مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...

مهـربانان زودتـر وَ بـیـشـتـــر می-بخشـنــــد ...
شک وَ اندیشیدن به باورهای خود ، ما را به ایمان وُ یقین می-رساند.
قالب وبلاگ
[ یکشنبه 2 مهر 1396 ] [ 09:41 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   این اتفاق تلخ و شکننده یکی از اشتباهات 

 

 بزرگ و جبران‌ناپذیر نظام اسلامی بود که ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 به گزارش اعتدال، «جمهوری اسلامی» نوشت: این اتفاق تلخ و شکننده یکی از اشتباهات بزرگ و جبران‌ناپذیر نظام اسلامی بود که دیگر نباید تکرار بشود.
 همان طوری که می‌دانید اساس این جریان بر پایه هتک حرمت و تحقیر بزرگان انقلاب و لجن‌پراکنی علیه نظام شکل گرفت؛ اگر چه در ظاهر با شعار‌های ارزشی و انقلابی سر بیرون آورد. ماهیت و هویت سرکرده این جریان انحرافی از همان اول برای صاحبان بصیرت واقعی محرز بود. وی شرایط لازم برای ریاست جمهوری را نداشت. او نه رجل سیاسی بود و نه رجل دینی اما با کمال تاسف، صاحبان قدرت و برخی محافل خاص که حداقل نیم قرن از زمان خود عقب‌تر هستند، این آدم را به میدان سیاست آوردند و این لباس گشاد را بر هیکل وی پوشانیدند، با نقل معجزات و کرامات ساختگی اذهان ملت را به اشتباه انداختند و او را بر گرده مردم و نظام سوار نمودند.
 هر چه دلسوزان نظام فریاد برآوردند و ندا سر دادند که این جریان مشکل اعتقادی، اخلاقی و رفتاری دارد، مظلومانه متهم به بی‌بصیرتی شدند. نگارنده بارها تذکر داد و نوشت که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به عنوان سمبل روحانیت انقلابی و از بنیانگذاران نظام در نگاه این جریان، خاکریز اول فرض شده و اگر این خاکریز فرو بریزد و صدمه ببیند، آن‌وقت هدف بعدی خود رهبری و اصل نظام خواهد بود اما افسوس از گوش شنوا!
 البته پیش‌بینی این مسائل به قدری روشن بود که هیچ نیازی به علم غیب، علم جفر و اسطرلاب نداشت.
امروز بعد از ۱۲ سال به همان نکته رسیده‌ایم و شاهدیم که سردمداران این جریان انحرافی، اصل نظام، رهبری و ولایت فقیه و حوزه و روحانیت را نشانه گرفته‌اند. الحمدلله نفاق پشت پرده اینان با عملکردهای جاهلانه و ناشیانه از قبیل نامه‌های کنایه‌ای و طعنه‌آمیز به رهبری برای همه برملا و آشکار شد.
 به نظر می‌رسد در تنبیه اینان چوب خدای متعال اگر چه بی‌صدا می‌باشد ولی در افشای چهره واقعی و رسوایی آنان بسیار نافع، کار ساز و کافی خواهد بود. در اینجا لازم است از درایت و بصیرت ستودنی و تیزبینی و صلابت و شجاعت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در برابر این جریان یادی کنیم و بر ساحتش سر تعظیم فرود آوریم که این فقیه مجاهد و مفسر با بصیرت یک‌تنه و مدرس‌وار در مقابل آنان ایستاد و در جهت دفاع از حریم حوزه و روحانیت و نظام از آبرو و حیثیت خود و خانواده هزینه کرد و در پاسخ به درخواست یکی از مسئولین برای حمایت از دولت احمدی‌نژاد گفت:
«بگذارید من یک روحانی مخالف این دولت بمانم تا فردا نگویند که تمام روحانیت خود را هزینه این آدم کرد!» او این پیکار را به صورت مظلومانه و صبورانه ادامه داد و به آخر رسانید. البته اینان وقتی چنگ کینه و کدورت به صورت هاشمی زدند از همان ساعات کوس رسوایی‌شان نیز آغاز شد چرا که به قول مولوی در مثنوی:
 چون خدا خواهد که پرده کس دَرَد - میلش اندر طعنه پاکان بَرَد 
این تقدیر الهی است و بهتراز این نمی‌شود، اما چند نکته را باید توجه کرد: 
 ۱. سردمداران این جریان اگرچه ماهیتشان بر همه روشن شد و اکنون هیچ جایگاهی در میان مردم ندارند اما
باید توجه داشت در آن هشت سال سیاه، فرهنگ مسمومی که اینان در جامعه ترویج کردند هنوز هم وجود دارد. نشردروغ، آبرو بردن از انسان‌های شریف و خدوم، دشنام و هتاکی به محترمین، ترور شخصیتی، اختلاف و بدبینی، خودبزرگ‌بینی، انحصارطلبی و تنگ‌نظری از جمله این رذائل اخلاقی است که این جریان با خود آورد و سال‌ها طول می‌کشد تا از سطح جامعه زدوده و برچیده شود. متاسفانه بعضی طرفداران این جریان اغلب ویژگی‌های اخلاقی آنان را به ارث بردند و کاملا کپی آنان شدند. آنهایی که گرفتار این رذائل هستند باید تلاش کنند از آن رهایی یابند و الا چوب بی‌صدای سبحانی در نهایت به سراغشان خواهد آمد و شاید هم آمده است و کسی خبر ندارد.
 ۲. آنهایی که در پشت صحنه آقای احمدی‌نژاد را آوردند اگر چه ممکن است انگیزه بدی نداشتند ولی تجربه چهل ساله انقلاب نشان داده است که این آقایان محترم برای میدان سیاست و عمل و اجرا ساخته نشده‌اند و همیشه هم در تشخیص وظیفه دچار اشتباه می‌شوند. اینان همان کسانی هستند که در دهه شصت مورد خطاب حضرت امام قرار گرفتند که شما حتی نانوایی یک شهر کوچک را هم نمی‌توانید اداره بکنید. این آقایان محترم از نسل همان افراد نوعی هستند که در دهه چهل حمام خزینه‌ای حامل انواعِ ویروسِ بیماری را بر حمام دوشی کاملا بهداشتی ترجیح داده و فریاد وااسلاما سرمی‌دادند که سال‌ها طول کشید تا از این فضا بیرون بیایند. اینها امام موسی صدر را به خاطر همکاری با مصطفی عقاد در ساخت فیلم «محمد رسول‌الله» به انواع توپ تخریب و تهمت بستند اما بعد از چند سال که این فیلم در ایران اکران شد بدون اینکه از وی خجالت بکشند و حتی عذرخواهی کنند و حلالیت بطلبند به همراه نوه‌ها و نتیجه‌ها پای تلویزیون نشستند و از تماشای آن فیلم لذت بردند. به گزافه نگفته‌ایم اگر بگوییم اینها قدرت پیدا کنند، تلگرام که هیچ حتی تلفن ثابت را هم ازمردم مضایقه می‌کنند. فضای مجازی در نگاه اینان «بلای جان مردم است!» در حالی که خود این نگاه و تفکر، بزرگ‌ترین بلای جان مردم شده و مانع از پیشرفت و توسعه این کشور، مردم و انقلاب می‌باشد. اینها چون توانایی مدیریت و اجرا ندارند و زمان‌شناس نیستند به ناچار دربرابر پدیده‌های نو همواره موضع منفی می‌گیرند. فلذا در مواقع سرنوشت‌ساز به خصوص ایام انتخابات باید هشیار و بیدار شد مبادا این آقایان محترم دوباره احساس وظیفه! کنند و یک احمدی‌نژاد دیگر را بر گُرده مردم و نظام تحمیل نمایند.
 هشت سال حاکمیت جریان افراطی، مردم، انقلاب و نظام را از مبانی امام دور ساخت. علی‌رغم شعارهای ارزشی و انقلابی که معلوم شد تنها ترفندی برای فریب مردم بود، اخلاق، فضیلت و کرامت انسانی زیر پا نهاده شد، دزدی، اختلاس، غارت بیت‌المال، ترویز، ریا و دروغ به اوج رسید، ناکارآمدی سر به فلک کشید و نظام متهم به عدم شفافیت با مردم شد و ده‌ها مشکل و معضل دیگر که باید در جای خود به آن پرداخت.
 باید به مکتب و مبانی حضرت امام بازمی‌گشتیم که الحمدلله این اقدام با دو انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و ۹۶ بخوبی انجام گرفت. این بازگشت در صورتی کامل خواهد شد که به افکار و اندیشه‌ها و سیره و سلوک حواریون امام توجه کنیم. ما معتقدیم رئیس‌جمهور روحانی اگر برخی خناسان و دلواپسان بگذارند می‌تواند تحت حمایت و اشراف رهبری بر بسیاری از مشکلات کشور که از جریان انحرافی به ارث رسیده فائق آید.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    



[ پنجشنبه 16 فروردین 1397 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  باران که شدى مپرس ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای باران که شدى مپرس

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط
 

 باران که شدى مپرس ، این خانه ى کیست ... /  سقف حرم وُ مسجد وُ میخانه یکیست ...
 باران که شدى، پیاله ها را نشمار ... /  جام وُ قدح وُ کاسه وُ پیمانه یکیست ...
 باران! تو که از پیش خدا مى آیی  /  توضیح بده عاقل وُ فرزانه یکیست ... 
 بر درگه او چونکه بیفتند به خاک /  شیر وُ شتر وُ پلنگ وُ پروانه یکیست
 با سوره-ى دل ، اگر خدا را خواندى /  حمد وُ فلق وُ نعره-ى مستانه یکیست
 این بى خردان، خویش ، خدا مى دانند  /  اینجا سند وُ قصه وُ افسانه یکیست 
 از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار /  در خلقت حق، رستم وُ موریانه یکیست 
 گر درک کنى خودت، خدا را بینى  /  درکش نکنى ، کعبه وُ بتخانه یکیست ... 
 

 «مولانا»
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ چهارشنبه 15 فروردین 1397 ] [ 12:34 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 امید یا ناامیدی؛ مسئله این است ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای امید یا ناامیدی

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای امید یا ناامیدی

 

 خبرآنلاین، وبلاگ ملک محمد، مهدی : پایان سال، فرصت مناسبی برای مرور است؛ مرور شکست‌ها، موفقیت‌ها، اشک‌ها و لبخندهای فردی و اجتماعی. که اگر این مرور نباشد، سال به سال بدتر از پارسال خواهد شد و به همین سبب، فرد و ملتی که تاریخ زندگی و جامعه و کشور خود را خوب نخوانده باشد محکوم به تکرار است.
 امسال، اما، از منظر روان‌شناختی، حداقل، وزن شکست‌ها و اشک‌ها بیش از موفقیت‌ و لبخندها بود. شکست‌های فردی و اجتماعی که به‌گونه‌ای عجیب به‌هم تنیده شده‌اند؛ حال بد افراد ، حال جامعه را می‌گیرد و حال بد جامعه، حال افراد را.
مگر می‌توان به سلامت از کنار انبوه خبرهای منفی و بدی مثل غرق‌شدن کشتی سانچی و سوختن پیکر ملوانان ایرانی، سانحه هواپیمای آسمان و تکه‌تکه‌شدن بیش از شصت ایرانی، تصادف‌های مرگبار زنجیره‌ای و غیرزنجیره‌ای ماشین‌ها و کشته‌شدن بیش از هفده هزار نفر در سال و معلولیت صد و شصت هزار نفر در این تصادف‌ها، آلودگی‌های شدید و تعطیلی های مکرر مدارس به دلیل ناسالم‌بودن هوا و از همه مهم‌تر فقری که به‌طرز مرموزی با انتظارات ما ارتقاء می‌یابد و شکاف طبقاتی‌ای که روزبه‌روز بیشتر می‌شود.
 در عرصه فردی نیز، حال آدم‌های ایرانی خوب نیست؛ این ادعا را آمارهای سازمان‌ها و نهادهای مرجع در حوزه سلامت روان تأیید می‌کنند. بر اساس نتایج یک پیمایش ملی که در شماره آبان ماه امسال مجله فرهنگستان علوم پزشکی منتشر شد،
استان‌های لرستان، ایلام، همدان، اصفهان و تهران بیشترین میزان مبتلایان به اختلالات روانی را دارند. پنج استانی که ساکنانش بیشتر از دیگر استان‌ها با بحران‌‌های مختلفی مواجه هستند. برجسته‌ترین نشانه این حال بد، خشونتی است که به امری رایج تبدیل شده و گویی جزء عادت‌هایمان شده است.  و این‌چنین ناامیدی گریبان جامعه ایرانی را گرفته است؛ ناامیدی جمعی ...  با چنین اوضاعی آیا می‌توان به سال ۹۷ امیدوار بود؟ پاسخ از منظر روان‌شناسی هم منفی است و هم مثبت.
 منفی از این جهت که به احتمال بسیار زیاد اوضاع اجتماعی ایران در سال ۹۷ بهبود چشمگیری نخواهد یافت و سوانح و تصادفات و کشته‌شدن‌ها و معلولیت‌ها و خشونت‌ها، حداقل، به اندازه سال ۹۶ خواهد بود. اگر قرار است که انسان ایرانی امیدش را از اخبار رسانه‌ها بگیرد، باید از او پوزش خواست و گفت که در اخبار سال ۹۷ نیز، امید نمی‌تابد.
 اما جواب سوال می‌تواند مثبت باشد، هرچند در اوضاع کنونی، صحبت از امید سخت‌تر از گفت‌وگو درباره ناامیدی است. یکی از روان‌شناسان مشهور جهان، اریک فروم است که درباره امید بسیار اندیشیده و تحقیق کرده است. او درباره این مولفه حیاتی انسان چنین می‌گوید: امید درست، شبیه ببری در کمین است و تنها موقعی می‌جهد که زمانش رسیده باشد. نه اصلاح‌طلبی بدبینانه و نه تندروی ماجراجویانه، هیچ‌کدام جلوۀ امید نیستند.
امید یعنی در هر لحظه آمادۀ آن اتفاق خوبی باشی که هنوز رخ نداده، و حتی اگر در طول زندگی‌ات هم رخ نداد، ناامید نشوی. بر اساس این تعریف از امید، انسان ایرانی اگر روزهایی را در سال ۹۷ مقرر کند که فارغ از اخبار رسانه‌ها به خود و سهم خود در جهان بیندیشد تا دریابد چه میزان و چه نوع تلاش رضایت‌بخشی جهت بهبود حال خود انجام داده است، به یقین نسبت به امروز امیدوارتر خواهد شد. امید با فقر، تبعیض، فساد ارتباط مستقیمی ندارد. چه بسیار فقرایی که امیدوارتر از ثروتمندان هستند، چه بسیار امیدوارانی که تجربه مورد تبعیض واقع‌شدن را داشته‌اند و چه بسیار دلالان فسادی که به‌رغم موفقیت کارشان ناامیدتر از هر بنی بشری هستند.
 مشکل انسان ایرانی این است که به‌سبب بزرگی و تعرض حاکمیت در تمامی شئون زندگی در طول تاریخ تاکنون، تصور کرده که منشأ هیجان‌ها و باورهای مثبت نیز حکومت‌ها هستند و اغلب اوقات چنبره زده کناری منتظر که دولت‌ها حالش را خوب کنند. حال آن‌که چنین انتظاری فقط به درماندگی می‌انجامد و ناامیدی را مانند ویروسی خطرناک به جان جامعه می‌افکند و اختلالات روانی صعودی خیره‌کننده می‌یابند.
 البته مغلطه نباید کرد و امید را مساوی بهبود فوری و عینی اوضاع نباید دانست. همان که اریک فروم گفته است.
امید ابزار است، نه هدف. با امید می‌توان تلاش هدفمندتری داشت. با امید می‌توان سختی‌ها را راحت‌تر هضم کرد. امید همان ابزاری است که یک زن معلول را به قهرمانی جهان در یک رشته ورزشی و کسب عنوان بهترین زن ورزشکار معلول جهان در سال می‌رساند و فقدان آن در همین سرزمین، زن معلول دیگری را به انزوا می‌کشاند.
 مغلطه دیگر نیز این است که آیا باید از حکومت‌ و دولت‌ها هیچ انتظاری نداشت. انتخاب نسبی حاکمان و مسئولان برعهده مردم امیدوار و ناامید است.
هرگاه اکثریت مردم را امیدواران شکل دهند، انتخاب‌هایشان سنجیده‌تر و گزینه‌هایشان خردمندتر خواهند بود، ولی هرگاه اکثریت با ناامیدی در انتخاباتی شرکت کرده‌اند گزینه‌‌هایشان، ناامیدی را به درماندگی و افسردگی ملی تبدیل خواهد کرد.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: امید، ناامیدی،



