارد. مرد ۳۱۶ کیلوگرمی گزارش ما، خودش بی پرس و جو همه رازها و اتفاق های زندگی اش را می ریزد روی دایره و می گوید: «دوست داشتی بنویس، قصه من از سر سفره عقد شروع شد!»
۱۴ سال پیش؛ سر سفره عقد
سال ۱۳۸۰ است. موسی وزنش ۱۰۰ کیلوگرم است و ماهی فروشی می کند. در یک روز گرم تابستانی شهر اهواز، آقا موسی در کنار دخترخانمی پای سفره بخت نشسته اند و عاقد دارد خطبه عقد را جاری می کند. عروس خانم رفته بود گل بچیند که آقا داماد یکباره غش کرد! آن روز، موسی جلوی چشمان ده ها نفر از اقوام و فامیل خود و همسر آینده اش، پای سفره عقد حالش دگرگون شد.
-موسی-316-با-ورن-کیلوگرمی-3

مردی که ۸ سال آفتاب را ندیده

سیاهی چشمان داماد ناپدید شد و با چشمانی یکدست سفید در حالی که تمام بدنش به رعشه و لرزه افتاده بود، آینه و شمعدان سفره عقد را ناخواسته شکست و کاسه عسل را واژگون کرد. کف سفید از دهان آقا داما سرازیر شد. بدنش به شدت می لرزید و پیش می رفت تا آنجا که تمام محتویات سفره زیر بدن موسی له شد.
همه میهمانان حیرت زده این منظره را تماشا می کردند. برخی ترسیده بودند و فریاد می کشیدند. از همه بیشتر، عروس خانم و خانواده داماد نگران بودند.
موسی از آن روز غم انگیز می گوید: «خودم نمی دانستم چه بلایی سرم آمده. وقتی چشمانم را باز کردم دیدم روی تخت بخش اورژانس بیمارستانم و بیشتر میهمان ها زل زده اند به من. از مادرم پرسیدم چه شده. مثل همیشه با صبر و حوصله پاسخ داد و گفت هیچی پسرم، به خیر گذشت.»
موسی وقتی هوش و حواسش سر جایش آمد حقیقت را از زبان مادر شنید.
داماد دچار بیماری صرع شده بود و زندگی اش از آن روز، زیر و رو شد: «آن دخترخانم وقتی متوجه شد که من بیماری صرع دارم دیگر حاضر به ازدواج نشد. مرا کنار گذاشتند. آنطور که خانواده عروس از من فاصله گرفته بودند کم کم خودم هم باورم شده بود که صرع احتمالا باید یک بیماری وحشتناک باشد! بعدها فهمیدم که درصد قابل توجهی از مردم به این بیماری مبتلا هستند و آنقدرها هم حاد نیست اما افسوس که دیگر دیر شده بود.»
-موسی-316-با-ورن-کیلوگرمی-4

عکس های جدید چاق ترین مرد ایران مهمان برنامه ماه عسل ۹۶

دومین حادثه ناگوار
موسی بعد از آن اتفاق گوشه گیر شد و افسرده. تنها مونس موسی، مادرش بود که دو سال بعد، او هم موسی را برای همیشه تنها گذاشت. غم از دست دادن مادر، آنقدر برای آقاموسی غیرقابل هضم بود که ماهی فروشی را رها کرد و در کنج خانه در سوگ مادر نشست. سال ۸۶ بود و ۴ سال از درگذشت مادر موسی می گذشت. موسی شده بود یک مرد ۲۰۰ کیلویی. در خانه می نشست و به چند مشتری اندکی که برایش باقی مانده بود ماهی می فروخت: «ناامید بودم. به هیچ چیز فکر نمی کردم. تنها چیزی که مرا راضی می کرد گوشه گیری و عزلت بود. به همه آدم ها بی اعتماد شده بودم. تنها «تنهایی» مرا آرام می کرد.»
موسی به زندگی ریاضت کونه خود ادامه می داد و حتی فکرش را هم نمی کرد که چه اتفاق و چه سرنوشت تلخی در انتظارش است.
-موسی-316-با-ورن-کیلوگرمی-5
علتی عجیب برای چاق شدن
سال ۸۶ موسی سکته کرد، سکته مغزی. این اتفاق، بیماری صرع او را حادتر کرد و بدتر از همه، این عارضه مغزی باعث شد بیماری خاموش دیگری در وجود موسی ریشه دوانده بود حادتر و خطرناکتر شود. بیماری خطرناکی به نام چاقی: «بعد از آن حادثه، طی دو سال وزنم به ۲۶۸ کیلو رسید. از طرفی بعد از سکته، پاهایم لمس شده و بی جان.
نمی توانستم راه بروم. صرع هم لحظه ای رهایم نمی کرد و روزی چند مرتبه دچار حمله صرعی می شدم. وقتی حمله به سراغم می آمد از تخت می افتادم پایین. وزنم زیاد بود و به همین خاطر چندین بار انگشتانم شکست. صرع از یک طرف و چاقی از سوی دیگر محاصره ام کرده بود. زمینگیر شده بودم. از پس کارهای روزمره ام هم برنمی آمدم. دیگر به آخر خط رسیده بودم که چند خیر پیدا شدند و مرا از آن فلاکت و بدبختی بیرون کشیدند. بعد از آن، تحت درمان قرار گرفتم.
پزشکان گفتند به خاطر عارضه مغزی و مشکلات عصبی روند چاقی ادامه دارد و ارتباطی به میزان غذایم ندارد. من خیلی کم خوراکم. بیشتر روزها روزه ام اما باز هم پزشکان برایم یک رژیم سبزیجاتی تجویز کردند که جواب هم نداد. بعد از آن، من ماندم و یک خانه ۴۷ متری که با مقداری پس انداز خودم و کمک دوستان خیر ساخته شد. این خانه در واقع قفس و زندان من شد. این دو تخت دو نفره را که می بینید برای این اینجاست که هنگام حمله های صرعی سقوط نکنم با آن گاری کوچک کنار تخت هم مرا جابجا می کنند برای استحمام.»
-موسی-316-با-ورن-کیلوگرمی-6
۹۰ ماه تنهایی
موسی نمی تواند از جایش تکان بخورد. این روزها وزنش شده ۳۱۶ کیلوگرم. اهالی و همسایه ها برای او غذا و خوراکی می آورند. البته برخی از روزها هم هیچ کس در خانه موسی را نمی زند و سید موسی آن روز را روزه می گیرد. مرد ۳۱۶ کیلویی، زمانی میاندار و نوحه خوان عزای حسینی بوده ولی الان می گوید تنها نوای نوحه ها او را آرام می کند. تنها چیزی که موسی را در شب های تنهایی به آرامش می رساند، گوش دادن به نواهای حسینی و اشک ریختن به خاطر مظلومیت سالار شهیدان است.
«۹۰ ماه است که رنگ آفتاب و مهتاب را ندیده ام و در این خانه محبوسم. ۶ سالی می شود که دهه محرم در خانه ام. دلم می خواهد مثل آنوقت ها به هیات بروم. سفر کنم به مشهد الرضا (ع) و به پابوس امام غریب بروم اما چه بگویم که قسمتم اینگونه بود.»
آقا موسی این روزها به شدت با بیماری و البته فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم می کند. ماهی دو سه بار حمام می رود. می گوید یک پرستار دارد که او را حمام می کند و هر بار باید به او ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان دستمزد بدهد. ندارد و مجبور است کمتر حمام کند.
مرد ۳۱۶ کیلورمی باید روزانه، قرص و داروهایی مصرف کند که متاسفانه ماه هاست به خاطر تنگدستی دوره درمانی و مصرف داروها را رها کرده است. پزشکان می گویند با توجه به شرایط خاص آقا موسی اگر این طور پیش برود وزن او به زودی به نیم تن می رسد!





[ سه شنبه 30 خرداد 1396 ] [ 01:30 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 ﻫﻤﻪ ﺧﺪﺍﺕ ﻣﯿﺸﻦ ﺍﻻ ﺧﺪﺍ ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

  ﮔﻔﺘﻢ: فلانی ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺁﻣﺪﺕ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯿﭽﺮﺧﻪ؟ ﮔﻔﺖ: ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺷﮑﺮ، ﮐﻢ ﻭ ﺑﯿﺶ ﻣﯿﺴﺎﺯﯾﻢ. ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺩﺵ میرﺳﻮﻧﻪ. ﮔﻔﺘﻢ : ﺣﺎﻻ ﻣﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺷﺪﯾﻢ ﻟﻮ ﻧﻤﯿﺪﯼ؟ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﯾﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻗﻨﺎﻋﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻫﻢ کاﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﺟﻮﺭ ﺑﺸﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻡ، ﺧﺪﺍ ﺑﺰﺭﮔﻪ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻤﻮﻧﻢ. ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻪ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﺑﮕﻮ. ﮔﻔﺖ: ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﺭﺯﺍﻗﻪ، ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻪ. ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺎ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ. ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﺑﮕﻮ دﯾﮕﻪ. ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﯾﻪ ﺗﺎﺟﺮ ﺗﻮﯼ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻫﺴﺖ ﻫﺮ ﻣﺎﻩ ﯾﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﺍﻡ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﮐﻤﮏ ﺧﺮﺟﻢ ﺑﺎﺷﻪ. ﮔﻔﺘﻢ: ﺁﻫﺎﻥ، ﻧﺎﻗﻼ ﺩﯾﺪﯼ ﮔﻔﺘﻢ. ﺣﺎﻻ ﺷﺪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ. ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﻧﻤﯿﮕﯽ؟ ﮔﻔﺖ : ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺮﺳﻮنه ﺑﺎﻭﺭﻧﮑﺮﺩﯼ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻪ تاجر ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭﮐﺮﺩﯼ. ﯾﻌﻨﯽ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﻪ تاجر ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻩ؟ ﻫﯽ ﺳﺠﺪﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿم ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯﺧﻮﺏ ﺑﺎﻭﺭﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺑﻪ ﻣﺎﺳﺖ. تا اﯾﻦ ﺷﮏ ﺑﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﻧﺮﺳﻪ ﻫﻤﻪ ﺧﺪﺍﺕ ﻣﯿﺸﻦ ﺍﻻ ﺧﺪﺍ.

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

[ دوشنبه 29 خرداد 1396 ] [ 03:53 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]



  سلیقه‌های شخصی و برداشت‌های فردی به اسم اسلام  



وبلاگ  زائری، محمدرضا : در شهادت امیر مؤمنان باید بر بی پناهی نسلی مویه کرد که امامشان را در حد قامت های ناساز خویش کوتاه کرده ایم! باید بر مظلومیت نسلی گریست که امام شان را در قواره حقارت ها و ناتوانی های خودمان شناسانده ایم!

