مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...

مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...
شک وَ اندیشیدن به باورهای خود ، ما را به ایمان وُ یقین می-رساند.
قالب وبلاگ
[ یکشنبه 2 مهر 1396 ] [ 09:41 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   عشق، همدلی، وَ جنگ ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 http://s8.picofile.com/file/8319155300/FILME_BOMB_1.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319155500/FILME_BOMB_3.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319155768/FILME_BOMB_2.JPG

 

 عصر ایران؛ مهرداد خدیر : «بمب؛ یک عاشقانه» فیلمی است که به مخاطب و به شعور او احترام می‌گذارد و به همین خاطر جا دارد در ابتدا به نویسنده، کارگردان و بازیگر فیلم – پیمان معادی – احترام بگذاریم و نگاه و تلاش او رابستاییم.
این مطلب هنگامی نوشته و منتشر می‌شود که نامزدهای سیمرغ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر مشخص شده و هنوز اسامی برندگان اعلام نشده است. اما تا همین‌جا کاندیداتوری فیلم برای موسیقی متن (النی کالیندرو)، نقش مکمل مرد (سیامک انصاری)، فیلم‌نامه و بهترین فیلم نشان می‌دهد مورد توجه داوران قرار گرفته است.
«بمب؛ یک عاشقانه» چنان که از نام آن هم بر می‌آید حکایت «عشق» را بازمی‌گوید و این بار در هنگامۀ «جنگ شهرها» در ماه های پایانی جنگ هشت ساله و داستان فیلم در فضای اسفند 1366 خورشیدی و سی سال قبل می‌گذرد.
روایت هنرمندانه نوستالژی دهه 60 در «بمب؛ نامه عاشقانه»
فیلم‌نامه، بسیار خوب است و بی سبب نیست که از جشنوارۀ آسیا پاسفیک در سال 1393 به عنوان بهترین برگزیده شد.
کارگردانی و فضاسازی و شخصیت پردازی همه خوب است و پیمان معادی همه را خوب از کار درآورده است.
جذابیت فیلم و متفاوت بودن آن اما برای این نویسنده - چندان که انگیزۀ نوشتن این سطور است - و
شاید هر که بالای 35 سال داشته باشد و دهۀ 60 را از نزدیک درک و خصوصا در تهران زندگی کرده باشد به خاطر نوستالژی دهه 60 است. نوستالژی دریغا دریغ برای خاطرات گذشته است و گیلانی ها و کردها واژه «تاسیان» را به این معنی به کار می برند که بسیار هم زیباست. اما در ذهن نسل های بعد همواره این پرسش شکل گرفته که دهۀ 60 با جنگ و خشونت و کمبود، با موشک باران و صف و کوپن آخرچه نوستالژی یی دارد. پیمان معادی اما به این پرسش پاسخ داده است.
هنر فوق‌العاده او که شایستۀ دریافت سیمرغ بلورین جشنواره اش می‌سازد - و اگر هم نگیرد به تعبیر گزارش‌گران فوتبال از ارزش‌های او نمی‌کاهد- تصویرسازی دهه 60 با اِلِمان های مشهور آن است: از پیکان تا صف نفت، از نوار کاست تا جنگ شهرها که همیشگی نبود و هر از گاهی در طول جنگ درمی‌گرفت.
پیمان معادی نوستالژی دهه 60 را با هنرمندی تمام و در فضای جنگ شهرها ترسیم کرده است. حسی غریب را ...
دهه 60 هم جنگ بود هم امید. هم کمبود بود و هم محبت. هم جنگ بود و هم عشق و فیلم پاسخی است به این پرسش که اینها چگونه در کنار هم قرار گرفتند؟
این که به پناهگاه می‌روند اما دو نفر تخته نرد بازی می‌کنند و یکی هم از مرگ نمی‌ترسد و هم اعتراض خفیفی به شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» دارد همه واقعیت های دهه 60 است که ما درک کردیم. (شنیدم برخی به سکانس سرباز فرار کرده از جنگ اعتراض کرده اند اما این هم واقعیت جنگ هشت ساله است که در سال آخر چندان توجیهی نداشت و تقاضای پایان آن فزونی گرفته بود).
خیلی ها در ایران و دنیا فیلم عاشقانه ساخته اند و خواهند ساخت و حکایت عشق هرگز کهنه نخواهد شد. هنرِ پیمان معادی اما تنها این نیست که یک عاشقانه ساخته است. هنر او در این فیلم به تصویر کشیدن « نوستالژی دهه 60» و « جنگ شهرها» است.
جنگ شهرها و حملات موشکی و بمباران ها در طول جنگ هشت ساله 15 هزار و 559 شهید برجای گذاشت و به این موضوع کمتردر سینما و حتی تاریخ جنگ پرداخته شده و ترجیح نهادهای رسمی بخش های ایدیولوژیک است.
اگر کل شهدای جنگ هشت ساله را 300 هزار نفر درنظر بگیریم آن گاه عدد16 هزار در این مجموعه را بیشتر درک می‌کنیم.
این که پیمان معادی فیلمی با موضوع 30 سال پیش را به تصویر کشیده نیز هنر او و البته محمود کلاری فیلم‌بردار است که سیمرغ بهترین فیلمبردار او را هم سزاست و به جشنواره سی و ششم اعتبار می‌دهد و خاطره جشنواره های گذشته را تازه می‌کند.
در پاییز 1391 ماهنامه «اندیشه پویا» جلد و پرونده اصلی خود را به « نوستالژی دهه 60» اختصاص داد. جایی نخوانده‌ام اما حدس می‌زنم شاید در همان زمان در ذهن پیمان معادی که اهل کتاب و قلم و مجله است این بارقه شکل گرفته باشد. کما این که همان نشانه‌ها را در فیلم می‌بینیم:
شیشه شیر، نوار کاست، ضبط صوت‌های قدیمی، صف نفت و در عین حال مسؤولیت شناسی و وجدان کار.
انتخاب محیط مدرسه با ظرافت و دقایقی تحسین برانگیز صورت گرفته و جنبه نمادین آن از دست می‌رود اگر بیشتر توضیح دهم.
این که مدیر مدرسه هر روز «مرگ براین» و «مرگ بر آن» را از بچه ها می‌خواهد و تمام دیوارهای مدرسه از «مرگ بر» پر شده واقعیت دهه 60 است و اگر بیش از 35 سال داشته باشی و در دبستان ها و دبیرستان‌های آن دوره تحصیل کرده باشی از این «مرگ بر» ها زیاد دیده‌ای و منحصر به مدرسه ها هم نیست.
دیوارهای سفارت انگلستان در چهار راه استانبول را به خاطر آوریم که از مرگ‌های متفاوت آکنده بود. مرگ بر آمریکا، مرگ بر شوروی، مرگ بر انگلیس، مرگ بر فرانسه، مرگ براین. مرگ بر آن ... دیوارهای ساختمان رادیو در میدان ارک نیز و جاهای دیگر هم ...
دهه 60 پر از خاطرات تلخ و شیرین است و کمتر کسی جنگ و عشق را این گونه کنارهم قرار داده بود. دهه 60 مدیر و مسؤول سخت گیر بود. اما کار هم می کرد. دزدی و رشوه هم این قدر شایع نبود.
ناظم اگر چوب به دست دارد و به محصل سیلی می زند از سر احساس مسؤولیت یا تصور آن است و بچه ها را دوست دارد. جنگ هست اما عشق هم جاری است و این واقعیت دهه 60 است.
ساخت این فیلم از پیمان معادی بر می آید که می تواند در آمریکا زندگی کند اما ایران را دوست دارد. متولد نیویورک است اما تهران را دوست دارد.
او دهه 60 را لمس کرده و دیده و مثل کارگردان متولد 1360 نیست که برای اثبات خودش به هویت و شناسه ملت ایران در هزار سال گذشته و تا ابد آلاباد – فردوسی- توهین می کند و برای توجیه می گوید نام فرزندم را «آرش» گذاشته ام!
پیمان معادی خودش است. نیازی ندارد خوشایند این و آن و با پول آنان فیلم بسازد.
هر یک از چهار سیمرغ (بهترین فیلم، فیلمنامه، نقش مکمل مرد و موسیقی متن) که به « بمب؛ یک عاشقانه» تعلق بگیرد فیلم و معادی را سزاست اما اگر هم هیچ سیمرغی بر شانه اش ننشیند -که بسیار بعید است- باز توصیه می کنیم «بمب؛ یک عاشقانه» را ببینید.
یک فیلم سالم، بی شعار و بی دروغ. یادآور دهه 60 که هم جنگ بود هم عشق. هم تلخی بود و هم شیرینی و اگر کم بود - که بود - برای همه بود و در پناهگاه هم عشق جریان داشت و این همه فاصله نبود.
پیمان معادی با حکایت عشق کودکانه و تفسیر موشک‌باران به موشک‌بازی بچه‌ها نشان می‌دهد کودک درون او همچنان فعال است.
اگر بیش از سی و پنج سال دارید و در آن سال ها در تهران یا دیگر شهرها بمباران های شهری و جنگ شهرها را احساس کرده‌اید
با این فیلم خاطرات‌تان تازه می‌شود و چه کار دشواری بوده خلق تصویر تهران سی سال پیش در حالی که همه چیز تغییر کرده است و کمی بی دقتی نشانه‌های امروز را به قاب می‌آورد.
از همه گفتیم و نمی‌توان از لیلا حاتمی نگفت. لیلا حاتمی در این فیلم هم خوب است. مثل همیشه. زنی که عشق را با غرور درآمیخته و به تعبیر بامداد شاعر «در ارتفاع شکوه‌‌ناکِ فروتنی» می‌ایستد ...

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ یکشنبه 22 بهمن 1396 ] [ 09:35 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  سیدعلی خمینی: ذلت ما ، عـــزت مــا ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

  جماران ، سید علی خمینی : دهه فجر دهه بازخوانی آرمان‌های انقلاب است و بزرگداشت دهه فجر بزرگداشت آرمان‌های اصیل ملت ایران است.
تمام هنر امام این بود که توانست فرهنگ و ارزش را عوض کند، برای اینکه جامعه را درست کنیم لازم نیست در تریبون‌های عمومی گزینه آخر را بگوییم؛ به تندترین روش برخورد کنیم و بگوییم اسلام همین است.

 من معتقدم مهمترین کاری که پیامبر (ص) کرد و مهمترین اعجاز پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) این بود که توانستند در جامعه ای که مظاهر جاهلیت در آن در حد اعلای خودش نمایان بود بیایند و با انقلاب ها و اصلاح های ارزشی این جامعه را از جاهلیت به طرف مدنیت بیاورند. پیامبر (ص) از دل این جامعه یک دولت شهر تأسیس کرد که تا سال های سال نسبت به کل دنیا تفوق علمی و تمدنی داشت. شما حتا اگر پیامبر را به عنوان یک رسول در نظر نگیرید و به عنوان یک فرد بزرگ در تاریخ بشر به او نگاه کنید می بینید که در طول تاریخ هیچ کس نداریم که این گونه باشد؛ یک نفر حرکت و اقداماتی را شروع کند که تا قرن ها جامعه ای که از حیث مظاهر جاهلیت در حد اعلا بوده تمدن کل دنیا را تحت تأثیر قرار دهد. مسلمانان چگونه توانستند این مقدار تأثیرگذاری و پیشرفت داشته باشند؟ پیامبر (ص) جاهلیت را دگرگون کرد و به جای آن مدنیت را قرار داد.  اگر به مظاهر مدنیت توجه نداشته باشیم می بینیم که مظاهر جاهلیت، با خاصیت به روز شوندگی، بر می گردند و جامعه ما در قرن حاضر به جامعه جاهلی تبدیل می شود. پیامبر (ص) با یک جامعه جاهلی رو به رو شد و بعضی از مظاهر جاهلیت را مستقیما انکار کرد و گفت ایده ای که من دارم با نژادپرستی و بت پرستی سازگار نیست و اینها را به انقلاب های ارزشی پیامبر (ص) تعبیر می‎کنیم. اگر گذشت زمان ما را به جایی برساند که به صرف اینکه هم حزب و هم عقیده هستیم، اگر کسی ظلم کرد به او کمک کنیم نه اینکه مثلا فیلمی غیر اخلاقی و به دروغ از او منتشر کنیم. این همان جاهلیت است منتهی با مظهری نو، پیامبر فرمود یاری جاهلی و یاری مدنی متفاوت است. در دوره بعد از پیامبر، خلیفه صحبت می کرد و یک نفر با شمشیر کج آمد و وقتی از او می پرسند که چرا با شمشیر کج آمده ای؟ گفت برای اینکه اگر کج حرف بزند راستش کنم. یاری به حکومت و نظام اسلامی این است که اگر شما دیدید در یک بخشی، نهادی، دولتی و قسمتی دارند ظلم می کنند، به او کمک بکنید که ظلم نکند. توجه تمام عیار به دشمن بیرونی باعث می شود ما از نفس خودمان غفلت پیدا کنیم. اگر توجه نکنیم که بزرگترین دشمن نفس من است، یک وقت چشم باز می کنیم و می بینیم مرزهای ما همه محکم و مستحکم هستند اما می بینیم که در درون خانواده به مشکل خورده-ایم. اگر به اینکه دشمن نفس من و شما است توجه نکنیم به کجا می رسیم؟ پیامبر (ص) به همه ما، در طول تاریخ، می گوید که اگر می خواهید در مقابل مظاهر جاهلیت به سراغ مدنیت بیایید، بدانید که بزرگترین دشمن نفس شما است.  ما بزرگ تر از نفس دشمنی نداریم. اول خودمان را اصلاح کنیم؛ لحظه به لحظه باید این اتفاق بیفتد. امام نکته جالبی می فرماید که مگر شما مریض می شوید دکتر نمی روید؟ چطور نفس انسان که به مراتب پیچیده تر از جسم انسان است احتیاج به معلم اخلاق ندارد؟ مگر می شود گفت ما امراض نفسانی خودمان را خودمان اصلاح می‌کنیم؟ 

 ما بعضی اوقات عزت را با مفهوم «اتصال به قدرت» اشتباه می گیریم. قبل از انقلاب می گفتیم اگر به شرق یا غرب، شوروی یا آمریکا، متصل نباشیم عزیز نیستیم. این مفهوم، عزت نیست بلکه اتصال به قدرت است.
نوه امام خمینی با تأکید بر اینکه استکبار توی سر زن است، تصریح کرد: یعنی اگر شما به آن نزدیک شوید عزت پیدا نمی کنید. یعنی اگر شما با همه دنیا هم دوست شوید عزت پیدا نمی کنید.
عزت در دوستی و دشمنی با دنیا نیست. از منظر پیامبر (ص) عزت به آن مفاهیم انسانی است که تو دنبالش هستی. عزت به نگاه افراطی و تفریطی نیست. نگاه افراطی می گوید که ما هیچ دشمنی در دنیا نداریم و باید با تمام دنیا ارتباط داشته باشیم و هر کاری خواستند بکنند؛ فلسطین و یمن را با خاک یکسان کردند بکنند. نگاه تفریطی هم این است که دور خودمان دیوار می کشیم و با هیچ کس مذاکره، معامله و تعامل نمی کنیم. افراط و تفریط هر دو غلط است.

  هر حکومتی باید زندگی مردمش را تأمین و نسبت به نیازهای اساسی مردم تلاش کند و ربطی به جمهوری اسلامی ندارد. این به این معنا نیست که اگر مردم ندارند ما پشت تریبون بیاییم و به آنها بگوییم نخورید، دنیا ارزش ندارد نه! اما ما به عنوان کسی که باید ارزشهای جاهلی فرهنگی را عوض کنیم باید بدانیم که پیامبر (ص) این کار را کرد. پیامبر (ص) فرهنگی را ارائه داد که مسلمانان در شعب ابی طالب با سختی، مشقت و فقر زندگی می کردند و بیرون نمی آمدند.

  امروز مظاهر جامعه جاهلی زمان پیامبر (ص) به روز شده اند، گفت: اگر واقعا دغدغه شما این باشد که ماشینت بهتر و خانه ات بزرگتر شود، پیامبر اسلام (ص) فرمود بدان که داری در جامعه جاهلی زندگی می کنی؛ ولو خیال کنی که داری در جامعه مدنی قرن بیست و یک و در تهران زندگی می کنی.  در دوره حاضر کار بزرگ امام و بلکه بزرگترین کار امام این بود که ارزش ها را دگرگون کرد. این طور توانست با شاه مقابله کند؛ هرچه آنها کاخ درست کردند، امام گفت من در جماران می نشینم. از حیث عقلی محال است در فرهنگ غربی زندگی کنی و در مواجهه با تمدن غربی پیروز شوی. تا فرهنگتان را قوی نکنید و زمین بازی را خودتان تعبیه نکنید، محال است که پیروز شوید و همیشه از پیش شکست خورده اید. تا زمانی که ما در زمین فرهنگ غربی زندگی کنیم، ما شکست خورده های همیشه تاریخ خواهیم بود. چون همه چیز دست اوست.

  حقوق بشری که امروز غرب به آن رسیده چیز بسیار خوب و برای خودشان پیشرفتی بسیار عالی است. اما تا وقتی که ما در زمین حقوق بشر آنها قدم برداریم همیشه محکوم هستیم. شما نمی توانید در زمین حقوق بشر غربی حرکت و آمریکا را محکوم کنید. اگر لیبرالیزم را به عنوان دین غرب بدانیم، حقوق بشر به عنوان احکام و فقه آنهاست. البته دست آوردهای آنها حتا از منظر خود غربی ها اشکالاتی دارد که خودشان دارند به مرور اصلاح می کنند. البته ما معتقدیم یا باید اصلاحات اساسی انجام دهند و یا در نهایت به زمین خواهند خورد و باید به جایی برگردند که آماده ظهور ولی عصر (عج) شوند.

 اگر ما خیال می کنیم که مسئولین باید تشریفات داشته باشند؛ از عقب افتادگی ماست چون سالها قبل غربی ها این کار را انجام می دادند. ولی شما امروز به برخی کشورهای غربی بروید و ببینید وزیرشان چطور به خیابان می رود. آنها دارند خودشان را اصلاح می کنند. غربی ها در طول تاریخ جلو آمده اند؛ ولو انحرافاتی دارند که یا باید اصلاحش کنند یا آنها را مضمحل خواهد کرد. نکته این است، اگر ما با آنها مبارزه داریم اشتباه استراتژیک این است که بخواهیم در زمین آنها به جنگ آنها برویم. در این صورت شکست ما قطعی است.

 مقابل دشمنان تا آنجا که با زبان آدمیزاد حرف می‌زنند، با زبان آدمیزاد با آنها حرف بزنیم، اما اگر خواستند با زبان حیوانی سخن بگویند، ما هم بلدیم چه کنیم.
 نقد ساختارشکنانه به نفع هیچ کس نیست، یادآور شد که راه حل مشکلات، گفت و گو و نقد هنجارمند است.  فضای کشور آرام نباشد، پیشرفت سخت می‌شود. روحانیت تصور نکند چون عمامه به سر نهاده دیگر کار تمام شده است. شرایط حوزه های علمیه امروز از حیث غنای علمی بالاتر از دوران پیش از انقلاب است و به یقین در 10 یا 15 سال آینده ثمره انقلاب در حوزه های علمیه مشخص می شود.
 ما باید منتقد وضع موجود باشیم و نه مدافع آن، چون ما تا آرمان فاصله داریم. اگر همیشه از وضع موجود دفاع کنیم جامعه از ما عبور خواهد کرد.  مسئولان؛ با رانت ثروت بر ثروت اضافه نکنید.  امروز برخی از هر فرصتی برای ازدیاد اختلاف بهره می‌برند و در این میان به‌واسطه تنوع تفکرات سیاسی شاهد اختلافات عمیق در این عرصه هستیم.
 نوه گرامی امام خمینی با اشاره به سخنان اخیر ترامپ و استفاده وی از عنوان جعلی خلیج عربی گفت: این گاف سیاسى جز اینکه آمریکا را در دنیا منزوى کرد و جز اینکه ملت ایران را بیش از پیش با هم متحد کرد چه ثمره اى براى آمریکا داشت؟
 اگر امام حسین(ع) سکوت پیشه می کرد و با قدرت وقت سازش می کرد و به دنبال امور شخصی خود می رفت، حتی در نزد یزید هم محترم ترین شخص باقی می ماند اما ایشان نسبت به دین جدش بی تفاوت نبود.
 نسبت من با امام مانند دیگر جوانان است و این نسبت را هیچ‌گاه فضیلتی برای خود ندانستم و نمی‌دانم، چه بسا کسانی که در محضر امام بودند بیشتر از من محضر او را درک کرده باشند.
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ شنبه 21 بهمن 1396 ] [ 08:04 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  دستاوردهای مُهلک مدرنیته وَ پسامُدرنیته ... 

 Mansoureh-Dehgani-(2)

 جنگ با تزریق خون بیگناهان برپا میماند ... 

 

Ayat-Naderi-(5)

 پیشرفت گفتگوی تمدنهای بشری با گسترش دموکراسی!

Mahmoud-Sanati-(1)

 دستاورد «پسامدرنیته» : تخریب حیات سبز وَ عوامل تداوم زندگی ... 

 

Aliyeh-Mazaheri-(3)

 غارت وَ انحصار مایه-های حیات آدمها... 

 

Aliyeh-Mazaheri-(2)

 شکار طبیعت وَ انجصارطلبی ... 