[ دوشنبه 13 فروردین 1397 ] [ 06:45 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]


نتیجه تصویری برای اشعار میلاد علی علیه السلام




[ شنبه 11 فروردین 1397 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  بهترین مُسَکن-های گیاهی ِ مَفاصل وَ استخوانها

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای بیماریهای آرتروز

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای بیماریهای استخوانها

 

 چند وقتی‌ بود که از درد زانوهام کلافه شده بودم هر مسکنی که دکتر‌های متخصص تجویز کرده بودند و در داروخانه‌ها بود امتحان کرده بودم ولی‌ دیگر اثری نداشت تا اینکه با یک داروساز گیاهی آشنا شدم و این معجون را به من معرفی‌ کرد و پیشنهاد کرد که دیگه از مسکن‌های شیمیایی استفاده نکنم تا یک هفته هر روز صبح از آن را بنوشم، این محلول را تهیه کردم و یک هفته صبح ها نیم ساعت قبل از صحبحانه خوردم و پس از یک هفته التهاب و ورم زانوهام که آرتروز شده بودند بطور چشمگیری مداوا شد و دوباره به زندگی‌ عادیم برگشتم و حالا هر وقت از این معجون خوشمزه میخورم، اول خدا را شکر می‌کنم به خاطر نعمت هایی که بهمون داده، دوم برای سلامتی آن داروساز گیاهی که بدون هیچ چشم‌ داشتی مرا با این مسکن و آرام بخش گیاهی آشنا کرد دعا می‌‌کنم،اگه شما هم مشکل من را دارید، حتما از این معجون مصرف کنید، تا تاثیر جادوییش را ببینید، تازه بعد از معرفی این معجون به دوستانم متوجه شدم این نوشیدنی هر نوع درد ارتروزی و رماتیسم را هم شفا میدهد : یک قاشق چایخوری دارچین/ یک قاشق چایخوری زنجبیل/ یک قاشق مرباخوری عسل/ یک لیوان شیر کم چرب.
 طرزتهیه :شیر و زنجبیل و دارچین را با هم می‌‌جوشانیم -2 دقیقه،سپس کمی که سرد شد با عسل مخلوط کرده نیم ساعت قبل از ناشتا به مدت یک ماه روزانه یک بار در روز میل کنید،از ماه بعد هفته ای سه بار استفاده کنند..کسانی که نمیتوانند شیر بخورند،میتوانند با اب جوش و یا چای سبز میل کنند.
 اگر افرادی که از درد زانو و ورم مفاصل رنج می‌برند از این مخلوط به مدت یکماه استفاده کنند، می‌توانند اثرات تسکین درد مداوم خود به طور معجزه آسا مشاهده کنند. بررسی‌ها نشان داده است افرادی که به علت این بیماری قادر به راه رفتن نبودند، پس از مصرف یک ماه از این مخلوط، توانستند، هر روز بهتر از روز قبل و بعد از یکماه بدون هیچ دردی شروع به راه رفتن کنند. بنابر این ،
برای درمان درد زانو و مفاصل خود ،مصرف این معجون شفا دهنده را تا زمان بهبودی طبق نسخه استفاده کنید،که تنها علاج درمان این بیماری ازار دهنده همین معجون است ،فقط افراط نکنید،
***************************************
*دیگر نسخه های معجزه آسای درمان ...
1-درمان پوکی استخوان و درد مفاصل
با معجون زردچوبه، گزنه، رازیانه و پوست بیرونی تخم مرغ.
 بیماری پوکی استخوان به یکی از بزرگ ترین مشکلات جامعه امروزی تبدیل شده است، طوری که سالانه میلیون ها نفر را تحت تاثیر قرار می دهد.برای درمان پوکی استخوان،گیاهانی چون زردچوبه، گزنه ، رازیانه و پوسته تخم مرغ ،خواص ضد درد مفاصل و پوکی استخوان دارد به طوری که جوشانده‌ این گیاهان برای پیشگیری از پوکی استخوان و درد مفاصل بسیار شفا دهنده است چرا که این دو بیماری در نتیجه‌ از بین رفتن املاح معدنی از بدن ایجاد می شود؛ البته اغلب در افراد بالای 50 سال این بیماری بروز می یابد.
 طرز تهیه :یک قاشق مرباخوری زردچوبه را به همراه دو قاشق گیاه گزنه و رازیانه (جمعا 4 قاشق غداخوری )،به همراه یک قاشق مرباخوری پوست تخم مرغ در سه فنجان اب جوش ریخته و به مدت 10 دقیقه دم کنید،سپس در زمان مصرف یک قاشق مربا خوری عسل اضافه کنید، نکته : مقدار معجون ذکر شده برای سه بار در روز صبح ،عصر و شب میباشد..یک هفته از این معجون استفاده کنید تا معجزه ان را ببینید..
****************************************
2-سنجد درمانگر قوی برای آرتروز و پوکی استخوان
 میوه سنجد ، حاوی منابع قابل توجهی از املاح و عناصر هستند که مانع پوکی استخوان می‌شوند که از آن جمله می‌توان به عناصر روی، ‌مس، کروم و منیزیم اشاره کرد.میوه سنجد همچنین حاوی اسید فولیک فراوان و ویتامین c زیاد است. علاوه بر این، ‌این میوه حاوی ترکیبات گیاهی است که گیرنده‌های هورمونی را فعال می‌کند و بنابراین مانع از دست رفتن کلسیم مخصوصا در دوران میانسالی و یائسگی در خانم‌ها می شود. مصرف پودر سنجد به همراه شیرکم چرب که غنی از کلسیم است،‌ در جلوگیری از بروز و یا پیشرفت پوکی استخوان و آرتروز بسیار کمک کننده است. .
مقدار مصرف:هر روز صبح نیم ساعت قبل از ناشتا 2 قاشق مرباخوری پودر سنجد (شامل پوست، گوشت و هسته) و پودر سویای بوداده 1 قاشق مرباخوری با یک قاشق مرباخوری عسل، در یک لیوان شیر کم چرب مخلوط کرده میل کنید.این روش درمانی قوی برای پوکی استخوان و درد آرتروز میباشد،فقط پودر سنجد را از عطاری های مطمئن خریده و در یخچال نگهداری کنید.
 توصیه مهم دیگر برای دوستانی که درد مفاصل دارند: حدود 50 گرم سنجد درسته آسیاب شده و 50گرم هسته تمبر هندی آسیاب شده رو پس از الک زدن با 100 گرم عسل مخلوط کرده و بمدت دو هفته روزی یک قاشق مربا خوری میل کنند .انشاله معجزه این دوا رو میبینید
 روشهای دیگر ...
 یکی از آسان ترین درمان و سریع ترین راه تسکین زانودرد،
مصرف تخم شنبلیله است. کمی تخم شنبلیله را که از شب قبل خیس کرده اید، به صورت ناشتا میل کنید. این گیاه درد مفصل را به سرعت بهبود می بخشد.
 در
طب چینی از هویج برای درمان درد مفصل استفاده می شود. به ۲ عدد هویج رنده شده، کمی آب و لیموی تازه اضافه و میل کنید. هویج برای سلامت رباط ها مفید و تسکین دهنده درد است.
****************************************
 نسخه های معجزه گر با روشهای مالیدنی برای کاهش دردهای مفصلی
 ماساژ دادن آرام زانو با این روغن ها التهاب را کاهش می دهد و گردش خون را تقویت می کند.
 1-استفاده از ر
وغن بادام تلخ و اسانس نعنا برای ماساژ دادن اندام‌هایی که دردناک است،معجزه میکند ،
2- ۲ قاشق مرباخوری
روغن خردل را با ۵ جبه سیر رنده شده کمی گرم کنید و به زانوها بمالید.
3- ماساژ با روغن ولرم
نارگیل، تسکین دهنده درد است و گردش خون را بهبود می بخشد.
 4-ماساژ با ر
وغن زیتون، مفصل ها را نرم و منعطف می کند و درد زانو را تسکین می دهد. این روغن حاوی ماده ای به نام «الیوکانتل» است که درد در قسمت موثر را کاهش می دهد.
5-
دمنوش زنجبیل و زردچوبه با کمی عسل نیز به تسکین درد زانو کمک می کند.این دو گیاه خاصیت ضد التهابی دارد و درد مربوط به آرتریت روماتوئید را کاهش می دهد. مصرف این دمنوش، روزی 1 بار یک روز درمیان می تواند موثر واقع شود.طرز تهیه : ازگیاهان ذکر شده از هرکدام یک قاشق چایخوری درون اب جوش ریخته 5 دقیقه دم کنید کمی که خنک شد با عسل نوش جان کنید .. تا درد زانوی شما کاهش یابد.
****************************************
 نسخه طلایی :با این فرمول جادویی با درد ورم مفاصل خدافظی کنید
1-یک قاشق غذاخوری پر پودر دارچین رو با دو قاشق غذاخوری روغن زیتون (ترجیحا بودار)و یک قاشق عسل با یک قاشق مرباخوری زردچوبه مخلوط کنید ،جوری که یک حالت ضماد مانند به وجود بیاید (از حالت خمیر رقیق تر)این ضماد را روی محل دردبمالید و روی ان را با باند ببندید، معمولا در این روش درد بعد از 30 دقیقه از بین خواهد رفت و اثر فوق العاده ای درکاهش درد خواهد داشت،معمولا با سه بار تکرار دردهای جدید کاملا از بین می روند.در مورد دردهای قدیمی تر،بسته به عمق و قدمت درد ، باید بیشتر استفاده شود . بهتر است ضماد به مدت دست کم 6 ساعت در هفته دوبار درناحیه درد با روکش گرم بماند تا این دردها هم در مدت زمان یکماه کاملا درمان شود،حتما از این روش شگفت انگیز درمانی استفاده کنید تا معجزه ان را در سلامتی و کاهش و دردهای خود ببینید.
 نکته :
تا به حال از گیاهان دارویی ذکر شده هیچگونه عوارضی دیده نشده ،مگر ،مبتلا به بیماری خاصی و یا در حال مصرف داروهای شیمیایی باشید و قصد استفاده از گیاهان دارویی را داشته باشید،که در این صورت باید حتما پزشكتان را در جریان بگذارید. و در موارد حاد و شدید بیماران باید به ارتوپد و روماتولوژ نیز مراجعه کنند.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: درد زانو، ورم مفاصل، پوکی استخوان، آرتروز، درد مفصل، آرتریت روماتوئید، مُسَکن-های گیاهی،



[ جمعه 10 فروردین 1397 ] [ 06:17 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

نتیجه تصویری برای کارتون بدترین مادر دنیا

نتیجه تصویری برای کارتون بدترین مادر دنیا

نتیجه تصویری برای کارتون بدترین مادر دنیا

نتیجه تصویری برای کارتون بدترین مادر دنیا
 

 می دانید آخر او هیچ وقت کارهایی را که مادران فداکار و مهربان انجام میدهند,انجام نداده است. مثلا هیچ وقت نشده که باقیمانده ی غذای مرا بخورد یا لقمه ی دهنی مرا به دهانش بگذارد. اوهیچ وقت به خاطر خراب کردن امتحانم برای من زار زار گریه نکرده یا مثلا برای اینکه غذایم را تمام کنم بشقاب به دست دنبال من دور خانه راه نیفتاده است. به نظرم او اصلا من را دوست نداشته باشد چون او هیچ گاه فقط برای من بستنی نمی خرد او همیشه همراه من بستنی می خورد و بستنی خوردن من را هم تماشا می کند. یا مثلا وقتی من بازی کرده ام به کناری نایستاده و برایم کف نزده او همیشه خودش همراه من در بازیها شرکت میکند. به نظرم مادرم اصلا شبیه مادران مهربان و ایثارگر داستانها نیست, مادران فداکار قصه ها کمی چاق هستند اما او همیشه مواظب سلامتی و هیکل خودش هم هست یا مثلا هیچ وقت با موهای ژولیده و لباسهای کثیف و نامرتب به تمیز کردن خانه و غذا پختن برای من نپرداخته.
گاه گاهی او بسیاراز من زیباتر بوده! او به جای بوی پیاز داغ همیشه بوی خوب میدهد! هیچ وقت نشده که مادر من به خاطر نبودن من به مهمانی یا گردش نرود یا بدون من اصلا به او خوش نگذرد. هیچ وقت کارهایی را که دوست دارد کنار نگذاشته تا فقط به کارهای من و زندگی من برسد اصلا او کارهایی را که مادربزرگها میگویند انجام نمیدهد.  و هیچ وقت نشده که به من نصیحت کند و ساعتها به من بگوید چه کار کنم و چه کار نکنم.
او به تنهایی همه ی کارهای خانه را انجام نمی دهد تا من خسته نشوم بلکه همیشه از من کمک می گیرد و مرا به کار می کشد. او صبح به صبح مهربانانه اتاق را مرتب نمی کند و انجام کارهای مرا به عهده نمی گیرد. او همیشه دلش را به بافتن موهای من یا درست کردن غذای مورد علاقه ام خوش نمیکند، گاهی به علاقه ی خودش و دیگران هم توجه میکند و برای خودش کتاب می خواند. اصلا او هر کاری را که دلش می خواهد انجام می دهد. شاید یادش رفته که مادر است و مادران نباید کارهای مورد علاقه شان را انجام دهند! ولی در هر حال مادر من اینطوری است . ولی یک چیز را می دانید؟ مادر من مادریست که مرا از مادر شدن نمی ترساند.
حالا خوب می دانم که می شود هم مادر باشم و هم زندگی خودم را از دست ندهم, مادر بشوم و هویت انسانی خودم را به کناری نگذارم. می دانم که لزومی ندارد برای مادر بودن دچار خود فراموشی شوم و ادامه زندگی خودم را در زندگی فرزندانم جستجو کنم. حالا می دانم که هم می شود خودم باشم و هم یک مادر حتی یک مادر خوب! و شاید بشود گفت: بهترین مادر دنیا ...
 