آن علی که دلها برایش می تپد کسی است که تحملش از کوهها بیشتر است و فهمش از دریاها فراتر! آن علی که همه با یک نظر شیفته اش می شوند کسی است که نان جو می خورد و آهن داغ را به دست برادر نزدیک می کند! آن علی که در کلیسا نقش تمثالش را به عنوان قدیس مسیحیت بر دیوار می کشند و در آتشگاه از نور جمالش جان می گیرند کسی است که سوزنی از بیت المال را حتى در دست دختر جز به امانت تاب نمی آورد و آمده برای ساختن انسان و جهان!
آن علی که نامش جهان را گرفته و آوازه اش از کهکشان ها گذشته آن است که انسان را می فهمد و جهان را می شناسد و برای همه پدری می کند!
گرسنگی می کشد تا دیگران سیر شوند و تشنه می ماند تا دیگران را سیراب سازد!
وقتی آن علی اقیانوسْ دل و کهکشانْ جان را که پدر عالم و آدم است در حد یک رقیب بازی های کودکانه پایین کشیدیم و دغدغه انسان سازی او را در حد قیافه و شکل آدم ها ساده کردیم و مسأله انسان پردازی و جهان سازی او را به پایین ترین سطح ظاهر شرع تقلیل دادیم طبیعی است که این علی جدید برساخته ما دل از کسی نبرد و جان کسی را برنیاشوبد!
وقتی به جای نهج البلاغه آتشین و خروشان ، رساله توضیح المسائل را گذاشتیم و همه دین را در قامت یک حکم شرعی و ظاهری که تازه فقها بر سر شکل و ابعادش اختلاف دارند و بعضا مستحب می دانند تقلیل دادیم معلوم است که دیگر این دین تازه و جدید ما با جان و دل کسی سازگار نمی شود!
وقتی عدالت را و برابری را و قسط را نه تنها نابود و محکوم کردیم بلکه به زیاده خواهی ها و ویژه خواری ها رنگ تقدس و باور زدیم بی شک این تعارض و تناقض انسان منطقی و عاقل را پس می زند!
وقتی که همه مسائل مان در حد فوتبال بانوان و کنسرت موسیقی سطحی شد آن وقت هزار هزار نفر را به بهانه ساز موسیقی و سستی در حجاب و شکل ظاهرشان از دین دور می کنیم و فاصله هایشان روز به روز از دینی که ما عرضه کرده ایم بیشتر می شود و "یخرجون" من دین الله افواجا... همه به خاطر این که حقیقت را در چند متر پارچه خلاصه کرده ایم و شابلون و متر خودمان را گذاشته ایم که هرکس مثلا حجابش چادر آنهم مشکی نبود و هر کس ریش و قیافه اش با سلیقه ما تطبیق نمی کرد بی دین است!
و طبیعی است که روز به روز بی دین ها بیشتر بشوند!
و در چنین شرایطی است که حتى مدعیان دین داری هم چنان به ساخته های ذهنی خود عادت می کنند که تاب شنیدن حقیقت را ندارند !
وقتی سلیقه های شخصی و برداشت های فردی مان را به اسم اسلام جا انداختیم به مرور چنان به آنها عادت می کنیم که اگر کسی از قرآن کریم آیه ای صریح تلاوت کند یا از بحارالانوار و نهج البلاغه هم برایمان حدیثی قاطع بخواند باز یا توجیه می کنیم، یا نمی شنویم، یا فهم خود را بر نص کلام خدا و اولیای خدا ترجیح می دهیم و این می شود که به مرور چیزی را به اسم اسلام عرضه می کنیم که بسیاری افراد ندای فطرت و درونشان را از آن نمی شنوند و به آن گرایش پیدا نمی کنند! آن وقت به ضدیت با اسلام و بی دینی متهم می شوند! آنچه امام هشتم علیه السلام فرمود همین بود که : علموا الناس محاسن کلامنا... حرف حساب و دعوت دلنشین ما را به مردم برسانید تا با تمام وجود بیایند، حرف خودتان را به اسم ما نزنید! و در شهادت امیر مؤمنان بیش از مظلومیت او باید بر مظلومیت نسلی گریست که از حقیقت علوی و هدایت ولایت او به خاطر رفتار و گفتار ما محروم مانده اند!






[ یکشنبه 28 خرداد 1396 ] [ 11:09 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

  جناحی‌شدن تریبون‌های مذهبی  



وبلاگ غرویان، محسن : مذهب یکی از عناصر فرهنگی بسیار دارای نفوذ در مردم است و در تفکر و زندگی مردم نقش دارد.

تریبون‌های مذهبی هم تریبون‌هایی هستند كه می‌توانند در مسائل فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه تأثیر بگذارند. اما در این میان عده‌ای هستند كه از این ابزار برای مقاصد جناحی، شخصی و گروهی خود استفاده می‌كنند.
استفاده جناحی از تریبون‌های مذهبی، ظلم به دین است. در محافل مذهبی می‌توان مسائل عام دینی را طرح كرد و اینكه بوسیله این تربیون‌ها بخواهیم مردم را به سمت جناح سیاسی خودمان بكشانیم، این خیانت به مذهب است.
اینكه الان مردم به ماهواره و شبكه‌های اجتماعی روی آوردند، علتش را باید در تبدیل شدن محافل مذهبی ما به محل جنگ و نزاع، جستجو كرد. مردم از این سوء استفاده‌های سیاسی به نام مذهب و دین،خسته شده‌اند.

ما باید بیشتر به مسائل روحی و اخلاقی كه همه خواهان شنیدن آن هستند بپردازیم، نه به مسائل خاص جناحی و سیاسی. هشدار نسبت به نحوه عمل تریبون‌های مذهبی، نكته‌ای است كه سال‌ها بیان می‌شود. مردم یك ظرفیت خاصی دارند و وقتی ببینند كه افراط و تفریط می‌شود از مسائل و معارف دینی روی برمی‌گردانند.
همین كه مردم تشخیص بدهند یك مداح یا سخنران، اهداف گروهی و جناحی خاص خودش را از پشت تریبون مطرح می‌كند، اعتمادشان از دین و مذهب و محافل مذهبی سلب می‌شود، اما اگر بدانند كه سخنران و مداح درد مردم را بیان می‌كند به آن رغبت نشان می‌دهند.




برچسب ها: جناحی‌شدن، تریبون‌های مذهبی،


[ شنبه 27 خرداد 1396 ] [ 05:31 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]




  علی علیه السلام از نگاه دکترعلی شریعتی  




"... علی کسی است که، نه تنها با اندیشه و سخنش، بلکه با وجود و زندگی‌اش، به همه دردها و نیازها و همه احتیاج‌های چندگونه بشری، در همه دوره‌ها، پاسخ می‌دهد..."


"... هرکه علی‌وار زندگی کند و علی‌وار کار کند و علی‌وار سخن بگوید و علی‌وار بیندیشد، نمی‌تواند از سرنوشت محتوم علی‌وار بگریزد..."



"... علی... که همه ارزشها در برابرش بی‌مقدار می نماید و همه قدرتها و عظمتها در قیاسش ضعف و حقارت به نظر می‌آید..."



"... ارزش‌های علی در بی‌نیازتر بودنش از دیگران نیست، بلکه در احساس کردنِ نیازهای بلندتر و متعالی‌تر اوست نسبت به دیگران و همچنین در احساس نیازمندتر بودن و احساس کمبود بیشتر کردن او در هستی است؛ که دیگران چنین احساسی را ندارند..."


"... علی، مظهر توحید و انسانی که رسالت تاریخی تمامی پیامبران در او تجسم یافته و وجودش جوهر همه انقلاب‌های توحیدی است و گردابی است که تمامی ‌رودهایی که در طول تاریخ عدالت و آزادی و برابری بشری از انقلاب‌ها و نهضت‌ها سرچشمه گرفته و با جور و جبر و تبعیض در کشاکش بوده است در او می‌ریزد..."


"... به عنوان یک من علی‌وار: یک روح در چند بعد: خداوند سخن، بر منبر، خداوند پرستش در محراب؛ خداوند کار، در زمین؛ خداوند پیکار، در صحنه؛ خداوند وفا، در کنار محمد، خداوند مسئولیت در جامعه، خداوند قلم، در نهج‌البلاغه؛ خداوند پارسایی، در زندگی؛ خداوند دانش، در اسلام؛ خداوند انقلاب، در زمان؛ خداوند عدل، در حکومت؛ خداوند پدری و انسان‌پروری، در خانه؛ و... بنده خدا، در همه‌جا، در همه وقت!..."


"... سخن گفتن درباره علی (ع) بی‌نهایت دشوار است، زیرا به عقیده من، علی (ع) یک قهرمان یا یک شخصیت تاریخی تنها نیست. هر کس درباره علی (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسی کند، خود را نه تنها در برابر یک فرد، یک فرد برجسته انسانی در تاریخ می‌بیند، بلکه خود را در برابر معجزه‌ای و حتا در برابر یک مساله علمی، یک معمای علمی «‌این خلقت» احساس می‌کند. بنابراین درباره علی (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه که در وهله اول به ذهن می‌آید، درباره یک شخصیت بزرگ سخن گفتن نیست، بلکه درباره معجزه‌ای است که به نام انسان و به صورت انسان در تاریخ متجلی شده است.


علی (ع) یکی از شخصیت‌های بزرگی است که به نظر من بزرگترین شخصیت انسانی است (پیغمبر (ص) را باید جدا کرد که رسالت خاصی دارد) که از همه وقت، امروز ناشناخته می‌بود، بدشناخته‌تر است که کیست، محققین او را برای اولین بار می‌شناختند.


گاه علی (ع) را که توی این جنگ‌ها یک قهرمان شمشیرزن است، توی شهر یک سیاستمدار پرتلاش حساس است و توی زندگی یک پدر و یک همسر بسیار مهربان و بسیار دقیق است و یک انسان زندگی است و در همه ابعادش می‌بینیم، تاریخ می‌گوید، تنها در نیمه‌ شب‌ها، توی نخلستانهای اطراف مدینه می‌رفته و نگاه می‌کرده که کسی نبیند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو می‌برده و می‌نالیده! هرگز، من نمی‌توانم قبول کنم که رنج‌های مدینه و رنج‌های عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامی و حتا یارانش، این روحی را که از همه این آفرینش بزرگ‌تر است وادار به چنین نالیدنی بکند، هرگز!


درد علی (ع) خیلی بزرگ‌تر است و آن درد خیلی باید درد نیرومندی باشد، که این روح را این اندازه بی‌تاب بکند! مسلما این همان درد انسانی است که خود را در این عالم زندانی می‌بیند، انسانی است که خود را بیشتر از این عالم می‌بیند و احساس خفقان در این عالم می‌کند.


مسلما هر کسی که انسان‌تر است، پیش از آنچه هست در خود نیاز احساس می‌کند، انسان است، این است که می‌بینیم علی (ع) قهرمان متعالی سخن گفتن و زیبا سخن گفتن و پاک سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالی شهامت و گستاخی در جنگ است، نمونه عالی پاکی روح در حد اساطیر و تخیل فرضی انسان در طول تاریخ است، نمونه اعلای محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالی دوست داشتن در حد نمونه‌های اساطیری است، نمونه عالی عدل خشک دقیقی است که حتا برای مرد خوبی مانند عقیل ـ برادرش - قابل تحمل نیست، نمونه اعلای تحمل است در جایی که تحمل نکردن، خیانت است و نمونه اعلای همه زیبایی‌هایی است و همه فضایلی است که انسان همواره نیازمندش بوده و ندانسته.


علی (ع) نه تنها امام است، در طول تاریخ هیچ شخصیتی با این امتیاز را نداشته که یک خانواده امام (ع) است، یعنی خانواده اساطیری است، خانواده‌ای که پدر علی (ع) است، مادر زهرا (س) است، پسر آن خانواده حسین (ع) [و حسن (ع)] است و دختر آن خانواده زینب (س) است.

چهره هایی که می‌خواهم، در قرن بیستم، به عنوان سمبل و تجسم یک ایدئولوژی مطرح و عنوا کنم، دارای این خصوصیات است. البته این کامل‌ترین خصوصیاتش نیست، اما اساسی‌ترین آنهاست

علی (ع) نخستین نسل در انقلاب اسلامی، علی (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پیغمبر (ص) و علی (ع)، علی (ع) مظهر جهاد و رهبری جنگ، علی (ع)، ‌مرد سیاست و مسؤولیت اجتماعی، علی (ع) مرد کار یدی، کشاورزی و تولید، علی (ع) ‌مظهر نثر و شعر علی (ع) بهترین سخنور و سخنگو، علی (ع) ‌فیلسوف، علی (ع) مظهر بینش‌ها و ابعاد متضاد، علی (ع) ‌زهد انقلابی و عبادت، ‌تکیه بر عدالت، علی (ع) تساوی در مصرف، علی (ع) امام و مظهر حقیقت‌ها و ارزش‌ها، علی (ع) نفی مصلحت به خاطر حقیقت، نفی شخصیت، علی (ع) انسان‌دوستی.


ما ملتی که افتخار بزرگ انتصاب به علی (ع) و مکتب علی (ع) را داریم و این بزرگترین افتخار تاریخی است که می‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترین سرمایه، امیدی است که می‌تواند به وسیله آن نجات پیدا کرده، ‌به آگاهی، بیداری، حرکت و رهایی برسد، اما در عین حال می‌بینیم که با داشتن علی (ع) و با داشتن «عشق به علی» هم نرسیده‌ایم!