 

   زیرنویسی وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ جمعه 20 بهمن 1396 ] [ 07:07 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 http://s8.picofile.com/file/8318920334/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_1.JPG

http://s8.picofile.com/file/8318920592/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_2.JPG

http://s8.picofile.com/file/8318920892/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_4.JPG

http://s8.picofile.com/file/8318921084/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_5.JPG

http://s9.picofile.com/file/8318921400/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_6.JPG

http://s8.picofile.com/file/8318921792/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_3.JPG

 

 گردآوری جی نیوز : ‪معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و رییس سازمان تنظیم مقررات از را‌ه‌اندازی سامانه ساماندهی پیامک‌های تبلیغاتی تا دو ماه آینده خبر داد و گفت: اپراتورها با استفاده از اپلیکیشن، پورتال و کدهای USSD می‌توانند به مردم استفاده از انواع پیامک و مدل‌ها را اطلاع‌رسانی کنند.
 به گزارش خبرنگار اقتصادی ، حسین فلاح جوشقانی، معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی درباره ساماندهی پیامک‌های تبلیغاتی گفت:
مردم عموما از دریافت پیامک‌های تبلیغاتی به صورت ناخواسته ناراضی هستند و برای حل این مشکل اقدامات خوبی انجام شده است.
 وی افزود:
اقدامات تا به امروز به صورت سلبی بوده است برای مثال کد دستوری #800* ایجاد شده بود اما موضوع مهم این است که پیامک رسانه‌ای ارزان قیمت و روشی مناسب برای کسب و کارهاست.
 وی گفت: موضوع مهمی که وجود دارد این است که ما نیاز داشتیم تا روشی را انتخاب کنیم که کسب و کارها به صورت مشروع در این حوزه فعالیت کنند
بدین منظور سامانه ساماندهی دریافت پیامک ایجاد شد تا کاربران بتوانند دریافت یا عدم دریافت پیامک‌های تبلیغاتی را مدیریت و کسب و کارها از این بستر برای تبلیغات به صورت مشروع استفاده کنند.
 معاون وزیر ارتباطات با بیان اینکه دو دسته پیامک وجود دارد اظهار داشت: خدمات پیامک محتوایی به صورت انبوه برای اطلاع رسانی و تبلیغات یکی از انواع پیامک‌هاست که نمونه آن اطلاع‌رسانی رویدادها یا تبلیغات به شمار می‌رود اما نوع دیگر پیامک‌ها، پیامک‌های ارزش افزوده است که برای نمونه باید به پیامک‌های بانک، پیامک‌های استعلامی و مواردی که مردم با پرداخت هزینه‌ای درخواست دارند تا محتوایی برای آنها ارسال شود.
 رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی با اشاره به چهارچوب تعریف شده برای اپراتورهای تلفن همراه اظهار داشت:
اپراتورها در چهارچوب یک سالی که از سوی سازمان تنظیم مقررات تنظیم شده است فعالیت می‌کند.
درواقع به مردم خدمات پیامکی معرفی می‌شود و مردم خودشان هستند که انتخاب می‌کنند از پیامک‌ها استفاده کنند یا این دسته از پیامک‌ها را دریافت نکنند
(((  شـــوخـــی می-فـــرمـــایـیـــد! ... _ عـبـــد  عـا صـی ))) .
 وی تاکید کرد:
پیامک‌های تبلیغاتی رایگان است و هیچ هزینه‌ای برای مشترک ندارد.
 جوشقانی ادامه داد: سامانه ساماندهی پیامک‌های تبلیغاتی تا دو ماه دیگر راه‌اندازی می‌شود و اپراتورها با استفاده از اپلیکیشن، پورتال و کدهای USSD می‌توانند به مردم استفاده از انواع پیامک و مدل‌ها را اطلاع‌رسانی کنند 
 ((( شـــرمـــنـــده-مـــون نـــفـــرفـــایـــیـــد! ... بذارین ریش وُ قیچی حالآ حالآ هآ دست مبارک خودشون باشه ... _ عـبـــد  عـا صـی ))) ...
 معا
ون وزیر ارتباطات درباره مساله قرار گرفتن شماره‌های تماس مردم در اختیار شرکت‌های تبلیغاتی به صورت گسترده خاطرنشان کرد:
در زمینه مساله قرار گرفتن دیتا بیس شماره‌های مردم در اختیار شرکت‌های تبلیغاتی و ارسال پیامک‌های تبلیغاتی به مردم بررسی‌هایی انجام شده است که نشان می‌دهد اپراتورهای تلفن‌های همراه شماره‌های مردم را برای تبلیغات واگذار نمی‌کند و ممکن است به روش‌های مختلف شماره‌ مردم دریافت شود و این شماره به چنین شرکت‌هایی واگذار شود.
 جوشقانی افزود:
ممکن است دفاتری که به برخی از اطلاعات از جمله شماره تماس مردم دسترسی داشتند این دیتا بیس را در اختیار شرکت‌های تبلیغاتی قرار دادند اما مهمترین مساله این است که در اختیار قرار دادن شماره مردم برای تبلیغات توسط اپراتورها هیچ وقت صورت نمی‌گیرد
چراکه این مساله به اعتماد مردم ضربه می‌زند و به ضرر اپراتورها است.
همچنین مدل کسب و کار هیچ اپراتوری در این حوزه نیست.
‬منبع ‫:‬ ایلنا

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ جمعه 20 بهمن 1396 ] [ 12:31 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  نیروهای خودجوش نظام سُلطه ... 

 

Mojtaba-Heidarpanah-(2)

 

Mohammadhosein-Akbari-(7)

 دنیا رو آب ببَره ، اینآ رو خوآب ببَره! ... 

Mohammadhosein-Akbari-(6)

  اینجا از کآرتوون-خوآآآبی که بهتره، برآ ما 

 عینه مهمونخوونه-ی  حاتم طاعیه!!! ... 

Mohammadhosein-Akbari-(5)

 کی میگه برف رحمت نیس! ... 

 

Mohammadhosein-Akbari-(1)

بعضیا بیخودی نمیگن «صد رحمت به زندان»! ...

 زیرنویسی وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ چهارشنبه 18 بهمن 1396 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا، تا کِی؟

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

Image result for ‫آلودگی هوا‬‎

 

Related image

 

Related image

Related image

Image result for ‫آلودگی هوا‬‎

 

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcT5uBf9Y0l4iGCdyy99gbX6ZvltzB73qUvIIVAzgrbIaNlnyuLvQg

 روزنامه شهروند: آخرین آمار وزارت بهداشت از مرگ‌های ناشی از آلودگی هوا حکایت از این دارد که در‌ سال ٩٥، ٢٠‌هزار مرگ مرتبط با آلودگی هوا در کشور ثبت شده که سهم تهرانی‌ها از این ماجرا، ٥‌هزار مرگ بوده است. این آمار درحالی اعلام می‌شود که پاییز امسال، میزان مرگ ناشی از آلودگی هوا در‌ سال ٩٤، ١٢‌هزار و ٨٩٧ نفر عنوان شد که در مقایسه با آمار جدید، نشان از افزایش هفت‌هزار و ١٠٣ موردی دارد. آبان‌ماه امسال بود که سرپرست گروه سلامت هوای وزارت بهداشت، آمار قربانیان آلودگی هوا در‌ سال ٩٤ را اعلام کرد.

 به گفته عباس شاهسونی، قربانیان آلودگی هوا، معمولا مبتلایان بیماری‌های قلبی و عروقی بودند که بیماری آنها از طریق حضور مکرر در فضای آزاد تشدید و منجر به مرگ آنها می‌شود. با این‌همه، به گفته سرپرست گروه سلامت هوای وزارت بهداشت، میانگین غلظت ذرات از‌ سال ٩٢ تا‌ سال ٩٤ از مقدار ٣٩میکروگرم به ٣١,٧میکروگرم کاهش پیدا کرده اما میانگین غلظت آلاینده‌ها نسبت به استاندارد جهانی سه‌برابر است.

 آمار جدید مرگ‌ومیر ناشی از آلودگی هوا را علیرضا رییسی، معاون بهداشت وزیر بهداشت دیروز اعلام کرد و گفت که: «مردم باید این آمارها را بدانند.» او در ادامه درباره آمارگیری موارد مرگ‌های مرتبط با آلودگی هوا، توضیح بیشتری داد: «براساس فرمول سازمان بهداشت جهانی، میزان مرگ سالانه و آلایندگی‌ها، تعداد روزهای هوای پاک و... برای به دست آوردن آمار مرگ منتسب به آلودگی هوا مورد توجه قرار می‌گیرد.»

 به گفته این مسئول در وزارت بهداشت، کلانشهرهای کشور، امروز درگیر آلودگی هوا هستند: «ما باید به خودرو، بنزین سالم و وسایل نقلیه عمومی دسترسی داشته باشیم. وزارت بهداشت هم باید بتواند سلامتی مردم را رصد و گزارش کند. به همین دلیل باید بتوانیم مرگ‌های منتسب به آلودگی هوا را استخراج کنیم و بتوانیم در وضع هشدار، با دستگاه‌های مسئول همکاری کنیم.»

 ٥٠ تا ٥٧‌ هزار مرگ به دلیل مصرف سیگار

 به گزارش ایسنا، موضوع بعدی که معاون وزیر بهداشت، در این نشست مورد توجه قرار داد، مصرف سیگار بود. آمار مصرف سیگار و مرگ‌های ناشی از آن در کشور نگران‌کننده است، به‌طوری که به گفته رییسی، هر سال، ٥٠ تا ٥٥‌میلیارد نخ سیگار در کشور مصرف می‌شود و حدود ٥٠ تا ٥٧‌هزار مرگ مرتبط با مصرف سیگار، گزارش شده است. براساس آنچه این مسئول در وزارت بهداشت اعلام کرده، این میزان مصرف دخانیات، سالانه ٢٠ تا ٣٠‌هزار‌میلیارد تومان برای نظام سلامت هزینه دارد.

 حالا رییسی به تمهیداتی اشاره کرد که می‌تواند مصرف سیگار را کنترل کند: «‌سال ۸۵ مصوب شد که مالیات بر سیگار به‌ویژه بر خرده‌فروشی سالیانه ۱۰درصد افزایش پیدا کند، اما درحال حاضر به جز افغانستان، ایران پایین‌ترین مالیات بر سیگار را دارد.

 سازمان بهداشت جهانی تأکید کرده، ایران در زمینه بیماری‌های غیرواگیر به خوبی فعالیت می‌کند، اما ما را زیر سوال می‌برد که چرا کمترین مالیات بر سیگار را داریم. ترکیه ۸۴‌درصد مالیات بر خرده‌فروشی سیگار دارد، اما این رقم در ایران کمتر از ۱۰‌درصد است.» به گفته رییسی، به دلیل اجرانشدن این قانون، سالانه ٣ تا ٤‌هزار‌میلیارد تومان به جیب دلالان می‌رود.

 او این پرسش را مطرح کرد که «آیا به دلیل سودجویی برخی از افراد باید سالیانه ۲۰ تا ۳۰‌هزار‌میلیارد تومان به نظام سلامت هزینه تحمیل شود؟ «لابی‌گری‌هایی که در این زمینه وجود دارد، باعث می‌شود مالیات بر سیگار پایین بماند. از سوی دیگر، یکی از مشکلات ما این است که به دلیل مالیات پایین بر خرده‌فروشی سیگار، دسترسی برای جوانان بیشتر شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که افزایش مالیات سیگار منجر به کاهش قاچاق آن می‌شود. برخی می‌گویند؛ افزایش این مالیات، قاچاق را افزایش می‌دهد، درحالی ‌که می‌توان از محل این مالیات‌ها، سالی ١٢‌هزار‌میلیارد تومان درآمد داشت.» موضوع دیگری که معاون وزیر بهداشت به آن اشاره کرد، مصرف قلیان بود: «بررسی‌های ما نشان داده که درحال حاضر، سن مصرف قلیان در دختران به ١٤‌سال رسیده، دلیل آن هم دسترسی راحت آن است.»

 وضع مراکز بهداشتی، محور دیگر پرسش خبرنگاران و توضیح معاون وزیر بهداشت بود: «ما برنامه‌ریزی کرده‌ایم تا زیرساخت‌های شهری را تکمیل کنیم. امکان ندارد در سطح کشور روستایی پیدا کنید که خانه بهداشت نداشته باشد. امروز به ازای هر ۵‌هزار نفر، یک مرکزدرمانی و به ازای ۱۲ تا ۱۵‌هزار نفر، یک مرکز بهداشتی و درمانی شبانه‌روزی وجود دارد. به ازای ۱۲۵۰۰نفر نیز یک پایگاه سلامت و برای هر ۲۰ تا ۵۰‌هزار نفر یک مرکز جامع سلامت طراحی شده است. براین اساس، دو‌هزار و ۲۵۰ مرکز خدمات سلامت جامع شهری و ۵۲۰۰ پایگاه بهداشتی تجهیز شده تا بتوانیم پوشش شبکه بهداشت شهری را تأمین کنیم.»

  تجهیز ۹۰‌درصد بیمارستان‌ها به دستگاه بی‌خطرسازی پسماندهای پزشکی، خبری بود که رییسی آن را اعلام کرد، با این توضیح که: «‌سال گذشته بیش از یک‌میلیون و ۲۳۵‌هزار بازدید از اماکن عمومی صورت گرفت و ۵۵‌هزار و ۲۶۰ مرکز متخلف به دستگاه قضائی معرفی شدند.

 درحالی‌ که در‌ سال ۹۲ هم ۷هزار و ۵۲۰ تماس با سامانه ۱۹۰ بهداشت عمومی انجام شده اما در ۷ماهه اول امسال، این عدد به ۱۷۲‌هزار رقم رسید. ما گسترش و تقویت دفاتر سلامت و سامانه ۱۹۰ را جزو برنامه‌های خود قرار دادیم.» رییسی در ادامه به تفاهمنامه معاونت بهداشت با سازمان غذا و دارو و جهاد کشاورزی برای کنترل میزان سموم باقیمانده در ٦ محصول کشاورزی اشاره کرد: «قرار است از‌ سال آینده میزان سموم کشاورزی در سیب، خیار و گوجه گلخانه‌ای، ‌پرتقال، سیب‌زمینی و پیاز کنترل شود. به این ترتیب برنامه‌ریزی می‌کنیم که بتوانیم محصولات را با اطمینان بیشتری به مردم ارایه کنیم.»

 این مسئول در وزارت بهداشت در ادامه به غربالگری بیماری‌ها اشاره کرد و درباره بیماری تیرویید گفت: «برای ٩٧‌درصد نوزادان، غربالگری تیرویید انجام شده است. در سه‌سال گذشته هم یک‌میلیون و ۴۰۰‌هزار نوزاد شناسایی شدند که از این میان ۳۵۰۰ نوزاد کم‌کاری تیرویید داشتند و درمان شدند. اگر کم‌کاری تیرویید درمان نشود، قطعا باعث عقب‌ماندگی نوزاد خواهد شد.» او اجرای برنامه خطرسنجی بیماری‌های قلبی و عروقی در روستاها و شهرهای زیر ۲۰‌هزار نفر را مورد توجه قرار داد: «این برنامه جزو خدمات مراکز بهداشتی قرار گرفته است و به «ایراپن» شناخته می‌شود. در این برنامه، دیابت، فشارخون، بیماری‌های قلبی، بیماری تنفسی و سه سرطان روده بزرگ، دهانه رحم و پستان غربالگری می‌شوند. این سه سرطان قابل پیشگیری هستند.

 ویروس اچ‌پی‌وی نیز می‌تواند باعث عفونت و سرطان دهانه رحم در زنان شود. به همین دلیل در آینده غربالگری اچ‌پی‌وی راه‌اندازی می‌شود.» او به ثبت اطلاعات دقیق ابتلا به سرطان برای نخستین‌بار در کشور اشاره کرد: «این اطلاعات مربوط به آمار ابتلا به سرطان در‌ سال ۹۳ است و قرار است در نیمه اول ‌سال ۹۷ اطلاعات‌ سال ۹۴ و در نیمه دوم آن اطلاعات ‌سال ۹۵ منتشر شود. تا پایان‌ سال آینده نیز، به استانداردهای اطلاع‌رسانی ثبت این بیماری می‌رسیم.

 ما بعد از پیداکردن توزیع شیوع سرطان‌ها، باید عوامل خطر آن را پیدا کرده و به دنبال کنترل آن برویم.» به گفته او، میزان ابتلا به سرطان در ایران از میانگین جهانی پایین‌تر است: «تاکنون بیش از ۳۰۰‌هزار مورد سرطان در کشور شناسایی شده و طبق اطلاعات ثبت سرطان، ۱۰۹‌هزار نفر در‌ سال ۹۳ به این بیماری مبتلا شده‌اند.» براساس اعلام این مسئول در وزارت بهداشت، تمام دانش‌آموزانی که به مقطع متوسطه می‌روند، می‌توانند به ‌صورت رایگان برای دریافت خدمات دندانپزشکی به ۴۱۰۰ مرکز که برای این کار انتخاب شده‌اند، مراجعه کنند. ۶۰‌درصد این جمعیت معادل ۷۰۰‌هزار نفر پوسیدگی دندان دارند.

 مراقبان بهداشت در مدارس آنها را شناسایی می‌کنند و در لیست دندانپزشکان قرار می‌دهند. اگر اجرای این برنامه موفق بود، بعد از مدتی سطوح بالاتر نیز تحت پوشش قرار می‌گیرند. او در بخش دیگری از صحبت‌هایش ادامه داد: «۹۰‌درصد مردم مشکلات دندانپزشکی دارند و ۲۰‌درصد پرداختی از جیب آنها، به خاطر خدمات دندانپزشکی است. بنابراین ما حوزه پیشگیری را انتخاب کردیم و دو گروه نوجوان زیر ۱۴‌سال و مادران باردار و شیرده را انتخاب کردیم. براساس تفاهمنامه‌ای که با آموزش‌وپرورش امضا شده، تاکنون ۱۲‌میلیون خدمت وارنیش فلوراید برای ۶‌میلیون دانش‌آموز انجام شده است. یک‌میلیون خدمت ترمیمی و ۵۰‌هزار خدمت فیشورسیلانت نیز برای گروه سنی زیر ۱۴‌سال انجام شده است.»

 به گفته او،‌ سال گذشته معادل‌ هزار‌میلیارد تومان خدمات پزشکی به افراد هدف در مناطق با جمعیت کمتر از ۲۰‌هزار نفر ارایه شده و درحال حاضر ۴۱۰۰ واحد دندانپزشکی آماده ارایه خدمت در این زمینه است. ۱۲۰۰ دندانپزشک نیز در روستاها نیز مشغول و ۱۱۰۰نفر نیز در شبکه بهداشت و درمان مشغول فعالیت هستند. او ادامه داد: «شاخص NFT که مربوط به پوسیدگی، از دست‌دادن و پرکردن، پیش از اجرای این طرح ۲.۹ درجمعیت ۱۲ساله‌ها بود که درحال حاضر به ۱.۸۴ رسیده است. قرار است‌ سال ۹۷ سراغ کودکان زیر ۶ساله در کشور برویم و خدمت وارنیش فلوراید را برای آنها در خانه بهداشت انجام دهیم.»

 

مطالب مرتبط

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ چهارشنبه 18 بهمن 1396 ] [ 12:59 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   مشکلات مَعیشتی کارگران همچنان ادامه دارد ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8318633542/TAWAR_ROM_ZENDEGYE_K8REGARY_1.JPG

 

http://s8.picofile.com/file/8318633792/TAWAR_ROM_ZENDEGYE_K8REGARY_2.JPG

 

http://s9.picofile.com/file/8318634084/TAWAR_ROM_ZENDEGYE_K8REGARY_3.JPG

 

http://s9.picofile.com/file/8318634334/TAWAR_ROM_ZENDEGYE_K8REGARY_4.JPG

 

http://s9.picofile.com/file/8318634518/TAWAR_ROM_ZENDEGYE_K8REGARY_5.JPG

 

http://s8.picofile.com/file/8318635050/TAWAR_ROM_ZENDEGYE_K8REGARY_6.JPG

 

 عصر ایران ، پول نیوز : شورای عالی کار تا هفته‌های آینده باید تکلیف میزان افزایش دستمزد سال 1397 بیش از 13 میلیون کارگر را مشخص کند. بر اساس این گزارش، طبق ماده 41 قانون کار حداقل دستمزد کارگران باید بر مبنای نرخ تورم و هزینه‌های معیشت تعیین شود و معمولاً دولت‌ها در سال‌های گذشته نرخ تورم سالانه را مدنظر قرار می‌دادند، اما هزینه‌های سبد معیشت به فراموشی سپرده می‌شد.
 نشست‌های بی حاصل
 در حالی طبق گفته های نماینده شورای عالی کار 70 درصد از کارگران تحت پوشش تامین اجتماعی حداقل حقوق یعنی 930 هزار را دریافت می کنند  ((( درصد قابل توجهی از کارگران وَ نیروهای روزمزد وَ ساعتی، حداقل سی درصد کمتر از این مبلغ را ماهیانه میگیرند، البته بدون بیمه-ی درمانی وَ بازنشستگی! متأسفانه به ندرت پیش میآید که مأمورین ذیربط برای احقاق حقوق این افراد به کارفرمایان خاطی سَری بزنند!؟ _ عـبـــد عـا صـی.))) که بررسی های صورت گرفته حقوق مکفی برای گذران زندگی را 3 برابر این رقم و حدود 3 میلیون تومان می دانند. هرچند که حمید حاج اسماعیلی نماینده سابق شورای عالی کار در گفتگو با پول نیوز از بسته شدن پرونده دستمزد کارگران در هفته اول اسفند خبر می دهد، اما معتقد است که مادامی که جای چانه زنی برای افزایش دستمزد کارگران وجود نداشته باشد، برگزار کردن این نشست ها فایده ای ندارد.
 او با اشاره به اینکه دستور کار کمیته مزد، افزایش دستمزد، بیش از نرخ تورم است اما تلاش داریم دستمزد سال۹۷ بیش از تورم افزایش یابد، ادامه داد : با توجه به نشست های اخیر
پیش بینی می شود دستمزد کارگران بین 12 الی 15 درصد افزایش یابد اما این میزان افزایش هم کفاف هزینه های زندگی کارگران را نمی دهد.
70 درصد کارگران حداقل دستمزد را دریافت می‌کنند
 به گفته نماینده شورای عالی کار، در حال حاضر 70 درصد کارگران حداقل نرخ دستمزد را دریافت می کنند. همین باعث شده که طبقه متوسط جامعه هر روز کوچک تر و ضریب جینی افزایش یابد. آخرین بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که حدود 20 میلیون فقیر در جامعه داریم که رقم بالایی است.
 به باور حاج اسماعیلی
افزایش ضریب جینی ، نتیجه‌اش این بود که از سفره غذایی و سبد مصرف آن دهک‌های پایینی بسیاری از اقلام حذف شد. مهم‌ترینش گوشت و لبنیات بود. مصرف لبنیات در کشور به نصف تقلیل پیدا کرد. اتفاقی که تاثیرش را نه در همان سال‌ها که در سلامتی مردم در سالیان بعد می‌توان دید.
 گرانی دلار 45 روز دیگر اثرش را نشان می‌دهد
 او در بخش دیگری از سخنان خود
به تاثیر افزایش قیمت دلار در دو مقطع بر قیمت‌ها اشاره کرد و گفت: نخستین تاثیر، در همان روزهای افزایش هیجانی قیمت ارز بر روی قیمت اقلام قابل مشاهده است؛ علاوه بر این تاثیر مستقیم افزایش نرخ ارز بر تورم همیشه با فاصله حداقل یک ماه تا ۴۵ روز خود را نشان می دهد.
 حاج حسینی افزود: افزایش نرخ ارز و تاثیر آن بر نرخ تورم با فاصله حدود یکماه تا ۴۵ روز همیشه برنامه و فعالیت‌های ما را برای بررسی تاثیر افزایش نرخ ارز در قیمت اقلام و در نهایت تعیین دستمزد سخت تر می کند؛ به نظر می رسد با توجه به بار احتمالی تورمی بودجه و از طرفی افزایش قیمت حامل‌های انرژی، سال آینده یک تورمی در جامعه ایجاد شود و این نمایندگان کارگری را برای تعیین دستمزد نگران می کند.