  «تهمینه میلانی»
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ چهارشنبه 8 فروردین 1397 ] [ 10:10 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

  «باربکیو کبوتر صلح»! ... 

 

 

  مزدورانی که توهم نقش «سونامی نظام سلطه» را در سر دارند ... 

 

  «مزدوران آل یهود» عروسک خیمه شب-بازی سران نظام سلطه ...

 

 

  حُرمت شکنی مبانی اسلامیت وَ انسانیت به قصد تجزیه خاور میانه ...

  خون-آشامی که به خونخواری معتادتش کرده-اند! ... 

  اینم از «باربکیو کبوتر صلح»! ...

  در پَس قبای قبای  مدعیان خادم الحرمین ... 

 

 

 

  خدمات «متحدین آمریکا وُ انگلیس» در بیش از شصت سال گذشته ... 

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ شنبه 26 اسفند 1396 ] [ 12:31 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  شیعه انگلیسی! ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

نتیجه تصویری برای شیعه انگلیسی

نتیجه تصویری برای شیعه انگلیسی

http://rahimpour.ir/uploads/93.12.9.mp3

نتیجه تصویری برای شیعه انگلیسی

http://www.adyannet.com/fa/news/19547

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ0Cqw7RB1dhsicd-j071PKq7eSCVPOlLt37gwhEZekIJtZjo14Jg

http://www.ziaossalehin.ir/sites/default/files/field/video/avc_001_0.mp4

نتیجه تصویری برای شیعه انگلیسی

 

  خبرآنلاین، وبلاگ پاک آئین، محسن: تا قبل از حمله به سفارت در لندن، نماد سنی آمریکائی یا همان گروه های تکفیری از جمله داعش، شناخته شده بود اما بسیاری از مردم از مشخصات شیعه انگلیسی بی اطلاع بودند. حمله گروه انحرافی شیرازی به سفارت ایران و شعارهای تفرقه افکنانه بعدی، موجب شناسائی افکار این گروه گردید و نشان داد که بودجه‌ی خزانه‌داری انگلیس در خدمت تقویت شیعه‌ی انگلیسی برای جلوگیری از اتحاد مسلمانان است.
شهرک فدک الصغری، در شهر لندن که توسط شیخ یاسر الحبیب داماد سید مجتبی شیرازی، برادر سید صادق شیرازی خریداری شده، قرار است پس از خرید زمین های اطراف، به یک دهکده اسلامی شیعی تبدیل شود و ساکنان انگلیسی را نیز به مذهب تشیع هدایت کند.
پرچم گروه یاسر الحبیب یعنی " هیئت خدام المهدی " در یکی از تپه های این شهرک برافراشته شده و یاسر الحبیب در مراسم افتتاح این شهرک، هدف از فعالیت آن را مقدمه چینی برای فتح سرزمین اسلامی به خصوص مکه و مدینه و سرزمین فدک خوانده است. بیان علنی این هدف یعنی فتح عربستان که متحد انگلیس است، در شهر لندن، قابل توجه می باشد.
آخرین اقدام عوامل این گروه نیز حمله به سفارت ایران در لندن ، یک روز پس از سخنرانی تحریک آمیز 55 دقیقه ای یاسر الحبیب بود. فرقه شیرازی به عنوان نماد شیعه انگلیسی که مقابله با وحدت جهان اسلام را در دستور کار دارد، پس از تعرض به سفارت ایران و جلب توجه افکار عمومی، با صدای بلند و خشمگنانه در جلوی دوربین شبکه های تلویزیونی، شعارهای توهین آمیز و تفرقه افکنانه علیه عایشه همسر پیامبر اسلام (ص) و خلفای سه گانه اهل سنت یعنی ابوبکر، عمر و عثمان سر دادند. با این وصف اگر تصور شود که هدف اصلی این عوامل از حمله به سفارت ایران، دامن زدن به تفرقه در میان امت اسلامی بوده، موضوع ابعاد تازه ای پیدا می کند.
در واقع این فرقه منحرف نخست با حمله به سفارت ایران، افکار عمومی را متوجه خود کرد و سپس با استفاده این فرصت، تفکر انحرافی و تفرقه افکنانه خود که سال ها از طریق شبکه های ماهواره ای خصوصی دنبال می کند را تبدیل به یک نمایش عمومی کرد.
این فرقه از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی در مقابل اندیشه های وحدت گرایانه حضرت امام خمینی(ره) ایستاد و با استمرار اهانت به همسر پیامبر اسلام و خلفای سه گانه، مختصات شیعه انگلیسی را معرفی نمود. اما تعرض این فرقه انحرافی به سفارت ایران در لندن به یکباره پرده از انحرافات عقیدتی شیعه انگلیسی برداشت و بی اعتنائی پلیس محلی به این تعرض نیز همراهی لندن با این فرقه انگلیسی را آشکار ساخت.
مقام معظم رهبری در تاریخ سی شهریور ۱۳۹۵ در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید غدیر اظهار داشتند:
" شیعه‌ی انگلیسی و سنّی آمریکایی مثل هم هستند؛ همه، دولبه‌ی یک قیچی هستند؛ سعیشان این است که مسلمان ها را به جان هم بیندازند؛ این پیام اراده‌ی تفرقه است که اراده‌ی شیطانی است؛ امّا پیام وحدت این است که این ها (مسلمانان) از این اختلافات عبور بکنند، در کنار هم قرار بگیرند، با هم کار کنند."
تا قبل از حمله به سفارت در لندن، نماد سنی آمریکائی یا همان گروه های تکفیری از جمله داعش، شناخته شده بود اما بسیاری از مردم از مشخصات شیعه انگلیسی بی اطلاع بودند. حمله گروه انحرافی شیرازی به سفارت ایران و شعارهای تفرقه افکنانه بعدی، موجب شناسائی افکار این گروه گردید و نشان داد که بودجه‌ی خزانه‌داری انگلیس در خدمت تقویت شیعه‌ی انگلیسی برای جلوگیری از اتحاد مسلمانان است. پر بیراه نیز اگر بگوئیم که اقدام فرقه شیرازی با هدایت و طراحی سرویس های مخفی انگلیس و برای تشدید اقدامات اختلاف افکنانه علیه مسلمانان جهان بوده است.
در این مقطع اگرچه تداوم اعتراض رسمی به دولت انگلیس برای آزاد گذاشتن عوامل این فرقه برای تعرض به سفارت ایران و تلاش برای دریافت غرامت، ضرورت دارد اما در عین حال باید با بهره گیری از فنون دیپلماسی عمومی ضمن معرفی جریان انحرافی شیرازی و نقش انگلیس در حمایت از آن و همچنین دیگر گروه‌های وابسته و مزدور آمریکا و سیا نظیر داعش و جبهةالنّصره، کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان را نسبت به خطرات این فرقه های انحرافی آشنا نمود.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ پنجشنبه 24 اسفند 1396 ] [ 11:33 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  چرا این راه حل ِ به فکر احمدی نژاد نرسید!!! ... 

 

 

http://s8.picofile.com/file/8321760126/SEPARE_BALAA.jpg
 

  مادر همیشه سپر بلاست ... 

http://s9.picofile.com/file/8321760634/TAQLEEDE_XALQ.jpg

  خلق را تقلیدشان بر باد داد! ... 

http://s8.picofile.com/file/8321762550/GED8EE_BE_SABKE_JAD3D.jpg

  گـــــــدایـــــــی مُـــــــدرن ... 

http://s9.picofile.com/file/8321763018/CH8LESH_BAA_XOSHKS8LY.jpg

  چرا این راه حل ِ باران-زایی به فکر احمدی نژاد نرسید!!! ... 

http://s9.picofile.com/file/8321763518/CHE_KONAM.JPG

  این دیگه آخر مردم آزاریه ... 

 متن زیرنویس وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ پنجشنبه 24 اسفند 1396 ] [ 12:49 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   چرا داشته‌هایمان را می‌سوزانیم! ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای دکتر محمد مصدق

نتیجه تصویری برای دکتر محمد مصدق

 

  خبرآنلاین، وبلاگ دکتر مرتضی بهشتی، حقوقدان و پژوهشگر: اسفند ماه سالروز درگذشت زنده یاد و سیاستمدار به نام تاریخ ایران زمین مرحوم دکتر محمد مصدق بود ، مردی که در سپهر سیاست به گونه ها متفاوت از وی یادمی شود. 14 اسفند ماه سالروز درگذشت زنده یاد و سیاستمدار به نام تاریخ ایران زمین مرحوم دکتر محمد مصدق بود، مردی که در سپهر سیاست به گونه ها متفاوت از وی یادمی شود.
 صاحب این سطور نه قصد تعریف دارد و نه بدگویی ، بلکه دل گویه خودش را می نویسد و کاری به تبعات بد و خوب و زیان و سود آن ندارد زیرا برای کسب و ارتزاق نمی نویسد بلکه به عنوان فردی که با حقوق جامعه آشنایی دارم ، می خواهم با نگاهی از مناظر غیر رسمی هم با مردم سخن گفته شود تا بتوانند راه بهتر را گزینش کنند.
مرحوم دکتر مصدق را معمولا در بحث ملی شدن صنعت نفت یاد می کنند وکودتای 28 مرداد 1332 و...
 یکی از شاخص-های فرهنگی حاکم بر جامعه ایران از دیر باز چنین بوده است که افراد و اعمال ایشان را در تراز صفر و صد تحلیل می کنند و به گونه ای علاقه های خودشان را دست مایه تحلیل می نشینند که گویا بین صفر و صد ،عدد دیگری نیست و براین توهٌم دامن می زنند که خودشان صد هستند و دیگران صفرو متاسفانه در سال های اخیر خود شیفتگی و کیش شخصیت و مقدس کردن انسان های غیر معصوم شدت هم گرفته است و رخدادها و شخصیت های دیروز این جامعه را از همین منظر نمره می دهند و تجلیل و تخریب و تحریف می کنند در حالی که این روش نتیجه ای جز انداختن آتش به خرمن زندگی ملی و اسلامی ایران زمین ، در بر ندارد. 
 جمله مبهم و کنایه ای از حضرت امام خمینی ( ره ) نقل شده است که حضرت ایشان مصدق را مسلمان نمی دانند و دائم در طول سال های بعد ازآن ، توپخانه توپ داران در سرتاسر کشور مسلمان نبودن ایشان را هدف قرارداده و اجازه هیچگونه بیان دیگر و تکریم خدمات ایشان را نمی دهند
((( امام «ره» هرگز برچسب ناحقی به کسی نمیزدند؛ وقتیکه بنی صدر با لباس وُ آرایش زنانه همراه با سران منافقین به فرانسه گریخت، ایشان هیچگونه برچسب ارتداد وَ امثالهم را به او نزدند، بلکه نصیحتش کردند که «تو فریب دشمنان را خوردی، هنوز دیر نشده وَ به ایران برگرد وَ زندگی-ت را بکن». نسبت به ملی-گرایانی همچون مرحوم دکتر مصدق، نظرشان این بود که شما مسلمانید وَ از دیدگاه «جهان-شمولی» اسلام به مسائل نگاه کنید، دیدگاه ملی-گرایانه اگر به مصلحت ملت باشد در درجه دوم اهمیت قرار میگیرد. _ عـبـــد عـا صـی ))).  و این کج بینی در حالی است که شخصیت های فراوانی که در سطح اجتهاد و دانش بالایی بوده اند اظهار داشتند ما خود شاهد نماز خواندن وی بوده ایم و خمس مال خود را محاسبه می کرده حتی برخی شهادت داده اند که مرحوم مصدق وجوه شرعیه اش را به آیت الله حاج آقا رضا صدر پرداخت می کرد و در مراعات موازین شرعی آقای شاه حسینی از چهره های نزدیک به نهضت آزادی اظهارداشته اتد : بعد از درگذشت همسرش ، مبلغی برای آقا رضا صدر فرستادند تا احتیاطا نماز و روزه هایی که از همسرش فوت شده است دوباره خوانده شود . خانم کشور بیگ پور خدمتگزار مصدق در قلعه احمد آباد می گوید : من نماز را همین جا یاد گرفتم خدا آقا را بیامرزد کلمه کلمه می خواند تا من خو اندن نماز را یاد بگیرم.
مصدق در بخشی از وصیت نامه اش آورده است : ... و باقی مانده برای نماز و روزه و حج اینجانب بکاربرند و از عواید سال دوم قطعه زمینی برای باشگاه دانشجویان تهران بخرند.
واقعا با این سابقه می توان فردی را غیر مسلمان به حساب آورد ؟...
 سابق براین رسم بوده است که فردی ازاقلیت های مذهبی صرف گواهی یک عالمی به مسلمانی معرفی میشده در حالی که نشانه ای بر غیر مسلم بودن مرحوم مصدق در جایی ثبت نشده است!
در سطور قبل نوشتم قصد ستایش و تخریب شخصیت مرحوم مصدق را نداشته ام زیرا دغدغه هیچ فرد غیرمعصومی را ندارم لکن سوختن داشته هایمان را که می بینم ، تحمل از کف می دهم که تا کی و تا کجا می خواهیم این بنای کج را ادامه بدهیم ؟
داشته ها و سرمایه های کشور، ملک مطلق کوته فکران نیست که اینگونه آتش به خرمنش می زنند و اعتبار و امید ومسیر بالندگی را مسدود می کنند .
انقلاب اسلامی چهل ساله شده اما خود ما چهل ساله نشدیم و اراده ای هم به چهل ساله شدن دیده نمی شود زیرا چهل سالگی اوج همه فرصت ها ست و باید خطر پذیری ها و لجاجت ها به حد پایین خود برسد و بادام های شیرین زندگی را جایگزین بادام های تلخ کنیم و باهم بودن را رفیق و عجین تمامی تصمیمات اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی کنیم زیرا روح و کالبد نظام چهل ساله توان تحمل گسست و اختلاف و چنگ انداختن به روی همدیگر و یکدیگر را به بدنامی خواندن و.. ندارد . درست است که به معنایی گفته شده است « دود از کنده بلند می شود » اما در کنار دود ، فغانش هم شنیده می شود و فغانش غیر قابل تحمل و فراری دهنده اطرافیانش می شود در اینجاست که اگر کنده چهل ساله مثالی ما ؛ فرزندان و اطرافیان با ادب و مهربان و وظیفه شناس و صبور داشته باشد زندگی دوران پیری و بیماری ، برایش آسان می شود اما اگر غیرازاین باشد کمترین عیب آن را به نکبتی تبدیل می کنند که دیگر قابل تحمل نمی باشد و همه در انتظار مرگش روز شماری می کنند .
به امید روزی که همه کنار هم باشیم و همدلانه ساز زندگی را به صدادربیاوریم و طوفان زده های کشور را گرد هم بیاوریم و به چهل سال دوری از یکدیگر پایان دهیم.