در صورتی که «شیعه علی (ع) بودن» از «چون علی (ع) عمل کردن» شروع می‌شود و این مرحله‌ای است پس از شناخت و پس از عشق.

بنابراین ما یک ملت «دوستدار علی (ع) » ‌هستیم، اما نه «شیعه علی (ع) »‌! چراکه شیعه علی (ع) همچنان که گفتم علی (ع) ‌وار بودن، علی (ع) ‌وار اندیشیدن، علی (ع) ‌وار احساس کردن در برابر جامعه، ‌علی (ع) وار مسؤولیت احساس کردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی (ع) ‌وار زیستن، علی (ع) ‌وار پرستیدن و علی (ع) ‌وار خدمت کردن است..."



علی، حقیقتی بر گونه اساطیر
"... علی ، رب النوع انواع گوناگون عظمت ها، قداست ها ، زیبایی ها و احساس های مطلق است. ازآن گونه مطلق هایی که بشر همواره دغدغه دیدن و پرستیدنش را داشته ، وهرگز نبوده ، ومعتقد شده که ممکن نیست درکالبد یک انسان تحقق پیدا کند ، و ناچار ، می ساخته است.

علی در همان حد مطلقی که پرومته در اساطیر ، روح تشنه و محتاج انسان را از فداکاری اشباع می کرده ، و دموستنس از قدرت و صداقت و لطف سخن، و هرکول از قدرت و نیرومندی جسم ، و خدایان دیگر از نهایت رقت و محبت و لطافت روح ، همه را در یک رب النوع جمع می کند . علی ، نیازهای را که در طول تاریخ، انسان ها را به خلق نمونه های خیالی ، و به ساختن الهه ها و رب النوع های فرضی می کشانده ، در تاریخ امروز اشباع می کند.

و از همه شگفت همه فضایل مطلقی را که ما ناچار در اسطوره ها و رب النوع ، حتی فرضی ، قابل جمع نیست ، در یک اندام عینی جمع کرده است. جنگ هایش را ملاحضه می کنیم و او را مانند یک رب النوع اساطیری می یابیم که با خون ریزی و بی باکی و نیرومندی شدید در حد مطلق پیکار می کند. به طوری که نیاز انسان را به داشتن و بودن یک احساس قدرت مطلق بشری، سیراب میکند.

و در کوفه ،در برابر یک یتیم ، چنان ضعیف و چنان لرزان و چنان پریشان می شود که رفیق ترین احساس یک مادر را به صورت اساطیری نشان می دهد. و در مبارزه با دشمن چنان بی باکی و خشونت به خرج می دهد. که مظهر خشونت شمشیر است . و شمشیرش ( ذوالفقار) مظهر برندگی و خون ریزی و بی رحمی نسبت به دشمن در مبارزه است. و در داخل ، از این نرمتر، و از صمیمی تر ، و از این پرگذشت تر پیدا نمیشود.

در جای دیگر، علی وقتی می بیند اگر بخواهد به خاطر احقاق حقش شمشیر بکشد. مرکز خلافت و قدرت اسلامی متلاشی می شود. و وحدت مسلمین بر باد می رود ، ناگزیر صبر می کند ، یک ربع قرن صبر می کند و با شرایطی و در وضعی زندگی می کند که دست احساس پرومته ی به زنجیر کشیده را در انسان به وجود می آورد . اما علی، به خاطر انسان ، این زنجیر را خود بر اندامش می پیچد. یک ربع قرن خاموشی از طرف روحی که همواره بی قرار است و از ده سالگی وارد نهضت اسلام شده ، به تعبیر خودش صبری با طعم احساس انسانی است که "خار در چشم و استخوان در گلو" است..."



چهره علی علیه السلام

"... چهره‌ی "علی" در روشنایی، زیبا و خدایی است. به تو و من، بی‌مذهب و مذهبی، هر دو،علی را در تاریکی نشان داده‌اند..."



درد علی علیه السلام

"... درد علی دو گونه است :
یک درد. دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می‌کند. و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه‌شب‌های خاموش به دل نخلستان‌های اطراف مدینه کشانده... و به ناله در آورده است.
ما تنها بر دردی می‌گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق‌اش احساس می‌کند.
اما، این درد علی نیست.
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است،تنهائی است. که ما آن‌را نمی‌شناسیم!!
باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را...
که علی درد شمشیر را احساس نمی‌کند.
و...ما...
درد علی را احساس نمی‌کنیم..."


سکوت
"... مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت؟
باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید؟
او با علی آشناتر است..."


علی من ...

"... این علی که شما وصفش می‌کنید همان رستم خودمان است که آرایش اسلامی‌اش کرده‌اید! این علی شما به درد صوفی‌ها و پهلوان‌ها می‌خورد و سمبل زورخانه و خانقاه شده است!

این علی‌ای نیست که من به او معتقدم، علی من آن علی است که در درون جامعه اسلامی، با منافق ستمکار، خواجه برده فروش و پارچه‌ورمال و استثمارگر، هر چند مسلمان هم باشد، به خاطر اسلام مبارزه می‌کند. و او مردی است که چهار هزار نفر مقدس دعاخوان نالان در پیشگاه خداوند را، که جای سجده در پیشانی‌شان نمایان است و در میان‌شان حافظ قرآن بسیار، یک جا با شمشیر نابود می‌کند. چه کسی جرئت این کار را داشت و دارد؟!..."

 

"... و تو ای علی! ای شیر! مرد خدا و مردم، ربّ النوع عشق و شمشیر! ما شایستگی "شناخت تو" را ازدست داده‌ایم. شناخت تو را از مغز‌های ما برده‌اند، اما "عشق تو " را، علی‌رغم روزگار، در عمق وجدان خویش، در پس پرده‌های دل خویش، هم‌چنان مشتعل نگاه داشته‌ایم، چگونه تو عاشقان خویش را در خواری رها می‌کنی؟ تو ستمی را بر یک زن یهودی، که در ذِمّه حکومت‌ات می‌زیست، تاب نیاوردی، و اکنون، مسلمانان را در ذمه‌ی یهود ببین. و ببین که بر آنان چه می‌گذرد! ای صاحب آن بازو، که یک ضربه‌اش از عبادت هر دو جهان برتر است، ضربه‌ای دیگر!..."

 

"... امام علی را باید از دولاشاپلی پرسید که دوازده سال است شب و روز درباره او میاندیشد و نهج‌البلاغه‌اش را بزبان خود تدوین کرده و افکار و حالات و زندگی و رنجها و دردها و گرفتاریهایش را در این کوفه پلید پردشمن پست می‌داند و می‌داند که این «خونریز خشمگین صحنه پیکار» چه شد که «سوخته خاموش خلوت محراب» شد ؟ این شیر خدا در این نخلستان خاموش چرا تنها مینالد ؟ چرا سر در حلقوم چاه برده است ؟ دردش چیست ؟ نه از آن عربی که تولیت حرم او را دارد و هر روز ضریحش را گردگیری می‌کند و آب و جارو و گلاب و فرش و پرده و نذر و نذور و شمع و مُهر و تسبیح و..."


"... آن انسان شگفتی که سینه‌اش انبوه فشرده‌ای از آگاهی‌ها است و اندیشه‌اش به راه‌های آسمان آشناتر است از راه‌های زمین او است که ناگهان از بستر نرمِ خانه، نیمه‌های شب می‌گریزد و سینه‌اش خفقان می‌گیرد و به نخلستان‌های حومه‌ی شهر پناه می‌برد و در دل شب، از درد و حیرت و هراس در برابر ملکوت، عظمت وجود و جمال و جاذبه‌ی خدا و حقارت و نیاز خویش، ناله برمی‌دارد و از هوش می‌رود..."


«تالار گفتمان شریعتی»




برچسب ها: علی علیه السلام، دکترعلی شریعتی،


[ جمعه 26 خرداد 1396 ] [ 03:46 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 خنداندن و گریاندن به هر قیمتی؟

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s9.picofile.com/file/8297837234/XAND8NDAN_BE_HAR_QEYMATY_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8297837426/XAND8NDAN_BE_HAR_QEYMATY_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8297837642/XAND8NDAN_BE_HAR_QEYMATY_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8297837892/XAND8NDAN_BE_HAR_QEYMATY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8297838200/GERY8NDAN_BE_HAR_QEYMATY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8297838534/GERY8NDAN_BE_HAR_QEYMATY_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8297838984/GERY8NDAN_BE_HAR_QEYMATY_4.gif

 

 وبلاگ  فدایی ، غلامرضا : آن‌چه انسان را انسان می کند توجه به عقلانیت و روشمند زندگی کردن و حفظ تعادل است. عدل و عدالت در همه موارد لازم است و گفته اند که با عدل آسمان وزمین برپاست. انجام امورات مختلف اگر چه نشان از نیاز انسان دارد اما توجه به حد و حدود آن هم از انسانیت انسان خبر می دهد و همین ها بُن مایه فرهنگی می شوند. همچنانکه در موردسخن گفتن هم گفته اند:
دو چیز طیره عقل است لب فرو بستن / به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی...
 از جمله موارد ضروری برای زندگی انسان خنده و گریه است هر دو برای زندگی انسان لازم است. گاهی می گویند خنده بر هر درد بی درمان دواست و گاهی نیز در مقابل می گویند خنده بر هر درد بی درمان دواست. هر دو آن ها هم درست است و بیانگر نیاز انسان است. اما اگر درست توجه نشود و خنداندن به هر قیمت باشد سر به لودگی می زند همچنانکه اگر در گریه افراط شود از افسردگی سر در می آورد.
 آنهائی که در هر مورد افراط کنند و جامعه را به آن سمت بکشانند نتیجه آن منحرف کرن جامعه از حد تعادل است. حتما شنیده اید که بعضی از مداحان ویا روضه خوانان بر اثر جهالت و یا افراط در محبت و یا با شنیدن اینکه بر مصائب امامان و به ویژه امام حسین علیه السلام گریه کردن ثواب دارد برای گریاندن به هر چیز حتی مبالغه و دروغ هم متوسل شده اند و نتیجه این شده که جامعه را با بعضی خرافات و امور غیر واقع روبرو کرده ند.
حماسه حسینی شهید مطهری درد دلی از این افراط کاری هاست. در حالی که در زیارات هم آمده است که ریختن اشک در صورتی ارزش دارد که با معرفت توأم باشد.
 در مقابل خنداندن هم در عین حال که ضرورت زندگی است اما اگر خنداندن فقط برای خنداندن باشد، نتیجه مطلوبی ندارد. من هر از گاهی که با بچه ها برنامه خندوانه و یا دورهمی را دیده ام تا جائی که ملت را از غم و غصه بیرون آورد بسیار خوب و مطلوب است اما اگر صرفا برای خنداندن باشد و از هر کس و شیوه و برنامه ای صرفا برای خنداندن استفاده کنند و یا تبلیغی برای حمایت کنندگان (اسپانسرها) و کالاهای آنها باشد سر انجام فرهنگی می سازند که آثار مخربش همانند دروغ پردازی هائیست که برای گریاندن مورد استفاده بعضی ها قرار می گیرد.
 نکته ای که به نظر من باید مورد توجه قرار گیرد این است که انسان همواره باید با هدف، کار و تلاش کند اما از آنجا که کار یکنواخت بر روح و روان او تأثیر مخرب دارد باید برنامه های متنوع خنداندن و گریاندن هر از گاهی باشد تا وی را برای حرکت مجدد آماده کند. از این رو بعد از هر خنده ویا گریه ای باید عقلانیتی که حکم بر مفید بودن و افزایش انرژی می کند برای کار مجدد وجود داشته باشد.
 اکنون که خدا توفیق خنداندن و یا گریاندن برای ایجاد تعادل روحی و روانی در زندگی به بعضی ها داده است و در این زمینه توانسته اند دنبال کنندگان و یا پیروانی داشته باشند، که حتی نه یکبار بلکه چندین بار برنامه های آنها دیده می شود، با مشاوره با دانشمندان، روانشناسان، جامعه شناسان و فرهنگمداران و عالمان علم اخلاق کاری کنندکه بر سرمایه اجتماعی، فرهنگی و علمی جامعه بیفزایند و مردم را برای کار و تلاش بیشترآماده کنند؛ چیزی که به ویژه در جامعه ما به شدت مورد نیاز است. در غیر اینصورت این نوع کار ها سُکرآور است و همانند مست ها و یا معتادان که به اعتقاد خودشان برای رهایی از مشکلات می خواهند لحظاتی فارغ از همه چیز باشند این برنامه ها هم افراد را به جای در جامعه قرار دادن و با مسائل موجود برای حل کردن درگیرکردن، آنها را به عوالمی می برد که وقتی به خود آمدند می بینند حاصلی برایشان جز اتلاف وقت نداشته است. صاحبان این برنامه ها به همراه صدا و سیما فقط به فکر پر کردن ساعات فراغت نباشند.
آنها باید بدانند که دارند فرهنگ سازی می کنند که صدای آن چندین سال دیگر در می آید.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

[ پنجشنبه 25 خرداد 1396 ] [ 02:17 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]


  شاهکار صداوسیمای ما!  