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ دوشنبه 16 بهمن 1396 ] [ 10:38 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  طنز جیبهای گـَل وُ گـشـاد ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s5.picofile.com/file/8173079192/RESHWEH_SHO8RE_MOB8REZE_BAA_1.JPG

 

http://s6.picofile.com/file/8230234234/FES8DE_EQTES8DY_MOB8REZE_BAA_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230233742/FES8DE_ED8RY_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230235568/FES8DE_EQTES8DY_MOB8REZE_BAA_RAHYMY_M_R_1.jpg

 

 آدم خودش یک جا نشسته ، اما فکرش هزار جا میره !!! زنم ازم خواست که از نونوایی سرِ کوچه مون دوتا نون بخرم ... یهو به یاد نون سرِ کوچه مون افتادم . هم وزنش کم شده و هم قدش کوتاه !!! باز قدیما چهارتا مامور برای سرکشی و یا به قول خودشون بازرسی به نونوایی ها می آمدند و چونه های خمیر رو وزن می کردند .. حالا دیگه از این سرکشی ها خبری نیست . میگن با پول و رشوه خریدنِشون !!!! یعنی دهن شون رو بستند !!! خدار به دورکنه ایشاالا ، دور ه ی آخرالزمونه !!! رشوه خوری و حق حساب گرفتن یهو منو به یاد مرحوم عموجان انداخت . خدا رحمتش کنه . توی این فن استاد قابلی بود . از خودش شنیدم که می گفت بیشترِ ارباب رجوع ها رو توی پارکِ مقابل اداره می بینه !!! می گفت اون جا راحت و به دور از چشم بد خواهان اسکناس های رشوه یا شیرینی رو از دست مردم می قاپید و میذاشت توی جیب شلوار گَل وگشادش !!!
گقتم شلوار گَل و گشاد یهویی یاد ِدهه ی شصت افتادم . اون وقتا که شلوارهای چهار پیلی عقب و شیش پیلی جلو مُد شده بود . اون وقتا که مدیرا و روسا با دوچرخه می آمدند سرِکار و تمام هّم وغّم شون رسیدگی به مشکلات ارباب رجوع بود . نه مثل حالا که با خودروی سیصد چهارصد میلیونی از در عقبِ اداره یواشکی میان و میرن !! تازه ارباب رچوع رو عینهون موی دماغ می بینند .....ایش ..... خاک بر سر شدیم .
یادش بخیر. اون وقتا کی جرات داشت توی اداره جات حرف از رشوه بزنه !!!! وزیر نگو عین باقلوا ، نجیب، سر به راه ، کار راه انداز . مثل فرشته ها بودند . خدا رحمت شون کنه . خیلی هاشون رفتند جبهه و شهید شدند . خدا عالمه با این گَندِ دماغا تومنی صَنّار توفیر داشتند . نور به قبرشون بباره ایشالا !
گفتم دهه ی شصت یهو یادم افتاد که ..........
بهمن ماه سال هزار و سیصد و شصت ازدواج کردم . مراسم ِ عروسیمون چه ساده و با صفا برگزار شد ؟ !! واسه ی تامین مخارج ازدواجم ده هزار تومن قرض کردم . پول کیکِ عروسی ما فقط هشتصد تومن شده بود و یک پیکان آلبالویی رنگ مدل جوانان رو گُل زدیم و باهاش رفتیم دنبالِ عروس . دهه ی شصت دهه ی زرشک پلو با مرغ بود . ماهم به مهمون ها ، نهار زرشک پلو با مرغ دادیم .
گفتم زرشک یک دفعه به یاد شربت زرشک افتادم . تو گرمای تابستون چه حالی می داد . خنک بود و مطبوع و دلچسب ......زرشک .....زرشک.....آی زرشک ......زررررررشک!
#فرهاد_بیژنی

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ یکشنبه 15 بهمن 1396 ] [ 08:07 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  ماجرای «بی‌بی تمیزِ خالدار» وَ حجابِ اجباری 

 

 

 

   جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8318440268/B3BY_TAM3ZE_X8LD8R_VA_HEJ8BE_EJB8RY_1.JPG

 

 خبرآنلاین ، وبلاگ رضا دانشمندی : شیخ بهایی(ره) در رسالۀ منظوم «نان‌وحلوا» از داستانکِ نمادینِ خاتونی گفته که به تعبیر امروز «آسیب‌دیدۀ اجتماعی» (تن‌فروش) است.
 بود در شهر هری، بیوه زنی / کهنه رندی، حیله‌سازی، پُرفنی
 نام او، «بی‌بی تمیز خالدار» / در نمازش بود رغبت بی‌شمار
 او صبح‌ها وضو می‌ساخت و با همان وضو تا شب به نماز می‌ایستاد، البته در این میان، به مراجعان هم رسیدگی می‌کرد! (با وضوی صبح، خفتن می‌گزارد / نامُرادان را بسی دادی مُراد ...)
 سرانجام، رندی شگفت‌زده از او می‌پرسد:
 گفت با او رندکی، کای نیک زن / حیرتی دارم، درین کار تو من
 زین جنابت‌های پی‌درپی که هست / هیچ ناید در وضوی تو شکست؟!
   روسری‌های هواشده! 
 ماجرای روسری‌های هوا شده [به تعبیر علی مطهری] این پرسش راپیش رو قرار می‌دهد که چرا کار به این‌جا کشید؟ چرا ترویج و دفاع از ارزش‌های دینی (مانند حجاب) اثرگذار نیست یا کم‌اثر است؟ چرا با وجود تبلیغات گسترده رسانه‌ای، منابر، خطبای جمعه و جماعات و مناسک عبادی ... وضعیت پوشش و حجاب چنین است؟ چرا دعوت به نیکی و صلاح، باور نمی‌شود؟ چرا آخرین سنگر دفاع از حجاب، متن «قانون» شده است؟ و چرا «رِند» در وضو و طهارتِ خاتون شک کرده است؟
 بر قیاس حکایت «نان‌وحلوا» می‌توان پاسخ داد که «جنابت‌های پی‌درپیِ» امروز، اخبار شوم بی‌عدالتی‌ها، نابرابری‌ها، اختلاس‌ها، ویژه‌خواری‌ها، سهم‌خواهی‌ها، طلبکاری‌ها (از سفر انقلاب)، معوقه‌های بانکی و ... است و پاکی و طهارت دعوت‌کنندگان به نیکی‌ها و ارزش‌ها را مخدوش کرده و مانع اثرگذاری سخن آنان شده است.
 احتمالاً شیخ بهایی هم می‌خواهد بگوید کسی تصوّر نکند که زندگیِ مؤمنانه (چه در سطح خُرد و چه کلان) با هر رفتاری جمع‌پذیر است. دین‌داری و سلوک دین‌مدارانه هم مُبطِلاتی دارد، و در این بین، وظیفۀ منادیان دین سنگین‌تر است. به بیان دیگر، نمی‌توان مانند خاتونِ داستان، فریب‌کارانه و یا شاید خودفریبانه، هم این و هم آن بود و اگر چنین باشد کسی نماز را باور نمی‌کند.
 جالب این‌که شیخ بهایی این داستان را «علی سبیل التمثیل» در بازگویی «ریا» (فی‌الریا والتلبیس بالّذین هم اَعظم جنود ابلیس) آورده است که احتمالاً به‌ما بگوید
سخن و ادعای ریایی، شنیده و پذیرفته نمی‌شود.
 شایسته است منادیان نیکی نخست، انگشت اتهام را به سوی خود برگردانند و از خود بیاغازند که چه کرده‌اند که چنین شده است و نمازشان نه باور می‌شود و نه بارور و در کسی اثر نمی‌کند.
 پوشش، جزئی از یک کل است
 از سوی دیگر، شوربختانه مجموعۀ شرایط و ساختار اجتماعیِ ایرانِ امروز به سودِ حجاب و تقویت آن نیست. با افزایش فاصلۀ بلوغِ جنسی و بلوغِ اقتصادی و بالارفتن سن ازدواج، بی‌میلی جوانان به ازدواج و تشکیل خانواده، افزایش میزان جدایی (چه عاطفی و چه رسمی/قانونی)، گسترش خانواده‌های تک نفره، جمعیت قابل ملاحظۀ افراد مجرد قطعی، رواج ازدواج سفید(هم‌باشی یا هم‌بالینی)، خیانت و سایر آسیب‌های اجتماعی، بی‌تردید پوشش و حجاب هم دچار دگرگونی می‌شود و نمی‌تواند بی‌تناسب با سایر بخش‌های این نابسامانیِ کلان باشد.
 به بیان دیگر، چرا انتظار داریم از چنین شرایطی، میوۀ دیگری بچینیم؟ آیا سایر پدیده‌های مرتبط با پوشش در شرایط به‌هنجاری است که حجاب در شرایط مناسبی باشد؟ بررسی مسالۀ پوشش و حجاب جدای از سایر پاره‌های حیات جمعی انسان‌ها نادرست است.
 مدت‌هاست حجاب کشف شده!
از تمام این‌ها که بگذریم، مگر این‌که اکنون وجود دارد، «حجاب» است که کسانی نگران کشف آن هستند!؟ به‌نظر می‌رسد مدت‌هاست که دیگر حجاب، اجباری نیست. ولی گویا این بار هوشمندانه‌تر رفتار می‌شود و قرار نیست مانند اجباری‌شدنِ حجاب در نخستین سال‌های پیروزی انقلاب، زمان و تاریخ مشخصی برای کشف آن اعلام شود.

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: بدحجابی، حجاب، پوشش کارمندان، پوشش، مطالعات فرهنگی، تهاجم فرهنگی، شورای عالی انقلاب فرهنگی،


[ شنبه 14 بهمن 1396 ] [ 06:58 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   من فرزند فقرم ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

  در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیر نشین در شهر واشنگتن دی سی، صبح زود مردم آن منطقه که اکثرا کارگران معدن و یا صاحب مشاغل سخت بودند از خانه هایشان بیرون زدند تا یک روز پر از رنج و مشقت دیگر را آغاز کنند.
زنان و مردانی که تفریح و لذت در زندگیشان نامفهوم بود و به قول معروف آنها زندگی نمی کردند! بلکه به اجبار زنده بودند، ریاضت می کشیدند تا نمیرند...
آن روز طبق معمول مردم بینوا در حالی که خیلی هایشان کارگر روزمزد بودند، نمی دانستند آیا امشب هم با چند دلار به خانه باز می گردند و یا باید با دستان خالی به خانه های محقرانه شان بروند و شرمنده فرزندانشان شوند...
با این افکار خود را برای روزی مشقت بار آماده می کردند که ناگهان! صدای ویولن زیبایی از گوشه یک خرابه به گوش رسید...
آوای ویولن آنقدر زیبا و مسحور کننده بود که پای آن مردم فقیر را از رفتن باز نگه داشت...
اکثرا آنها با اینکه می دانستند اگر دیر برسند جریمه می شوند ولی بدون توجه به این مشکل در آن خرابه که اندازه یک سالن اجرای کوچک بود جمع شدند.
حدود دو ساعت و نیم با گوش دادن به آن آهنگهای زیبا و استثنایی اشک ریختند، خندیدند و به خاطراتشان فکر کردند...
سرانجام نیز ویولونیست خیابانی که مردی سی و پنج ساله بود کارش که تمام شد ویولن خود را برداشت و آماده رفتن شد اما در میان تشویق بی امان مردم و همان حال و احوال همه را به صف کرد و به همگی که حدود سیصد نفر بودند مقدار پولی داد و سپس در حالیکه برای آنان بوسه می فرستاد سوار تاکسی شد و آنجا را ترک کرد تا مردمان فقیر از فردا این ماجرا را همچون افسانه ها به دوستانشان بگویند...
اما در آن روز هیچکس نفهمید ویولونیست سی پنج ساله کسی نیست جز جاشوا بل، یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که سه روز قبل بلیت کنسرتش هر کدام صد دلار به فروش رفته بود...
فردای آن روز جاشوا به یکی از دوستانش که از این موضوع با خبر شده بود گفت: من فرزند فقرم، آن روز وقتی در اجرای کنسرت فقط مردم ثروتمند را دیدم از خودم خجالت کشیدم که تهی دستان را از یاد برده ام به همین خاطر به آن محله فقیر نشین رفتم و همان کنسرت دو ساعت و نیم را تکرار کردم، بعد از آن هم وقتی متوجه شدم که اکثر آنها به خاطر من باید جریمه شوند تمام پولی که از کنسرت نصیبم شده بود را در میان آنها تقسیم کردم و چقدر هم لذت بردم ...

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ جمعه 13 بهمن 1396 ] [ 12:06 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

  این صداوسیما، صداوسیمای وقاحت است ...   


یک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس می‌گوید: این صداوسیما، صداوسیمای وقاحت است، وقتی مردم نان برای خوردن ندارند کارشناس سیما پیشنهاد ماساژ پای آقایان را با شیر می‌دهد.

اعتمادآنلاین| یک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به مصوبه کمیسیون تلفیق برای اختصاص ۱۵۰ میلیون دلار از منابع صندوق ذخیره ارزی به صداوسیما از عملکرد این سازمان انتقاد کرد.

پروانه سلحشوری نماینده مجلس گفت: این صداوسیما، صداوسیمای وقاحت است، وقتی مردم نان برای خوردن ندارند کارشناس سیما پیشنهاد ماساژ پای آقایان را با شیر می‌دهد.

وی‌افزود: مجلس شورای اسلامی علیرغم مخالفت تعدادی از نمایندگان در برنامه ششم توسعه، ۷ دهم درصد از بودجه عمومی را به صدا و سیما اختصاص داد.

سلحشوری یادآور شد: در بودجه ۹۷ هم که کلیات آن به تصویب رسید قرار بر این است که ۱۵۰ میلیون دلار از منابع صندوق ذخیره ارزی به این نهاد اختصاص یابد.

منبع: عصر ایران




[ پنجشنبه 12 بهمن 1396 ] [ 09:37 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]
[ پنجشنبه 12 بهمن 1396 ] [ 12:31 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   چرا پرونده-ی قضایی من وُ شما سَرگردان نمیشه!؟ ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

  هنوز پس از پنج سال وقتی پای پرونده‌های تخلف احمدی‌نژاد به میان می‌آید همه نقل قول‌ها یک حرف را تکرار می‌کنند: "در حال پیگیری است"! ...
 خبرآنلاین نوشته:
هشت سال سکان قوه مجریه را با انواع حمایتها به دست گرفت اما هر چه گذشت پیامدهای خسارت بار تصمیمات خلق الساعه او بیشتر عیان شد؛ با نزدیک شدن به سالهای آخر ریاستش دیگر فقط تصمیمات او نبود که مشکل ساز شده بود بلکه پای تخلفات هم به میان آمد و آنقدر دایره این تخلفات گسترده شد که پس از پایان دولت دهم به اندازه همان هشت سال هر روز برگ تازه ای از این تخلفات رو شد و حالا همچنان اما و اگرها بر سر رسیدگی به تخلفاتش به قوت خود باقی است.
 محمود احمدی نژاد که این روزها یکه تاز حاشیه سازی ها در کشور شده است،
یک روز پیام ویدئویی می دهد و روز دیگر راه بست نشینی درپیش می گیرد؛ اما هیچ گاه حاضر نشد درباره تخلفاتش توضیح دهد و حالا سوال اینجاست که پرونده تخلفات احمدی‎نژاد به کجا رسید؟
 تخلفات احمدی‎نژاد چه بود؟
 "۵ پرونده نفتی و ۲ پرونده غیرنفتی است". این را چند ماه پیش دادستان دیوان محاسبات درباره تخلفات احمدی نژاد گفت. جمله-ای که نشان می دهد ماجرای پرونده های رئیس دولت دهم به پایان نرسیده است. البته آنچه فیاض شجاعی به آن اشاره می کند پرونده هایی است که در جریان رسیدگی عاقبت بخیر شده و احکامی در مورد آنها صادر شده است.
 هرچند دادستان دیوان به تخلفات احمدی نژاد اشاره می کند اما به گفته عضو کمیسیون اصل ۹۰ در مجلس هشتم گویا فیاض شجاعی چندان اشراف کامل به تخلفات نداشته و تعداد دیگری از قانون گریزیهای احمدی نژاد را ندیده است. فاضل موسوی در این رابطه به خبرآنلاین گفته است: پرونده هایی که دیوان محاسبات می گوید، همه تخلفات دولت احمدی نژاد نیست. دولت نهم و دهم بعد از مجلس هشتم هم فعالیتش ادامه داشت. بنابراین بخشی از پرونده های دیوان محاسبات مربوط به بعد از دوران نمایندگی ما است.
دیوان محاسبات به همه واقعیاتی که درباره بودجه، بانک مرکزی، فروش شرکت ها و مسائل دیگر وجود دارد اشراف لازم را ندارد.
 هنوز روز آخر دولت احمدی نژاد فراموش نشده است. زمانی که مراسم تنفیذ حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور یازدهم در حال برگزاری بود، محمود احمدی نژاد برای تاسیس دانشگاهش به نام دانشگاه ایرانیان ۱۶ میلیارد از خزانه دولت برداشت کرد.
 هرچند تعویض نفت خام با بنزین و میعانات، سازمان هلال احمر و ... مواردی از پرونده هایی است که ردپای احمدی نژاد در آن مشاهده می شود و تخلفات رئیس دولت نهم و دهم در آنها به اثبات رسیده، اما اینها همه ماجرا نیست چرا که هر روز ابعاد تازه-تری از آنچه در سال های ۸۴ تا ۹۲ در خیابان پاستور اتفاق افتاده است برملا می شود. مانند موضوعی که چندی پیش نادر قاضی‎پور نماینده مردم ارومیه عنوان کرد و گفت:
آقایان احمدی‌نژاد، مشایی، بقایی، رحیمی، موسوی خانه ایرانیان را در خارج ازکشور تأسیس کرده بودند و آقای شریف‌زادگان رئیس هیأت مدیره، حمیدرضا شاکری نیا، احسان آریامحمد، محمدعلی ابراهیم و میثم طاهری نیز در این موسسه حضور داشتند. تصرف دیگر پرونده آقای بقایی در این رابطه است که ۳۰۰ میلیارد تومان به نام خانه ایرانیان برداشت شده است. یعنی از بیت‌المال به حساب خانه ایرانیان پول واریز کرده بودند.
 احکام بدون اجرا
 هرچند با پایان دولت دهم صحبت بر سر تخلفات احمدی نژاد و رسیدگی به پرونده های او همواره مورد بحث بود اما بعد از ماجرای بست نشینی و افشاگری های تلگرامی او، عزم برای مقابله با تخلفات رئیس جمهور سابق جدی تر شد. تا جایی که دادستان دیوان محاسبات از صدور ۷ حکم قطعی و در حال اجرا علیه او خبر داد. فیاض شجاعی درباره احکام صادر شده اینگونه توضیح می دهد:
هفت هزار میلیارد ‏تومان برای واریز غیرقانونی به مجتمع‌های پتروشیمی و سازمان هدفمندی یارانه‌ها، چهار هزار و ششصد میلیاردتومان ‏برای تعویض نفت خام با بنزین و میعانات دیگر، شانزده میلیارد تومان برای دانشگاه ایرانیان، پانزده میلیارد تومان برای ‏پرونده سازمان هلال احمر و ششصد میلیارد تومان برای پرونده پتروشیمی، جریمه نقدی برای او درنظر گرفته شده است.
 به گفته شجاعی در برخی موارد مانند موضوع دانشگاه ایرانیان، دادستان دیوان محاسبات بلافاصله متوجه موضوع شده و ‏مبلغ را بازگردانده است. او در مورد نقش احمدی‌نژاد در مورد برداشتهای مذکور گفته است: ایشان دستور مستقیم داده ‏است. مثلا گردش کار گرفته‌اند و گفته‌اند فلان کار را نمی‌توانیم انجام دهیم اما ایشان نوشته: «بسمه تعالی اقدام شود!».‏
 البته طبق گفته‌های شجاعی اجرای این حکم تقریبا منتفی است چون احمدی نژاد به این اندازه مال ندارد. او گفته است: کل اموال احمدی‌نژاد به دو میلیارد تومان نمی‌رسد. هرچند این احکام صادر شده، اما سوال اینجاست که آیا پشت این احکام قدرت اجرایی هم وجود دارد؟ آن‌طور که دادستان دیوان محاسبات می گوید، گویا تنها راه حلی که برای آن اندیشیده شده «تقسیط» است. البته به گفته شجاعی «این تقسیط نه به معنای کسر از حقوق بلکه به این صورت است که هرچقدر بتوانیم از او می‌گیریم. مترصد این هستیم که اگر مالی به او اضافه شود حتما کسر کنیم». او گفته است: بخشی از این ضرر و زیان هم باید از خود شرکت ملی نفت و از منابع آنجا جبران شود. بنابراین بخشی را از محل منابع شرکت ملی نفت تقسیط کرده‌ایم.
 شجاعی همچنین گفته بود: «عنوان شد که او را ممنوع‌الخروج کنیم اما معمولا کسی ‏را ممنوع‌الخروج می‌کنند که ممکن است مخفیانه برود و از دسترس خارج شود اما در این سطح چنین موضوعی منتفی است. ‏مجلس دستش باز است و می‌تواند در مورد ایشان تصمیم بگیرد.»‏
 فاضل موسوی عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس هشتم به خبرآنلاین می گوید احکام صادره برای احمدی نژاد بیشتر از هفت حکم است. موسوی گفت:
طبق اخباری که از منابع موثق به من رسیده، ۱۱ حکم قطعی علیه ایشان صادر شده است؛ پس بست‎نشینی فرافکنی و فرار رو به جلو است برای مبرا شدن از این اتهامات. تا امروز مکررا از احمدی نژاد خواسته شده که پاسخگوی اتهاماتش باشد.
 پرونده های سرگردان
 هرچند از بررسی پرونده های احمدی نژاد در قوه قضائیه زیاد سخن به میان می‎آید و حتی برای برخی از آنها احکامی هم صادر شده است، اما به نظر می رسد اینها همه آن پرونده هایی نیست که زمانی در کمیسیون اصل ۹۰ مجلس بر سر آن بحث بود. وقتی از رئیس کمیسیون اصل ۹۰ درباره سرنوشت پرونده های رئیس دولت نهم و دهم در این کمیسیون سوال کردیم اینگونه به خبرآنلاین پاسخ گفت: پرونده هایی که احمدی نژاد در کمیسیون اصل ۹۰ داشت همه به قوه قضائیه ارسال شده است. داود محمدی درباره زمان ارسال این پرونده ها نیز گفت:
این پرونده ها که عمدتا در حوزه عدم اجرای قوانین، عدم ابلاغ به موقع قوانین و عدم تدوین آئین نامه های قوانین بوده است، بیشتر از یک سال است که به قوه قضائیه ارسال شده و ظاهرا در حال بررسی است. اما هنوز منتهی به تصمیم نهایی نشده است.
 هرچند رئیس کمیسیون اصل ۹۰ می گوید همه پرونده ها به قوه قضائیه ارسال شده است اما حسن نوروزی یکی از اعضای این کمیسیون که خودش یکی از شاکیان احمدی نژاد بود، درباره پرونده های سرگردان در کمیسیون اصل ۹۰ گفت: متاسفانه هنوز به خود من پاسخ دقیقی داده نشده است. او در پاسخ به این سوال که آیا هنوز پرونده ای درمورد احمدی نژاد وجود دارد که در کمیسیون باشد و به قوه قضائیه ارسال نشده باشد، گفت:
قطعا چنین پرونده هایی وجود دارد و خود من ۱۶ الی ۱۷ پرونده را درباره احمدی نژاد مطرح کردم که هنوز به هیچ کدام پاسخی داده نشد و فکر می کنم اساسا به قوه قضائیه هم ارسال نشد.
 نوروزی درباره موضوع این پرونده ها گفت: این پرونده ها درباره تخلفات احمدی نژاد در کیش، بانک جهانگردی و .. بوده است که ما آنها را با مستندات مطرح کردیم، اما لازم است پیگیری بیشتری داشته باشیم. متاسفانه شرایط به گونه ای رقم خورد که به شخصه کمتر توانستم درباره آن پرونده ها پیگیری کنم.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ چهارشنبه 11 بهمن 1396 ] [ 07:33 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   چرا پرونده-ی قضایی من وُ شما سَرگردان نمیشه!؟ ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