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ سه شنبه 22 اسفند 1396 ] [ 02:56 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  بی-معرفتی اینه که ... 

 

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای بی-معرفتی

نتیجه تصویری برای بی-معرفتی

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSOz3rzMBr5jKFBHNmkAVEma7acqh8yq4oQAVAd6kI-IoVzsxpeVQ

تصویر مرتبط

 

  بی-معرفتی اینه که میگه «من "زن-ذلیل" نیستم که اونو انقدر پُر رو کنم که روز زن ازم توقع گل وُ هدیه داشته باشه»! ... 

  وَ اینه که پسره بگه «روز پدر کیلویی چنده! بآبآم بآآآید واسه من دست به جیب کنه»! ... 

 وَ دیگه اینه که خانوم خونه با هزار زحمت "باقالی-پلو با ماهیچه-ی دبشی" پخته، وَ بعضیآ ایراد میگیرن که «چرا گوشتش گوسفندیه، بوی گوسفند میده»! اون یکی هم میگه که «آخه باقالی پلوی آبکش نشده رو کی می-تونه بخوره»! ... 

  بدتر از همه، دختر بزرگ خونه هم ظرف خورشت رو با عصبانیت میزنه کنار وُ میگه که «مثلا قرمه سبزیه! آش رشته پُختی! سبزیش بیشتر از گوشت وُ لوبیآشه»!!! ... بجای این همه وقتی که گذوشتی، کاشکی لباسآی منو اتوُ میکردی وُ شام ساندویچ سوسیس سفارش میدادی ... 

  وَ دیگه بی-معرفتی اینه که از تنگدستی همکارت برای خرید فرش ماشینی جهیزیه دخترش خبر داشته باشی وَ "وام ِ اداره" رو با هزار دوز وُ کـَلـَک بگیری وُ بریزی تو بازار داغ سکه ...

  دیگه اینکه وقتی داری با عجله ماشینـتو از پارک بیرون میاری بزنی جفت چرآغآی جلوی ماشین همسایه-تو داغون کنی وُ بعدشم به نزدیکترین پارکینگ پناه ببری وُ چند روزی ماشـیـنـتو مخفی کنی ...

  شب چله-ی زمستون، یعنی همون شب یلدا، با ماشین آنچنانی-ت داری میری خونه-ی مادر زنت، باد وُ بوران وُ توفان هم داره حسابی تُرکتآزی میکنه که مادرت بهت میگه «تیمور جون، قربونت برم، جآ که داریم ، این پیرمَرد وُ پیرزنی که زیر تیر چراغ برق وایساده بودن ، دست بلند کردن؛ خیر ببینی نیگردار سوارشون کن». تو هم بادی به غبغب میندازی وُ میگی: "مآدر! تاکسی که نیس! ناسلامتی ماشین شآسی بُلنده، یکی هم ببینه همه جا چو میندازه که فلانی بآ شاسی بلندش مسآفرکشی میکرد"! ... وَ بیخیال، گآزشو میگیری وُ تندتر میری ... 

  اینا رو گفتم که اگه یـــه روز به بُن بست وُ خـِنـسی خوردی، با خودت نگی که کو مَرام وُ معرفت، کو رَحم وُ انصاف؟! ... 

   عـبـــد عـا صـی    


[ یکشنبه 20 اسفند 1396 ] [ 05:41 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مملکت داری با احساس و شعار نمی شود ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای پیک نوروزی

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای سد گتوند

ریزگردها و عوارض آن بر بدن انسان

نتیجه تصویری برای کمبود آب

ضرورت خروج از تله برجام با چرخش در سیاست‌های راهبردی

 