طنز و کاریکاتور > کاریکاتور - ‌40 درصد کارمندان، خارج از ظرفیت استخدام شده‌اند؛ در واقع با توجه به آمار رسمی انجمن بهره‌وری از تناسب جمعیت با تعداد کارمند؛ نیمی از کارمندان صدا و ‌سیما، اضافه‌اند.

 

مهدی عزیزی. خبرآنلاین





[ چهارشنبه 24 خرداد 1396 ] [ 03:33 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   فریاد زدم : علی ، پناهم دادند ... 


http://s8.picofile.com/file/8297677750/ALI_ZARBAT_XORDANE_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8297677976/ALI_ZARBAT_XORDAN_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8297678192/ALI_ZARBAT_XORDANE_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8297678826/NEG8HE_HAR8M_1.jpg

 

  ساقی به پیاله باده كم می ریزی / این میكده را چرا به هم می ریزی؟! 
 از گردش ساغرت شكایت دارم / آسوده بریز! بنده عادت دارم 
 با خستگی آمدم؛ فرح می خواهم / سجاده وُ تسبیح و قدح می خواهم 
 ما قوم عجم به باده عادت داریم / بر پیرمغان «علی» ارادت داریم 
 بر طایفه مان نگاه حق معطوف است / میخانه ی شهر طوس ما معروف است 
من اهل ری ام ؛ مست ولی اللهم / یك خمره می ِ سفارشی می خواهم 
در روز ازل كه دل به آدم دادند / فریاد زدم؛ پیاله دستم دادند 
 فریاد زدم : علی - پناهم دادند / اینگونه به این میكده راهم دادند 
 با دیدن این شوق عنایاتی كرد / لبخند علی مرا خراباتی كرد 
 من مست ِ مِی ابوترابم یك عمر / سرزنده به نشئه ی ِ شرابم یك عُمر 
 یك ثانیه بی شراب نتوانم زیست / در مذهب ما حلال تر از مِی نیست 
 جامی بده لب به لب، خرابم ساقی / از مشتریان خوش حسابم ساقی 
 ساقی بده باده-ای كه گیرا باشد / از خُم كهنسال تولا باشد 
 ساقی بده باده-ای كه روشن باشد / خوشرنگ وُ زلال و مردافكن باشد 
 زُهاد پر از افاده را دلخور كن / با نام خدا پیاله ها را پر كن 
 بد مستی ِ من قصه ی پر دنباله است / زیرِ سرِِ ِ باده- ای صد و ده ساله است 
 این بزم مرا اهل سخن می سازد / تنها مِی كوثری به من می سازد 
 من معتقدم باده سرشتی دارد / انگور نجف طعم بهشتی دارد 
 می داخل خُم سینجلی می گوید / قُل می زند، علی علی می گوید 
 هُوهُوی ِ تمام خمره ها را بشنو / تفسیر شگرف « هل اتی» را بشنو 
 با تلخی این دُرد، رطب می چسبد / با حال خوشم توبه عجب می چسبد 
#
 گویم به تو حرف عشق بی پرده علی / این شور، مرا به رقص آورده علی 
 با غصه و غم عجب وداعی دارم! / سرمست توام! چه خوش سماعی دارم! 
 هوُ هوُ نكنم ؛ جنون مرا می گیرد / این دل به هوای كربلا می گیرد 
 دیوانه ترم نكن، كجا می كِشیم!؟ / سمت حرم دوست چرا می كِشیم؟ 
 تا طور كشانده ای ، عصا می خواهم / یك تذكره ی ِ كرببلا می خواهم 

 

 «وحید قاسمی»

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

[ سه شنبه 23 خرداد 1396 ] [ 07:12 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]




  حملات تروریستی تهران و برخی حقایق تلخ   

وبلاگ  دستمالی، محمد ، خبرآنلاین : مهاجمین داعشی حملات تروریستی تهران، ایرانی و اهل سنت هستند و تحلیل این مساله، ما را یاری می دهد تا این حقیقت را درک کنیم که برخی کم توجهی ها در مناطق نسی نشین، می تواند فضا را برای یارگیری داعش، مهیا کند.

دو حمله تروریستی داعشی های تکفیری در تهران، می توانست دو فاجعه بزرگ در تاریخ معاصر ایران رقم بزند. شک نکنیم اگر مهاجمین سر از صحن مجلس در می آوردند، بیش از یک صد نماینده جان خود را از دست می دادند و تردیدی نداشته باشیم اگر تروریست ها می توانستند در زمانی پرازدحام وارد حرم امام راحل شوند، شمار شهدا از یک هزار نفر هم فراتر می رفت. بنابراین پیش از هر چیز، باید شکر به جا بیاوریم از این که این دو حمله، تنها موجب شهادت 17 هموطن ما شد و رنگ تراژدی و فاجعه بزرگ ملی به خود نگرفت. گام دوم پس از شکر، قدردانی از فداکاری همه نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی جان بر کفی است که علی القاعده، همیشه می توانیم فقط بخش کوچکی از نقش و زحمات آنان را ببینیم و در جریان زحمات پنهان، استرس ها، تمرکز، بی خوابی ها و زحمات آنها نیستیم و بعید می دانم که از نظر حقوق و دستمزد هم وضعیت جالبی داشته باشند. با این همه، دست کم به صورت پیدا و آشکار، نوای اعتراضی از آنان به گوش نرسیده و مردانه به وظایف خود عمل کرده اند.

و اما بعد... .
به عادت مرسوم، هر جا مشکلی پیش می آید، همیشه دلایل و زمینه های بروز آن را به آمریکا و غرب حواله می دهیم و تصور می کنیم که چاره ی کار در تکرار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل و جدیدا مرگ بر آل سعود است. بله. تردیدی نیست که این مثلث، با تمام توان در پی ضربه زدن به ایران است و هیچ انسان عاقلی نمی تواند منکر نقش آمریکا و اسراییل و دیگران در هدایت و حمایت گروه های افراطی و دخالت مداوم آنان در مسائل جهان اسلام باشد. از استعمار و استثمار تا مداخلات مستقیم و غیرمستقیم چند سده ی اخیر تا هدایت کودتاها و بسیاری دیگر از اقدامات اقتصادی و اجتماعی، ما نیز همچون بسیاری دیگر از کشورهای منطقه، همواره از غرب ضربه خورده ایم. اما به راستی، در تحلیل ماهیت و مساله ی «داعش»، می توانیم صرفا به این گونه استدلالات ضعیف اکتفاء کنیم؟ خود جهان اسلام و اختلافات مذهبی عمیق بین جوامع شیعه و سنی و همچنین اختلافات عمیق علمای دینی، در این مساله نقشی ندارد؟ اهمیت مباحث مهم و پیچیده ای همچون سنی آمریکایی و شیعه ی انگلیسی را از یاد برده ایم؟ خطاهای بزرگ و کوچک کشورهای اسلامی در مواجهه با اقلیت و اکثریت شیعه و سنی چه؟ این نیز بی اهمیت است؟