  هنوز پس از پنج سال وقتی پای پرونده‌های تخلف احمدی‌نژاد به میان می‌آید همه نقل قول‌ها یک حرف را تکرار می‌کنند: "در حال پیگیری است"! ...
 خبرآنلاین نوشته:
هشت سال سکان قوه مجریه را با انواع حمایتها به دست گرفت اما هر چه گذشت پیامدهای خسارت بار تصمیمات خلق الساعه او بیشتر عیان شد؛ با نزدیک شدن به سالهای آخر ریاستش دیگر فقط تصمیمات او نبود که مشکل ساز شده بود بلکه پای تخلفات هم به میان آمد و آنقدر دایره این تخلفات گسترده شد که پس از پایان دولت دهم به اندازه همان هشت سال هر روز برگ تازه ای از این تخلفات رو شد و حالا همچنان اما و اگرها بر سر رسیدگی به تخلفاتش به قوت خود باقی است.
 محمود احمدی نژاد که این روزها یکه تاز حاشیه سازی ها در کشور شده است،
یک روز پیام ویدئویی می دهد و روز دیگر راه بست نشینی درپیش می گیرد؛ اما هیچ گاه حاضر نشد درباره تخلفاتش توضیح دهد و حالا سوال اینجاست که پرونده تخلفات احمدی‎نژاد به کجا رسید؟
 تخلفات احمدی‎نژاد چه بود؟
 "۵ پرونده نفتی و ۲ پرونده غیرنفتی است". این را چند ماه پیش دادستان دیوان محاسبات درباره تخلفات احمدی نژاد گفت. جمله-ای که نشان می دهد ماجرای پرونده های رئیس دولت دهم به پایان نرسیده است. البته آنچه فیاض شجاعی به آن اشاره می کند پرونده هایی است که در جریان رسیدگی عاقبت بخیر شده و احکامی در مورد آنها صادر شده است.
 هرچند دادستان دیوان به تخلفات احمدی نژاد اشاره می کند اما به گفته عضو کمیسیون اصل ۹۰ در مجلس هشتم گویا فیاض شجاعی چندان اشراف کامل به تخلفات نداشته و تعداد دیگری از قانون گریزیهای احمدی نژاد را ندیده است. فاضل موسوی در این رابطه به خبرآنلاین گفته است: پرونده هایی که دیوان محاسبات می گوید، همه تخلفات دولت احمدی نژاد نیست. دولت نهم و دهم بعد از مجلس هشتم هم فعالیتش ادامه داشت. بنابراین بخشی از پرونده های دیوان محاسبات مربوط به بعد از دوران نمایندگی ما است.
دیوان محاسبات به همه واقعیاتی که درباره بودجه، بانک مرکزی، فروش شرکت ها و مسائل دیگر وجود دارد اشراف لازم را ندارد.
 هنوز روز آخر دولت احمدی نژاد فراموش نشده است. زمانی که مراسم تنفیذ حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور یازدهم در حال برگزاری بود، محمود احمدی نژاد برای تاسیس دانشگاهش به نام دانشگاه ایرانیان ۱۶ میلیارد از خزانه دولت برداشت کرد.
 هرچند تعویض نفت خام با بنزین و میعانات، سازمان هلال احمر و ... مواردی از پرونده هایی است که ردپای احمدی نژاد در آن مشاهده می شود و تخلفات رئیس دولت نهم و دهم در آنها به اثبات رسیده، اما اینها همه ماجرا نیست چرا که هر روز ابعاد تازه-تری از آنچه در سال های ۸۴ تا ۹۲ در خیابان پاستور اتفاق افتاده است برملا می شود. مانند موضوعی که چندی پیش نادر قاضی‎پور نماینده مردم ارومیه عنوان کرد و گفت:
آقایان احمدی‌نژاد، مشایی، بقایی، رحیمی، موسوی خانه ایرانیان را در خارج ازکشور تأسیس کرده بودند و آقای شریف‌زادگان رئیس هیأت مدیره، حمیدرضا شاکری نیا، احسان آریامحمد، محمدعلی ابراهیم و میثم طاهری نیز در این موسسه حضور داشتند. تصرف دیگر پرونده آقای بقایی در این رابطه است که ۳۰۰ میلیارد تومان به نام خانه ایرانیان برداشت شده است. یعنی از بیت‌المال به حساب خانه ایرانیان پول واریز کرده بودند.
 احکام بدون اجرا
 هرچند با پایان دولت دهم صحبت بر سر تخلفات احمدی نژاد و رسیدگی به پرونده های او همواره مورد بحث بود اما بعد از ماجرای بست نشینی و افشاگری های تلگرامی او، عزم برای مقابله با تخلفات رئیس جمهور سابق جدی تر شد. تا جایی که دادستان دیوان محاسبات از صدور ۷ حکم قطعی و در حال اجرا علیه او خبر داد. فیاض شجاعی درباره احکام صادر شده اینگونه توضیح می دهد:
هفت هزار میلیارد ‏تومان برای واریز غیرقانونی به مجتمع‌های پتروشیمی و سازمان هدفمندی یارانه‌ها، چهار هزار و ششصد میلیاردتومان ‏برای تعویض نفت خام با بنزین و میعانات دیگر، شانزده میلیارد تومان برای دانشگاه ایرانیان، پانزده میلیارد تومان برای ‏پرونده سازمان هلال احمر و ششصد میلیارد تومان برای پرونده پتروشیمی، جریمه نقدی برای او درنظر گرفته شده است.
 به گفته شجاعی در برخی موارد مانند موضوع دانشگاه ایرانیان، دادستان دیوان محاسبات بلافاصله متوجه موضوع شده و ‏مبلغ را بازگردانده است. او در مورد نقش احمدی‌نژاد در مورد برداشتهای مذکور گفته است: ایشان دستور مستقیم داده ‏است. مثلا گردش کار گرفته‌اند و گفته‌اند فلان کار را نمی‌توانیم انجام دهیم اما ایشان نوشته: «بسمه تعالی اقدام شود!».‏
 البته طبق گفته‌های شجاعی اجرای این حکم تقریبا منتفی است چون احمدی نژاد به این اندازه مال ندارد. او گفته است: کل اموال احمدی‌نژاد به دو میلیارد تومان نمی‌رسد. هرچند این احکام صادر شده، اما سوال اینجاست که آیا پشت این احکام قدرت اجرایی هم وجود دارد؟ آن‌طور که دادستان دیوان محاسبات می گوید، گویا تنها راه حلی که برای آن اندیشیده شده «تقسیط» است. البته به گفته شجاعی «این تقسیط نه به معنای کسر از حقوق بلکه به این صورت است که هرچقدر بتوانیم از او می‌گیریم. مترصد این هستیم که اگر مالی به او اضافه شود حتما کسر کنیم». او گفته است: بخشی از این ضرر و زیان هم باید از خود شرکت ملی نفت و از منابع آنجا جبران شود. بنابراین بخشی را از محل منابع شرکت ملی نفت تقسیط کرده‌ایم.
 شجاعی همچنین گفته بود: «عنوان شد که او را ممنوع‌الخروج کنیم اما معمولا کسی ‏را ممنوع‌الخروج می‌کنند که ممکن است مخفیانه برود و از دسترس خارج شود اما در این سطح چنین موضوعی منتفی است. ‏مجلس دستش باز است و می‌تواند در مورد ایشان تصمیم بگیرد.»‏
 فاضل موسوی عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس هشتم به خبرآنلاین می گوید احکام صادره برای احمدی نژاد بیشتر از هفت حکم است. موسوی گفت:
طبق اخباری که از منابع موثق به من رسیده، ۱۱ حکم قطعی علیه ایشان صادر شده است؛ پس بست‎نشینی فرافکنی و فرار رو به جلو است برای مبرا شدن از این اتهامات. تا امروز مکررا از احمدی نژاد خواسته شده که پاسخگوی اتهاماتش باشد.
 پرونده های سرگردان
 هرچند از بررسی پرونده های احمدی نژاد در قوه قضائیه زیاد سخن به میان می‎آید و حتی برای برخی از آنها احکامی هم صادر شده است، اما به نظر می رسد اینها همه آن پرونده هایی نیست که زمانی در کمیسیون اصل ۹۰ مجلس بر سر آن بحث بود. وقتی از رئیس کمیسیون اصل ۹۰ درباره سرنوشت پرونده های رئیس دولت نهم و دهم در این کمیسیون سوال کردیم اینگونه به خبرآنلاین پاسخ گفت: پرونده هایی که احمدی نژاد در کمیسیون اصل ۹۰ داشت همه به قوه قضائیه ارسال شده است. داود محمدی درباره زمان ارسال این پرونده ها نیز گفت:
این پرونده ها که عمدتا در حوزه عدم اجرای قوانین، عدم ابلاغ به موقع قوانین و عدم تدوین آئین نامه های قوانین بوده است، بیشتر از یک سال است که به قوه قضائیه ارسال شده و ظاهرا در حال بررسی است. اما هنوز منتهی به تصمیم نهایی نشده است.
 هرچند رئیس کمیسیون اصل ۹۰ می گوید همه پرونده ها به قوه قضائیه ارسال شده است اما حسن نوروزی یکی از اعضای این کمیسیون که خودش یکی از شاکیان احمدی نژاد بود، درباره پرونده های سرگردان در کمیسیون اصل ۹۰ گفت: متاسفانه هنوز به خود من پاسخ دقیقی داده نشده است. او در پاسخ به این سوال که آیا هنوز پرونده ای درمورد احمدی نژاد وجود دارد که در کمیسیون باشد و به قوه قضائیه ارسال نشده باشد، گفت:
قطعا چنین پرونده هایی وجود دارد و خود من ۱۶ الی ۱۷ پرونده را درباره احمدی نژاد مطرح کردم که هنوز به هیچ کدام پاسخی داده نشد و فکر می کنم اساسا به قوه قضائیه هم ارسال نشد.
 نوروزی درباره موضوع این پرونده ها گفت: این پرونده ها درباره تخلفات احمدی نژاد در کیش، بانک جهانگردی و .. بوده است که ما آنها را با مستندات مطرح کردیم، اما لازم است پیگیری بیشتری داشته باشیم. متاسفانه شرایط به گونه ای رقم خورد که به شخصه کمتر توانستم درباره آن پرونده ها پیگیری کنم.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ چهارشنبه 11 بهمن 1396 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۵۰
 محمدرضا زائری  : بعد از اعتراض عمومی نسبت به رونمایی کشتی قرآن مطلا در قم برخی بزرگواران نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و توضیحاتی منتشر کرده اند از این قبیل که این اثر هنری کلا هفتاد کیلو وزن داشته و در ساخت آن کلا صد و چهل گرم طلا به کار رفته است!
در ابتدا احساس نمی‌کردم این واکنش‌ها پاسخی نیاز داشته باشد و آن را نوعی تکمیل اطلاعات و توجیه حاشیه‌ای تلقی می‌کردم، اما پس از آن که برخی فضلای اهل عقل و فهم این شرح و توضیح را بازنشر کردند دچار حیرت و شگفتی جدی شده‌ام و دلم می‌خواهد با همین حیرت از آنان بپرسم که واقعا متوجه نشده‌اید یا دارید مزاح می‎فرمایید؟
مگر ایراد و اشکال این کار در میزان طلای مورد استفاده در ساخت کشتی قرآنی بوده که توضیح می‌دهید میزان طلا فلان قدر است و مگر بحث بر سر منبع تأمین مالی بوده که شرح می‌دهید خود هنرمند صاحب اثر هزینه را تأمین کرده است؟
مگر وقتی امیر مؤمنان به کارگزار خود نامه‌ای عتاب آمیز نوشت و از او به خاطر شرکت در مهمانی اشرافی گلایه کرد بحث بر سر این بود که چند بشقاب بر سر سفره بوده یا هزینه شام و ناهار از بیت المال تأمین شده؟
دوستان بزرگوار! آیا واقعا متوجه نیستید که اصل و اساس این کار محل اشکال و ایراد است؟ این که بعد از سی و نه سال انقلاب اسلامی -آن هم در شهر مقدس قم- کار به افتتاح کشتی مطلا برسد دردناک و تأثر آفرین است و با ماهیت آموزه های دینی و تفکر انقلابی تعارض دارد! مگر بحث بر سر میزان طلا یا منبع تأمین مالی بوده است؟
این پاسخ ها و توجیه ها مثل این است که کسی پایش را به سمت پدرش دراز کند و هنگامی که به خاطر بی احترامی مورد انتقاد قرار گیرد پاسخ دهد من فقط پایم را هفتاد سانتیمتر دراز کرده بودم نه هفتاد و سه سانتیمتر! یا فرض کنید کسی که جیب دیگران را زده بگوید من فقط هفتاد هزار تومان دزدیدم نه هفتاد و پنج هزار تومان!
بزرگواران! اشکال از تفکری است که حضور روحانیان و معممین بزرگوار -چه رییس جمهوری و چه امام جمعه- را به جای کوخ محرومان و کلبه خرابه مستضعفان در رونمایی کشتی مطلا روا می داند و توجیه می‌کند!
بحث بر سر رفتار و کرداری نمادین است که قرآن کریم را در ورق طلا یا صفحه نقره منحصر می‌سازد و ما را به نقش و نگار دین سرگرم می‌کند، در همان حال که از عمل به قرآن در صحنه‌های زندگی غافل هستیم.
مسأله غفلت از قرآن در عمل و مشغول شدن به آن در ظاهر است و به دلیل همین نقش نمادین اگر مثلا این رونمایی در موزه فلان مؤسسه هنری در اروپا و با حضور غیر روحانیان از مسلمانان ساکن اروپا رخ می‌داد هیچکس ایرادی نمی گرفت! اگر یک کت وشلواری کراواتی در "رم" از آن رونمایی می‌کرد خیلی فرق داشت با رونمایی آن با حضور یک عمامه به سر در "قم" و آن هم در شرایطی که میلیونها نفر از مردم مسلمان و صاحبان همین قرآن به خاطر چند میلیون تومان و چند صد هزار تومان گرفتار فقر و فحشا هستند!
من البته کاملا به نیت و قصد هنرمند محترم صاحب اثر و همه دوستان و همراهان او -که برخی را می‌شناسم و به صدق نیت و تلاش و همت شان آگاهم- اطمینان دارم اما بیایید بدبینانه قضاوت کنیم و از خود بپرسیم آیا امکان ندارد روزی کسی بیاید و از جیب خودش هزینه کند تا ما را به دست خود دچار حرکت‌ها و رفتارهایی سازد که با روح فرهنگ علوی و اساس رویکرد انقلابی منافات دارد؟
مگر در طول تاریخ شیعه و لااقل در تاریخ معاصر -از دوره مرحوم آقاسید ابوالحسن اصفهانی تا کنون- کم بوده‌اند افرادی که یا با نقشه‌های طراحی شده سفارت انگلیس یا با نیات صادقانه فردی خواسته‌اند برای مرجعیت تقلید و زعامت حوزه هدیه‌ای بیاورند و عکسی بگیرند و ... و مگر برای رنگ کردن دیوار حسینیه جماران به مرحوم امام راحل کم اصرار کردند و مگر نبود یکی از مریدان و مقلدان ثروتمند مرحوم شهید سیدمحمدباقر صدر که می‌خواست برای ایشان از پول حلال خودش خانه بخرد اما هرچه کرد ایشان نپذیرفت و تا زمان شهادت مستأجر باقی ماند؟
دوستان بزرگوار، به خدا بحث بر سر گرماژ طلای به کار رفته در کشتی مطلا نیست، نگرانی از مسیری است که داریم به نام دین و حوزه و انقلاب و روحانیت می‌رویم و درست در تلخ ترین شرایط روزگار انقلاب و کشور مخاطب ما را با روحانیتی روبرو ساخته که به خاطر سرقت یک گوسفند حکم به قطع انگشتان دست می‌دهد و در رونمایی کشتی مطلا شرکت می‌کند!
به خدا بحث جدی تر از صدوچهل گرم طلاست!

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ سه شنبه 10 بهمن 1396 ] [ 02:54 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  ای ‌کاش نادرست باشد!  

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

  خبرآنلاین، وبلاگ دکتر مرتضی بهشتی، حقوقدان - پژوهشگر (  96/11/08 ) : ناباورانه در خبرها دیدم که وزارت کشور در بررسی های خود از دلایل اغتشاشات اخیر کشور اعلام داشته است : « هفتاد و پنج در صد مردم ایران علیرغم عدم شرکت در موج اعتراضات اخیر، برخورد همدلانه-ای با آن داشته-اند ».
 خطربه عمق و جان کشور وارد شده است ، گرچه افراد بصیر پیش از این تذکراتی را در این زمینه داده بودند لکن ساخته و پرداخته دشمن خارجی تصور می-شد ولی این باراز زبان دولت شنیده می شود که دل های بخش عظیمی از مردم آسیب دیده است، با اغتشاش گران همدلی داشته اند!!!
 انتظار است ستادهای بحران ، از دلسوزان ایران زمین با هر گرایشی گرد هم بیایند و بدون کمترین خود سانسوری دلایل این رویکرد را موشکافی کنند و راههای درمان گسل بوجود آمده و عوامل آن را به تحلیل بنشینند و برای یکبار هم که شده انگشت اتهام را به سوی خودمان و سیاست های داخلی و نوع برخورد با خواسته های عمومی مردم کشورمان نشانه گیری کنیم و اگر نیاز به جراحی و اصلاح امور می باشد بی درنگ آنرا بپذیریم و حتی اگر در ساختار و آرمان های کشورمان ایرادی دیده می شود بدون واهمه و شجاعانه و با حکمت به اصلاح آن اقدام شود که فرصتی نمانده است.
 بیاییم ظاهر نمایی ، تملق ، خرافه گرایی ، کاریز ماتیک کردن افراد غیر معصوم - هرچند دارای باطن پاک باشند - ، بی عدالتی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ، تقسیم مردم به خودی و غیر خودی ، نشنیدن صدای مردم ، برداشت محجورانه از دین نورانی اسلام و تسری آن به چگونگی اداره کشور، بی نیازی از مشورت با کارشناسان و خبرگان جامعه در شعاع گسترده ایران زمین و ... را از کالبد و جان کشورمان حذف کنیم و بر آشتی ملی و احترام به حقوق شهروندی و درک واقعیت های جامعه و پاسخگو ساختن تمامی مقامات حاکم برکشور در حوزه مسئولیت شان و مقابله جدی با هر نوع فساد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی وهمراه شدن با ملت را سرلوحه اداره کشور قراردهیم والا نه از تاک نشان ماند ونه از تاک نشان.
 همدلی اگر به همراهی تبدیل شود ، معلوم نیست بتوان آتش ناشی از بی کفایتی را خاموش کرد ، می سوزد و خاکستر می شود هر آنچه که باید برای آیندگان می ماند و بدان افتخار می کردیم.
 فاصله طبقاتی و تشکیل طبقه ممتاز و برخوردار و دارای ژن های خوب و سرشار از هوش بالا و نشستن پای سفره انقلاب در حالی که بسیاری از شایستگان ، دسترسی به این سفره ندارند و می سوزند و می-سازند وصدایشان هم به جایی نمی رسد ، بلایی شده است که اعتماد عمومی را کم رنگ کرده و امکان جولان دادن یدخواهان سربلندی ایران عزیز را فراهم کرده است.
 بیدار شویم قبل از اینکه بیدارمان کنند.
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: اغتشاش، ناآرامی، وزارت کشور، فاصله طبقاتی،
[ یکشنبه 8 بهمن 1396 ] [ 11:44 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   مـصـلـحـــت ...  