 خبرآنلاین، وبلاگ فدایی، غلامرضا : در آموزش و پرورش دادن پیک نوروزی خلاف است و ذهن بچه ها را خسته می‌کند و باید ذهن آنها آزاد باشد تا بتواند رشد کند، تازه بعد از چهل سال فهمیدیم که کنکور باید حذف شود زیرا سلامت روان و اقتصاد جامعه را به هم زده است و نتیجه مطلوبی عاید نکرده است، بعد از چهل سال فهمیدیم که سدسازی‌های بی‌رویه برای کشور خطرناک است و موجب تغییر اکوسیستم می‌شود و به جای این‌که خدمتی شده باشد خیانت شده است.
 پس از چهل سال فهمیدیم که ریزگرد ها که آسایش و آرامش استان عزیز خوزستان را به خطر انداخته است به خاطر تغییر اکوسیستم و جلوگیری از ورود آب از منطقه و بیرون از منطقه و باعث خشک شدن هور ها در آن منطقه شده است.
 پس از چهل سال فهمیدیم که تازه نه تنها گسترش شهرها مخالف توسعه است بلکه گسترش فضای سبز هم غیر صحیح است (به گفته مسئولان سازمان محیط زیست) و باید از آن جلوگیری شود زیرا کمبودآب جدی تر از آنی است که ما تصور می کنیم.
 تازه بعد از چهل سال فهمیدیم (و یا شاید نفهمیدیم) که نه تنها امریکا قابل اعتماد نیست بلکه شرکای اروپائی وی هم قابل اتکا نیستند و دل بستن به آنها خودفریبی است.
 تازه بعد از چهل سال فهمیدیم که برجام از نظر غربیها مقدمه ای است برای ورود به مذاکرات دیگر که طی برنامه حساب¬شده-ای مطرح می کنند و اسرائیل با زرادخانه های اتمیش و عربستان با سلاح های خطرناک خریداری شده اش خطر منطقه نیستند و این ایران است که باید گام به گام تغییر رویه دهد و بعضی ها در داخل هم با زمزمه هایی برای آن زمینه سازی می کنند.
 تازه بعد از چهل سال فهمیدیم که در بحث های فلسفی با عنوان گستره شریعت در شبکه چهار از فردی بودن دین باید سخن گفت.
 بعد از چهل سال دیدیم که مسئولان با مردم مستضعف همنوا شده و از اینکه عدالت برقرار نشده شکوه می کنند، و به گفته رهبر انقلاب اصلا ارتجاع رخ داده است.
 بعد از چهل سال فهمیدیم که اطلاعات شفاف در کار نیست و موانع شفافیت در کشور بسیار قدرتمند تر عمل می کنند (مصاحبه شب 14/12 شبکه خبر نایب رئیس مجلس)
 بعد از چهل سال فهمیدیم که در هیچ قسمتی نه آمایش کلی و نه نقشه راه به معنای واقعی وجود ندارد و خلاصه فهمیدیم که وقت تلف کرده و بر سر و کله هم کوبیده و به نفوذ خارجی میدان داده ایم.
 و ...
 اینکه بعد از چهل سال تازه نکاتی برای ما مکشوف شود امری مبارک است ولی چه تضمینی وجود دارد که چهل سال بعد این برنامه ها زیر سوال نرود؟ این امر حکایت از این دارد که کشورداری خیلی مهم تر از این است که ما با انتخابات سطحی و جناحی بخواهیم بر سرنوشت ملتی حکمرانی کنیم و بعد هیچکس مسئولیت هیچ کاری را به عهده نگیرد. مملکت‌داری را باید از کسانی یاد گرفت که با هم توان از همه ظرفیت های داخلی و خارجی استفاده می کنند تا کشور خود را رشد دهند و به جای ریشه زنی و تیشه زنی و تقصیر را به گردن دیگران در هر چهارسال و یا هشت سال انداختن و با بیگانگان همراهی کردن باید از خود و اصلاح نیات خود شروع کرد. مملکت را با تعارف و شعار نمی توان اداره کرد. عقل و تدبیر واقعی می خواهد و آنگاه عزم و قاطعیت.
 و اما توضیحاتی در باره نکات فوق:
من با حذف پیک نوروزی موافقم ولی چرا باید به جای آن فقط به نوشتن مقاله بسنده کرد؟ مگر نه این است که ما می خواهیم استعدادسنجی کنیم و ذهن دانش آموز را از همان آغاز به کسب مهارت های لازم سوق دهیم؟ مگر همه آمادگی نوشتن مقاله دارند و تازه اگر مجبور باشند می روند و از کسی به زور و یا پول آن را تهیه می کنند و نیز مگر همه معلمان مقاله نویس اند؟ از این رو در ارزیابی مقالاتِ آماده شده فقط جمعی قلیل مشارکت خواهند کرد.
چه خوب بود به آنها گفته می شد که هر کس در حوزه های موضوعی گوناگون، در هر مهارتی که خود علاقمند است و یا اولیای دانش آموزان احساس می¬کنند فرزندانشان علاقمندند بتواند یک کار اصیلی (از جمله فراگیری مهارت های والدین) ارائه دهد، از وی پذیرفته می شود. تا هم استعدادسنجی شود و هم مهارت افزایی از آغاز دوران تحصیلی مدنظر قرار گیرد و هم همه معلمان در این کار درگیر شوند.
 حذف کنکور خوب است ولی جایگزین آن چیست و اصلا هدف از حذف آن معلوم نیست که روانی است، اقتصادی است، و یا مهارت افزائی است؟ و برای جایگزین اگر نمرات سه و یا چهار سال قبل از کنکور مد نظر قرار گیرد مشکل حافظه محوری را ما به دوران چند ساله تحصیل گسترش داده ایم.
 اگر سدسازی بی رویه را محکوم می کنیم و یا به فکر حذف ریزگردها هستیم باید فکر اساسی داشته باشیم و نگاه ما به توسعه شهر و روستا مورد تجدید نظر جدی قرار گیرد که قطعا کار آسانی نیست. نمی شود با وصله پینه مشکل را حل کرد و مسّکّن وار برای مشکلات چاره جست. عزم ملی در اینجا است که بعد از چهل سال همه باید دست به دست هم بدهند و یک خانه تکانی جدی در فکر و برنامه داشته باشند تا در آینده دچار افسوس های بعدی نشویم.
 در نگاه به خارج به جای تمسک به این و آن و چشم‌داشت به فرانسه و امریکا به داخل بیندیشیم چرا فرانسه با این دشمنی های پنهان وآشکاری که با ما دارد تا این اندازه مورد وثوق عده ای است؟ مثلا صنعت کذایی اتومبیل در انحصار آن قرار می گیرد مگر فرانسه دشمنی اش از امریکا و انگلیس کمتر بوده است؟ چرا برنامه‌های سیاسی ما با سیاست های اقتصادی هماهنگی ندارد و دست کم گزینش هایی در قرار داد و خرید و واردات صورت نمی گیرد؟
 اینکه در بحث فرهنگی و دینی در شبکه چهار در برنامه گستره شریعت تازه فردی بودن مذهب مطرح می شود و اینکه یکی از میهمانان می گفت دین خاستگاهش فردی است اگر چه بعدا ممکن است به جامعه هم سرایت کند به عنوان مبحث نظری، بیانش بد نیست ولی انگار همه چیز از قبیل نقطه سر خط است و دو باره باز گشت به عقب. بدیهی است همیشه همه چیز از فرد شروع می شود. البته اگر از یک خارجی منکر بسیاری از معتقدات ما در آن جلسات دعوت می شد بد نبود. من با این گونه بحث کردن ها مخالف نیستم ولی با اینکه در ظرف سه جلسه نتوانند جمع بندی کنند و تازه شبهه هایی هم ایجاد کنند مخالفم.
 و خلاصه اینکه جای تأسف دارد که چرا حالا پس از چهل سال؟ مگر عمر از دست رفته دوباره باز می گردد؟ و این نشان می دهد مملکت داری با احساس و شعار نمی شود. علم و دانش و آینده نگری می خواهد و استفاده از تجارب دیگران بدون اینکه خود را در بست در اختیار دیگران قرار بدهیم. تا کی خوش¬بینی بیش از حد و نگاه به دست و دهان غرب؟ به قول معروف «نخوردی نان گندم بدیدی دست مردم» مگر ما در این چهل سال دست کم کشور مالزی را ندیده ایم؟ مگر از کشور کره این همه جنس نمی خریم؟ مگر نمی توانیم از تجارب دیگران بهره بگیریم. ولی متأسفانه همه اش در این مدت بر سر قدرت و رفتن به مجلس و گرفتن دولت بدون اینکه شایستگی آن را داشته باشیم با هم دعوا کرده ایم. آن هم بر سر هیچ و نتیجه اش این است که می بینیم که بعد از چهل سال تازه اعتراف می کنیم که راه را اشتباه آمده ایم.
 به هر حال باز این خطر همواره وجود دارد اگر عزم را جزم نکنیم و اگر مام وطن را بر باند و حزب و گروه خود ترجیح دهیم گرفتار پشیمانی های بعدی شویم.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ شنبه 19 اسفند 1396 ] [ 03:23 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  ما سنگ زیر آسیاب هستیم ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 خبرآنلاین، سیاست، مجلس : تعدادی از نمایندگان مجلس یکشنبه هفته جاری با سیدمحمد خاتمی دیدار کردند که در ادامه بخشی از صحبت‌های نمایندگان حاضر در این جلسه را می‌خوانیم.
 درحالی که جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ازجمله اعضای فراکسیون امید و مستقلین ولایی یکشنبه شب گذشته، ۱۳ اسفندماه با سیدمحمد خاتمی دیدار و گفت‌وگو کردند، محمدرضا عارف رییس فراکسیون امید نیز به بیان نکاتی در این دیدار پرداخت که پیش‌تر این سخنان عارف به‌تفصیل منتشر شد.
 حضرتی: اصلاح‌طلبان تنها گروهی هستند که می‌توانند نظام را حفظ کنند
 الیاس حضرتی در این دیدار با اشاره به دوران ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی و فضای سالم و بالاترین رشد اقتصادی در آن دولت، خاطرنشان کرد: دوران دیگری برای اصلاحات شروع شد و اشتباهاتی از جانب اصلاح‌طلبان و حکومت بروز کرد و یک شرایط تنگ و تاریک ایجاد شد و برخی تصمیم گرفتند اصلاح‌طلبان را از ریشه بزنند و شما مجبور شدید در دماوند رای بدهید و خیلی از دوستان حتی نتوانستند مراسم دعای کمیل و توسل را برگزار کنند و خیلی‌ها به زندان افتادند اما سال ۹۲ یک فصل جدیدی آغاز شد و آقای عارف، بزرگواری و کناره‌گیری کردند و اصلاح‌طلبان پشت آقای روحانی قرار گرفتند.
 این عضو هیات رییسه فراکسیون امید با تأکید بر اینکه اصلاح‌طلبان با وجود همه فشارها نشان داده‌اند که زنده‌اند، یادآور شد: تاریخ به گونه‌ای چرخیده که اصلاح‌طلبان باید از آن پراکندگی فاصله بگیرند و منسجم‌تر از قبل و فعالانه عمل کنند.
 درخواست حضرتی از خاتمی برای تشکیل اتاق‌های فکر و کمک به فراکسیون امید
 حضرتی همچنین از خاتمی خواست با تشکیل حلقه‌های فکری و اتاق‌های فکری در جهت اتصال این مجموعه‌ها برای رصد مباحث مورد نیاز جامعه، به فراکسیون امید ایده و سوژه داده شود.
 عضو هیات رییسه فراکسیون امید بر لزوم ارتباط با تمام ارکان حکومت تأکید و بیان کرد: ما سنگ   زیر آسیاب هستیم و برای انقلاب و نظام خودمان می‌مانیم و این را نشان می‌دهیم.
 سلحشوری: فراکسیون زنان فارغ از نگاه جنسیتی حضوری موثر دارد
 رییس فراکسیون زنان مجلس همچنین از اینکه رییس‌جمهور مخالفان خود را کم‌عقل خطاب کرده، گلایه کرد و با یادآوری جمله سیدمحمد خاتمی درباره مخالفان خود مبنی بر اینکه «زنده باد مخالف من»، ابراز امیدواری کرد که بار دیگر گفتمان احمدی‌نژادی رایج نشود.
 جعفرزاده ایمن‌آبادی: ادبیات و رفتار دولت با اصول و چارچوب ما همخوان نیست
 جعفرزاده ایمن‌آبادی دیگر نماینده مجلس بود که در جلسه با سیدمحمد خاتمی صحبت کرد و با اشاره به خون شهدا که به پای انقلاب ریخته گفت: قصد گله از دولت‌مردان ندارم و همه این دوستان اعتقادی پای قضیه ایستاده‌اند اما حقیقتاً حق این دوستان ادا نمی‌شود. ادبیات و رفتار دولت با اصول و چارچوب ما همخوان نیست.
 نماینده مردم رشت در مجلس با تشکر از مواضع سیدمحمد خاتمی در ناآرامی‌های اخیر بیان کرد: افتخار شما این است که پاکدست‌ترین و موفق‌ترین دولت بودید.
 نایب رییس نخست فراکسیون مستقلین ولایی مجلس با بیان اینکه تمام تلاش طرف مقابل ما که اخلاق حزبی را رعایت نمی‌کند ناامید کردن مردم است، خواستار افزایش این نشست‌ها شد و تأکید کرد: من دوست ندارم به آن ۸ سال برگردم و اگر روزی چنین اتفاقی بیفتد، ممکن است تصمیم دیگری بگیرم.
 حسین‌زاده: جریان آشتی و نزدیکی ادیان و مذاهب را دنبال کنید
 حسین‌زاده نیز در این دیدار با طرح این سوال که چرا ملت ما در طول سالیان ملت نشد و دولت ما دولت نشد و چرا پدیده دولت ملت در کشور ما شکل نگرفته است، گفت: در این سرزمین ما دنبال چرایی نیستیم. چرا اقوام نمی‌توانند در مسوولیت‌ها باشند؟
 وی گفت: مشکل اساسی ما مدیریت نیست بلکه ما هویت ملی را زدودیم و مردم حس سرزمینی ندارند و تعداد کثیری افراد هستند که نمی‌گذارند ایران به مفهوم درست خود ایران شود.
 نایب رییس فراکسیون امید مجلس با بیان اینکه انتظار این است که هر یک از نمایندگان مجلس باید سفیران آشتی باشند، گفت: این زنگ خطر است و تمنا می‌کنم جریان آشتی و مفاهمه و نزدیکی ادیان و مذاهب را دنبال کنید.
 وکیلی: نیازمند اصلاحات زودهنگام هستیم
 وکیلی نیز در این جلسه اصلاح‌طلبان را لولای بین قدرت اجتماعی و قدرت سیاسی دانست و اقدام اصلاح‌طلبان برای پیشگیری از تبدیل مشکلات به ابر چالش‌ها را خواستار شد.
 این نماینده اصلاح‌طلب مردم تهران در مجلس همچنین با انتقاد از گفتمان دولت روحانی و فاصله گرفتن از اصلاح‌طلبی گفت: گفتمان اصلاح‌طلبی تنها راه جمهوری اسلامی است.
 کواکبیان: توقع‌مان از فراکسیون امید، برآورده نشده است
 کواکبیان در این نشست با ابراز نارضایتی از عملکرد فراکسیون امید اظهار کرد: ما توقعی که از فراکسیون داریم، برآورده نشده است و هنوز نتوانسته‌ایم برای رفع ممنوع‌التصویری و حصر اقدام کنیم.
 این عضو اصلاح‌طلب کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس از خاتمی خواست با ایجاد اتاق فکر تولید محتوا شود تا مجلس بتواند اقدام موثرتری داشته باشد.
 مازنی: نشست‌های گفت‌وگوی ملی در آینده نزدیک شکل می‌گیرد
 مازنی با اشاره به ارائه طرح گفت‌وگوی ملی بیان کرد: همه از این طرح استقبال کردند و فضای کشور مهیاست و راهی جز این نداریم و در آینده نزدیک نشست‌ها شکل می‌گیرد و دوستان ما با علاقه‌مندی این بحث را دنبال می کنند.
 این نماینده اصلاح‌طلب عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی همچنین خواستار گفت‌وگوی درون جبهه اصلاحات شد.
 نعمتی: ۹۰ درصد همفکری را فدای ۱۰ درصد اختلاف دیدگاه نکنیم
 بهروز نعمتی نیز در ادامه با اشاره به فضای ناامیدی در جامعه بیان کرد: اگر ما نتوانیم این فضایی که امروز در مجلس هست را حفظ کنیم، از سال ۸۴ بدتر خواهیم شد و تندروهایی خواهند آمد که از احمدی‌نژاد بدتر خواهند بود. ۹۰ درصد همفکری را فدای ۱۰ درصد اختلاف دیدگاه نکنیم.
 سخنگوی هیات رییسه مجلس شورای اسلامی همچنین فعال‌تر شدن خاتمی را خواستار شد و گفت: جامعه نیازمند یک نفس تازه است.
 رجبی: مشکل همین کاسه غم به دست گرفتن است
 در ادامه این نشست برخی نمایندگان در سخنانی کوتاه مشکلات موجود را از نگاه خود مطرح کردند و رجبی مشکل موجود را همین کاسه غم به دست گرفتن عنوان کرد.
 نمایندگان حاضر در جملات متعدد فعال‌تر شدن سیدمحمد خاتمی در رسیدگی به امور و برخورد فعالانه‌تر با موضوعات را خواستار شدند و نسبت به سوریه شدن ایران هشدار دادند.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ پنجشنبه 17 اسفند 1396 ] [ 10:57 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  گلهای کاغذی داری تو گلدون  ... تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط


 

 

 زمستون،تن عریون باغچه چون بیابون / درختا با پاهای برهنه زیر بارون 
 نمیدونی تو که عاشق نبودی / چه سخته مرگ گل برای گلدون 
 گل وُ گلدون چه شبها نشستن بی بهانه / واسه هم قصه گفتن عاشقانه 
 چه تلخه چه تلخه / باید تنها بمونه قلب گلدون 
 مثل من که بی تو / نشستم زیر بارون زمستون 
 زمستون / برای تو قشنگه پشت شیشه 
 بهاره زمستونها برای تو همیشه / تو مثل من زمستونی نداری 
 که باشه لحظه چشم انتظاری / گلدون خالی ندیدی 
 نشسته زیر بارون / گلای کاغذی داری تو گلدون 
 تو عاشق نبودی / ببینی تلخه روزهای جدایی 
 چه سخته چه سخته / بشینم بی تو با چشمای گریون 

 « اخوان ثالث »

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ سه شنبه 15 اسفند 1396 ] [ 03:29 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  خیلیها از قدرت وُ نفوذ مرتضوی می-ترسیدند 

 در پرونده-ی قتل زهرا کاظمی دخالتی کنند! ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای زهرا کاظمی

نتیجه تصویری برای زهرا کاظمی

نتیجه تصویری برای محمدحسین خوشوقت

نتیجه تصویری برای عبدالله ناصری

نتیجه تصویری برای سعید مرتضوی در سازمان تأمین اجتماعی

 

 عصر ایران:
 بنابراین گزارش آقای
خوشوقت و نطق آقای آرمین و جمع بندی کمیسیون فرهنگی همگی درست بود که خبرگزاری نیز در مورد آن نظر خود را منتشر کرده بود. اما متاسفانه در آن زمان، دوران قدرت بلامنازع آقای مرتضوی در دادگاه ویژه مطبوعات بود که در آن شرایط آقای مرتضوی بر همه اوضاع رسانه ای و روابط عمومی با تهدید و فشار های مختلف تسلط پیدا کرده بود. به همین دلیل بود که مطبوعات و رسانه های آن زمان یک وحشت عجیبی داشتند. حتی دستگاه های امنیتی نیز در آن زمان از ایشان حساب می بردند چرا که پرونده زهرا کاظمی همه چیز در انحصار مرتضوی بود. 
مرتضوی در آن زمان چنان قدرتی داشت که هیچ کس نمی توانست به حوزه او تعرض کند.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ یکشنبه 13 اسفند 1396 ] [ 12:06 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  دخترانی که از خانه فرار میکنند ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

http://s9.picofile.com/file/8320660850/DOXTAR8NE_FARAARY_11.JPG

http://s8.picofile.com/file/8320661584/DOXTAR8NE_FARAARY_5.JPG

http://s9.picofile.com/file/8320667492/DOXTAR8NE_FARAARY_6.JPG


http://s8.picofile.com/file/8320668076/DOXTAR8NE_FARAARY_2.JPG

 