اهمیت ایرانی بودن داعشی های تهران
بگذارید اندکی بی تعارف باشیم و به تحلیل یکی از مهم ترین جوانب و ابعاد هویت مهاجمین دو حمله ی تهران بپردازیم.
وزارت اطلاعات به درستی و با هدف حفظ حریم و حقوق خانواده ها و وابستگان تروریست های کشته شده در تهران، از بیان نام خانوادگی آنها خودداری کرد. اما در این روزگار عجیب که شبکه های مجازی، امکان اختفا و استتار هیچ موضوعی را باقی نگذاشته اند، خیلی زود مشخص شد که چهار تن از مهاجمین، سنّی مذهب، کُردزبان و اهل یکی از شهرهای کردنشین غرب ایران هستند که اتفاقا در تاریخ جمهوری اسلامی نقش ویژه ای دارد و مردم آن شهر به نجابت، دین داری، مومن بودن و حلال خوری و غیرت و تلاش و قناعت مشهور هستند. اما در هر حال، این افراد از آن دیار برخاسته اند و عقل سلیم به ما می گوید، آنها آخرین داعشی های ایرانی نبوده اند و یارگیری این گروه تکفیری خطرناک، در مناطق سنی نشین غرب، شرق و شمال ایران، ادامه خواهد داشت. کما این که وزارت اطلاعات نیز اعلام کرده که در ظرف چند ساعت، در سه استان کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی، بیش از چهل نفر را به اتهام ارتباط با داعش، دستگیر کرده است.
داعش، همچنان که از بین ده ها کشور اسلامی و اروپایی دیگر، یارگیری نموده، تعدادی از جوانان و نوجوانان اهل سنّت ایران را نیز به دام انداخته است و این دقیقا به معنی سرمایه گذاری داعش بر روی افرادی است که به دلیل آشنایی با زبان فارسی و توان سفر به نقاط مختلف ایران، از توان و امکان بالایی برای طراحی و اجرای عملیات تروریستی در سراسر کشور، برخوردار هستند.
باید بپذیریم؛ هر اندازه سرویس اطلاعاتی و امنیتی کشور ما و دیگر کشورها، هوشیار متعهد و قدرتمند باشند، باز هم امکان رخنه و نفوذ تروریست ها وجود دارد. چرا که ماهیت ویژه ی گروه تروریستی - انتحاری داعش، مانند یک جسم بی شکل و بی هندسه است که امکان اندازه گیری ابعاد و مساحت آن، بسیار دشوار است. آیا غیر از این است که این گروه وحشی، با کامیون و تریلی می تواند به مردم عادی هجوم برده و آنها را زیر بگیرد؟ آیا برای این گروه تکفیری، مسموم کردن منابع آب شبکه های شهری، ساخت بمب های دست ساز، به آتش کشیدن منابع عظیم غذایی و کشاورزی، حمله به مدارس و بازارهای شلوغ شهرهای مختلف ایران، کار دشواری است؟ اساسا یک سرویس کارکشته ی امنیتی، هر اندازه که اطلاعات به روز و تجهیزات پیشرفته و کادرهای جان بر کف داشته باشد، باز هم می تواند تمام تحرکات چنین گروه تروریستی ویژه ای را محاسبه و خنثی کند؟ خیر. چنین چیزی ممکن نیست. در روسیه، فرانسه، انگلیس، ترکیه، مصر و بسیاری کشورهای دیگر، پیش بینی حملات و مقابله با آنها میسر نبود و در تهران نیز با وجود آن که میزان تلفات پایین بود، اما در هر حال، بدون تعارف بپذیریم که حمله به مجلس، مطلقا کار کوچک و بی اهمیتی نیست و رئیس مجلس نیز در آن شرایط خاص اضطراری برای تقویت روحیه ی خود و همکارانش این اقدام را «سبک» توصیف کرد! اگر نه او و دیگران، باهوش تر از آن هستند که اهمیت چنین اقدام ضدامنیتی و خطرناکی را درک نکنند. خوب... . چاره چیست؟ آیا باید با پذیرش این فرضیه که ماهیت ویژه و انتحاری بودن داعش، این گروه را به یک نهاد تروریستی غیرقابل پیش بینی تبدیل کرده، در بر ابر آنان تسلیم شویم و هیچ اقدامی انجام ندهیم؟ صد البته خیر. نه ایران و نه دیگر کشورهای منطقه، با وجود تمام ویژگی های عملیاتی خاص داعش، نباید تسلیم اقدامات وحشیانه ی این گروه شوند. از تلاش برای به دام انداختن مهره های بزرگ داعش و استفاده از آنها به عنوان گروگان گرفته تا کنترل دقیق تر مرزها و افزایش آگاهی مردم از راه آموزش های عمومی رسانه ای، می توان، ده ها تدبیر امنیتی مهم و استراتژیک، طراحی و اتخاذ کرد. اما شاید یکی از مهم ترین تدابیر، پیشگیری اجتماعی و سیاسی و ساختن سدّهای بزرگ در برابر یارگیری داعش در ایران باشد.
تحلیل پیام های ویدیوی داعشی ها در تهران
داعش به تازگی، فیلمی از تروریست های این گروه در تهران منتشر کرده که در آن، یکی از افراد، به زبان کُردی صحبت می کند و زیرنویس عربی حرف های او، در زیر تصویر درج می شود. از میان حرف های این تروریست، سه نکته بسیار برجسته تر از سایر نکات است: 1.فرد تروریست، مسلمانان شیعه مذهب ایران را «رافضی» قلمداد کرده و مدعی می شود: «آنها فرقه هستند، ولی ما امت هستیم. ما نباید بگذاریم آنها زنده بمانند. به یاری پروردگار سرهای آنها را ببریم، سرهای آنها را له کنیم.» 2.تروریست مزبور، ا زاحمد بن حنبل یاد می کند و نشان می دهد که او و همفکرانش برخلاف کردهای اهل سنت ایران، که همگی شافعی مذهب هستند، به مذهب حنبلی گرایش دارند. می دانیم که شافعی مذهب ها، شامل مسلمانان اندونزی، مالزی، بخشی از مصر، ساکنان نواز غزه و کردها هستند. مذهب شافعی از منظر فقهی، مبانی ترکیبی عراقی - حجازی داشته و در قبال مسائل مختلف دینی، با اتکای بیشتر به حدیث، از انعطاف بیشتری نسبت به دیگر مذاهب اهل سنت برخوردار است و علاوه بر این، شافعی مذهب ها، نه تنها تنش و اختلافی با اهل بیت ندارند بلکه ارادت ویژه ای به ائمه ی معصومین علیهم السلام دارند. حال آن که، مذهب حنبلی، تقریبا فقط در عربستان سعودی پیروان دارد و رویکردهای جزمی، سخت و متفاوتی نسبت به دیگر مذاهب و دیگر افکار دینی دارد.3. تروریست مورد نظر ما، از مردم می خواهد راه او و همفکرانش را ادامه دهند و نگذارند این «شمع» خاموش شود!
وضعیت اهل سنّت در غرب ایران و امکان یارگیری داعش
هر کدام از گروه های تروریستی، با هر گرایش سیاسی و دینی خاصی، برای یارگیری و جذب نیروهای جدید، نیاز به دستاویزها و بهانه هایی دارند که بتوانند با استفاده از آنها، سوژه های جدید را از راه به در برده و مغر آنها را شستشو دهند. صد البته این افراد برای جذب کادرهای جدید، در شرایطی می توانند موفق تر عمل کنند که دستاویزهای ملموسی برای اقناع افراد، در دست داشته باشند. در چنین شرایطی است که رویکرد نظام و نهادهای حکومتی در قبال قومیت ها و مذاهب، اهمیت ویژه ای پیدا می کند. متاسفانه، بدون تعارف باید گفت، در شرایط کنونی در اغلب مناطق کردنشین و سنّی نشین، شرایطی در جریان است که وصف آن، جز با به کار بردن الفاظی همچون «تبعیض»، «بی مهری»، «به حاشیه راندن» و «کم توجهی و بی توجهی»، ممکن نیست. حالا که در این یادداشت، قرار است به مساله ی داعش و رویکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال مسلمانان اهل سنّت داخل ایران پرداخته شود، مساله ی قومیت ها و محرومیت های مناطق کردنشین را به کناری نهاده و فقط به مساله ی اهل سنت می پردازیم. شاید در خلال این بحث روشن شود که هر گونه غفلت و خطایی در این حوزه، تا چه اندازه می تواند برای داعش و دیگر گروه های افراطی و سلفی، امکان سوءاستفاده فراهم آورد.
برای تبیین مشکلات این بخش، چه مصداق و استدلالی روشن تر از این می توان ارائه داد که چهل سال از عمر جمهوری اسلامی ایران گذشته است ولی هنوز هم اهل سنّت درمناصب اجرایی، جایگاهی ندارند؟ آیا به راستی، از میان چند میلیون مسلمان اهل سنت ایران، هیچ کدام از آنها لیاقت، صلاحیت، توانایی و اعتبار لازم برای فعالیت به عنوان وزیر را ندارند؟ وزارت پیشکش. آیا نصب استاندار سنّی مذهب، با آمال و آرمان های انقلاب، نظام و مبانی مذهب رسمی کشور، منافات بنیادین دارد؟ هم اکنون در استان کردستان، چند مدیرکل اهل سنت در حال فعالیت هستند؟ مساله ی تشیع و تسنن در معادلات استخدامی و گزینشی کشور، تا چه اندازه مشکل ساز شده است؟ آیا زمان آن نیست که تعارفات را کنار گذاشته و به خودمان بیاییم؟
برای روشن شدن ابعاد تلخ این حقایق، لازم نیست حتما به آرشیو خاطرات دور مراجعه کنیم. همین یک ماه پیش و در انتخابات شورای اسلامی تهران، یک نامزد اهل سنت که سابقه ی فرمانداری یک شهر حساس را در کارنامه دارد، از حوزه انتخابیه ی تهران وارد میدان شد و صلاحیت او تایید شد. اما برخی از آقایان، همین که دیدند فرد موردنظر در لیست امید جای گرفته و به احتمال 99 درصد به شورای شهر تهران راه می یابد، بی هیچ توضیحی صلاحیت او را - پس از انتشار لیست- رد کرده و نامش را خط زدند. در همین انتخابات، در استان کردستان، داد روحانیون و ماموستاهای اهل سنت درآمد که چرا در شورای نظارت انتخابات استان، از ظرفیت های ما استفاده نمی کنید. اندکی قبل از آن و در انتخابات مجلس خبرگان، نماینده ی ولی فقیه در استان کردستان که شانس و امیدی به پیروزی در زادگاه خود یا تهران و قم نداشت، از حوزه انتخابیه استان کردستان نامزد شد و برای اولین بار با به راه انداختن دوقطبی شیعی - سنی، پیروز شد و این در حالی بود که در چهار دهه ی اخیر، هر دو کرسی کردستان در مجلس خبرگان از آن ماموستایان اهل سنت بوده و کسی به این امر معترض نشده بود.
تمام تلاش های روحانی در دولت اول، برای بهره گیری از ظرفیت های اهل سنت، صرفا به معرفی یک سفیر اهل سنت ختم شد. آن هم نه در یک کشور اسلامی عربی مهم بلکه در کامبوج! جناب مستطاب وزیر کشور، آقای رحمانی فضلی در جریان معرفی استاندار کردستان، وقتی که در برابر درخواست های مکرر نمایندگان و نخبگان برای معرفی یک استاندار بومی کُرد یا اهل سنت قرار گرفت، اعلام فرمود که چنین ظرفیتی در میان کادرهای منطقه وجود ندارد و نتوانسته فردی را پیدا کند که سزاوار این پست باشد!
از این ها گذشته، موقعیت روحانیون و ماموستاهای دینی اهل سنت در استان کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه، به گونه ای است که از کمترین توان و امکان اثرگذاری برای هدایت مردم و به ویژه جوانان برخوردارند. اگر چه بسیاری از طلاب و روحانیون اهل تشیع نیز از امکانات و تمکن مالی چندان مطلوبی برخوردار نیستند اما شک نکنید که موقعیت مالی، اجتماعی و امکانات روحانیون اهل سنت، تاسف برانگیز است و در شرایطی که کانال های افراطی عربستان، برای تهییج و تحریک و تحریف جوانان اهل سنت ایران، دام پهن کرده اند، روحانی سنی مذهب، فضا و امکان تبلیغ و هدایت ندارد. در شرایطی که استان کردستان، مهد فرهنگ و هنر است و صدها هنرمند شریف و ماموستای دینی قابل اعتماد وجود دارد، پست مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کردستان، مدت ها خالی ماند تا بالاخره یک روحانی اهل تشیع را از استانی دیگر، به عنوان مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی به استان کردستان آوردند. فرض کنیم تصور غلط و حاکی از بی مهری وزیر کشور صحیح باشد و هیچ کدام از نخبگان نسل جدید کُرد و اهل سنت، در قد و قامت استاندار شدن نباشند و نتوان به آنها اعتماد کرد. اما آیا صدها فرمانده ی سپاهی کُرد و اهل سنت آن مناطق که در جریان جنگ، از مرزها دفاع کردند، با احزاب ضد انقلاب کُرد جنگیدند و خود و خانواده هایشان را در برابر هجمه و توهین قرار دادند، آنان نیز شایان اعتماد نیستند؟ نه تنها در غرب ایران، بلکه در تهران نیز، فعالان دینی اهل سنّت، برای گرد هم آمدن، سر دادن نوای وحدت و تقریب و اقامه ی نماز جمعه، از هیچ امکانی برخوردار نیستند.

قرائت نهایی از متن اهل سنت در ایران
می توان از چندین منظر مختلف، در مورد این نوشته و متن کلانی به نام اهل سنت ایران، در مقام یک واقعیت اجتماعی اظهار نظر کرد. می توان گفت: «دستگاه های اطلاعاتی کشور اعلام کرده اند که از بین کل اهل سنت ایران، نهایتا چهل - پنجاه نفر به داعش پیوسته اند و چنین چیزی نیاز به اغراق و بزرگ نمایی ندارد. موضوع را کنترل می کنیم. قرار نیست به خاطر این مسائل، نگران شویم.» می توان از منظری دیگر همچون وزیر کشور به مسائل نگاه کرد و گفت: «قرار نیست از وقایع تهران استفاده ی سیاسی شود و این مساله به توجیهی شود برای پست دادن به اذهل سنت و کردها و دیگران.» شاید هم می توان چنین به موضوع نگاه کرد که ایران اسلامی، از آنِ همه ی ماست. نه تنها در تراژدی ها و وقایع تروریستی، بلکه در شادی و نعمت و توسعه نیز، همه در کنار هم هستیم و وحدت و انسجام ماست که می تواند راه بر نفوذ کوردلان و نیروهای افراطی ببندد.
یک جوان کُرد یا بلوچ یا ترکمن اهل سنت نیز، می تواند به اندازه ی یک جوان تهرانی و خراسانی اهل تشیع، عاشق و حافظ این خاک و این دیار باشد و به آن خدمت کند. می توان با نگاهی تحلیلی و دور از حب و بغض و همچنین دور از غرض و مرض، راه بر تکرار خطاهای پیشین بست و در نگاهی نو و رئوف، در مسیر هدایت جامعه ی اهل سنت به سوی اسلام ناب و رحمانی، یار و یاور روحانیون و ماموستایان و مولوی های اهل سنت شد و به وهابی ها و سلفی ها و داعشی ها، اجازه نداد که در افکار و قلوب اهل سنت ایران، نفوذ کنند.