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

Related image

 

Related image

Image result for ‫مصلحت خدا‬‎

Related image

Image result for ‫مصلحت خدا‬‎

Image result for ‫مصلحت خدا‬‎

 

Related image

 

Related image

 

  نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی بطورباورنکردنی زیبا بود و میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت. نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند .میخواست فریاد بزند،اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود،مرد به سرعت قلمویی رابرداشت و روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.نقاش که این صحنه را دید باسرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.
براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم، اما گویا خالق هستی میبیند چه خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای مارا خراب میکند.گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان آورده ناراحت میشویم اما یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم:
"خالق هستی همیشه بهترین ها را برایمان مهیا کرده است.
 

  عکس وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ شنبه 7 بهمن 1396 ] [ 10:30 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  چرا دختران و پسران ایرانی ازدواج نمی کنند؟ 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8309335892/EZDEW8J_MOSH8WERE_QABL_AZ_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8309336042/EZDEW8J_MOSH8WERE_QABL_AZ_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8276860218/EZDEW8J_QEN8AT_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8276860834/EZDEW8J_QEN8AT_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8276862892/EZDEW8JE_D8NESHJUEE_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8272057092/EZDEW8J_TARD3DH8YE_SHEN8XTY_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8309336242/EZDEW8J_MOSH8WERE_QABL_AZ_7.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8268762626/EZDEW8J_VA_TAL8Q_SOR_ATE_1.jpg

http://s5.picofile.com/file/8163707492/EZDEV8J_MOSHKEL8T_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8242011184/EZDEW8J_N8P8YD8RYE_4.jpeg

 

 

 میگنا : سال ۱۳۹۰ آغاز دهه تجرد در ایران بود. تجردی که گرچه در دهه‌های پیش نیز در ایران دیده می‌شد اما به واسطه تعداد زیاد دهه شصتی‌ها که حالا در دهه نود جوانانی در سن ازدواج بودند، این آمار رو به فزونی گذاشت. آماری که در سال ۹۰ حکایت از زندگی مجردی و تک نفره 7.1 درصد خانواده‌های ایرانی داشت.
 به گزارش خبرآنلاین، زندگی مجردی اما تنها در یک سطح یا در یک جنسیت در ایران باقی نماند. ارقامی که وزارت ورزش و جوانان در سال 1391 اعلام کرد، از زندگی مجرد حدود ۲۵ درصد دختران خبر داد. گرچه هم در ابتدای دهه ۹۰ و هم در سال ۹۵ آمار دقیقی از زندگی مجردی دختران و پسران ایرانی وجود ندارد اما به استناد سخنان وزیر ورزش و جوانان در سال ۹۱ 30 درصد جوانان در شش کلانشهر تهران، شیراز، مشهد، اصفهان، تبریز و اهواز به تنهایی زندگی می‌کنند.
 اما دلیل این انفجار چه بود؟
زندگی مجردی در ایران که به گفته بسیاری از جامعه‌شناسان به دلیل گذر از کشوری سنتی به صنعتی و سر درگمی جوانان بین باورهای سنتی درست و غلط و فشار دهکده جهانی که فضای مجازی و رسانه‌های فراملی ایجاد کرده، به وجود آماده اما فارغ بر اینها 
 اگر بخواهید علت اصلی زندگی مجردی را در ایران جست‌وجو کنید باید سری به آمارهای کاهشی ازدواج و افزایشی طلاق در ایران و پیامد‌های منفی این امر بزنید. متأسفانه در سال‌های اخیر آمار ثبت ازدواج با روند کاهشی روبه‌رو شده، به طوری که از سال ۱۳۹۰ با رشد منفی ۹.۱ درصد و پس از آن در سال ۱۳۹۱ با رشد منفی ۱.۵ درصد و در سال ۱۳۹۲ منفی ۷.۶ درصد که در ۹ ماهه سال ۱۳۹۳ به منفی ۲.۷ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبلش رسیده است. افزایش آمار طلاق و پیامدهای این اتفاق در ایران باعث شده بسیاری از جوانان به ازدواج بی‌رغبت شوند و آمار تجرد قطعی را در ایران بالا ببرد.
 به گفته اصغر نورالله زاده، مدیر عامل صندوق کارآفرینی امید در سال ۹۴ ، ۱۱ میلیون و ۲۴۰ هزار نفر در ایران مجرد مانده‌اند. او همچنین از روند افزایش آمار زنان مجرد در کشور ابراز نگرانی کرده و گفته:
سهم زنان نسبت به مردان در تجرد بیشتر است. او میانگین سن ازدواج در مردان را ۲۸ سال و زنان را ۲۳.۵ سال عنوان کرده و گفته است: قریب به ۴ میلیون نفر مجرد دارای تحصیلات بالایی هستند که در این میان سهم زنان تحصیل کرده ازدواج نکرده بیشتر است.
 دختران مجرد شهری رقیب دختران مجرد روستایی
 شاید باورتان نشود اگر بدانید که دختران روستایی بیش از دختران شهری در معرض تجرد قطعی قرار دارند. براساس سرشماری سال ٩٠، تعداد دختران هرگز ازدواج نکرده در مناطق روستایی در همه گروه‌های سنی بیش از دو‌میلیون و ٦٥٠‌هزار نفر بوده است. اگر این عدد را در مقابل ٣١١‌هزار و ٥٠٦ دختر سه گروه سنی فوق در نقاط شهری قرار دهیم متوجه می‌شویم که جمعیت دختران هرگز ازدواج نکرده روستایی تقریبا نیمی از دختران هرگز ازدواج نکرده شهری است. این مقایسه می‌تواند یکی از نشانه‌های جمعیت عظیم مهاجرت مردان روستاها به شهرها باشد که فرصت ازدواج را از دختران روستایی گرفته است. در این میان استان تهران با دارا بودن یک‌میلیون و ٥٤٨‌هزار و ٦٧٣ زن هرگز ازدواج نکرده در میان دختران ١٠ تا ٥٠ سال و بالاتر در صدر این آمار قرار دارد. بعد از تهران استان‌های خراسان‌رضوی، خوزستان، فارس و اصفهان به ترتیب بیشترین تعداد دختران هرگز ازدواج نکرده را دارند. البته تعداد مردان هرگز ازدواج نکرده نیز در تهران با یک‌میلیون و ٩٨١‌هزار ٧٧٦ نفر بالاترین آمار را داشته است. البته باید توجه داشت که آمار ارائه شده مربوط به چهار سال قبل است و این امید و احتمال بسیار زیاد است که دختران این گروه‌های سنی در آستانه تجرد قطعی فرصت ازدواج را یافته و از تقسیم‌بندی هرگز ازدواج‌نکرده‌ها خارج شده باشند.
 چرا آمار تجرد زنان افکار عمومی را می‌ترساند؟
 طبق آمار علی‌اکبر محزون، مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال،
یک‌میلیون و ۳۰۰ هزار مرد بالای ۳۵سال و زن بالای ۳۰ سال در کشور داریم که ۳۲۰ هزار نفر آنها پسر و ۹۸۰ هزار نفرشان دختر هستند. هرچند که زندگی و روابط انسان‌ها مثل این آمار خشک و بسته نیست و احتمال زیادی وجود دارد که این حدود یک‌میلیون دختر مجرد در فاصله سرشماری ٩٠ تا ٩٥ ازدواج کرده باشند، اما مسئله مهم، زنگ خطری است که به صدا درآمده است. اما چرا آمار زنان مجرد بیش از مردان مجرد برای مسئولان مورد توجه قرار گرفته است؟
 زن و مادر شدن به هم وابسته‌اند. زنان به واسطه ماهیت وجودیشان، یک وظیفه نانوشته در جامعه و جمعیت دارند که آن همین تعهد طبیعی فرزندآوری است. تا پیش از این مادربزرگ‌هایمان میانگین ٦ تا ١٢ فرزند را تجربه می‌کردند و مادران ما تجربه میانگین داشتن ٣ تا ٦ فرزند را داشتند اما زنان این دوره گرچه که انتظار می‌رود که تعهد خود را با کاهش متناسب دوره‌اشان ادامه دهند اما تعداد قابل توجهی از آنها در سن تجرد قطعی قرار دارند. بنابراین بسیاری از کارشناسان نگرانند تا در صورت ادامه ‌نیافتن چرخه متناسب فرزندآوری نرخ باروری در کشور با افت چشم گیری روبه‌رو شود. در تعریف علمی به تعداد فرزندانی که هر خانم در طول دوران بالقوه باروری خود (١٥ تا ٤٩ سال) به دنیا می‌آورد را نرخ باروری می‌گویند که استناد به این تعریف می‌توانید تعداد دختران مجرد ازدواج‌نکرده اطرافتان را مرور کوتاهی کنید و ببینید که این نگرانی چقدر می‌تواند بزرگ باشد.
 چرا دختران ایرانی ازدواج نمی‌کنند؟
 گرچه مجرد ماندن دختران همانند مجرد ماندن پسران به دلایل بسیاری از جمله دلایل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بستگی دارند و
زنان همانند مردان ممکن است فردی هم‌سطح خود پیدا نکنند اما جامعه بیشتر به زنان انگ می‌زند. این زنان مجرد هستند که از سنی به بعد با عنوان‌هایی نظیر «ترشیدگی» مواجه هستند و حتی بسیاری از خانواده‌ها برای فرار از همین انگ، دخترانشان را به هر نوع ازدواجی مجبور می‌کنند.
معمولا زنان هرگز ازدواج ‌نکرده با این انگ مواجه هستند که «اگر ایرادی نداشت حتما باید ازدواج می‌کرد». با این حال دختران امروزی سعی می‌کنند با این تفکرات مبارزه کنند.
 برخی از دختران بی‌مسئولیتی و خصوصیات اخلاقی مردان را دلیلی برای مجرد ماندن و ازدواج نکردن خود می‌دانند. فهیمه دختر 30 ساله ایرانی یکی از دخترانی است که در گفت‌وگو با روزنامه لس‌انجلس تایمز در تشریح علل مجرد ماندن خود گفته ‌است که «مردهای ایرانی برای ازدواج به اندازه کافی خوب نیستند!» او دختری است که پس از قطع شدن چندین رابطه، به تنهایی در آپارتمانی در جنوب تهران زندگی می‌کرد و اعتقاد داشت که به علت توسعه آموزش عالی، انتظارات زنان بیشتر شده است.
او گفته: شما نمی توانید با یک مرد معمولی ایرانی ازدواج کنید که شما را محدود می کند و می گوید "کار نکن، بیرون نرو.
" این روزها پیدا کردن یک مرد روشنفکر ایرانی واقعا سخت است، آنها عقبتر از ما هستند. او توضیح داد که مدتی با مردی تقریبا ثروتمند که در ارمنستان تحصیل کرده بود زندگی می‌کرده اما بعد از مدتی از او جدا شده است، پس از آن مادر و پدرش از تصمیمش برای اینکه مجرد بماند حمایت کردند. خواهر بزرگتر فهیمه هم وکیلی است که یک فرزند 10 ساله دارد و از شوهر خود طلاق گرفته؛ شوهرش مخالف این بوده که این وکیل به سفرهای کاری برود. فهیمه همچنین گفته که در طول این سال ها با مردهای زیادی آشنا شده است، اما هیچ کدام از آن ها به قدر کافی مسولیت پذیر نبودند تا با آنها ازدواج کند یا بچه دار شوند: «مردهای پیرتر زنان جوان تر از من را ترجیح می دهند و جوان‌ترها هم فقط رابطه جنسی می خواهند چون فکر می کنند من قصد ازدواج ندارم و می توانم سهم پول خودم را در کافی شاپ ها بدهم!»
 چرا پسران ازدواج را دوست ندارند؟
 بی‌پولی، بیکاری، نداشتن خانه شخصی و تورم از یک طرف و بالا بودن مهریه و توقعات دختران ایرانی از سوی دیگر مردان را از ازدواج فراری می‌دهد. اتفاقی که به راحتی هم دختران را در تجرد قطعی قرار می‌دهد و هم پسران را.
دندان‌گرد شدن ‌دختران ایرانی  پاسخی از سوی پسران مجرد به اتهام «خوب نبودن و بی‌مسئولیتی مردهای ایرانی» است.
مهرداد یکی از مردان مجردی است که در آستانه ٣٧سالگی با وجود موقعیت خوب مالی و تحصیلی ازدواج نکرده. او فوق‌لیسانس زبان دارد و رئیس یکی از شعب بانک‌های دولتی ایران است. او درباره دلیل ازدواج‌نکردنش و همچنین خوب یا بدبودن دختران و پسران می‌گوید: «به نظرم، نه دختران و نه پسران دیگر خوب نیستند، مهم‌ترین مشکل هم شاید این است که از مسئولیت قبول‌کردن فرار می‌کنند، حتی آنهایی هم که قبول می‌کنند ازدواج کنند، از مسئولیت‌هایشان در برابر طرف مقابل فرار می‌کنند، این مسئله هم درباره دختران و هم پسران صدق می‌کند و پس در هر دو سمت پیداکردن گزینه مناسب برای ازدواج کار سختی به نظر می‌رسد.» او درباره دلیل ازدواج‌نکردنش نیز می‌گوید: «در همه این سال‌ها توقعم بالا رفته، ضمن اینکه حوصله‌ام هم کم شده و برای خودم پیله تنهایی درست کرده‌ام.»
 زنان در تقابل با مردان
«شبکه‌های اجتماعی مقصرند، مجردی بهتر از متاهلی است، دختران از پسران متنفرند و پسران از دختران، خانه پدری بهتر از بی‌خانمانی دو نفره و ازدواج تنها به شرط پول» اینها تنها بخشی از نظرات و واکنش‌های مخاطبان به دلایل مجرد ماندن دختران و پسران ایرانی است.
عده‌ای با ارسال نظر به خبرآنلاین به افرادی چون فهیمه آزادی و مهرداد توصیه کرده‌اند که ازدواج را برای ادامه زندگی انتخاب نکنند. عده‌ای دیگر شبکه‌های اجتماعی را مقصر اصلی این تفکرات و پذیرش زندگی مجردی در جوانان دانسته‌اند و گفته‌اند: «شبکه های اجتماعی سبک زندگی رو تغییر دادن، و خانواده ها هم در آموزش کم میذارن. الان هیچ کسی درک درستی از ازدواج نداده در کل هیچ کدوم از دخترا و پسرا طاقت تحمل همدیگرو ندارن و فکر میکنن فقط حرف خودشون باید حرف اول و آخر باشه.» پذیرش زندگی مجردی از سوی افکار عمومی اما یکی دیگر از خواسته‌هایی و نقدهایی است که بسیاری از مخاطبان آن را با دیگران در میان گذاشته‌اند. یکی از مخاطبان نوشته است: مخاطب دیگری که خود یک دختر مجرد است، به شرایط سخت زندگی دختران مجرد در ایران اشاره کرده و نوشته است: «من زندگی مجردی دارم. کاملا شرایطش رو لمس میکنم. الان مشکل ما این نیست که چرا ازدواج نکردیم مشکل اینجاست که چرا بدون ازدواج نمیتونیم زندگی کنیم.»
 مجرد ماندن نگرانی دارد؟
ازدواج‌نکردن نمی‌تواند به خودی خود نگران‌کننده باشد اما وقتی یک دختر رخ‌ندادن آن را در کنار همه محدودیت‌ها، موانع، مشکلات، کمبودها و نگرانی‌هایش می‌گذارد، اوضاع کاملا تغییر می‌کند.
واقعیت این است که نگرانی درباره آینده و ترس از تنهایی تبدیل به یکی از موارد اصلی بحث میان دختران ازدواج‌نکرده یا حتی زنان مطلقه و تنها شده است و بسیاری از زنان برای فرار از این نگرانی و ترس، راه‌های مختلف، پرهزینه و حتی خطرناک را در پیش می‌گیرند. البته همین موارد برای مردان نیز صادق است.
 از آنجایی که جامعه ما با عرف و رفتارهایی اجتماعی عجین شده و براساس همین رفتارها و عرف‌ها مردان فرصت، امکان و راه‌های بیشتری برای تأمین نیازهای خود دارند. عدم ارتقای کاری یکی از پیامدهای مجرد ماندن مردان است. اتفاقی که به عنوان یکی از ابزارهای قهرآمیز که نتیجه اش تشویق مردان مجرد به ازدواج است در ایران مورد استفاده قرار گرفته؛ ابزاری که کمتر زمانی به نتیجه مورد نظر دست پیدا کرده است. محمدناصر نیک‌بخت، استاندار همدان از جمله کسانی است که به این اقدام قهرآمیز روی آورده و ضمن اعلام این خبر که 5000 کارمند مجرد در دستگاه های اجرایی فعالیت می کنند، گفته است: در تعجب هستم که کارکنان دستگاه‌های اجرایی با وجود شاغل بودن چرا از امر ازدواج اجتناب می‌کنند؟! بنابراین از این پس کارمندان مجردی که قراردادی هستند را پیمانی نخواهیم کرد و اگر پیمانی باشد رسمی نمی‌شوند.
مجرد ماندن برای هر دو گروه یک بحران روحی، روانی و حتی جسمانی است. با این حال در جامعه کنونی ما دختران نگرانی بیشتری نسبت به مجرد ماندنشان دارند. به ‌عبارتی بیشتر دختران به‌خصوص آنهایی که تصمیم به زندگی منفک از خانواده خود را می‌گیرند، فارغ از انواع عارضه‌های جسمی و روحی و روانی نوعی نگرانی از آینده و ترس از تنهایی دارند که نمی‌توانند با آن کنار بیایند و ممکن است همین نگرانی و ترس در آنها تبدیل به بیماری‌های دیگری شود. ترس‌هایی که به گفته ناهید خداکرمی، رئیس کارگروه بهداشت معاونت زنان و خانواده ریاست‌جمهوری و رئیس انجمن مامایی بین دختران کم ‌سن‌ و سال تنها و دختران و زنانی که از سن ازدواجشان گذشته مشترک است. او می‌گوید این حس بین آقایان تنها و ازدواج‌نکرده هم وجود دارد.
 علت چیست؟ چه باید کرد؟
 او مسئله عدم ازدواج، گسترش روابط غیر از ازدواج، کاهش فرزندآوری، افزایش سن ازدواج و تمایل‌نداشتن به آن و بسیاری از مشکلات دیگر را زنجیره‌وار به هم متصل دانسته و بیان کرده است: باید بدانیم همه اینها به اشتغال و بیکاری و تحصیلات و میزان محدودیت‌ها و آزادی‌های جوانان در جامعه ربط داشته و دارد. او می‌گوید مهاجرت‌ها و مسائل مالی خانواده‌ها و امید و ناامیدی بین جوانان را باید در نگاه آنها به آینده بررسی کرد.
 بسیاری از جوانان به‌دلیل همین نداشتن امید به آینده و نداشتن برنامه‌ای برای آینده خود را وارد رفتارها و اقداماتی پرخطر و پرهزینه می‌کنند و برایشان نتایج این اتفاقات مهم نیست و این نگران‌کننده‌ترین اتفاق درباره جوانان یک کشور است. او به نتایج بررسی‌های جهانی اشاره می‌کند و می‌گوید: در جوامعی که شادی و نشاط اجتماعی و فردی بالاست و امید به آینده فرد و خانواده تا حد زیادی وجود دارد، تمایل به ازدواج بیشتر و نرخ باروری هم بالاست و بالعکس در جوامعی که مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و... وجود دارد، این شاخص‌ها هم افت می‌کند. خداکرمی در رابطه با تجرد و احساس ترس در مردان نیز گفته: افزایش سن ازدواج یا هرگزازدواج‌نکردن درباره مردان هم نگران‌کننده است اما از آنجایی که مردان از نظر عرفی و اجتماعی و البته جسمی فرصت بیشتری برای دامادشدن دارند نگرانیشان کمتر است. درعین‌حال جامعه ما از شدت نگرانی درباره ازدواج‌نکردن در سنین بالاتر دچار هیجان ازدواج دختران و پسران در سنین کمتر از سن ازدواج شده است و به‌همین‌دلیل شاهد افزایش ازدواج‌های کمتر از ٢٠ساله‌ها هستیم که همین موضوع خود شروع یک اتفاق ناگوار دیگر است. رئیس کارگروه بهداشت معاونت زنان و خانواده ریاست‌جمهوری تأکید دارد ارگان‌های مسئول در امر سلامت جسم و روان و نیز ارگان‌های متولی درباره مسائل اشتغال و شادی و نشاط و تحصیل و... همراه با هم مدیریت کنترل اجتماعی را اجرا کنند که البته مبنای آن نباید اقدامات قهری باشد. او گفته است که باید سیاست‌های جداسازی دختران و پسران در سن ازدواج از یکدیگر را اصلاح کنیم و بدانیم که بهتر است دختران و پسران قبل از ازدواج با یکدیگر آشنا شوند. در این شرایط است که آنها می‌توانند اولا اقدام به انتخاب کنند و درعین‌حال با خصوصیات جنس دیگر آشنا شوند.
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ چهارشنبه 4 بهمن 1396 ] [ 02:04 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   «گر حُکم شود که مَست گیرند / در شهر هر آن که هست گیرند»؟؟؟  

 

 

 

http://www.enekasazad.ir/wp-content/uploads/2018/01/e72d488667d48c4c19fc55221157ea07.jpg

 

گزارش تصویری/اجرای حکم قطع دست در ملا عام در شیراز

 

گزارش تصویری/اجرای حکم قطع دست در ملا عام در شیراز

 

  خیلی دغدغه داشتم که ببینم واقعیت این ماجرا چی بوده؛ طبق معمول، بعضی از پایگاههای مثلا خبری ، روایت تقریباٌ متفاوتی از ماجرا داشتند که به هر حال بسیار تأسف-انگیز بود ... بعد از کلی جستجو به این نتیجه رسیدم که خبر «خانه ملت» وَ اظهارات نماینده-ی جیرفت بیشتر از بقیه قابل قبول وَ اعتماد است ؛ اما اصل قضیه هنوز هم برایم ناراحت کننده وَ سرشار از سؤال بود ، ناخواسته یاد این بیت افتادم : «گر حُکم شود که مَست گیرند / در شهر هر آن که هست گیرند»؟؟؟ ...  اگر مایلید که ماجرا را به نقل از «خانه ملت» بخوانید ، این هم لینک خبر :