 حرکت رو به رشد فرار از خانه در سال های اخیر بر نگرانی های خانواده و جامعه افزوده و پیامدهای منفی آن تاثیر بسیار نامطلوبی را برای خانواده و جامعه ایجاد کرده است، در این مقاله در پی آن هستیم که با بررسی عوامل موثر بر فرار دختران و بیان پیامدهای آن راهکارهایی را جهت پیشگیری و کاهش این آسیب اجتماعی ارائه کنیم. فرار دختران معضلی قدیمی است که سال های قبل توجه آسیب شناسان اجتماعی را به خود جلب کرده است آمار انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران نشان می دهد سالانه 300 تا 400 دختر فراری و خیابانی توسط نیروی انتظامی دستگیر می شوند، این دختران برای فرار از خانه انگیزه های مختلفی داشته اند اما همگی آن ها در یک نکته مشترک هستند و آن اینکه تصورمی کنند که در خانه به آنها ظلم شده است حال این نکته می تواند در واقعیت ریشه داشته باشد و یا اینکه کاذب باشد. در برخی خرده فرهنگ ها فرزند دختر را محترم نمی دانند و با نگاهی منفی به آنها ظلم می کنند، این تفکر سبب می شود بدرفتاری نسبت به دختران شکل بگیرد و تبعیض و رفتارهای خشونت آمیز به وجود بیاید که گاه به صورت فیزیکی نمود پیدا می کند و گاه بصورت روانی. افزایش روز افزون فرار دختران از کانون گرم خانواده و پیامدهای مخرب آن بر فرد ، خانواده و جامعه یکی از آسیب های جدی است که در سالهای اخیر گریبانگیر جامعه اسلامی ما شده است. عوامل مختلفی زمینه ساز خانه گریزی دختران می باشند. بر خلاف برخی نظرات که فقط خانواده و یا اجتماع را به تنهایی در بوجود آمدن آن دخیل می دانند، در واقع می توان گفت فرار دختران یک پدیده چند علتی (multy factorial ) است. بطوریکه عوامل مختلفی دست بدست هم داده و زمینه را برای بروز این پدیده بوجود می آورند. تحقیقات نشان می دهد که سردی روابط عاطفی والدین ، متارکه ، طلاق ، وجود ناپدری و نامادری ، بی سرپرستی و بدسرپرستی ، خشونت در خانواده ، فقر اقتصادی و فرهنگی ، اعتیاد ، مشکلات روحی روانی ، و افزایش ناهنجاریهای اجتماعی، از مهمترین عوامل بر انگیزاننده میل فرار دختران می باشد. استحکام نظام خانواده ، افزایش توان مالی خانواده های آسیب پذیر ، آموزش به خانواده ها و جوانان در خصوص ویژگیهای دوران نوجوانی و بلوغ ، ایجاد مراکز رایگان مشاوره و مددکاری خانواده در مناطق آسیب پذیر ، فراهم نمودن زمینه اشتغال نوجوانان در مراکز باز پروری ، توجه به زنان و دختران به عنوان قشر آسیب پذیر جامعه و استفاده از مددکاران و مشاوران با تجربه در مدارس از جمله راهکارهی پیشگیری از فرار دختران می باشد. پدیده خانه گریزی دختران به عنوان یک آسیب اجتماعی جدید مطرح می باشد. این پدیده می تواند باعث افزایش جرم و جنایت درجامعه شده و امنیت و سلامت اجتماعی را به مخاطره اندازد. فرار یا خانه گریزی یعنی ترک خانه به قصد عدم بازگشت بدون اجازه والدین یا سرپرست بنا به دلایل خانوادگی ، اجتماعی وغیره . بنا به گزارشهـای آماری از نیـمه سال ۷۸ تا سال ۸۳ ، در مجموع ۳۷۸۱ دختر خانه گریز در مراکز مداخله دربحـران های اجتماعـی کشور مورد پذیرش قرار گرفته اند . که این دختـران یا به صورت خود معرف مراجعه کرده اند ، یا ازمراجع قضایی وانتظامی به این مراکز ارجاع داده شده اند. نتایج مطالعات ، افزایش این پدیده را در سطح جامعه نشان می دهد ، چنانچه در فاصله سالهای ۷۸-۶۵ شیوع این پدیده بیست برابر شده است. میانگین سن دختران فراری ۱۶ سال است و همچنین بر اساس خبر گزاری جمهوری اسلامی ایران در طول سال ۱۳۸۰ ، تنها ۴۰۷۳ نوجوان فراری توسط مرکز ساماندهی کودکان و نوجوانان خیابانی معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران در خیابانها شناسایی شده اند.که بیش از نیمی از آنها دختر هستند.بر اساس آمار نیروی انتظامی در چهار ماه آخر سال ۱۳۸۰ ، ۶ هزار و ۱۵۶ دختر فراری توسط این مرکز دستگیر شده اند. و این درحالی است که به دلیل زندگی پنهانی دختران فراری و جابجایی سریع آنها ، دستیابی به آمار دقیق امکان پذیر نمی باشد. (ویژه نامه پیام زن ، شماره ۱۲ ،ص۴۰۳) در سالهای اخیر حرکت روبه افزایش این پدیده ، بر نگرانیهای خانواده ها و جامعه افزوده است و پیامدهای منفی آن تاثیر بسیار نامطلوبی را برای خانواده و جامعه ایجاد کرده است که به سختی جبران می شود و یا هرگز قابل جبران نخواهد بود. اما به این موضوع درست فکر نشده که چرا جوانان و خصوصا دختران از خانه می گریزند؟در این مقاله درپی آنیم که با بررسی عوامل موثر بر خانه گریزی دختران و بیان پیامدهای فرار دختران راهکار هایی جهت پیشگیری و کاهش این آسیب اجتماعی ارائه نماییم . دختر فراری کیست؟
به دخترانی گفته می شود که
به دلایل مختلف از خانه و خانواده می گریزند و به جامعه پناه می برند، در واقع نوعی گریز بدون بازگشت است، دختران فراری همگی به امید رسیدن به زندگی بهتر چنین کاری را انجام می دهند و این نشان می دهد که آنها از خطرات رفتار و تصمیم خود مطلع نیستند.
● علل خانه گریزی دختران : عوامل مختلفی زمینه ساز خانه گریزی دختران می باشند .بر خلاف برخی نظرات که فقط خانواده و یا اجتماع را به تنهایی در بوجود آمدن آن دخیل می دانند، در واقع می توان گفت فرار دختران یک پدیده چند علتی (multy factorial ) است. بطوریکه عوامل مختلفی دست بدست هم داده و زمینه را برای بروز این پدیده بوجود می آورند. اما بطور کلی می توان عوامل موثر در فرار دختران را در سه دسته علل فردی ، علل خانوادگی و علل اجتماعی مورد بررسی قرار داد که در ادامه به شرح هریک می پردازیم . الف) علل فردی : ۱)اختلالات شخصیتی اختلالات شخصیتی ، یکی از مهمترین عناصر برای شناسایی عوامل فرار است . بر اساس مطالعه ها و بررسی های انجام شده، در تعداد زیادی از دختران فراری ، این اختلالها به چشم می خورد.
پرخاشگری های گوناگون ، رفتارهای ناسازگارانه ، خودزنی (خودکشی ) و رفتارهای نابهنجار دیگر ، چه پیش از فرار و چه پس از دستگیری و در مراکز مداخله در بحران همه نشان دهنده وجود اختلال شخصیت در این افراد است . ۲) اختلالات روانی : از جمله اختلالات روانی زمینه ساز فرار دختران اختلال اضطراب و اختلال افسردگی می باشدکه مختصری به شرح هریک و تاثیر آن در فرار دختران اشاره می کنیم: ۳) اضطراب (anxiety) : هر فرد در زندگـی خود ممکن است در شرایطـی دچار اضـطراب شود . اضطراب ، مکانیزمـیاست که برای بدن لازم و ضروری است .اما زمانی که اضطراب از حالت بهنجار خارج گردد، به اضطراب مرضی تبدیل می شود که حتی عیر طبیعی و برای سلامت فرد مضر است .اضطراب مرضی یعنی نگرانی پیشاپیش نسبت به خطرها یا بدبختی ها ی آینده ، بصورت غیر طبیعی و همراه با احساس بی لذتی یا نشانه های بدنی تنش و منبع خطر پیش بینی شده که می تواند درونی یا بیرونی باشد .( دادستان ، ۱۳۸۰ ، ص ۵۹) در بیشتر نوجوانان فراری ، نشانه های اضطراب به چشم می خورد وآنان از این اختلال رنج می برند. یکی از ویژگیهای اضطراب ، سر در گمی و ناتوانی در تصمیم گیری صحیح است. نوجوانی که اختلال اضطراب دارد ، در زمان های حساس و هیجانی ، هیچ کنترلی بر روی رفتار خود ندارد. او نمی تواند خود را آرام کند و تصمیم درستی بگیرد . بنابراین ، کارهایی انجام می دهد که مشکلات او را بیشتر می کند و در نتیجه ، بر اثر ایجاد شکاف میان او و خانواده و تمایل به دیگران ، از خانه فرار می کند. ۴) افسردگی (depressing) : یکی دیگر از اختلالات روانی که در فرار دختران تاثیر دارد ، افسردگی است . این اختلال به گونه ای است که بر توانایی های فرد اثر می گذارد ، یعنی توانای های جسمانی ، فکری ، عاطفی ، هیجانی ، یادگیری و ارتباط ساده و طبیعی با دیگران و خانواده را در حد بسیار زیادی مختل می کند، در نوع شدید این اختلال گاه فرد تا ساعتهایی بی حرکت در گوشه ای می نشیند ، در فکر فرو می رود که این شرایط با حالتهای غم و یاس ، خستگی مفرط و خواب آلودگی و همچنین اضطراب همراه است . افسردگی یکی از شایعترین اختلالاتی است که دختران فراری با آن دست به گریبان هستند .( مهکام ، ۱۳۸۳ ، ص ۲۴) ۵) ویژگیهای دوران نوجوانی و بلوغ : یکی از مسایل مورد توجه در فرار دختران، سن فرار است . بر اساس آمار های موجود بیشترین تعداد فرار بین دوازده تا هجده سالگی است که این مساله درصد بالای فرار در سنین بلوغ را نشان می دهد. در این سنین احساسات و هیجانات شدید با بحران بلوغ همراه شده و نوجوان را وا می دارد که به دنبال هویت خود باشد و اغلب آن را در گروه همسالان خویش می یابد. از سوی دیگر، تعداد زیادی از مشکلات عاطفی ، فرهنگی ، فکری و شناختی که در دختران فراری دیده می شود ، مشکلاتی است که معمولا در دوران نوجوانی و بلوغ بوجود می آید و از ویژگیهای این دوره به شمار می رود . عدم توجه و برخورد نادرست بر خی والدین به ویژگیهای روانی و عاطفی فرزندان در این دوره مانند : زودرنجی و احساساتی بودن ، کم رویی ، گوشه گیری و درون گرایی ، بر تری جویی و جلب توجه دیگران، باعث تزلزل شخصیت و هویت نوجوان شده و نوجوان بدلیل نداشتن هدف مشخص و الگو پذیری نادرست از دیگران ، نیازها و دلبستگی های خود را در بیرون از خانه جستجو کرده و به دنبال آن خانه را ترک کرده و فرار می کند. ب) علل خانوادگی : خانواده پیکره اصلی جامعه است و نقش مهمی در پرورش فرزندان دارد. والدین با ایجاد روابط سالم و دوستانه با فرزندان و توجه به نیازهای جسمانی و روانی آنان می توانند آنها را از لحاظ شخصیتی و روانی متعادل و سالم بار بیاورند . اما به اعتقاد بسیاری از روانشناسان و جامعه شناسان ریشه اصلی آسیبهای اجتماعی و از جمله فرار دختران ، خانواده است. به عقیده آنان یکی از مهمترین عوامل فرار ، سلب آرامش روانی و عاطفی فرزندان در محیط خانه و خانواده است . عدم توجه به مسایل تربیتـی فرزندان ، وجود اختلافات زناشویـی ، طلاق ، اعتیـاد والدین ، بی سرپرستی و یا بد سرپرستی ، زندگی با ناپدری و یا نامادری ، خشونت در خانواده ، تبعیض بین فرزندان، جمعیت زیاد خانواده ، فقر اقتصادی ، تعصبات وپایبندی به آداب رسوم قومی(خصوصا در ازدواج دختران )، ضعیف بودن اعتقادات مذهبی خانواده و سواد پایین والدین از جمله مهمترین عوامل خانوادگی موثر بر خانه گریزی دختران می باشد. وقتی در خانواده به جای توجه به مسایل و نیازها ی فرزندان ، فقر فرهنگی و تربیتی و رفتاری و اقتصادی و حاکم شود ، دختران خانه را ترک می کنند. آنها به پندار خود می روند تا به یک زندگی بهتر و با وضعی مطلوبتر برسند و آرامش و محبت را تجربه کنند. اما خواسته و نا خواسته دچار انحرافات اجتماعی مثل اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی ، توزیع مواد مخدر ، سرقت ، تشکیل خانه های فساد و...