برچسب ها: حملات تروریستی تهران، اختلافات مذهبی شیعه و سنی، داعشی های ایرانی، پیش بینی حملات داعش، یارگیری داعش در ایران، اهل سنّت غرب ایران، دستاویزها و بهانه های داعش،



[ سه شنبه 23 خرداد 1396 ] [ 02:27 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]




 اگر روزی صد بُمب خنثی شود کسی نمی-فهمد!؟ ...  


https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTtoX0Nw3f7hPltOvyqI2wlmXfvb7A-Pr-DegYFM8T36_noXiSF

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTg97lbETemzNLohXvOWXnADbA71em2_AngvxiA39f-rEjaEdMk

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQY8FfEXu60FKCyZc7qwVnpBgggvoK5zSJ70m8ej5whvP4l-c3qxw

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcS-ynaZQS3-a2TNYr3sXlFAQu1MGcfDMqKxyvdNlJd7SxClaLe3

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ2cUbNLsheWw_Ccrq4wpISvj-yED0jHaD0qKgBd8Qh4YR5OtQhsQ


https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTAdeqzBRhlam2p6DPdzJpYPtzMrsaaUmOSD330fUR4ssBP-ISHSA


به گزارش ایسکانیوز، سیدمحمود علوی صبح امروز در جریان بازدید از مجروحان حادثه تروریستی دیروز تهران در بیمارستان طرفه در مورد پیگیری این اتفاق اظهار کرد: عقبه این تیم تروریستی شناسایی شده و تعدادی از اعضای آن‌ها را همکاران ما دستگیر کرده‌اند و در حال بررسی ابعاد موضوع هستند، البته برخی از ابعاد حادثه فعلا قابل گفتن نیست.

وی در ادامه افزود: این اقدام اولین طرح تروریست‌ها نبود و در یکی دو سال گذشته بیش از ۱۰۰ طرح تروریستی داشتند که خنثی شده بود. در ماه اخیر و روزهای اخیر شاهد یک فشار سنگینی از ناحیه تروریست‌ها بودیم؛ به طوری که تقریبا هر هفته تیم‌های دو نفره، سه نفره یا افرادی که به صورت انفرادی فعالیت می‌کردند را شناسایی و دستگیر کرده‌ایم.

وزیر اطلاعات در مورد دستگیری تروریست‌ها نیز گفت: ذکر همه این اطلاعات فعلا مفید نیست چون باعث تشویش خاطر شهروندان می‌شود. به هر حال در دو سال اخیر بیش از ۱۰۰ برنامه آنها خنثی شده است. من پیش از این نیز گفته‌ام اگر یک بمب منفجر شود همه مطلع می‌شوند، اما اگر صد بمب خنثی شود کسی خبردار نمی‌شود. برنامه ما هم همین است که این اتفاقات کمتر به اطلاع مردم برسد چون آرامش روانی و بهداشت روحی مردم را ضروری می‌دانیم و مناسب نمی‌دانیم با چنین اخباری با آرامش مردم بازی شود. آرامش مردم برای ما مهم‌تر از اطلاع رسانی در این مسائل است.

وی با بیان اینکه با اشراف بیشتر بر تروریست‌ها تحرکات آنها را رصد کرده و آنها را زیر ضربه می‌بریم تصریح کرد: ما از مردم می خواهیم آرامش خود را حفظ کرده و اگر با مورد مشکوکی برخورد کردند به ۱۱۳ اطلاع دهند. بسیاری از اطلاعاتی که ما از تروریست‌ها به دست می‌آوریم را از طریق مردم به دست می‌آوریم. ما معتقدیم با این ترقه بازی‌ها به تعبیر رهبر انقلاب امنیت بی بدیل کشور آسیب نمی‌بیند. دستگاه‌های مختلف امنیتی، نظامی، انتظامی و قضائی، شورای عالی امنیت ملی، وزارت کشور و شورای امنیت با وحدت و همدلی و هم افزایی در جهت برقراری امنیت کشور تلاش کرده و می کنند. مردم هم آرامش خود را حفظ کنند.

وی در مورد نقش رژیم سعودی در حادثه تروریستی دیروز تهران، خاطر نشان کرد: ما در حمایت عربستان از جریان‌های‌ تروریستی در سطح دنیا نباید تردید داشته باشیم. کاملا اثر انگشت سعودی‌ها در حمایت از تروریست‌ها در عراق و سوریه مشهود است. در دنیا این باور وجود دارد که پشت جریان تروریستی و حتی خاستگاه ایدئولوژیک آنها عربستان سعودی است،‌ اما در این مورد چون نمی‌خواهیم برخورد شعاری و اظهارات غیر مستند داشته باشیم، زود است که بگوییم از سمت عربستان سعودی بوده است. هنوز نمی‌توانیم قضاوت کنیم زیرا در حال بررسی موضوع هستیم.

علوی در مورد اظهارات ترامپ که شب گذشته ایران را حامی تروریسم نامیده بود، افزود: استکبار جهانی اولین بار نیست که از این عناوین استفاده ابزاری می‌کند. حق زندگی برای انسان برای آنها حرمت ندارد که تروریست‌ها را محکوم کنند. مفاهیمی مثل حقوق بشر، مبارزه با تروریسم،‌کشتار جمعی و حقوق انسان‌ها از نظر آمریکا جنبه ابزاری دارد. هرگاه منافع آنها اقتضاء کند از این شعارها استفاده می‌کنند اما زمانی که امنیت ملی آنها اقتضا کند این موارد را به راحتی زیر پا می‌گذارند. ما با این ادبیات آشنا هستیم و این ادبیات افکار عمومی دنیا را به تمسخر گویندگان این اظهارات وا می دارد.

وی در پایان با اظهار همدردی با مجروحان این حادثه گفت: عیادت از این مجروحان وظیفه انسانی ماست و ما با مردم همدرد هستیم و دوست نداریم مردم را در تخت بیمارستان ببینیم. دوست داریم مردم را با شادابی و نشاط و سلامتی کاملی ببینیم، اما وقتی این اتفاقات می‌افتد وظیفه داریم با مردم همدردی کرده و از حالا آنها جویا شویم.



برچسب ها: حادثه تروریستی 17 خرداد تهران، خنثی کردن 100 طرح تروریستی در ایران، ترامپ حامی تروریسم،



[ یکشنبه 21 خرداد 1396 ] [ 02:40 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای میلاد امام حسن مجتبی

 

http://myatena.persiangig.com/Rezaa%20%281%29.jpg


 همه را با کرم ات مست گدایی کردی / عبد بودی وُ خدا خواست خدایی کردی 
 لطف تو آمد وُ دلهای ولایی را برد / کرمَت آبروی حاتم طایی را برد 
 آنقدر جود نمودی که دلم بی تاب است / هر کجا اسم شما هست گدایی باب است 
 دو سه باری همه زندگی ات بخشیدی / دشمن ات را تو به بخشندگی ات بخشیدی 
 تو در اوجی وُ به پایین نظرها داری / تو عزیزی وُ به مسکین نظرها داری 
 به همه از کرم وُ لطف شما خیر رسید / کرمَت  هم به محبان تو، هم غیر رسید 
 سفره انداختی وُ اینهمه مهمان داری / تو خودت معجره ای ، آیه قرآن داری 
 یک جهان عبد وُ گداهای پریشان داری / فکر کردم نکند ملک سلیمان داری! 
 مثل موسایی وُ اعجاز عصایت جاری است / نه نگفتی به کسی ، دست عطایت جاری است 

 

  «مهدی صفی یاری »

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

[ جمعه 19 خرداد 1396 ] [ 07:21 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]


اواخر مرداد ماه سال جاری یک عملیات مهم اطلاعاتی ــ عملیاتی توسط نیروهای امنیتی ــ نظامی ایران در غرب کشور انجام و در جریان آن، یکی از خطرناکترین تیم‌های تروریستی منهدم می‌شود. گروهی که طبق گزارش وزارت اطلاعات تحت فرماندهی ابوعایشه بوده و 5 تروریست حادثه روز گذشته تهران نیز در آن مشارکت داشته اند.

«ابوعایشه»، فرمانده به هلاکت رسیده «5 تروریست حادثه تهران» کیست؟ / این شاه‌مهره‌ داعشی توسط تک‌تیرانداز ایرانی شکار شد + اطلاعات منتشرنشده

 اواخر مرداد ماه سال جاری یک عملیات مهم اطلاعاتی ــ عملیاتی توسط نیروهای امنیتی ــ نظامی ایران در غرب کشور  انجام و در جریان آن، یکی از خطرناکترین تیم‌های تروریستی منهدم می‌شود. گروهی که طبق گزارش وزارت اطلاعات ، تحت فرماندهی ابوعایشه بوده و 5 تروریست حادثه روز گذشته تهران نیز در آن مشارکت داشته اند.

به گزارش «انتخاب»؛ ماجرا از این قرار بود که دو تیم تروریستی با هدفی مشخص و با عبور از مرزهای عراق از طریق کرمانشاه وارد کشور می‌شوند و خود را به نقطه‌ای در داخل مرزهای ایران در استان کرمانشاه می‌رسانند.

این دو تیم، یک هدف بزرگ و مهم را دنبال می‌کردند که در صورت تحقق این هدف، اهداف بعدی که کار عملیاتی و تروریستی بود، با امکان بیشتری انجام می‌شد.

هدف اصلی این دو تیم، رساندن فرمانده جدید خود به داخل خاک ایران و استقرار دادن وی در نقطه‌ای امن بود، کسی که به‌احتمال بسیار زیاد "ابوعایشه" یکی از معاونین عملیات گروهک تروریستی داعش، نام داشت.

ابوعایشه یکی از فرماندهان اصلی و بنا بر برخی اطلاعات، معاون عملیات گروهک تکفیری ــ تروریستی داعش بوده که پس از ناکامی تیم‌های تروریستی اعزامی به ایران مخصوصاً تیم‌هایی که وزارت اطلاعات ایران در تیر ماه خبر انهدام آنها را منتشر کرد، داعش تصمیم می‌گیرد که او را به ایران اعزام کند تا در سطح بالاتری انجام عملیات تروریستی در کشورمان را پیگیری کند.

در جریان آن عملیات بزرگ وزارت اطلاعات، چند تیم تروریستی با مقدار قابل توجهی تجهیزات ساخت بمب کشف شد که این تیم‌ها قصد داشتند در 50 نقطه از تهران، عملیات بمب‌گذاری و انتحاری انجام دهند. 

با ناکامی طرح‌های عملیاتی پیشین تکفیری‌ها در ایران، داعش تصمیم گرفته‌ بود که کاری بزرگ انجام داده و قبل از هر چیز سازوکار مدیریتی خود را سامان بخشیده و سپس وارد فاز انجام عملیات تروریستی در ایران شود.

** چندین هفته بعد؛ آغاز عملیات

چند ماه بعد، فاز اول عملیات برای وارد شدن فرمانده جدید تکفیری‌ها در ایران آغاز شده و وی به‌همراه 2 تیم تروریستی به‌صورت جداگانه از طریق‌ مرزهای غربی، وارد کشور می‌شود و ظاهراً همه چیز به‌خوبی برای این دو تیم پیش می‌رود.

اما در جریان فرآیند ورود یکی از تیم‌های تروریستی که ابوعایشه در آن تیم حضور نداشته، نیروهای قرارگاه نجف سپاه کرمانشاه با آن تیم درگیر شده و تمام اعضای تیم را در نقطه صفر مرزی به هلاکت می‌رساند.

اما در سوی دیگر، ابوعایشه به‌همراه یک تیم دیگر و از نقطه‌ای دیگر وارد کشور شده و بدون هیچ مشکلی در یک شهر مرزی در استان کرمانشاه، استقرار اولیه پیدا کرده و مخفی می‌شوند.

آنها برای اینکه ردی از خود به جای نگذارند، مجبور بودند که چند روزی در محل استقرار اولیه خود بمانند تا در یک فضای آرام، به مکان هدف برای استقرار نهایی برسند.

** همه‌چیز از ابتدا زیر نظر بود

پس از استقرار اولیه ابوعایشه و نیروهایش در یکی از شهرهای مرزی در استان کرمانشاه، آنها پی می‌برند که احتمالاً محل استقرارشان لو رفته است و خانه تحت نظر نیروهای امنیتی است و اندکی بعد با مسجل شدن موضوع، همه چیز برای‌شان قطعی می‌شود که لو رفته‌اند.

آنها تصمیم به فرار می‌گیرند ولی خانه‌شان محاصره شده بود و به‌ناچار با توجه به اینکه سلاح و مهمات قابل توجهی با خود همراه داشتند، تصمیم به ایجاد درگیری می‌گیرند تا شاید بتوانند با این کار، راه فراری برای خود از مهلکه درست کنند. حتی در جریان درگیری، یکی از اعضای تیم تروریستی با جلیقه انفجاری، خود را منفجر می‌کند.