 

  لـــیـــنـــک 

 

  عـبـــد عـا صـی    


[ دوشنبه 2 بهمن 1396 ] [ 06:12 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

 آیت الله مرتضی مقتدایی نائب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و دبیر شورای عالی حوزه های علمیه سراسر کشور در گفت‌وگو با ایسنا ، با بیان این که عصمت پیامبر(ص) و امامان(ع)، از معتقدات شیعه است، گفت: قول معصوم و فعل معصوم حجت است و انتقاد در این زمینه مجاز نیست، اما در عین حال در یک حکومت اسلامی که امام عصر(عج) و امام معصوم حاکم است، قطعا می شود نقد و انتقاد کرد.
 دبیر شورای عالی حوزه های علمیه سراسر کشور، اضافه کرد:
در حکومت اسلامی خودمان هم که امروز وجود دارد، باید نقد باشد تا ایرادات رفع شود؛ و بدانیم هر کسی غیر از شخص معصوم قابل نقد است، چون فقط معصومین هستند که قول و فعل شان مطابق با حکم واقعی خداست و قابل نقد نیستند.
 نائب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با تشکر از توضیح رئیس جمهور بابت سخنان شان در زمینه امکان نقد در زمان حکومت معصومین، گفت: وقتی خود آقای روحانی توضیح می دهند که برداشت های اشتباه از سخنان خود را قبول ندارم، باید پذیرفت؛
اما انتقاداتی که مطرح شده، اگر بر اساس این نظر باشد که نقد حکومتی که امام زمان(عج) در آن حکومت می کند، درست نیست و اشتباه است و شاید سیاسی کاری باشد.
مشروح گفت وگوی ایسنا با آیت الله مرتضی مقتدایی را در ادامه بخوانید:
 بعد از سخنان آقای دکتر حسن روحانی رئیس جمهور، در خصوص مجاز بودن نقد حکومت در زمان معصومین(ع)، شاهد موضع گیری هایی از سوی برخی مخالفان دولت بودیم، نظر حضرتعالی در این باره چیست و
آیا میان نقد خود معصوم با نقد حکومت معصوم، تفاوتی وجود دارد؟
 عصمت پیامبر(ص) و امامان(ع)، از معتقدات شیعه است؛ و هر شیعه ای به این اعتقاد دارد که قول معصوم و فعل معصوم حجت است؛ یعنی اگر معصوم، فرمایشی فرمود و مطلبی را فرمود و در موردی اظهار نظری کرد، این فرمایش معصوم حجت الهی بوده و مستند، و مطابق با حکم واقعه پروردگار است. همچنین اگر معصوم عملی انجام داد، که می شود فعل معصوم، این فعل، حجت الهی و مطابق است با حکم واقعی پروردگار و در نتیجه خلاف نیست و انتقاد هم جایز نخواهد بود؛ برای این که ما معتقدیم پیامبر(ص) و امامان(ع) معصوم هستند و معصوم هم بر خلاف حکم الهی نه حرفی می زند و نه عملی انجام می دهد؛ این برای قول معصوم و فعل معصوم.
 اگر ما دیدیم که معصوم فرمایشی فرموده اند و نظر ما مطابق او نیست و مخالف اوست، این جا ما وظیفه داریم نظر خودمان را اصلاح کنیم و نظر خودمان را با نظر معصوم منطبق کنیم، نه این که ایرادی کنیم و نقدی کنیم، چون نظر او مطابق با حکم الهی است و نظر ما اگر مخالف است ما باید تطبیق دهیم خودمان را با حکم الهی؛ یا این که اگر معصوم فعلی انجام داد که نظر ما این طور نیست و فعل و عمل ما خلاف آن است، نمی توانیم به او اعتراض کنیم بلکه باید فعل خودمان را اصلاح کرده و منطبق کنیم با فعل معصوم؛ چون فعل معصوم مطابق با حکم واقعی پروردگار است. این برای قول و فعل معصوم است که هر کسی که اعتقاد به امامت ایشان دارد، در مقابل باید تسلیم باشد.
 و بودند بزرگان و شیعیانی که خدمت امام رسیدند و به معنای واقعی نسبت به فرمایش امام تسلیم بودند. برای مثال آن عالم بزرگ و راوی معروف و معتبر می آید خدمت امام صادق(ع) و می بیند اناری جلوی امام(ع) است و عرض می کند یابن رسول الله، اگر شما بفرمایید این انار، نصفش حلال و نصف دیگرش حرام است، من هم همین عقیده را پیدا می کنم و می گویم نصفش حلال و نصف دیگرش حرام است؛ یعنی این طور در مقابل فرمایش امام تسلیم بودند.
 اگر کسی پیرو مذهب شیعه باشد، و در فکرش بحث انتقاد از قول و فعل معصوم یا سؤال و شک و شبهه ای پیش آمد، باید چه کند؟ چون فکر انسان ممکن است به این سمت هم کشیده شود؟
 بله؛ افرادی هم بودند که یا اعتقاد به امامت نداشتند یا این که در مقام امامت امام شک داشتند و از این رو اشکالات و ایراداتی می گرفتند و یا به اصطلاح نقدی می کردند؛ امام(ع) هم اجازه می دادند، که این ها نقدشان را مطرح کنند تا برای شان رفع شبهه شود، و امام در مقابل توضیح دهند که این مطلبی که شما می گویید یا این شبهه ای که مطرح می کنید، خلاف واقع است و این درست نیست؛ عینا مثل این که اجازه می دادند بیایند از امام سؤال کنند؛ می فرمود، بیایید سؤالات تان مطرح کنید؛
سؤال که می کردند امام توضیح می دادند و جواب می دادند؛ نقد هم اگر می کردند، امام اجازه می دادند برای این که رفع شبهه شود؛ نه از باب این که امام متوجه شود چه چیز درست است؛ نه؛ ایشان اجازه نقد که می دادند برای این که بیایند شبهه شان را مطرح کنند تا امام رفع شبهه کنند و حق را برای آنان مطرح کنند؛ و اگر اجازه می دادند برای همین جهت بود؛ نه این که نقد به آن ها وارد بوده، بلکه اجازه می دادند نقدشان مطرح شود برای این که شبهه برطرف شود. برای رفع آن چه در ذهن شان هست که این کار مطابق با واقع نیست، تا امام، حکم الهی را برای شان بیان کنند.
 مثل همان مطلبی که در زمان رسول گرامی اسلام(ص) آن موقعی که امیرالمؤمنین امام علی(ع) را در خم غدیر به منصب امامت و خلافت خودشان منصوب کردند، آن شخص آمد خدمت حضرت پیامبر(ص) (که البته برخی این نقل تاریخی را قبول ندارند اما بر فرض صحت می گوییم) آن شخص آمد از پیامبر(ص) سؤال کرد که این کار شما از طرف خدا بود یا از سوی خودتان؟ و پیامبر(ص) هم اجازه می دهند که او بیاید و در جمع سؤال ش را مطرح کند تا در نهایت خود پیامبر(ص) این شبهه را برطرف کنند؛ بنابر آن چه هست، پیامبر(ص) جواب دادند «به خدای آسمان و زمین، این عملی که انجام دادم، از طرف خدا بوده؛ یعنی حق را می خواستم بیان کنم»؛ اگر اجازه نقد دادند، برای رفع شبهه بود و حق واضح تر شود، به همین جهت اجازه صحبت می دادند.
 حالا، اگر چنانچه کسی بخواهد بگوید نقد معصوم جایز است، این موضوع خلاف است؛ نقد معصوم، یعنی نقد حکم واقعی الهی و ایراد گرفتن به حکم خدا، که درست نیست؛ اجازه نقد هم اگر می دادند به این جهت بود که شبهه شان برطرف شود.
 در ابتدای شروع گفت وگو نیز سؤال کردم که آیا میان نقد خود معصوم و نقد حکومت معصوم که آقای رئیس جمهور دقیقا روی همین موضوع حکومت در زمان معصومین اشاره داشتند، تفاوتی هست و آیا می توان حکومت در زمان معصوم، یعنی حکومتی که حاکم آن امام معصوم باشد، مانند حکومتی که برای دوران پس از ظهور امام زمان(عج) متصور هستیم، نقد و انتقادی داشت و ایرادات را مطرح کرد؟
 بله. در یک حکومت اسلامی که امام عصر(عج) و امام معصوم حاکم است، در آن حکومت می شود نقد کرد؛ و قطعا می شود نقد کرد؛ کما این که در زمان حکومت امیرالمؤمنین امام علی(ع) می آمدند و به والی و استاندار حضرت ایراد می کردند و می گفتند استاندار شما چنین و چنان کرد و امیرالمؤمنین(ع) هم پس از بررسی، وقتی می فهمیدند کار اشتباهی از سوی آن استاندار سر زده، او را عزل می کردند؛ این نقدها پذیرفته می شد و بر طبق آن عمل می کردند.
 در حکومت امام زمان(عج) هم، نقد امکان پذیر است؛ نقد مسئولین و خدمتگذاران و کارگزاران نظام می شود، تا اشکالات رفع شود اما بازهم نباید فراموش کنیم که نقد خود معصوم جایز نیست، چون فعل معصوم و قول معصوم، حجت و مطابق با حکم الهی است که آن قابل نقد و ایراد نیست؛ اما در حکومت اسلامی، و در همین حکومت اسلامی خودمان که امروز وجود دارد، باید نقد باشد؛ نقد آموزنده و نقدی که حل مشکلات و رفع نواقص شود، و اگر ایرادهایی در جاهایی هست، بتوانند رفع کنند. بنابراین نقد بجا و نقد به مورد باید باشد، چرا که آموزنده و اصلاح کننده است و البته نقد هر کسی غیر از معصوم؛ چون فقط معصوم است که فعلش مطابق با حکم واقعی خداست و قولش مطابق با حکم پروردگار، و آن قابل نقد نیست، اما هر کسی غیر معصوم، قابل نقد است.
 به نظر شما چرا با وجود این که آقای روحانی رئیس جمهور اصلا بحث انتقاد از شخص معصوم را مطرح نکرده و گفته بودند در زمان حکومت معصوم هم امکان نقد وجود دارد، مخالفان دولت، سخن رئیس جمهور را به گونه ای متفاوت مطرح کرده و بر اساس همان برداشت نادرست این قدر موضع گیری کردند؟
 حالا اگر کلامی از شخص رئیس جمهور صادر شده و برداشت می شود که ایشان نقد معصوم کرده، اما این که خود ایشان یکی دو روز بعد می آید و می گوید که من این جمله که نقد معصوم مجاز است را نگفتم و اگر چنین برداشتی هم می شود، برداشت صحیحی نیست و برداشتی غلط از سخنان من است و مقصود من این نبوده، قطعا باید این سخنان را پذیرفت و نباید این موضوع را دنبال کرد؛ نمی شود گفت که نخیر، شما این را گفتید و حتما هم اشتباه گفتید؛ چون واقعا صلاح نیست.
 حضرت عالی نیز اشاره داشتید که نقد حکومت در زمان معصومین هم امکان پذیر است؛ اما کسانی که به بهانه این موضوع به مخالفت با دکتر روحانی پرداختند، به احتمال زیاد به مستندات تاریخی از جمله برخورد امام علی(ع) به عنوان حاکم جامعه اسلامی با مردم و اجازه انتقاد دادن، آگاه بودند؛ اما با این وجود مخالفت های خود را ابراز کردند؛
سؤال مشخص من این است که به نظر شما این انتقاداتی که اخیرا مطرح شد، واقعا با دغدغه دین بود یا صرفا انتقاداتی سیاسی؟
 اشاره شد که در زمان حکومت امیرالمؤمنین(ع)، گاهی مردم می آمدند و از منصوبین امام علی(ع) اعتراض و شکایت می کردند و حتی دارد که گاهی امام علی(ع) آن استاندار را عزل می کردند. حساسیت بیشتری که باید باشد روی بحث نقد کلام یا عمل معصوم و در یک کلام نقد خود معصوم است که گفتیم مجاز نیست،
اما در حکومت معصوم و برای مثال حکومتی که امام زمان(عج) حاکم بر آن حکومت است، انتقاد و نقد امکان پذیر است؛ چرا که امام زمان(عج) نیز در زمان حکومت خود، فرمانداران، استانداران، مسئولین و کارگزارانی در حکومت خواهند داشت که نقد آن ها حتما جایز است.
 بنابراین، انتقاداتی که مطرح شده، اگر بر اساس این نظر باشد که نقد حکومتی که امام زمان(عج) در آن حکومت می کند، درست نیست و اشتباه است و شاید سیاسی کاری باشد؛
مضاف بر این که در آن طرف، خود آقای روحانی آمده و گفته که من قبول دارم نقد خود معصوم جایز نیست و چنین حرفی نزدم و اگر حتی از سخن من برداشت شده که گفتم نقد معصوم جایز است، این برداشت را قبول ندارم و این برداشت اشتباهی بوده است؛ قطعا باید این سخن رئیس جمهور را پذیرفت و روی آن صحه گذاشت و تشکر هم کرد از این که شما این مطلب را توضیح دادید؛ مطلب واضح و روشن است و ادامه دادنش به مصلحت نیست.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ یکشنبه 1 بهمن 1396 ] [ 12:58 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

با همسری که مدام ایراد می‌گیرد چه کنیم؟

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8316991576/HAMSARE_EER8DY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8316991850/HAMSARE_EER8DY_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8316992192/HAMSARE_EER8DY_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8316992500/HAMSARE_EER8DY_4.jpg

 

 میگنا: زندگی کردن با همسری که ظاهرا همیشه چیزی برای ایراد گرفتن پیدا می‌کند خیلی سخت و دردناک است. شما باید بخاطر سلامت روحی و هیجانی‌تان، راه هایی برای غلبه بر چنین شرایطی پیدا کنید.
 چرا همسرتان از شما ایراد می‌گیرد؟
اگر این را درک کنید که بیشتر انتقادها و عیب جویی‌های همسرتان ارتباط مستقیمی با شما ندارد، خیلی بهتر و امیدوار کننده‌تر خواهد بود، البته وقتی ایراد گیری‌های همسرتان معمولا مستقمیما شما را هدف می‌گیرند، باور این موضوع سخت است.
اما واقعیت این است که هر کسی که ایرادها و عیب‌های دیگران را پیدا می‌کند، پیش از آن از دست خودش و زندگی‌اش ناراضی و ناراحت است. ممکن است همسر شما والدینی منتقد داشته و یاد گرفته که به این صورت ارتباط برقرار کند، یا شاید خشمی نهفته را با خود حمل می‌کند یا از سالها پیش افسوس چیزی را در دل دارد.
 اگر همسر شما آنقدر بالغ شده که بتواند در آینه به خود نگاه کند و دلایل واقعی و پنهان خشمش را تائید کند، زندگی مشترک شما خیلی بهتر تغییر خواهد کرد.
اما اگر چنین نیست، شما باید قبول کنید که نارضایتی و بهانه جویی او اغلب ربطی به کارها و رفتارهای شما ندارد.
 اگر شما هم دوروبرش نبودید، احتمالا یک نفر دیگر هم همین حرف‌ها را می‌شنید.
 واکنش‌های‌تان را هوشمندانه انتخاب کنید
معمول‌ترین واکنش نسبت به انتقاد و بهانه جویی بین همسران، جنگ و دعوا و جر و بحث است.
جر و بحث کردن باعث می‌‌شود شرایط ناخوشایند ایراد گیری‌ها تداوم پیدا کند و وارد حاشیه‌های بیخود هم بشوید. به هر حال چنین واکنش‌هایی فقط باعث تشدید تنش و ادمه پیدا کردن آن بین شما و همسرتان خواهند شد. بهترین واکنش این است که هیچ واکنشی نشان ندهید! یعنی ظاهرا به همسرتان گوش بدهید اما همزمان خونسردی خود را حفظ کنید و نقد و ایراد جویی او را بررسی نکنید.
البته منظور این نیست که کاملا ساکت بمانید و احتمالا خشم همسرتان را برانگیخته کنید. مثلا او می‌گوید:
 تو خانه را خوب تمیز و مرتب نمی‌کنی.
 شما بگویید: ممکن است حق با تو باشد.
 او می‌گوید: تو باید یک اتومبیل جدید بخری.
 شما بگویید: روی این موضوع فکر می‌کنم.
 او می‌گوید: آرزو داشتم تو بیشتر شبیه پدرم/ مادرم بودی.
 شما بگویید: من مقایسه کردن را دوست ندارم.
 از احساسی که در این لحظه در شما برانگیخته شده، قدمی به عقب بر دارید
 البته کار سختی است که احساسات تند برانگیخته شده را نادیده بگیرید، مخصوصا اگر منفی هم باشند. اما واکنش نشان دادن و حرف زدن طبق آزاری که دیده‌اید، احتمالا فقط باعث می‌‌شود هر دوی شما درگیر لحظات دردناکی شوید و نتوانید کمکی به همدیگر بکنید.
 در مورد انتقادهای همسرتان، بی طرفانه فکر کنید
 در موضع دفاع قرار گرفتن و شروع مبارزه‌های کلامی، چالش‌های جدیدی ایجاد می‌کند. اول ببینید نقدی که بر شما وارد شده اصلا درست است یا نه، با خودتان روراست باشید و شرایط را ارزیابی کنید. از خودتان بپرسید آیا ممکن است تعمدا کاری کرده باشید که همسرتان را آزرده کرده یا این احساس را به او داده که مورد بی‌احترامی شما قرار گرفته؟
 برای خودتان حد و حدود تعیین کنید
اگر همه چیز را بررسی کردید و علتی برای رفتار بد همسرتان پیدا نکردید، باید از جانب خودتان کاری بکنید. همسر شما وظیفه دارد با شما با احترام و توجه رفتار کند. تعیین کردن حد و حدودهای فردی که سالم و درست هستند درست مانند ساختن حصاری محکم در اطراف خانه‌تان است که از داشته‌های با ارزش‌تان محافظت می‌کند. بخشی از مراقبت فردی این است که به هیچکس اجازه ندهید به اعتماد بنفس شما لطمه بزند و این درست همان جایی است که مسئله‌ی حد و حدودهای فردی مطرح می‌شود.
حد و حدود مشخص کردن به این معنی نیست که دیگران را از زندگی خود خارج کنید. بلکه فقط باید مشخص کنید اجازه‌ی چه رفتارهایی از دیگران را نسبت به خود می‌دهید تا آسیب نبینید. اگر نسبت به حصاری که دور خود کشیده‌اید وفادار و جدی باشید، هر دوی شما یاد می‌گیرید که راه سالم‌تری را برای زندگی برگزینید.
 حدود شخصی‌تان را چگونه اعلام کنید؟
تعیین حد و حدود به طور شفاف کار سختی می‌تواند باشد اما با تمرین کردن می‌توانید آن را به خوبی یاد بگیرید.
 جملات‌تان با «من» شروع شود تا تمرکز روی خود شما باقی بماند و اینگونه جلوه نکند که شما طرف مقابل را متهم می‌کنید.  تُن صدا و لحن‌تان ملایم باشد، اگر داد و فریاد کنید، همسرتان فقط صدای هیجان شما را خواهد شنید و به چیزی که می‌خواهید نمی‌رسید.
 خوشبین باشید، تعیین حد و حدود فردی ممکن است در ابتدا حس خوبی نداشته باشد اما چیز خوبی برای هر دوی شماست.
. ممکن است همسرتان حرف‌های شما را درک کند یا اینکه با عصبانیت واکنش نشان بدهد. این وظیفه‌ی شما نیست که واکنش او را تعیین کنید، حساس باشید اما جدی و محکم بمانید.
 از مشاور و روانشناس کمک بخواهید
مشاوره می‌تواند منبع بسیار خوبی از حمایت برای هر کسی باشد که شرایط سختی دارد.
یک جفت چشم و گوش دیگر می‌تواند نگاه جدیدی به شما و همسرتان بدهد. حتی اگر همسرتان هم موافق مراجعه به مشاور نباشد، شما خودتان می‌توانید با گفتگو و مشورت با کسی که ازدواج و مسائل آن را درک می‌کند از راهکارهای او بهره ببرید. حتی اینکه فقط بدانید یک نفر دیگر هست که مشکل شما را درک می‌کند و متوجه چالش‌های شماست به شما شجاعت و دلگرمی می‌دهد.
- ترجمه از هدی بانکی - برترین ها
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ چهارشنبه 27 دی 1396 ] [ 07:59 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  من از عملكرد مسؤولان در برابر مردم شكایت دارم!؟ ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای صدیقی و زائری

 

واکنش‌ها به اظهار نظر جنجالی امام جمعه تهران

 

تصویر مرتبط

  خبرآنلاین ، محمد رضا زائری : چیزی در باره خطبه های نماز جمعه این هفته تهران نوشته ام و حالا دچار تردید شده ام که آیا باید عذرخواهی کنم؟ آیا شتابزده حکم کرده ام؟ آیا انصاف را فرونهاده ام؟

 وقتی دارم كتاب می خوانم ولی از خودم می پرسم آیا باید عذرخواهی كنم؟ وقتی بر سر سفره می نشینم، حتى وقتی نماز می خوانم از خود می پرسم!
 من از امامان جمعه به طور كلی آزرده ام، اما این چه ربطی به آقای صدیقی دارد؟ من از برخی موضعگیری های آقای صدیقی دلخورم، خوب این چه ربطی به این خطبه خاص دارد؟ من از بخش های دیگر همین خطبه گله مند هستم، باشد اما این چه ارتباطی با مضمون كلی نقد من دارد؟
وقتی برای چندمین بار می خوانم و می شنوم و می اندیشم می بینم وزن توصیف ایشان از آشوب طلبان و اغتشاش گران چنان نبود كه من نشان داده ام و هرچند معتقدم باز هم استفاده از این عبارت در شرایط كنونی حساسیت برانگیز بوده و خوشایند نیست اما پس از تماشای فایل ویدئویی سخنان جناب آقای صدیقی احساس می كنم سیاق گفتار طبیعی است و برداشت من ناروا و نوشته من بی انصافی و از این بابت باید به صراحت از ایشان عذرخواهی كنم.
گرچه برای جبران قضاوت یكسویه خود بخش های دیگر سخنان ایشان را منتشر كردم اما بسیاری از دوستان مؤمن و انقلابی ام این را كافی ندانسته و از من خواسته اند به صراحت عذرخواهی كنم. راستش حتى اگر حق با من بود باز هم جانب همراهی این دوستان را فرونمی گذاشتم و در مقام انتخاب بی تردید میان جبهه ایمان و انقلاب و حفظ شأن نفس خود نظر این دوستان را برمی گزیدم.
امروز دوستان منتقد من از موضع دینداری و شور انقلابی بر من می تازند و من -گرچه از برخی رفتارها و گفتارها و بعضا توهین هایشان آزرده ام- یك تار موی ایشان را به همه عالم نمی دهم.
به صراحت این عذرخواهی را تكرار می كنم تا خدای من نیز بداند كه در برابر بندگان صالح او از موری كمترم و برای همراهی و همدلی با باورهای انقلابی شان از برداشتهای شخصی ام می گذرم.
اگر انتقادی دارم كه همچنان خواهم داشت، اگر تند و تیز می نویسم، كه همچنان خواهم نوشت، اگر اعتراض می كنم، كه همچنان خواهم كرد... همه از موضع حرص بر این ارزشها و برای صیانت از این انقلاب است.
آزردگی و آشفتگی من از ظلم ها و دروغ ها و نامردمی ها و فسادها و ویژه خواری هایی است كه به نام دین و به اسم انقلاب روی می دهد و هر روز هزار هزار از جوانان مان را از اسلام و نظام انقلابی مان بیزار می كند.
برافروختن من از بی دین شدن جماعتی است كه دیر یا زود پدران و مادران همین جامعه اند و اینك با رفتار ما نه بی تفاوت و بی دین، كه ضد دین و انقلاب هستند و قرار است نسل آینده را پرورش دهند.
برآشفتن من نه از دین گریزی این نسل بلكه از دین ستیزی شان است، آن هم وقتی كه امامان جمعه امروز تهران هیچكدام نخواهند بود تا نتایج رویكرد امروز خود را در رفتار و كردار آنان ببینند.
من از عملكرد مسؤولان در برابر مردم شكایت دارم، از كارنامه قوه قضاییه شرمسارم، از ادبیات حاكمیت در برابر مردم معترض دلگیرم، از خبر مرگ مشكوك چندجوان در بازداشتگاهها و بی اعتنایی همین جبهه انقلاب و ایمان به چنین خبری حیرت زده ام، از رویدادهای ماهها و سالهای آینده كه نتیجه طبیعی غفلت های امروز ماست وحشت دارم، اما همه اینها لحن آن یادداشت مرا توجیه نمی كند.
این است كه فكر می كنم باید از آقای صدیقی عذرخواهی كنم و می دانم ایشان با سینه ای گشاده و رویی گشوده چون گذشته این اعتذار را خواهند پذیرفت.