می شوند . نتایج تحقیقات انجام شده در خصوص خانه گریزی دختران نیز موید این مساله می باشد که مشکلات خانوادگی از جمله عوامل اصلی فرار دختران می باشد به عنوان مثال در تحقیقی که توسط سرهنگ « داوود جشان » با عنوان « علل فرار دختران از خانه » در مورد ۱۲۰ دختر فراری در تهران انجام شده ، در خصوص علل فرار، ۳۶% دختران فراری ، اختلاف با پدر و کتک خوردن از وی ،۵% اختلاف با برادر و کتک خوردن از او ، ۱۵% اختلاف با مادر و ۳% ازدواج اجباری را ذکر کرده اند. ۷۸% دختران فراری والدین معتاد داشته و۸۵% از آنها دارای خانواده هایی هستند که حداقل یک نفر از آنها به جرم سرقت به زندان رفته است . عوامل دیگری همچون ، تبعیض در خانواده (۸۸%) ، کنترل شدید والدین (۸۲%) ، اختلاف خانوادگی و احساس طرد شدگی از خانواده (۸۴%) از دلایل دیگر فرار است. (ویژه نامه پیام زن ، شماره ۱۲ ، ص۴۰۳) ج) علل اجتماعی : ۱) افزایش ناهنجاریها وضد ارزشهایی مانند بد حجابی و مدگرایی هر اجتماعی ، هنجار ها و نا هنجارها ، ارزشها و ضد ارزشهایی دارد و بی شک افرادی که در این اجتماع زندگی می کنند ، از این ارزشها اثر پذیرند. در این میان اثر پذیری نو جوانان به مراتب بیشتر از بزرگسالان است. چراکه نوجوان هنوز هویت خود را کاملا بازشناسی نکرده و شخصیت او به ثبات و تکامل نرسیده است. او مانند جسم سیالی است که در هر ظرف و قالبی ریخته شود ، شکل آن را به خود می گیرد . بنابر این ، ارزشها و ضد ارزشها ی جامعه باید کاملا در مسیری باشد که نوجوان را برای یافتن هویت واقعی مذهبی و ملی خود یاری کند. در غیر این صورت بیشترین آسیب متوجه نوجوانان خواهد بود. بد حجابی و مدگرایی که در ذهن و عمل بسیاری از افراد به یک هنجار تبدیل شده است ، از جمله نا هنجاریهایی هستند که سبب می شوند تا نوجوانان شخصیت خود را بر اساس همین هنجار های غلط پایه ریزی کنند و به ستیز با خانواده و هنجار های آن برخیزند . نتایج بدست آمده از پرونده های مراکز نگهداری و آمار موجود نشان می دهد که بیشتر دختران فراری از تهران ، شیراز ، مشهد ، تبریز ، اصفهان ، مازندران و شهرهایی هستند که میزان بی بندو باری ، مدگرایی و بدحجابی در آنان بیشتر به چشم می خورد. (مهکام ، ۱۳۸۳، ص۱۱۳) ۲) فقر حضرت علی (ع) می فر مایند : « گاه فقر به کفر می انجامد.» فقر مادی یکی از عوامل بوجود آورنده پدیده خانه گریزی است .به نظر می رسد آمار فرار در خانواده های فقیر ، بیشتر از خانواده های ثروتمند است . هرچند تفاوت بین آمار فرار خانواده فقیر و متول ، خیلی زیاد نیست ، ولی بطور کلی تعداد فرار در خانواده های تهی دست ، بیشتر به نظر می رسد. در بسیاری از خانواده ها ، بر اثر نا توانی اقتصادی ، نیازهای اصلی فرزندان از جمله تغذیه ، پوشاک ، بهداشت و... بر آورده نشده و مشکلات فراوانی مانند انواع بیماریها ، سوء تغذیه ، محرومیت از داشتن پوشاک مناسب و.. را بوجود می آورد . بر اثر بوجود آمدن مشکلات یاد شده ، تعادل خانواده در موارد گوناگون به هم خورده و استرس و تنش میان اعضاء بال می رود . بسیاری از ترک تحصیل ها ، کار کودکان در سنین پایین ، سرقت، سوء استفاده از کودکان و فرار از خانه ، به سبب فقر و تهی دستی در خانواده بوجود می آید. کودکی که از یک سو به سبب کمبودهای مادی به آرزوهایش نرسیده و از سوی دیگر ، به سبب نداشتن امکانات برای رشد فکری و فرهنگی، فردی کوته فکر و ساده بار آمده است ، قدرت تجزیه و تحلیل ضعیف تری نسبت به دیگر همسالان خود دارد و با اندک وعده ای حاضر می شود دست به هر کاری بزند . ۳) اعتیاد وجود اعتیاد سالیان درازی است که دامان جامعه ما بویژه نسل جوان را فرا گرفته و خواسته یا نا خواسته ابعاد آن گسترش یافته است. به گونه ای که امروزه برای بعضی از افراد ، صحبت کردن درباره معتادان و اعتیاد ، مسئله ای عادی تلقی می شود. قرار گرفتن ایران در مسیر ترانزیت مواد مخدر به اروپا ، همجواری با دو کشور پاکستان و افغانستان که از مهمترین مرکز تهیه و توزیع مواد مخد در دنیا می باشند ، توطئه استعمارگران برای پخش مواد مخدر در کشور اسلامی ایران ، وجود افراد سود جو و در آمد بالای حاصل از قاچاق مواد مخدر از جمله مهمترین عوامل گسترش مواد مخدر در کشور ما می باشد. دختران فراری ضمن اینکه خود مشکلات گوناگونی را تجربه کرده و انگیزه بیش تری برای اعتیاد دارند، گزارشها حاکی از آن است که تعدادی از دختران فراری به سبب تهیه مواد مخدر از خانه گریخته اند. زیرا در خانه ، والدین اصرار به ترک اعتیاد آنان داشته اند وآنها به دلیل این که اعتیاد را ترک نکنند از خانه گریخته اند. از طرفی بر خی از دختران فراری بدلیل اعتیاد والدین و به خواسته آنان ، مجبور به خرید مواد مخدر برای والدین معتاد می باشند . بنابر این اعتیاد خود و اعتیاد والدین یکی دیگراز عوامل موثردر خانه گریزی دختران می باشد. ۴) رسانه های گروهی رسانه های گروهی خصوصا رادیو و تلویزیون امروزه در زندگی مردم جایگاه ویژه ای پیدا کرده اند. اما در این میان تلویزیون با بهره گیری از دو حس بینایی و شنوایی تاثیرگذار ترین عامل پس از خانواده بر روی فرد خصوصا نوجوانان و جوانان است .تلویزیون می تواند در مورد مطالب گوناگون آموزشهای مفیدی به مخاطبان بدهد . همچنین تلویزیون می تواند با استفاده از برنامه ها مختلف در هویت دهی به جوانان نقش ایفاکرده و الگوها و فرهنگ هایی را به جامعه مخاطبین معرفی نماید. در واقع الگو پردازی و تاثیر پذیری مستقیم از تلویزیون و فیلم های به نمایش درآمده در ان ، واقعیتی انکار ناپذیر است که در زمینه خانه گریزی هم این آثار کاملا به چشم می خورد .تعداد زیادی از دختران فراری اعتراف کرده اند تا زمانی که در بعضی از فیلم ها ندیده بودند نوجوانی به سبب دعو با مادرش قهر می کند و از خانه خارج می شود ، چنین راه حلی برای فرار به ذهن آنان نرسیده بود .آنها تنها با دیدن چنین فیلمی به فکر فرار افتاده اند تا از امر و نهی مادر خلاص شوند . ● پیامدهای خانه گریزی دختران : ۱) پیامد های خانه گریزی بر فرد: فرهنگ اسلامی جامعه ما ، اصولا فرار را قبول ندارد .چرا که فرار با ضریب ۹۹% با آسیب همراه است . پدیده خانه گریزی دختران بیشترین آثار و آسیب ها را بر فرد فراری بر جای می گذارد. دختری که فرار می کند ، پس از فرار ، با حادثه های گوناگون و تجربه های ناگواری روبه رو شده و با خیلی مسایل و بزه ها آشنا می شود که بر شخصیت او اثر می گذارد. از طرفی تصورش بر این است که پل های پشت سرش خراب شده و راهی برای بازگشت به خانواده ندارد. و به این ترتیب دچار آسب های بسیاری می شود. گرفتار شدن در دام شبکه های قاچاق دختران و زنان جوان: تجاوز، اجبار و تحمیل که به خاطر نداشتن مکان و سرپناه مناسب بعد از فرار دچار آن می شوند و افراد سودجو و باندهای فساد به این بهانه آنها را فریب داده و وسیله درآمد خود قرار می دهند، آمارها نشان داده است که دختران فراری در همان 24 ساعت اول پس از فرار مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند.
اختلالات روانی (مثل افسردگی ، فشار های روانی ، پرخاشگری) اختلالات شخصیتی( تعارض شخصیتی ، شخصیت مرزی ، شخصیت نمایشی و شخصیت ضد اجتماعی ) ، اختلالات شناختی( احساس پوچی ، بی هدفی ، ناامیدی و...) و اختلالات رفتاری ( سرقت ، تکدی گری ، روس پی گری ،خود زنی و خود کشی و....) از جمله مهمترین آثار و پیامد های فردی فرار می باشد .که در اغلب دختران فراری این عوارض مشاهده و در برخی تحقیقات به آنها اشاره شده است .
انگ اجتماعی و عدم امکان بازگشت به شرایط گذشته: دخترانی که بعد از فرار دوباره به خانه بر می گردند، با برخوردهای توهین آمیز اطرافیان روبرو می شوند و این مسئله آنها را مخمصه ای شدیدتر از قبل گرفتار می کند. ۲) پیامد های خانه گریزی بر خانواده : از آنجا که خانواده و اعضای آن ، نزدیکترین اشخاص برای هر فرد هستند ، مشکلاتی که برای فرد بوجود می آید ، بیشترین تاثیر را پس از خود بر خانواده فرد میگذارد از جمله مهمترین پیامد های خانه گریزی دختران در خانواده ، ایجاد مشکلات عاطفی و روحی روانی برای اعضاء خانواده خصوصا پدر و مادر است .تعداد زیادی از پدران و مادران به دنبال فرار دخترشان ، دچار سکته ، بیماریهای قلبی و امثال آن می شوند. رفتار والدین پس از فرار فرزند در برخورد با سایر فرزندان نیز تغییر می کند. و بدون بررسی دقیق مساله فرار فرزندشان ، شیوه تربیتی خود را تغییر می دهند. یا بر سختگیری و فشار های خود بر فرزندان می افزایند یا برعکس ، بیش از حد معمول فرزندان خود را آزاد می گذارند که هر دو این رفتار ها به زیان دیگر فرزندان خواهد بود. الگو پذیری خواهر و برادران دیگر از رفتار فرد فراری از دیگر پیامدهای خانوادگی خانه گریزی می باشد. از مهمترین پیامدهای فرار در خانواده ، ایجاد مشکلات عاطفی و روحی روانی برای اعضای خانواده خصوصا پدر و مادر است، رفتار والدین پس از فرار فرزند در برخورد با فرزندان دیگر تغییر می کند، آنها بدون بررسی دقیق مسئله فرار فرزندشان، شیوه تربیتی خود را تغییر می دهند و به شدت سخت گیر می شوند و یا بیش از حد فرزندان خود را آزاد می گذارند . ۳) پیامد های خانه گریزی بر جامعه : پدیده خانه گریزی علاوه بر خود فرد و خانواده او، آسیب های فراوانی را به جامعه وارد می کند. افزایش مشکلاتی چون: اعتیاد ، قاچاق ، فحشا، دزدی ، دوستی های خیابانی، روسپیگری ، آلودگی و بیماریهای جنسی از مهمترین پیامد های خانه گریزی بر جامعه می باشد که هر کدام از مشکلات یاد شده آسیب های متعددی را در جامعه بوجود می آورد که پرداختن به آنها در حوصله این بحث نمی باشد. علاوه بر آن ضررهای اقتصادی که پدیده فرار دختران بر جامعه می گذارد ، نباید نادیده گرفته شود. افراد زیادی در ارگانهای مختلف مثل دادگستری ، نیروی انتظامی ، بهزیستی و... در ارتباط با فرار از خانه فعالیت می کنند و هزینه های زیادی صرف این مساله می شود. که با در نظر گرفتن پیامدهای فرار مثل اعتیاد ، بزهکاری و...می توان گفت که بخش زیادی از سرمایه های کشور صرف پدیده خانه گریزی و پیامد های آن می گردد و به عبارتی دیگر خانه گریزی به اقتصاد جامعه نیز زیان می رساند . چون فرار دختران منجر به فساد و جرایم دیگر می شود مبارزه با آنها مستلزم صرف زمان و هزینه های هنگفتی برای جامعه خواهد بود. راهکارهای پیشگیری و کاهش آسیب های اجتماعی فرار : طی سال های اخیر برای پیشگیری اولیه و ثانویه از این آسیب اجتماعی مراکزی ایجاد شده است که به ساماندهی دختران فراری می پردازند، با وجود این هنوز هم شاهد این بحران اجتماعی هستیم، کارشناسان راهکارهای متعددی را برای پیشگیری از این معضل پیشنهاد می کنند. الف- برطرف کردن فقر:
منظور از فقر، فقر فرهنگی و عاطفی است نه فقط فقر اقتصادی،‌ با توجه به اینکه پدیده دختران فراری در خانواده های پرجمعیت بیشتر دیده می شود از طرفی مبدا دختران فراری غالبا شهرهای کوچک و مناطقی است که ساکنانش بسیار متعصبانه رفتار می کنند، خانواده ها باید بدانند محدود کردن بیش از حد دختران، منع کردن آنها از تحصیل و اقداماتی از این دست سعادت به همراه ندارد. ب- پررنگ کردن مذهب:
ترویج عقاید مذهبی و دینی و درونی کردن آن برای نوجوانان و جوانان از عوامل مهم کاهش فرار جوانان است که باید مورد توجه خانواده قرار گیرد و فرزندان خود را به رعایت اصول مذهبی و انجام فرائض دینی تشویق کنند زیرا مقید بودن به فرائض دینی سد محکمی در پیشگیری از آسیب ها و معضلات اجتماعی است. ج-
ارائه آموزش های مختلف به به والدین در خصوص نحوه رفتار با فرزندان از طریق رسانه های گروهی خصوصا رادیو و تلویزیون:
بچه ها باید اطمینان کنند که هر اتفاق بدی که برایشان افتاده باشد با صحبت کردن درباره آن با پدر و مادرشان وضع از آنچه که هست خرابتر نمی شود، ایجاد یک رابطه سالم بین اعضای خانواده، تبعیض قائل نشدن والدین بین فرزندان، شناخت و آگاهی والدین از روحیات جوانان، حمایت از حقوق اجتماعی زنان، استفاده از مددکاران و مشاوران با تجربه در مدارس، پارک ها، ترمینال ها و راه آهن برای شناسایی دختران فراری، رفع موانع قانونی برخورد با والدینی که نوجوانان و کودکان خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهند.
فراهم کردن زمینه اشتغال سالم و مناسب برای دخترانی که دوره بازپروری را در مراکز اصلاح و تربیت گذرانده اند و انجام تحقیقات گسترده درباره علل خانه گریزی و فرار مجدد دختران از دیگر راهکارهای پیشگیری از این اسیب اجتماعی است.