اما در جریان این درگیری تمام اعضای تیم تروریستی کشته شده و یکی از تک‌تیراندازان نیز موفق می‌شود که با شلیک گلوله فردی را که احتمالاً همان ابوعایشه یکی از معاونین عملیات گروهک تروریستی داعش بوده به هلاکت برساند.

** ماجرای ورود راحت ابوعایشه و همراهانش به ایران

ماجرای ورود این تیم تروریستی به داخل کشور (به‌خلاف انهدام تیم دوم در نقطه صفر مرزی) از این قرار بود که پس از حرکت ابوعایشه و تیم همراهش از داخل خاک عراق به‌سوی ایران، با توجه به اشراف اطلاعاتی سنگین قرارگاه نجف اشرف نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر تحرکات این گروه، اعضای تیم‌ها شناسایی شده و از همان لحظات حرکت تحت رصد دقیق قرار می‌گیرند.

این تروریست‌ها از ابتدا و حتی در مسیر حرکت نیز تحت رصد دقیق بوده و پس از رسیدن به مرز، برای اینکه نیروهای اطلاعاتی بتوانند از اهداف، امکانات، مرتبطین و. . . این تیم‌های تروریستی مطلع شده و حتی اعضای آن را زنده دستگیر کنند، موانع سر راه تروریست‌ها در مرز برداشته می‌شود تا راحت‌تر وارد خاک ایران شوند.

پس از ورود نیز، تمام تحرکات این تیم تروریستی توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) و نیروهای اطلاعاتی سپاه تحت رصد قرار می‌گیرد و تمام اعضای تیم شناسایی و اطلاعات‌شان تجمیع می‌شود.

این عملیات بزرگ و حساب‌شده، با فرماندهی قرارگاه منطقه‌ای نجف نیروی زمینی سپاه کرمانشاه و با همکاری وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی انجام شده است.




برچسب ها: ابوعایشه، داعش، حادثه تروریستی 17 خرداد تهران
،



[ جمعه 19 خرداد 1396 ] [ 12:29 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]



تاریخ انتشار:
۱۱:۳۳ - ۱۸ خرداد ۱۳۹۶ - 08 June 2017
این روزنامه آمریکایی پیام محکومیت با تاخیر و نیش و کنایه دار ترامپ را به شدت به باد انتقاد گرفته و به او گوشزد کرده که ایران از سوی گروهی که از منظر عقیدتی به عربستان سعودی نزدیک است، مورد هدف قرار گرفته است.
روزنامه آمریکایی واشنگتن پست با انتشار گزارشی نوشت حملات تروریستی روز چهارشنبه در ایران و نحوه واکنش جهانی به این حادثه ، دورویی دونالد ترامپ و متحدانش را در ادعای مبارزه با تروریسم به نمایش گذاشت.
به گزارش عصر ایران این روزنامه آمریکایی با انتخاب این تیتر و با اشاره به واکنش های جهانی در محکومیت این حادثه تروریستی، نوشت: ترامپ و کاخ سفید با سکوتی طولانی پس از این حادثه نسبت به آن واکنش نشان داد و این در حالی بود که وزارت امور خارجه آمریکا پیش از واکنش ترامپ در بیانیه ای روتین و کوتاه، این حادثه تروریستی را محکوم کرد.
به نوشته واشنگتن پست واکنش ترامپ و توییت او در واکنش به حادثه تروریستی در ایران به هیچ وجه مناسب نبود و از بسیاری جهات از استانداردهای دستگاه دیپلماسی آمریکا در موارد مشابه سابق عدول کرده است.
واشنگتن پست به ترامپ یادآوری کرده که مقامات ایران با وجود موضع ضد آمریکایی و الصاق برچسب "شیطان بزرگ" به این کشور، در موارد انجام حملات تروریستی در آمریکا بدون اشاره به سابقه خصومت دو کشور، حوادث تروریستی را محکوم کرده اند که نمونه آنها محکومیت حادثه سال گذشته در شهر اورلاندو آمریکا و یا محکومت فوری حادثه تروریستی 11 سپتامبر بسیار جلوتر و پیش از بسیاری از متحدان آمریکا بوده است. حتی بسیاری از مردم تهران در همان شب حادثه تروریستی 11 سپتامبر با تجمع در میادین این شهر به یاد قربانیان شمع روشن کردند.
به نوشته این روزنامه آمریکایی: مقامات ایران در پیام های محکومیت حوادث تروریستی در آمریکا هیچ اشاره به این نکته نکرده اند که "شیطان بزرگ آنچه خود کِشته را درو می کند" در حالی که ترامپ در پیام توییتری خود با نیش و کنایه برخورد کرده است.
بر اساس این گزارش این در حالی است که حادثه تروریستی دیروز ایران پس از سال ها مبارزه جدی این کشور با داعش در خط مقدم نبرد صورت گرفته و افزون بر آن، این گروه تروریستی (داعش) از نظر منشا ایدئولوژی و عقیدتی به نزدیک ترین متحد منطقه ای آمریکا یعنی عربستان سعودی نزدیک است.
 واشنگتن پست سیاست خارجی ترامپ در قبال منطقه و ایران را اشتباه دانسته و پیروی چشم بسته ترامپ از عربستان سعودی و اسراییل را به باد انتقاد گرفته است.



واشنگتن پست: حملات تروریستی تهران دورویی ترامپ و متحدانش را به نمایش گذاشت





برچسب ها: حملات تروریستی تهران، دورویی ترامپ و متحدانش، سیاست خارجی ترامپ، عربستان، اسراییل،



[ پنجشنبه 18 خرداد 1396 ] [ 02:37 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]


تاریخ انتشار:
۱۵:۰۹ - ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ - 07 June 2017
افزایش هزینه های این بازی مرگبار برای عربستان، راهی موثر برای حفظ امنیت در داخل است.
عصر ایران - حملات تروریستی روز چهارشنبه تهران با شهادت و مجروح شدن تعدادی از هموطنان مان و نیز کشته شدن تروریست ها به پایان رسید. در این باره نکاتی را می توان مرور کرد:
تسلیت به خانواده های شهدا
قبل از هر چیز باید به خانواده هایی که در این حادثه تروریستی، عزیزان شان را از دست دادند، تسلیت گفت و برایشان طلب صبر کرد و نیز سلامتی کامل مجروحان را از درگاه الهی مسألت داشت.
گذشته را فراموش نمی کنیم؛ امروز را هم قدر می دانیم و نقد می کنیم
این که تروریست ها توانسته اند در قلب پایتخت و نیز در حرم امام(ره) دست به اقدام تروریستی بزنند، موضوعی است که دستگاه های امنیتی باید در قبال آن پاسخگو باشند ولی انصاف حکم می کند که با یک یا دو حادثه، تلاش های شبانه روزی نیروهای امنیتی در سال های گذشته تا به امروز را از یاد نبریم و بدانیم که اگر نبود مراقبت مجاهدانه آنها، امروز در ایران نیز مانند عراق، حوادث اینچنینی، عادی و روزمره شده بود.
با این حال، آنچه مسلم است این که حادثه اخیر و نقطه ضعف های نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی که از یک سو باعث بروز این رویداد خونین شد و از دیگر سو، ساعت ها به طول انجامید، باید به دقت و بی هیچ اغماضی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد چه آن که از نیروهای دفاعی ایران انتظار بیشتری می رود. ضمن این که قدردان تلاش های کسانی هستیم که امروز ، رو در روی تروریست ها ایستادند و با به خطر انداختن جان خود، غائله را خواباندند.
عربستان و حملات تروریستی تهران
این اولین بار است که داعش در ایران اقدامی به این وسعت انجام می دهد. این اقدام تروریستی بعد از افزایش تنش بین ایران و عربستان و نیز تحولات صورت گرفته در خصوص قطر - یکی از متهمان حمایت از داعش - رخ داده است. هر چند که در حال حاضر نمی توان گفت که آیا آنچه در تهران رخ داده، به تحولات اخیر منطقه مربوط است یا نه اما بعید نیست که این حملات با هماهنگی ریاض صورت گرفته باشد، خاصه آن که یک ماه قبل، محمد بن سلمان، جانشین ولیعهد و وزیر دفاع عربستان گفته بود "سننقل المعركة إلى إیران" (نبرد را به داخل ایران خواهیم کشاند).

نکته نگاری عملیات تروریستی داعش در تهران: تسلیت به خانواده های شهدا/ گذشته را فراموش نمی کنیم؛ امروز را نقد می کنیم/ عربستان و حملات تروریستی تهران/ خوشحالی همزمان دلواپس ها و داعشی ها/ صدا و سیما ، باز هم بازنده ماجرا/ رفتار مردم در هنگام حوادث تروریستی/ اتحاد ملی در برابر تروریست ها
به هر روی، دست داشتن عربستان در این اقدمات تروریستی جای بررسی جدی دارد و در صورت صحت موضوع، باید گفت که عربستان وارد فاز جدیدی در تقابل با ایران شده است و شیطنت های دیگر سعودی ها متصور است. افزایش هزینه های این بازی مرگبار برای عربستان، راهی موثر برای حفظ امنیت در داخل است.
واکنش غیراخلاقی برخی دلواپسان
آنچه همانند اصل حملات تروریستی اخیر تأسف بار است این که گروه هایی از دلواپسان(و نه اصولگرایان) به جای ناراحتی از شهادت و مجروح شدن دهها انسان بی گناه توسط تروریست ها، درشبکه های اجتماعی شان به شادمانی پرداخته و می کوشند از این حادثه تروریستی نمدی برای خود ببافند وآن را دلیلی برای نظریات ورشکسته شان بدانند: دیدید گفتیم برجام فایده ندارد؟ روحانی برود با تروریست هایی که در مجلس هستند مذاکره کند، برای رأی آوردن روحانی امنیت را ذبح کردند و... .
باعث شرمساری است که گروهی در داخل ایران، به جای تقویت همبستگی ملی در چنین وضعیتی، آنقدر فاقد قدرت تحلیل هستند که بر آتش تفرقه می دمند و همزمان با داعشی ها، به خوشحالی می پردازند!
صدا و سیما ، باز هم بازنده ماجرا
همزمان با اقدامات تروریستی در حرم امام و مجلس شورای اسلامی، شبکه خبر سیما -که فلسفه وجودی اش، نشر سریع اخبار است- در حال پخش برنامه ای در باره شهریه مهد کودک ها  بهزیستی بود و سپس گفت و گویی درباره طرح کارورزی داشت و هر از گاهی نیز خبری از حرم و بهارستان پخش می کرد تا ثابت کند که همچنان رسانه ای بسیار تنبل است.

نکته نگاری عملیات تروریستی داعش در تهران: تسلیت به خانواده های شهدا/ گذشته را فراموش نمی کنیم؛ امروز را نقد می کنیم/ عربستان و حملات تروریستی تهران/ خوشحالی همزمان دلواپس ها و داعشی ها/ صدا و سیما ، باز هم بازنده ماجرا/ رفتار مردم در هنگام حوادث تروریستی/ اتحاد ملی در برابر تروریست ها
جالب اینجاست که همزمان با کندی شبکه خبر، رسانه های انگلیسی و عربی، در حال پخش تصاویر و تحلیل های خود درباره وقایع تهران بودند.
رفتار مردم در هنگام حوادث تروریستی
امید که این حادثه، آخرین اقدام تروریستی باشد ولی واقعیت این است که وقوع حوادث تروریستی در دنیای امروز، استرالیا و افغانستان و ایران و عراق و سوریه و انگلیس و فرانسه و آمریکا نمی شناسد و هر آن ممکن است در هر جا، تروریستی دست به جنایت بزند.
بنابراین، آموزش مردم برای کاستن از تبعات حوادث تروریستی، بسیار مهم و ضروری است. حادثه امروز نشان داد که رفتار مردم ما در برابر حادث تروریستی نیازمند اصلاح است. این واقعاً عجیب بود که مردم در اطراف ساختمان مجلس تجمع کرده و انگار که در حال تماشای یک نمایش هستند خود را در معرض خطر قرار داده بودند. این در حالی بود که هر لحظه امکان داشت، تروریست ها به سمت آنها تیراندازی کنند یا یک عامل انتحاری، جمعیت متراکم را هدفی برای جنایت خود قرار دهد.