 

 

   نامه م.ر. زائری به آقای صدیقی؛ می‌شود فقط روضه بخوانید؟

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

  حجت الاسلام محمدرضا زائری نوشت: نمی دانم روزگار چه رسمی دارد برای ناکام کردن پیاپی ما که هر روز چیزی از دلبستگی‌ها و دلخوشی هایمان می‌ستاند؟ یک روز اعتمادمان به این دانشمند نکته سنج و فرزانه با سخنان نسنجیده و بی حسابش به باد می‌رود و روزی دیگر باورمان به صداقت آن استاد دنیاگریز با افشای زدوبندهای پشت پرده اش با اصحاب قدرت رنگ می‌بازد! حالا هم نوبت حاج آقای صدیقی است که با ادبیات تلخ و تأسف انگیز "آشغال" در وصف برخی معترضان ناآرامی‌های اخیر کشور باعث نگرانی و تأسف ما بشوند و ناکاممان سازند. نمی دانم چه دلیلی دارد موضوعی را که ظاهرا پایان یافته و رهبر انقلاب هم حرف آخر را در باره آن زده‌اند دوباره در‌تریبون نماز جمعه مطرح کنند و جایی که قرار است بلندگوی وحدت و آرامش یا محراب امیدبخشی و معنویت باشد به چالشهای اختلاف برانگیز سیاسی بیالایند؟

نمی دانم چه دلیلی دارد حاج آقای صدیقی که با روضه خوانی‌ها و گریه‌های خویش در شیرین‌ترین لحظات توسل و توجه معنوی بسیاری از شهروندان تهرانی سهیم بوده‌اند به چنین موضوعی وارد شوند و با عبارت‌ها و کلماتی عجیب خاطره "خس و خاشاک" را زنده کنند؟ نمی دانم حالا که بزرگان مصلحت نمی‌دانند ائمه و خطبای مهمترین نماز جمعه کشور را تغییر دهند و چهره‌های جوان و آگاه و دقیق و جوان پسند و مناسب وشایسته را منصوب نمایند، چرا خود همین آقایان جنتی و موحدی کرمانی و صدیقی و خاتمی قدری حواسشان را جمع نمی‌کنند تا آبروی روحانیت و حوزه و مرجعیت و نظام و انقلاب و رهبری باشند؟

چرا آقایان متوجه نیستند که بیرون از اتاق‌های دربسته و پشت دیوارهای محافظان شان هم مردمی هستند؟ چرا آقایان نمی‌دانند که جز تحلیل‌های بولتن سیاسی رسمی و محدودشان چیزهایی در متن جامعه جاری است؟ چرا آقایان نمی‌فهمند که کلمه به کلمه و جمله به جمله شان در این روزگار توسط رسانه‌های جدید و شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی می‌گردد و شنیده یا خوانده می‌شود؟ آیا تحریک کردن عواطف بخشی از جامعه با عباراتی مثل "یک مشت آشغال" صواب است؟ آیا انگشت کردن در زخمی که همه -حتى رهبر انقلاب در سخنان اخیرشان- برای التیام آن می‌کوشند رواست؟

آیا لگد زدن بر پیکر زخم دیده مردمی که سراسر اعتراض و دلخوری و آزردگی و درد هستند انصاف است؟ اگر مردم امروز سخنی نمی‌گویند و حرفی نمی‌زنند و به میدان نمی‌ریزند و فریاد نمی‌کشند فقط از آن روست که نمی‌خواهند آبی به آسیاب دشمن بریزند و به خاطر آن است که راضی نیستند آتش بیار معرکه‌ترامپ و نتانیاهو باشند! آقایان، تو را به خدا به هوش بیایید و تو را به خدا گوش کنید! این مردم درد دارند و عقده‌های بسیار در گلو نگه داشته اند! چرا نباید عالمان دین اینجا هم چون همه جای جغرافیای این سامان در کنار مردم باشند و اکنون هم چون همیشه‌ی تاریخ این قوم با درد و داغشان هم ناله گردند؟

چرا نباید روحانیان به سنت تاریخی مراجع تقلید و بزرگان حوزه در کنار مردم باشند و برای دردهایشان فریاد و بانگ و پرچم و بارو شوند؟ چرا نباید عمامه به سرها و آخوندها پیش و بیش از هر کسی از ظلم و تبعیض و فساد و رانت‌خواری فریاد بزنند و برای مبارزه با سودجویانی که نام دین و انقلاب را به لجن کشیده‌اند سینه سپر کنند؟ چرا نباید برای حفظ آرمانهای انقلاب و برای صیانت از حیثیت رهبری همچنان روحانیت اصیل ما انقلابی بمانند و انقلابی رفتار کنند؟ آقای صدیقی عزیز! چرا خاطره‌های شیرین ما را خراب می‌کنید؟ حاج آقای صدیقی عزیز! تو را به خدا فقط روضه بخوانید! آقایان، باور کنید دلمان برای نماز جمعه تنگ شده، ما هم حق داریم به نماز جمعه بیاییم! خواهش می‌کنم نماز جمعه را از ما نگیرید!

 

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

 


[ سه شنبه 26 دی 1396 ] [ 03:06 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  با این رفتارها همسرتان را عصبی نکنید ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

 برخی اوقات شما کلماتی را به زبان می آورید که دل عشق زندگی-تان را می شکند. اگر دوست دارید بدانید که چه حرف ها و رفتارهایی بیش از همه موجب آزار مردها می شود، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.
 میگنا: در اوایل رابطه همه چیز زیبا و جذاب است، به این دلیل که هر دو طرف رابطه تلاش می کنند تا تاثیر مثبتی روی یکدیگر بگذارند، اما این شرایط معمولا دوام زیادی ندارد و با گذشت زمان شما رفتارهایی از خود نشان می دهید که موجب آزار طرف مقابل تان می شود و این در هر رابطه ای اجتناب ناپذیر است. به عنوان مثال
برخی اوقات شما کلماتی را به زبان می آورید که دل عشق زندگی تان را می شکند. اگر دوست دارید بدانید که چه حرف ها و رفتارهایی بیش از همه موجب آزار مردها می شود، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.
 پرسیدن مدام این سوال: «آیا این لباس چاقم می کند؟»
 اکثر آقایان از شنیدن این جمله که «آیا در این لباس چاق به نظر می رسم؟» گیج و عصبی می شوند. به راستی شما با مطرح کردن این سوال انتظار چه جوابی را از آنها دارید.
مطمئنا او به شما نمی گوید که در این لباس چاق به نظر می رسید، زیرا می داند که عاقبت خوبی در انتظارش نیست. بنابراین جز این پاسخ که «نه! اصلا اینطور نیست. تو بسیار هم خوش هیکلی» چیز دیگری نخواهید شنید. بنابراین وقت خود و شریک زندگی تان را با این سوال ها که آیا فلان لباس به شما می آید یا نه، تلف نکنید. یا بهتر است که به جای سوال کردن، نظر خودتان را در مورد لباسی که به تن کرده اید، بیان کنید تا او هم در مورد عقیده شما نظر دهد.
 او با دوستانش است و شما مدام به او پیغام می دهید
 نه تنها شما بلکه مرد مورد علاقه تان نیز به زمان هایی که تنها با دوستانش بگذراند، احتیاج دارد. اما اگر در این شرایط شما مدام به او پیغام دهید، در واقع شب او را خراب کرده اید. چیزی که او احتیاج دارد فضای تنهایی است. شما باید به او این فرصت را بدهید تا هر از چند گاهی هر کاری که خودش دوست دارد را انجام دهد. اگر نمی توانید در این مواقع خودتان را نگه دارید و تا بازگشت او صبر کنید، بهتر است که شما نیز سر خودتان را به گونه ای گرم کنید.
 می گویید: «خوبم» اما در حقیقت نیستید
 زمانی که مرد زندگی تان از شما احساس واقعی تان را می پرسد اما شما با وجود ناراحتی و عصبانیت در پاسخ می گویید: «خوبم، چیزی نیست» در واقع او را از خود رنجانده اید. شاید دلایل گوناگونی را برای عدم بیان ناراحتی تان داشته باشید، به عنوان مثال دوست دارید ببینید که آیا خود او علت این ناراحتی را می فهمد، یا این که می خواهید تلاش او را برای خوب کردن حال خود بدانید ... اما در هر صورت چیزی که او در این شرایط از شما می خواهد، صداقت و روراستی است.
بنابراین به جای این که از او بخواهید خودش علت ناراحتی شما را حدس بزند، هر چه سریع تر راز دلتان را فاش کنید تا او بتواند آن را برطرف و شما را بار دیگر شاد کند.
 از پسرهای دیگر حرف می زنید
صحبت کردن از آدمهای زندگی تان مانند دوستان، همکاران یا خانواده، امری عادی است اما زمانی که شما پای پسرهای دیگر را وسط می کشید، همه چیز تغییر می کند. به عنوان مثال شما با بیان جمله ای چون «آن مرد به من گفت که چقدر زیبایم» او را می آزارید. طرف مقابل تان شاید حتی به روی خودش نیاورد اما با شنیدن این جمله احساس ناامنی پیدا خواهد کرد. در حقیقت، او می داند که شما زیبایید اما نباید این گونه جملات را مدام پیش او به زبان آورید.
 دیر سر قرار حاضر می شوید
 بیایید صادق باشم. خانم ها وقت زیادی برای حاضر شدن می خواهند، آقایان نیز به این حقیقت واقفند اما اگر شما هر بار که با طرف مقابل تان قرار دارید، دیر کنید، در حقیقت به او ثابت کرده اید که احترام زیادی برایش قائل نیستید. زمان او نیز مانند زمان شما ارزشمند است
بنابراین اگر یک ساعت برای حاضر شدن زمان می خواهید، بهتر است که برنامه ریزی تان به گونه ای باشد که در زمان مقرر بر سر قرار حاضر شوید.
 حرف او را قطع می کنید
 میگنا: هیچکسی دوست ندارد که حرف-اش توسط دیگری قطع شود. در واقع زمانی که شما وسط حرف طرف مقابل تان می پرید، بدین معنی است که برای حرف های او ارزشی قائل نیستید. شاید دلیل این رفتار شما این باشد که قبلا حرف هایش را شنیده اید اما حتی این هم بهانه خوبی برای گسستن حرف های مرد زندگی تان نیست.
در نهایت دلیل تان هر چه باشد، این رفتار به دلیل این که نشاندهنده بی احترامی به طرف مقابل است، بسیار آزار دهنده می باشد.
 قدرت تصمیم گیری ندارید
 برای هر آدمی سخت است تا با فردی برخورد کند که قدرت تصمیم گیری ندارد. زمانی که شما طرف مقابل تان را در انتظار گرفتن یک تصمیم نگه می دارید، در واقع همه چیز را در حالت تعلیق در آورده اید. به عنوان مثال زمانی که او از شما می پرسد «کدام فیلم را دوست دارید تماشا کنید» و شما در جواب می گویید که «نمی دانم» یا «فرقی نمی کند» در واقع او را ناراحت کرده اید زیرا که  
  او با پرسیدن این سوال خواسته تا طبق علاقه شما پیش رود اما شما با چنین جوابی بی تفاوتی خود را نسبت به او نشان داده اید. بنابراین سعی کنید که تا جای ممکن تصمیم گیری هایتان را به تاخیر نیاندازید.
 می پرسید: «آیا هنوز هم مرا دوست داری؟»
 حتما برای شما هم پیش آمده که از شریک زندگی تان بپرسید «آیا هنوز مرا دوست داری؟». با بیان این سوال انتظار چه جوابی دارید؟ حتی اگر طرف مقابل تان مانند قبل به شما احساس نداشته باشد، باز هم نمی گوید که «نه! کمتر از قبل دوستت دارم.». مطمئنا در جواب خواهید شنید: «معلوم که هنوز هم دوستت دارم»
بنابراین پاسخی که برای این سوال خواهید شنید، ممکن است که پاسخ صادقانه ای نباشد. شما با این کارتان تنها نشان می دهید که در این رابطه احساس ناامنی دارید و همین امر ممکن است موجب دور شدن او از شما شود. بنابراین خودتان را با پرسش این سوال خسته نکنید و به دنبال راههای دیگری برای ثابت کردن عشق او نسبت به خودتان باشید.
 از رابطه تان در شبکه-های اجتماعی صحبت می کنید
 آقایان دوست ندارند که شما از رابطه عاطفی تان مدام در شبکه های اجتماعی صحبت کنید. مسائل خصوصی شما به هیچ کسی جز خودتان ربطی ندارد، به علاوه آنچه برای شما جذاب است، ممکن است که برای دیگران هیچ جذابیتی نداشته باشد، بنابراین از انتشار آنچه میان شما و شریک زندگی تان می گذرد، خودداری کنید. زمانی که شما مدام عکس عشق زندگی تان را منتشر می کنید یا هر روز درباره رابطه عاطفی تان می نویسید، در واقع حس ناامنی را به طرف مقابل تان انتقال داده اید. بنابراین از صحبت کردن در مورد رابطه عاطفی تان با دوستان مجازی، که امری بسیار شخصی است، پرهیز کنید.
 زمانی که گوشی از دست شما نمی افتد
 قبول داریم که شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام، توییتر، تلگرام یا فیسبوک اعتیاد آورند اما زمانی که پیش شریک زندگی تان هستید 
  باید عادت گوشی تلفن به دست گرفتن را ترک کنید. شما مدام سرتان داخل گوشی تان است زیرا نمی خواهید هیچ پستی را از دست بدهید اما طرف مقابل تان چه می شود؟ او هم احتیاج به توجه شما دارد. به عنوان مثال زمانی که او با شما صحبت می کند اما شما در پاسخ می گویید: «چه گفتی؟» در واقع او را از خود رانده اید و در حقیقت این حس را به او منتقل کرده اید که هیچ اهمیتی برای شما ندارد. بنابراین اگر شریک زندگی تان برایتان مهم است، این عادت خود را ترک کنید.
 ترجمه از پردیس بختیاری
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ دوشنبه 25 دی 1396 ] [ 01:05 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

چه کسانی پول مُفت گرفته وَ هنوز هم


دو قورت وُ نیم-شان باقی-ست!؟ ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 


 خبرآنلاین ، اقتصاد سیاسی ، سه شنبه 19 دی 1396 ، روزنامه شهروند نوشت: نایب‌رئیس مجلس در یک برنامه تلویزیونی خبر عجیبی را اعلام کرد که ارزش آن را دارد که در اعتراض به آن به خیابان بیاییم. البته با احتیاط تمام و شعارهایمان هم محدود به همین خواسته باشد! و هیچ نیازی به سردادن شعارهای تند هم نداریم.
 قضیه از این قرار است كه تعدادی موسسات پولی و اعتباری كه مدیران آن معمولا از كاركنان دون‌پایه بانك‌ها بودند و سواد و تحصیلات درست و درمانی نداشتند، در دوره دولت مهرورز مشمول مهر آن دولت شدند. به پا خاستند! و فارغ از مقررات بانكی چندین نه بلکه صدها موسسه پولی و مالی غیرمجاز راه‌اندازی كردند كه هیچ‌یك از مسئولیت‌های بانك‌های عادی را انجام نمی‌دادند و هركاری خواستند كردند. از پولشویی گرفته تا معاملات غیربانكی و ...
در نهایت هم توانستند با انواع ترفندها سودهای كلان به مشتریان خود بدهند و البته مبالغ بیشتری از آن را به جیب خود بزنند و کسی هم نپرسید اقتصادی که در رکود است و رشدی را تجربه نمی‌کند، چطور می‌تواند ٤٠درصد و بیشتر به سپرده‌ها سود دهد؟!!
آنها هزاران میلیارد تومان نقدینگی مردم را جمع كردند و مطلقا هم زیر نظارت بانك مركزی نبودند و نرفتند، چون زور داشتند و گمان می‌کردند كه بانك مركزی جرأت انحلال آنها را ندارد، چون کشور با یك بحران امنیتی مواجه خواهد شد. آنها به‌طور متوسط تا ٣٥ و ٤٠‌درصد سود به مشتریان خوش‌خوراک خود می‌دادند. البته برخی از افراد تا ٨٩‌درصد هم سود می‌گرفتند. احتمالا از همان‌هایی كه سود را شرعی هم نمی‌دانند!
از سوی دیگر اصلاح نظام بانكی با وجود این موسسات غیرقانونی ناممكن بود، زیرا هرگونه كاهش در سود بانكی موجب خروج پول از بانك‌ها و رفتن به سوی این موسسات می‌شد. لذا بانك مركزی و دولت چاره‌ای نداشتند جز اینكه آنان را تعطیل كنند و باید هم تعطیل می‌كردند، چون آنها با پول‌های دریافتی سود سپرده‌ها را می‌دادند و این خطرناك بود. لذا از حدود دو‌سال پیش بانك مركزی كارهای آنان را متوقف كرد و دستگاه قضائی هم همراهی كرد.
خب!
در این میان باید هزاران میلیارد پول سپرده مردم تسویه می‌شد. این كار مدتی طول كشید. تظاهرات پشت تظاهرات انجام دادند و از بانك مركزی طلبكار شدند! در نهایت به كلیه كسانی كه از رقم ٢٠٠میلیون تومان كمتر داشتند، پول‌هایشان پرداخت شد. توجه كنید كسانی كه تا ٢٠٠میلیون تومان پس‌انداز داشته‌اند، اینها جزو ٢٠‌درصد بالای جامعه هستند و نمی‌توانند فقرا باشند. افرادی هم كه بیشتر از این رقم داشتند تا همین مبلغ را گرفته‌اند و مابقی آن مانده كه پس از فروش املاك موسسات پرداخت شود. تا اینجای كار ظاهرا مشكلی نیست، ولی مسأله اصلی این است كه بانك مركزی برای انجام این كار طبق گفته نایب‌رئیس مجلس، ١١‌هزار میلیارد تومان از پول من و شما به كسانی پرداخته كه پول خود را در این موسسات غیرمعتبر و ربوی و با سود بالا گذاشته‌اند.
توجه كنید
به ازای هرنفر حدود ١٤٠‌هزار تومان از جیب ملت برداشته‌اند و به كسانی داده‌اند كه در مقام دریافت سودهای ٣٠ و ٤٠درصدی، بالاتر بوده‌اند. بانك مركزی باید در برابر این پرداخت پاسخگو باشد. مشكل مهم دیگر این است كه آن افراد نه‌تنها به این وضع راضی نیستند، بلكه خواهان سود پول‌های خود از‌ سال ١٣٩٤ هم هستند!! گویی كه ملت مسئول پرداخت سود آنان هم است؟ طبیعی است كه كسی از دریافت سود بالا بدش نیاید ولی چرا مردم عادی که پول‌های خود را در بانك‌های رسمی و با سودهای متعارف پس‌انداز كردند،
باید هزینه ریسك افرادی را بپردازند كه بر اثر زیاده‌خواهی پول خود را در این موسسات غیرقانونی گذاشته بودند؟ آیا دیگران نمی‌توانستند پول خود را در موسسات مزبور بگذارند و سود بیشتر بگیرند؟ چه فرقی باید میان این دو گروه باشد؟ چرا مردمی كه قانون را رعایت كردند و دچار زیاده‌خواهی نشدند، باید هزینه زیاده‌خواهی برخی از مردم را بدهند؟ مالباخته واقعی مردم عادی هستند كه به‌طور متوسط هر خانوار حدود ٥٠٠‌هزار تومان از جیبش برداشته شده و به افرادی پرداخت شده كه از روی طمع، پول خود را در این موسسات گذاشته‌اند.
متأسفانه بانك مركزی هنوز اطلاعات دقیقی را از پشت باجه این موسسات غیرقانونی كه چه كسانی پول‌های كلان در آن‌جا داشتند، ارایه نكرده است. امیدواریم با انتشار این اطلاعات گام موثرتری در مبارزه با این تخلفات برداشته شود. همچنین هرچه زودتر مبلغ پرداخت‌شده به آنان را با همان سود از اموال باقیمانده این موسسات گرفته و به خزانه بانك و ملت برگردانند.
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ شنبه 23 دی 1396 ] [ 10:57 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  بهشت ، دامن مـــادرست ... 

 

http://s9.picofile.com/file/8316549584/MAADAR_6.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8316549768/MAADAR_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8316549850/MAADAR_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8316557334/MAADAR_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8316557576/MAADAR_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8316557692/MAADAR_2.jpg

 

  شاخهُ سر سبز طوبی ، مادرم / رشحهُ جام اهورا ، مادرم 
 ای وجودت رشتهُ هستی من / ثدی پاکت اولین مستی من 
 قلب من ، آرام شبهای منی / عقل من ، پرهیز و پروای منی
 ای همه آرامشم لحن خوشت / پندهای بیکران در خامُشَت 
 آن کسی کو سرنوشتم را سرود / کرده با نجوای تو در دل ورود 
 ای تمام عمر پشتیبان من / ای اساس سعی و اطمینان من 
 ابتدای" خلقت از نورم " تویی / شوق جانم در رگم ، شورم تویی
 تا سحر بر بسترم ، بیدارَمی / تو شفا بخش تن تب دارَمی 
 آن خدایی که سرانجامم نوشت / کرده دامان تورا رنگ بهشت 
 جمله افلاک آفرینت میکنند / هر قدم سهم از نعیمت میکنند 
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ جمعه 22 دی 1396 ] [ 11:21 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   قـــلـــبـــهـــای بـــیـــمـــار ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8316475068/TAKAB_BOR_SHEYT8N_2.JPEG

 

http://s9.picofile.com/file/8316475342/TAKAB_BOR_SHEYT8N_1.JPEG

 

http://s8.picofile.com/file/8316475626/TAKAB_BOR_SHEYT8N_3.JPEG

 

http://s8.picofile.com/file/8316475900/KERD8R_SHAXS3YAT_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8316476384/ADAB_EEM8N_1.JPEG

 

http://s9.picofile.com/file/8316476626/XOSHBAXTEE_1.jpeg

 

  روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر است. علت ناراحتیش را پرسید، پاسخ داد: در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم. سقراط گفت: چرا رنجیدی؟ مرد با تعجب گفت: خب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت کننده است. سقراط پرسید: اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟ مرد گفت: مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود. سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟ مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم. سقراط گفت: همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی، آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است، روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش غفلت است و باید به جای دلخوری و رنجش، نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است، دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند. پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است.

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ پنجشنبه 21 دی 1396 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 رسانه های داخلی را همچنان محدود کنید!  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

لوح تقدیر آمدنیوز،بی بی سی و صدای آمریکا به مسؤولان ایران: رسانه های داخلی را همچنان محدود کنید!

 

 عصر ایران؛ جعفر محمدی* :

 اگر دو رسانه وجود داشته باشند که اولی اطلاعات را سانسور و دومی بدون محدودیت آن را عرضه می کند، معلوم است که مردم به سراغ دومی خواهند رفت ...

 پشت اصحاب رسانه می لرزد وقتی می خواهند خبر یا تحلیل منتشر کنند، مراقب تک تک کلمات شان هستند تا مبادا کلمه ای به کسی بربخورد یا باعث ایجاد سوء تفاهم شود، که اگر چنین شود، انوع برخوردها و مجازات ها متصور است. به طور خلاصه، ذهن روزنامه نگار ایران حین انجام مأموریت، بیشتر معطوف به نهادهای ناظر است تا مخاطب!

 رسانه های داخلی می ترسیدند خبر بزنند که فلان خیایان شلوغ شده است، می ترسیدند بنویسند در فلان شهرها بین پلیس و تجمع کنندگان درگیری شده است، می ترسیدند گزارش دهند که فلان شعارها سر داده می شد.
 چون اگر این ها را می نوشتند، فردای همان روز، تمام کاسه کوزه ها بر سر رسانه های داخلی می شکست که بیایید پاسخگوی همه تجمعات و تخریب ها و شعارها باشید، این شما بودید که مردم را تحریک به شورش کردید! ...

 به همین دلیل بود که رسانه ها، یا سکوت کرده بودند یا کلی گویی می کردند؛ این در حالی بود که در آن شرایط افکار عمومی، دنبال خبرهای میدانی با جزئیات بودند؛ و به این نیاز چه کسانی پاسخ دادند؟ رسانه های خارج از کشور، آمد نیوز، بی بی سی، صدای آمریکا و ...

 وقتی رسانه های داخلی نمی توانند برغم توانمندی شان، خبرها را به اطلاع مردم برسانند، مردم به سمت رسانه های خارج از کشور می روند. این می شود که کانالی مانند آمد نیوز، ظرف کمتر از 2 روز، یک میلیون نفر عضو جدید می گیرد.

 من اگر جای مدیران این رسانه های خارجی بودم، لوح تقدیری از جنس طلای 24 عیار برای مسؤولانی که رسانه ها را در ایران محدود کرده اند می فرستادم چرا که با بستن دست و پای رسانه های داخلی، میدان داری خبر را دو دستی تقدیم رسانه های خارجی کرده اند.

 وقتی در غیاب داخلی ها ، رسانه آن طرف آبی مرجع اصلی اطلاع رسانی می شود و اعتمادها را جلب می کند، آن گاه بر اساس سیاستی که دارد، شروع می کند به خط دهی کردن که فلان جا تجمع کنید، فلان شعارها را بدهید، به فلان جا حمله کنید، این روش درست کردن بمب دستی است و ...
 اگر آن جمعیتی که با تدابیر(!) مسؤولان داخلی به سمت رسانه های خارجی رفته اند، با رسانه های داخلی همراه می شدند، در عین مطلع شدن از اخبار واقعی، از خط دهی و تحریک رسانه های خارجی، مصون می ماندند.

 تا کنون کدام رویداد سیاسی یا اجتماعی بوده است که خواسته اید مردم از آن خبردار نشوند و مردم هم مطلع نشدند؟
 نه صدا و سیما و نه سایر رسانه های داخلی، جزئیات را اطلاع رسانی نکردند ولی اکنون همه می دانند در کدام شهرها چه اتفاقاتی افتاده، به کجاها حمله شده، چه شعارهایی داده اند و با جزئیات هم می دانند.
 اگر مسؤولان می خواهند امثال آمد نیوز و بی بی سی و ... هدایت افکار عمومی را در دست نگیرند، باید دست رسانه های داخلی را در اطلاع رسانی باز بگذارند. مردم، اطلاعات مورد نیاز خود را به دست خواهند آورد؛ اگر داخلی ها اطلاعات ندهند، سراغ خارجی ها می روند.

  متن کامـــل 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ پنجشنبه 21 دی 1396 ] [ 02:28 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  پس بیا تا قدر یکدیگر بدانیم! ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

 

نتیجه تصویری برای بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

 

  خبرآنلاین، وبلاگ غلامرضا فدایی : اولا عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. دشمنی آمریکا با ایران دیگر از سخنان مخفی و پنهانی گذشته و با آمدن ترامپ شمشیرها از رو بسته شده و به‌ جد همه آن‌ها از دمکرات و جمهوری‌خواه به میدان آمده‌اند و از گفتن و اقدام هیچ چیز نه ابا می‌کنند و نه شرم دارند و نه قواعد بین‌المللی برای آن‌ها اهمیت دارد. از ۱+۵ هم فقط یکی دو تا سکوت کرده‌اند. برجام را برای خودشان می‌خواهند و نه برای ما. ما هم خیلی به آن دل نبندیم. حواسمان جمع باشد.
 آن‌ها جامعه ملل را خودشان می‌دانند و با اتهام و افترا هر چه را بخواهند می‌گویند و انجام می‌دهند. توطئه اخیر به‌خوبی این امر را نشان داد و با آن‌که آن‌ها می‌خواستند نقشه خودشان را اجرا کنند ولی با هوشیاری مردم نقشه‌شان بر آب، و یک بار دیگر در منطقه سیاستشان با شکست مواجه، و سبب شد تا خوش‌خیالی بعضی‌ها در کشور هم به واقعیت تبدیل نشود و دیدند که مذاکره با پلنگ تیز دندان امکان ندارد. این توطئه و شکست آن توفیقی برای ملت ایران به حساب می‌آید که در آستانه چهلمین سال انقلاب بار دیگر تجدید قوا کنند و دشمن واقعی خود را بشناسند.
 این تحرکات دو خاصیت داشت. اول این‌که توطئه دشمن را که ظاهرا قرار بود سال آینده اجرا شود را جلو انداخت و چهره آنان را عریان و عیان به ما و جهانیان نمود. این برای ما و ملت هشداری بود که باید قدر آن را بدانیم و از خدا سپاسگزار باشیم. این برنامه چیزی ار 28 مرداد 32 کم نداشت و اگر چه نوعی دیگر بود ولی عریان بودن آن مشخصه بارز آن بود.
 فایده دوم این بود که به مسئولان ما فهماند که چه بسا دشمن اصلی خود ما هستیم. باید درکارهایمان به جد تجدیدنظر کنیم. و بدانیم که دشمن هرآن منتظر فرصت است تا انتقام بگیرد و اگر مسئولان از خواب خرگوشی بیدار نشوند بالاخره روزی همین حمایت مردم را هم از دست خواهند داد. اینکه بگویند صدای ملت را شنیدند و خواست آنها را به حق بدانند کافی نیست. این گام اول و یا شاید مقدمه ای بر گام اول باشد. اعتراف بر اینکه مشکل مردم را ما درک کردیم دردی را دوا نمی کند. آیا مسئولان خود با مشکلات مردم آشنا هستند، تا چه رسد به آنکه آن را لمس کنند؟ آنهایی که حقوق آن‌چنانی دارند و یا ثروتشان از چندین هزار میلیارد متجاوز است و احیانا بعضی هاشان هنوز یارانه هم به قصد قربت دریافت می کنند می توانند برای این کشور برنامه ریز خوبی باشند؟ و به قول معروف «کجا دانند حال ما سبکباران محمل‌ها».
 ثانیا این که رئیس جمهور و بعضی دیگر این واقعه را فرصت و نه تهدید تلقی کردند امری بسیار مبارکی است ولیکن به شرطها و شروطها. باید مردم آثار آن را به جد در تصمیم گیری ها ببینند و بدانند که دولت نه تنها خدمتگزار است که سعادت و کرامت مردم را طلب می کند. دولت نمی خواهد مردم را سر سفره پُر و پیمان از طریق واردات بی حساب و کتاب بنشاند، ولی از آن طرف هم برای کشور قرض بالا بیاورد و هم یک مشت جوان بیکار تحویل آینده بدهد.
مردم از گرانی اگر چه ناراحت اند؛ ولی از تبعیض به مراتب بیشتر ناراحت اند. آنها می گویند اگر گرانی هست برای همه باید باشد و بلا اگر همگانی شود قابل تحمل است ولی اگر فقط قشر ضعیف و زحمتکش و از جمله کارگر و معلم باید جور آن را بکشند هرگز قابل قبول نیست. توزیع ناعادلانه و لاپوشانی آن از مردم غیر قابل تحمل است..
 بنابراین دشمن سبب شد تا مسئولان ما را از خواب غفلت بیدار کند و امیدوارم بیدار شده باشند که دل بستن به غرب و شرق و امید سرمایه گذاری آنها دراین کشور اگر چه ممکن است فوائدی داشته باشد اما در واقع ضررش بیش از نفعش است. به آنان هشدار داد که قدر این ملت را بیشتر بشناسند و برای این ملت از مال و جان دریغ نکنند.
به آنان فهماند که اگر پشتیبانی ملت را داشته باشند همه چیز را دارند و اگر از پشتیبانی ملت محروم باشند هیچ کاری نمی توانند بکنند. پس باید برای ارتقای سطح فکری، علمی، مهارتی مردم از جان و دل بکوشند. ملت نشان داد که اگر رفاه می خواهد عزت هم می خواهد و از تبعیض ها ناراحت و نگران است. ملت نشان داد که هم قدر مسئولان را می داند و هم می داند که اگر وضع معیشتی مسئولان با توده مردم بسیار متفاوت باشد نمی تواند این دلسوزی را باور کند. مردم از واردات که کمر اقتصاد را شکسته است می پرسند.
 مردم می پرسند اگر به قول معاون اول فساد نهادینه شده چرا با آن برخورد نمی شود و این فسادگران کیانند و کجایند.
مردم می پرسند اگر حرف های دادستان کل کشور مبنی بر عدم رسیدگی به قاچاق و دست داشتن مسئولان و فرزندان آن ها در آن اگر درست است که قطعا هست چرا با آن برخورد جدی نمی شود.
مردم می پرسند رئیس دفترهای اغلب مقامات از عالی و دانی حقائق را به مدیران خود نمی گویند و اصلا حکومت دست آنها است و همانها هستند که ممکن است کارهایی بکنند که دیگر علاج نداشته باشد.
 مردم می پرسند چگونه دولتیان می خواهند اشتغال درست کنند چه نوع مشاغلی و با چه پشتوانه ای؟ مردم می پرسند اگر با سرمایه¬گذاری خارجی احیانا اشتغال درست می کنید، چه سودی و سهمی برای جوانان ما دارد؟
پس چرا با کارشکنی‌ها به اصطلاح کارشناسان! ادارات و ناهماهنگی آنان کارخانجات تولیدی را می خوابانند و اشتغال موجود را نابود می کنند و جان تولیدکننده را به لب می آورند. مردم می خواهند که کارکنان دولت از چوب لای چرخ گذاشتن کارها دست بردارند و اینقدر با پرونده ها بازی نکنند.
 مردم می‌پرسند چه کسانی مجوز به صندوقهای اعتباری می دهند که هر کسی تقصیر را به گردن دیگری می اندازد، که اعتبار مردم و دولت را می برند و تلاش سه قوه را برای حل آن طلب می‌کنند.
مردم اگر رفاه می خواهند عدالت هم می خواهند و اشتغال موثر و شرافتمندانه هم می خواهند، کرامت انسانی را هم طالب اند. افزایش قدرت خرید و پول ملی را هم می خواهند وسربلندی بین ملت های جهان هم خواست آنان است و ...

مردم می خواهند صدای آنها شنیده شود ولی پاسخ ها متناسب با سوالات باشد و نه اینکه سوال منحرف شود و پاسخ به چیز دیگر داده شود و یا در هاله ای از دعواهای جناحی محو شود. از امریکا یاد بگیرند که با آنهمه اختلافاتی که با هم دارند وقتی مسئله منافع به اصطلاح ملیشان مطرح می شود دو جناح به هم می پیوندند و با هم هم‌صدا می شوند.
مردم با این درجه ازخلوص سزاوارند که مسئولان آنها همچون شهید رجائی و شهید بهشتی و امثال آنها از جان گذشته باشند زیرا ملت هم از جان گذشته است. آنها می خواهند که مسئولانشان به آنها راست بگویند وآنها قبله آمالشان کشور های بیگانه نباشد و منافع ملی بر همه چیز رجحان داشته باشد.
 ملت می خواهد که دولت همچون پدری مهربان همه همت خودش را در ارتقای سطح علمی و فکر و مهارتی مردم بگذارد و هر قراردادی با دیگران می بندد پای اصلیش حضور جوانان ایرانی برای کسب مهارت و تخصص و دریافت فناوری باشد. سر مردم را بند نکنید آنها را به واقع محترم بدانید برای آنها اشتغال پایدار درست کنید. قدر آنها را بدانید که علیرغم این همه مشکلاتی که بعضا از ناحیه سوء مدیریت است باز همچنان وفادارند.
 پس بیایید از فرصت که ممکن است دیگر پیش نیاید و یا کمتر پیش آید حد اکثر استفاده را بکنیم و این نخواهد شد مگر که مسئولان از هر رده ای از خود شروع کنند و نشان دهند چگونه حاضرند از مال و حتی آبروی خود بگذرند تا انقلاب بماند و الا شهامت داشته باشند و کنار بکشند. هشیاری ملت و دولت باید چندین برابر شود و هرگز لحظه ای غفلت نکنند. پس بیا تا قدر یکدیگر بدانیم!
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ چهارشنبه 20 دی 1396 ] [ 08:48 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

     چقدر خوب است که تورا دارم ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای ابراز مجبت در خانواده

 

http://filefilm.sellfile.ir/prod-images/222355.jpg

 

http://img.tebyan.net/big/1387/09/15822420586245175921261142121616898721443.jpg

 

نتیجه تصویری برای ابراز مجبت در خانواده

 

نتیجه تصویری برای ابراز مجبت در خانواده

 

  پدرم دلواپس آینده برادرم است،اما حتی یک بار هم اتفاق نیفتاده که باهم به کافی شاپ بروند،در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بلند بخندند.
 برادرم نگران فشار کاری پدرم است،اما حتی یکبار هم نشده خواسته هایش را به تعویق بیندازد تا پدر برای مدتی احساس راحتی کند.
 مادرم با فکر خوشبختی من خوابش نمیبرد اما حتی یکبار هم نشده که با من در مورد خوشبختی-ام صحبت کند و بپرسد: فرزندم چه چیزی تو را خوشحال میکند؟
 من با فکر رنج و سختی مادرم از خواب بیدار میشوم، اما حتی یکبار نشده که دستش را بگیرم ،با او به سینما بروم،باهم تخمه بشکنیم ،فیلم ببینیم و کمی به او آرامش بدهم.
 ما از نسل آدم های بلاتکلیف هستیم.
 ازیک طرف در خلوت خود، دلمان برای این و آن تنگ می شود،از طرف دیگر وقتی به هم میرسیم لال مانی میگیریم! انگار نیرویی نامرئی، فراتر از ما وجود دارد که دهانمان را بسته تا مبادا چیزی در مورد دلتنگی مان بگوییم.
 تکلیفمان را با خودمان روشن نمیکنیم . یکدیگررا دوست میداریم اما آنقدر شهامت نداریم که دوست داشتن مان راابراز کنیم. ما آدم های بیچاره ای هستیم!
 آنقدر دربیان احساساتمان حقیر و ناچیزیم که صبر میکنیم تاوقتی عزیزی را از دست دادیم ،تا آخر عمر برایش شعر بگوییم.
 از یک جا به بعد باید این سکوت خطرناک را شکست و راه افتاد.
 از یک جا به بعد باید پدربه پسرش بگوید که چقدر دوستش دارد.
 از یک جا به بعد باید پسر دست پدر را بگیرد و باهم قدم بزنند.
 از یک جا به بعد باید مادر پسرش را به یک شام دونفره دعوت کند.
 از یک جا به بعد باید پسر در گوش مادرش بگوید: چقدر خوب است که تورا دارم.
 و چه خوب است از یک جا به بعد همینجا باشد،از همین جا که این نوشته تمام شد ... 
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ چهارشنبه 20 دی 1396 ] [ 03:21 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

جناب رئیس جدید نمازجمعه، لطفا نمازجمعه نروید!

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای حجت الاسلام والمسلمین علی اکبری

 

تصویر مرتبط

 

رئیس جدید شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کیست؟

 

نتیجه تصویری برای احمدی نژاد و حجت الاسلام والمسلمین علی اکبری

 

  خبرآنلاین، وبلاگ محمد مهاجری : حضرت حجت الاسلام والمسلمین علی اکبری،روحانی موجه وآرام وخوش اخلاق،به ریاست شورای سیاستگذاری ائمه جمعه منصوب شده است.
می خواهم از ایشان خواهش کنم یک کار خلاف قاعده بکنند و در اولین جمعه بعد از انتصابشان به نماز جمعه نروند. برای رفتن به نمازجمعه خیلی فرصت هست.
از ایشان می خواهم مقارن ظهرجمعه همین هفته در اطراف یکی از مصلی ها(نه لزوما تهران) قدم بزنند و از بقال و بوتیک دار و دستفروش محل بپرسند که چرا کاسبی را رها نکرده اند و به نمازجمعه نرفته اند. بعد همین طور قدم زنان، از چندین عابر و رهگذر همین سوال را بپرسند. بعدش هم با گوشی تلفن همراهشان در بین آدمهایی که می شناسند با چندپزشک و بازاری و مدیرارشد دولنی و قاضی و روحانی واستاددانشگاه و خانم خانه دار و نویسنده و نماینده مجلس و .. تماس بگیرند و دلیل اینکه در نمازجمعه حاضر نشده اند را سوال کنند.
لطفا اگر شنیدند که مثلا خطبه های نمازجمعه حرف تازه ای ندارد؛ بعضی خطبه ها تسویه حساب با این و آن است؛ فلان امام جمعه خودش طرف مرافعه است؛ ستادنمازجمعه را فلان جناح قبضه کرده؛ نمازجمعه محل توهین به این و آن است؛برخی ائمه جمعه چنین و چنانند و... روی ترش نکنند.
به این فکر کنند که بیش از900نمازجمعه در کشور برگزار می شود و اگر به طورمتوسط در هرکدام از آنها 1000 نفر شرکت کنند،یک ظرفیت بزرگ معنوی در دسترس قرار می گیرد حال آنکه (به عنوان شاهد برخی نمازهای جمعه شهرها می گویم) بدلیل همان نکاتی که در بالا اشاره شد تعداد شرکت کنندگان از 2برابر عدد دست اندرکاران نمازجمعه تجاوز نمی کند.
به این فکر کنند که چرا تعداد شرکت کنندگان در نمازهای جماعت برخی روحانیون خوش خلق شهرها چندین برابر نمازجمعه است؟
 به این فکر کنند که پمپاژ قهر و خشم و کینه و بازی سیاسی و ... چگونه باعث شده که پای بسیاری از مردم متدینی که پای کار دین و نقلاب و نظام ایستاده اند از نمازجمعه بریده شود.
به این فکر کنند که یک بار دیگر طعم و مزه یکی از نمازجمعه های اوایل انقلاب را به مردم بچشانند.آن هم نه در تهران و فلان شهر بزرگ که از نتیجه اش افسرده می شوند. بروند سراغ یک شهر کوچک که دین مردم شان هنوز سیاسی نیست. اگر با زبان پیغمبر با آنها حرف بزنند شاید همان آدمهایی که شب جمعه به کنسرت رفته اند، ظهرجمعه چشمشان را به لبخند امام جمعه و گوششان را به خطبه های او بسپارند.

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ سه شنبه 19 دی 1396 ] [ 03:01 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 120 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آمار سایت

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


ایران رمان