سمت راست: تجمع مردم در منطقه خطر هنگام حملات تروریستی در تهران
سمت چپ: فاصله گرفتن مردم از محل حادثه تروریستی در انگلیس


نکته نگاری عملیات تروریستی داعش در تهران: تسلیت به خانواده های شهدا/ گذشته را فراموش نمی کنیم؛ امروز را نقد می کنیم/ عربستان و حملات تروریستی تهران/ خوشحالی همزمان دلواپس ها و داعشی ها/ صدا و سیما ، باز هم بازنده ماجرا/ رفتار مردم در هنگام حوادث تروریستی/ اتحاد ملی در برابر تروریست ها
 همچنین رفتارهایی که در شبکه های مجازی شاهدش بودیم نیز آمیخته با خطا بود، مانند توجه به شایعات و بازنشر خبرهای فاقد منبع موثق در شبکه های اجتماعی.
اتحاد ملی در برابر تروریست ها
تروریست ها ، فقط کشتن چند شهروند یا آسیب به در و دیوار مجلس را هدفگذاری نکرده اند؛ هدف آنها ایجاد شکاف در جامعه و گسترش رعب و وحشت عمومی است. بدون توجه به رفتارهای نابخردانه چند دلواپس انگشت شمار، فارغ از هر جبهه بندی سیاسی و فکری، در برابر تروریست ها، ملتی متحد هستیم و بی هیچ ترسی از آنها، به مبارزه تاریخی مان با تروریسم ادامه می دهیم.
همه در کنار هم هستیم ، یکدل، متحد، قوی ... مبارزه با تروریسم ادامه دارد.

[ چهارشنبه 17 خرداد 1396 ] [ 07:40 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]


   جدیدترین شیوه کنترل چماق بدستان گروه فشار!

طنز و کاریکاتور > کاریکاتور - «بهره وری از قدرت خشونت!» عنوان کارتون منتشر شده از مجتبی حیدرپناه در کانال نیشخط است.

 





[ چهارشنبه 17 خرداد 1396 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]



  فرش زیر پای مصلحت!   



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  






وبلاگ اکبری، علیرضا ، خبرآنلاین :  اخیراً دوستان سابق پاستور، داستان یک باب ساختمان در میدان نارمک را، پیراهن خلیفه کرده، و اقدام به جمع اوری "أعانه ملّی" کرده اند.

میگویند، اگر برای ر.ج سابق مشكل حفاظتی پیش امد، مسئول ان، ر.ج فعلی است.
میگویند، "مردم، كمك كنید و أعانه دهید تا ما ان ساختمان را بخریم، و ان شخص را از گزند حوادث، محفوظ بداریم!"
عزیزانی از این بنده سوْال كردند كه، این داستان را چگونه می بینم؟
پاسخ زیر، بر خلاف میل باطنی نگاشته شده، و چون دیدم بعض مردم پاكدل و پاكدست، از این داستان متاثر شده اند، گفتم شاید بتوان دل پاك ایشان را از دست بلند بعضی، مصون داشت. لذا، نوشتم؛...
مستحضرید كه، "امر حفاظت" و ملزومات ان، در تمامی رده های مقامات حكومتی (قوای سه گانه و دیگران) و أماكن حساس، ربط و نسبتی با دولت ندارد، بلكه، این امر از صدر تا ذیل بر عهده عزیزان و برادران سپاه ، نیروی مقاومت بسیج و سپاه های تابعه ( حفاظت شخصیت ها، حفاظت أماكن، حفاظت هواپیمایی، حفاظت روسای قوا، حفاظت مناطق حساس و....) میباشد .
برای تك تك سَرفصل ها و تك تك رده ها و اشخاص، دستور العمل و حتی قانون معین وجود دارد. وفق مسئولیتها نیز، إمكانات و تجهیزات و نفرات كاملاً معین شده ، تعریف شده است،
تعداد نفرات و نوع تجهیزات و إمكانات حفاظتی نیز، تابع مقررات و دستورالعمل های خاص، است.
سلسله مراتب ، در همه سطوح ، كاملا تعیین شده است.
مثلا جایی كه عالیترین مقام اجرایی حضور دارد و ضمناً هر تعداد شخصیت رده حفاظتی دیگر كه حاضر باشند، مسئولیت و كنترل، بر عهده تیم حفاظت مقام بالاتر است (مثلا ر.ج)، و همه نیروها و رده ها تحت امر فرمانده حفاظت ان مقام عالی خواهند بود.
حفاظت از "مقامات سابق"، نیز خود تابع مقررات خاص است، أعم از اینكه انها، دارای پٌست فعلی باشند یا خیر، . مثلا یك وزیر، تا مدت معینی پس از وزارت، تا یك رده معین، تیم حفاظتی دارد، یا یك رییس جمهور سایق، فارغ از وضع كنونی او، تا زمان معینی، رده معینی از حفاظت دارد،
تمام اینها، در قانون و مقررات، تعریف شده و مسئولیت ان با فرماندهان قرارگاههای حفاظتی مربوط، و النهایه، نیروی مقاومت و سپاه های حفاظت تابعه فرماندهی سپاه اند (مثل سپاه حفاظت ....، و یا سپاه حفاظت .... ، و ...)
امّاٰ، در خصوص خبر مذكور و ساختمان محل بحث، - این قضیه، ماهیت حفاظتی ندارد، بلكه  ماهیت اداری دارد. یعنی چه؟
به این معنا كه، مسئولیت تامین تمام تجهیزات و إمكانات لازم برای تامین حفاظت شخصیت، بر عهده یگان حفاظت  مربوطه است، از جمله أماكن استراحت نیروها.
مثلا، اقای ..... در زمان مسئولیت سابق خود، یك نیروی معین و مبسوط، مسئول حفاظت ایشان بوده است، امّاٰ، بعد از مسئولیت، یك تعداد نیروی محدود (مثلا چند تیم چند نفره) از ایشان حفاظت میكنند.
در زمان مسئولیت، تیم همراه، ممكن است كه در حلقه اول، همزمان تعداد .... نفر باشند، لذا به یك ساختمان بزرگ، جنب محل اقامت نیاز داشته اند. همین ساختمان را ، ان زمان ، از إمكانات و اعتبار نهاد ر.ج  استفاده كرده و برای رفاه بیشتر نیروها، در اختیار تیم حفاظتی قرار داده بوده اند. بعد از مسلولیت، دیگر بلحاظ تغییر ماهوی و صوری فرایند حفاظتی، مساله، سالبه به انتفای موضوع بوده، لذا به ان حجم از إمكانات و تأسیسات ، نیازی نبوده است، بنابراین ، ان ساختمان نیز مورد استفاده دیگری قرار میگرفته. امّاٰ، تا كنون، چهار سال است كه، كماكان ان هزینه و ان ساختمان ، از سوی نهاد ر.ج ، در اختیار تیم ر.ج سابق قرار دارد، و أحیاناً از ان بعنوان مقر امورات شخصی ( مانند دفتر مراجعات مردمی ر. ج سابق...) استفاده میشود، و ، البته شاید دیگر برادران نیز از ان جهت استراحت، بهره میبٌردند.
اینك بعد از چهار سال، نهاد ر.ج از تامین ان هزینه و ان ساختمان، استنكاف كرده است،. امری كه قاعدتاً همان چهار سال قبل میتوانست انجام شود، و چهار سال، تاخیر شده!
در حالیكه این مساله، هیچ ربطی به مساله حفاظت ان شخص ندارد، امّاٰ، ایشان و دوستان موضوع را "تراژیك" كرده و عامّه ناس را در ان دخیل نموده اند.
در ادبیات سیاسی كلاسیك، این عمل، نام خاصی دارد كه بنده مایل به ذكر ان نیستم چون، در فارسی، ترجمه مناسبی نشده است،... ، بگذریم.
امّاٰ، ویكتورهوگو در رساله ای  "نقش شارلاتانیزم"  در تسخیر أفكار عمومی را، شرح مبسوطی داده كه به این بحث ما، مربوط نمیشود.
امّاٰ، در مقابل، ذكر خاطره از یك واقعه مشابه، شاید در تبیین موضوع، موثر باشد؛

دوازده سال پیش، روزهای اول كار دولت منتخب، در مرداد  ٨٤ بود. یكروز صبح زود، یكنفر از دوستان صاحب منصب، كه ان زمان هنوز معاون اقای روحانی (و نیز مشاور اقای هاشمی) بودند، تماس گرفتند، و به كوه پیمایی دعوت كردند.
در مسیر، ضمن گفتگو، حس كردم ایشان از مساله ای ناراحت و متاثر است. علت را با حفظ حدود، جویا شدم. ایشان گفت، ؛ دیروز (چند روز پس از تحلیف ر.ج نٌهم)، نزد اقای هاشمی بودم، ناگهان مسئولان خدمات امدند و عذر خواهی كردند، گفتند كه از اداره أموال نهاد ر.ج امده اند، و یك لیست دارند از أموالی كه در دفتر اقای هاشمی است، (كاخ مرمر، مجمع تشخیص)، و اینها میگویند كه اقای ا.ن گفته كه این أموال متعلق به نهاد ر.ج است و مال بیت المال ، لذا باید بازگردد، و استفاده شما از اینها ، خلاف شرع است!؟؟!!،
جالب اینكه، فرش زیر پای اقای هاشمی هم جزء ان أموال بود!..
اقای هاشمی را بلند كردند، فرش زیر پایش را جمع كردند و بردند...
ایشان گفت، من خیلی ناراحت شدم، و از دفتر اقای هاشمی رفتم بیرون و رفتم مركز تحقیقات نیاوران، دفتر اقای روحانی، ، رفتم تا با ایشان درد دل كنم،
میگفت، وقتی رسیدم، دیدم انجا هم اوضاع غیر عادی و كمی بهم ریخته است،،
رفتم نزد شیخ ، دیدم كه ایشان هم خیلی عصبانی است، تا امدم داستان فرش اطاق اقای هاشمی را بازگو كنم، ایشان گفت، ؛ صبح امده اند منزل، و ماشین  "بی ام و" من را كه به نهاد هم ربطی نداشته، از تیم حفاظت گرفته و برده اند، و گفته اند، این بیت المال هست و خلاف شرع...
بالاخره با ماشین دیگری امدیم مركز تحقیقات، دیدم امده اند فرش زیر پای من را هم جمع كرده اند و برده اند، . گفته اند اینها مال بیت المال است و استفاده شخصی!! خلاف شرع است..
این ها فقط یك نمونه بودند،،.
حالا همین "حافظان بیت المال" ، كه از قرار باید پاسخگوی میلیاردها وجوه ارزی و ریالی "درامد و هزینه" زمان مسئولیت خویش باشند، و هنوز ساختمانهایی درجه یك از نهاد را با تمام تجهیزات ان، در اختیار خود  دارند، و خدا میداند كه میزان مسئولیت ایشان در قبال سرمایه های ملّی، از زمان مسئولیت شان تا كنون، چقدر بوده است،..،  یك ساختمان غیر ضروری را كه سَر كوچه أقای "برادر ا.ن" بنام نهاد خریده بوده اند و هزینه های جاری انرا هم از نهاد میگیرند، بعد از چهار سال از ایشان پس گرفته اند، ببینید چه شالتاقی  در اورده اند..

من بیش از هر چیز برای اندسته از ادم های ساده ای متاسفم كه با نهایت خلوص، از این شانتاژگران عوام نواز،  و اعمال مٌلك بر باد ده انها، دفاع میكنند ، و چه دفاع متعصبانه و قابل تاسّفی!
البته، انصافاً كه طرح "جمع اوری اعانه ملّی"، عجب ایده موثر و حیات بخشی است!!


   تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 



[ سه شنبه 16 خرداد 1396 ] [ 12:42 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 115 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آمار سایت

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


ایران رمان