  ادامه مطلب 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ جمعه 11 اسفند 1396 ] [ 11:22 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  اتهامات متقابل احمدی‌نژاد و باهنر 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

   فرارو : محمدرضا باهنر كه زمانی گفته بود: «من اولین كسی بودم كه بحث ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد را مطرح كردم» یا در نقد دولت فعلی گفته بود: «الان خرد وجود دارد ولی شجاعت احمدی‌نژاد وجود ندارد». حالا از احمدی‌نژاد شاكی است و گفته رفتار او دارد تند می‌شود و مقامات قضائی هم گفته‌اند که برای برخورد با احمدی‌نژاد آمادگی وجود دارد.
به گزارش شرق، اگرچه محسنی‌اژه‌ای دیروز سخنان باهنر را تكذیب كرد و گفت چنین چیزی نشنیده است. باهنر در جلسه جامعه اسلامی مهندسین گفته است:
«رئیس دولت‌های نهم و دهم به اندازه کافی جرم مرتکب شده ولی شرایط برخورد باید فراهم شود. حرکات آقای احمدی‌نژاد ابتدا به بهانه عملکرد برخی قوا بود، اما الان به سمت ایرادگرفتن از کلیت نظام رفته است. امیدوارم که در آخر مسیر، پرت نشویم و ان‌شاءالله عاقبت همه ما ختم به خیر شود».
كانال دولت بهار در واكنش به سخنان باهنر او را «رانت‌خواری كه خودش را لو داد» خواند و به نقل از احمدی‌نژاد نوشت:
«یك آقایی كه نسبت به دولت خیلی تند است، یك بار پیش من آمد و بحث كرد كه انقلاب باید حفاظت شود. من پرسیدم كه چگونه،
او جواب داد كه دو جناح داریم كه برای فعالیت نیاز به پول و هزینه دارند. من پرسیدم خب چه كار كنیم. او جواب داد كه دو شركت نفتی را به آنها بدهید و از آنان پول نگیرید تا انقلاب را حفظ كنیم. به او گفتم همین را بنویس و به من بده. او نوشت و من الان نامه را در خانه دارم... چند روز بعد از این مصاحبه محمدرضا باهنر مصاحبه كرد و لو داد كه پیشنهاد بی‌شرمانه را او داده بود». احمدی‌نژاد اخیرا در نامه‌ای كه خطاب به رهبری نوشته است، از محدود‌شدن اختیارات رهبری، اصلاح دفتر مقام رهبری، برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس بدون‌ مهندسی شورای‌ نگهبان و دخالت نهادهای نظامی و امنیتی و آزادی زندانیان سیاسی و سخت‌نگرفتن به منتقدان سخن گفته بود.
 باهنر كه زمانی از حامیان پروپاقرص احمدی‌نژاد بود دو ماه قبل گفته بود: «من با آقای احمدی‌نژاد ٢٠ سال سابقه كار سیاسی مشترك داشتیم. ایشان ٢٠ سال عضو جامعه مهندسین بود». او كه حالا موافق با برخورد قضائی با رئیس سابق دولت است، دو ماه پیش معتقد بود كه احمدی‌نژاد در اتفاقات سال ٨٨ تقصیر داشت ولی جرمی مرتكب نشده بود.
باهنر كه این روزها به كنایه از اقدامات اشتباه احمدی‌نژاد می‌گوید:
«در آن هشت سال وزارت نفتی که با ۸۰ هزار نفر می‌تواند اداره شود، یکباره ۱۰۰ هزار نیروی جدید استخدام کرد و قس علیهذا، اما حالا آقا اپوزیسیون نظام شده است». آن روزها گفته بود: «هرکس می‌خواهد با این دولت کار کند، باید رفتار و افکارش را با احمدی‌نژاد هماهنگ کند».
به نظر باهنر این روزها، احمدی‌نژاد دیگر آن‌قدر ارزش ندارد كه بخواهد در حاشیه جلسات مجمع بنشیند و با او حرف بزند. می‌گوید: «در مجمع این اواخر او را بیشتر می‌بینم. بیشتر هم در حد همین سلام و احوال‌پرسی است. صحبت خاصی با هم نداریم. این‌قدر که دیگر ارزش ندارد که بخواهیم بایستیم با او درباره اینکه فلان حرف را در فضای مجازی زده و شکایت کرده و... صحبت کنیم».
اما زمانی گفته بود: «صداقت و گفتار احمدی‌نژاد باعث نفوذ او در قلب‌های مردم شده است».
باهنر حتی مدعی است حضور او باعث شده كه چهار نفر از وزرای نخستین كابینه معرفی‌شده احمدی‌نژاد رأی نیاورند و حتی بر سر نخستین بودجه احمدی‌نژاد با او چك و چانه زده و مخالفت كرده است. اما واقعیت چیز دیگری است.
پانزدهم اسفند ٨٤ با تأخیری زیاد نخستین بودجه دولت نهم به مجلس رفت. کارشناسان، بودجه دولت عدالت‌محور را به‌شدت انبساطی، تورم‌زا، ضد تولید و اشتغال و بحران‌زا توصیف کردند.
اما در کوران نقدهای فراوانی که بر بودجه رفت، نتیجه بسیار شگفت از کار درآمد. مجلس نه‌تنها سقف بودجه را به لایحه بازگرداند، بلکه رقم پیشنهادی دولت را هم افزایش داد.
کارشناسان اقتصادی همان زمان گفتند آنچه در جلسه مجلس هفتم رخ داد، مسئولیتی سنگین را متوجه نمایندگان می‌کند. مجلس یكدست اصولگرا همان بودجه انبساطی را باز هم افزایش داده و تازه دولت را از برخی محدودیت‌ها معاف کرده بود. باهنر از جمله همان اصولگراهایی است كه زمانی حامی شش‌دانگ رئیس دولت نهم و دهم بود اما در برابر همه این مستندات مجبور می‌شود تأیید و اعتراف كند كه: «من نمی‌خواهم اعلام برائت كنم و بگویم من هیچ نقشی در حمایت از دولت آقای احمدی‌نژاد نداشتم. من از ایشان حمایت می‌كردم».
محمدرضا باهنر زمانی در كنار سایر اصولگرایان برای شهردارشدن احمدی‌نژاد تلاش زیادی كردند. وزارت اطلاعات دولت اصلاحات بابت پرونده سوآپ نفت در زمان استانداری احمدی‌نژاد در اردبیل، او را تأیید نمی‌كرد، اما اصولگرایان پا در یك كفش كرده بودند تا او را شهردار كنند چراكه حتی ریاست‌جمهوری را هم در ناصیه او می‌دیدند.
باهنر با تأیید اینكه: «من قبول دارم كه گفته‌ام شهرداری برای آقای احمدی‌نژاد دست‌گرمی است و ما او را برای ریاست‌جمهوری در نظر گرفته‌ایم» گفته بود: «من این را گفته‌ام اما ببینید آن زمان آقای احمدی‌نژاد را آقایان در سیستم اطلاعاتی رد كرده بودند كه صلاحیت شهردارشدن ندارد. من رفتم و با آقای یونسی صحبت كردم، گفت یك‌سری مشكلات مثل فروش نفت و... دارد. من گفتم این اجازه را همه استانداران مرزی از آقای هاشمی‌رفسنجانی داشتند. نكته دوم این بود كه
گفتم آقای احمدی‌نژاد كه استاندار بوده و دكترا دارد، صلاحیت ندارد اما آن شهردار پیشین كه فوق‌دیپلم داشت، صلاحیت دارد؟! گفتم مشكل از فیلتر است. بعد برای اینكه یك تیكه سیاسی هم بپرانم، گفتم در ضمن خودت بدان، به آقای خاتمی هم بگو كه شهرداری برای احمدی‌نژاد دست‌گرمی است والا او رئیس‌جمهوری آینده است. آن زمان هم اصلا حدس نمی‌زدم كه دو سال بعد رئیس‌جمهور است؛ فكر می‌كردم حالا ١٠ یا ١٢ سال بعد رشد كند...».
 احمدی‌نژاد را یك متخصص مغز و اعصاب معاینه بالینی كند
ابراهیم فیاض، مردم‌شناس، هم درباره احمدی‌نژاد به ایلنا گفته است: «
سال ۸۸، جنگ، جنگ دو گروه نخبه بود؛ احمدی‌نژاد و هاشمی‌رفسنجانی، بقیه آتش‌بیار معرکه بودند. به همین دلیل قشرهای بالای اجتماع وارد شدند. البته آنجا احمدی‌نژاد خودش را به‌سرعت کنار کشید. سال ۸۸ ماجرا را شروع کرد و اولین کسی که مخفی شد خودش بود! دیگر اثری از او نمی‌بینید، با اینکه آن حرف‌ها را به هاشمی‌رفسنجانی، ناطق‌نوری، میرحسین موسوی و زن میرحسین موسوی زد، آشوب به‌پا کرد و خود، آغازگر فتنه بود. آن سال احمدی‌نژاد شروع‌کننده فتنه بود. معتقدم جنگ اصلی بین احمدی‌نژاد و هاشمی‌رفسنجانی بود. بعد هم مردم عادی آمدند وسط و قشر نخبه را جمع‌وجور کردند و در ادامه هم که ماجرای ۹ دی رخ داد. این‌بار اما جدال دو قشر نخبه نبود. هاشمی که از دنیا رفته بود و احمدی‌نژاد این‌بار با حمله به لاریجانی‌ها و قوه قضائیه و همچنین نوشتن نامه به رهبری، مثل نامه‌ای که سال ۸۸ هاشمی به رهبری نوشت، آمد که جای او را بگیرد و به دنبال یک فتنه جدید بود که خب شکست خورد».
ابوالقاسم رئوفیان، اصولگرا، هم به نامه‌نیوز گفته: «
به نظر من احمدی‌نژاد دچار نوعی خودشیفتگی شده است و با اقداماتی مانند نوشتن نامه به رهبری در پی نشان‌دادن جایگاه والایی است که نشئت‌گرفته از یک توهم وخودبزرگ‌بینی از ناحیه اوست. البته نفس نوشتن نامه حتی به عالی‌رتبه‌ترین مقام چیز بدی نیست، اما هدفی که نگارنده تعقیب می‌کند مهم است که او در پی ارتقای جایگاه و پایگاه خود در بین رجال سیاسی و مردم است و همچنین القای اینکه سرآمد دیگر مسئولان پیشین و پسین است که به اعتقاد من او نیاز به یک معاینه بالینی از سوی متخصصان مغز و اعصاب و روان دارد».

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ چهارشنبه 9 اسفند 1396 ] [ 04:51 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
نتیجه تصویری برای گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

 

  راننده خط، بی‌توجه به صف مسافران که در زیر باران منتظر ماشین بودند، کنار خیابون داد می‌زد: «دربـــــــــــــــــست...». نگاه معنی‌دار و اعتراض‌های گاه و بی‌گاه مسافران، هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو. به‌خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه، ماشین رو با کرایه ۶۰۰۰ تومن دربست گرفتیم، که برای هر مسافر نفری ۱۵۰۰ تومن می‌افتاد، درحالی که کرایه خط فقط ۵۵۰ تومن بود.
 به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر‌نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و ...  کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس ‌شدن زیر بارون دل‌ خوشی نداشت.
 راننده تاکسی: برادرخانمم یه وام ۶ میلیون تومنی می‌خواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده‌ خدا الان خورده به مشکل، دارند ماشینش رو مصادره می‌کنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس می‌کنند کسی هم خبردار نمیشه، اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر می‌دوونند!
 مسافر: نوش جونش!
 راننده (نگاه متعجب): نوش جون کی‌؟
 مسافر: نوش جون کسی که ۳۰۰۰ میلیارد تومن خورده!
 راننده (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر): نکنه اون بابا فامیل شما بوده؟
 مسافر: نه! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم، مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده‌؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده‌؟
 راننده: نه آقا جان اونا از ما بهترون‌اند! من برای یک جفت لاستیک باید ۳ روز برم تعاونی، اون وقت اون ۳۰۰۰ میلیارد تومن رو می‌خوره یه آبم روش..!
 مسافر: خب آقا جان راضی نیستی نخر!
 راننده (با صدای بلند): چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم ؟
  مسافر: وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی، وقتی می‌بینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد، میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست می‌کنی ...
 راننده پرید وسط حرف طرف که: آقا راضی نبودی سوار نمی‌شدی!
 مسافر‌ (با خونسردی): می‌بینی؟ من الان دقیقاً حال تو رو دارم، وقتی داشتی لاستیک ماشین می‌خریدی ... مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و ۳ برابر کرایه رو داریم می‌دیم راضی هستیم؟ ما هم مجبوریم سوار شیم! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده می‌کنی، از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.
 راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...
 مسافر که حالا کاملاً دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد: دزدی، دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ...
ولی خدا وکیلی چند درصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن؟ که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره، اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه می‌فهمند! برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرأت همچین خلافی رو نداشته باشه. اینجور موقع ها معلوم میشه اگه ما هم آب گیرمون بیاد شناگر ماهری هستیم!
 راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت: چی بگم والا...!
 من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده می‌شدم و طبیعتاً طبق قرار اجباری با راننده باید ۱۵۰۰ تومن کرایه می‌دادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس ۲۰۰۰ تومنی به راننده دادم.

[ دوشنبه 7 اسفند 1396 ] [ 03:31 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   سختی وُ انتظارش هم شیرین بود ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 تصویر مرتبط

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQj8mhoii5Hje44E1VEEWvGJomKrTUoSRplNLin_vypztTE4Ke6zQ

نتیجه تصویری برای چراغ سه فتیله ای

نتیجه تصویری برای چراغ سه فتیله ای

تصویر مرتبط

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ9iAN8REX-fYGLlxTv2hInydoRmqeYeITrzvWyIqr04M1wXpKp2g

نتیجه تصویری برای ضبط صوت قدیمی

 

 

  مادرم تعریف میکرد: نمك، سنگ بود. برنجِ چلو را ساعتى با نمك‌سنگ مى‌خواباندیم تا كم‌كم شورى بگیره.
 غذا را چند ساعتى روى شعله‌ى ملایم چراغ خوراك‌پزى مى‌نشاندیم تا جا بیفته.
یخ‌كرده و تكیده كنار علاءالدین و والور مى‌نشستیم تا جون‌مون آروم گرم بشه.
 عكسِ یادگارىِ توى دوربین را هفته‌اى، ماهى به انتظار مى‌نشستیم تا فیلم به آخر برسه و ظاهر بشه.
 آهنگِ تازه‌ى آوازه‌خوان را صبر مى‌كردیم تا از آب بگذره و كاست بشه و در پخشِ صوت بخونه.
 قلك داشتیم؛ با سكه‌ها حرف مى‌زدیم تا حسابِ اندوخته دست‌مون بیاد.
 هلیم را باید «حلیم» مى‌بودیم تا جمعه‌ى زمستانى فرا برسه و در كام مون بشینه.
 هر روز سر مى‌زدیم به پست‌خانه، به جست و جوىِ خط و خبرى عاشقانه، مگر كه برسه.
 گوش مى‌خوابوندیم به انتظارِ زنگِ تلفنِ محبوب: شبى، نیمه‌شبى، بامدادى، گاهى، بى‌گاهى؛
 انتظار معنا داشت.
 دقایق «سرشار» بود.
 هر چیز یك صبورى مى‌خواست ،تا پیش بیاد، تازمانش برسه.تا جا بیفته. تاقوام بیاد: غذا، خرید، تفریح، سفر، خاطره، دوستى، رابطه، عشق ...
"انتظار" مارا قدردان ساخته بود ...
 حالا فهمیدی چرا این روزها کسی قدردان نیست؟

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ یکشنبه 6 اسفند 1396 ] [ 01:04 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 


 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


محمود احمدی‌نژاد عصبانی شده است

روزنامه اعتماد : محمود احمدی‌نژاد، چهره پر سر و صدای ماه‌های اخیر سپهر سیاسی ایران باز هم خطاب به رهبر معظم انقلاب نامه نوشت.

نامه‌ای که شب گذشته کانال دولت بهار منتشر کرد نامه سوم احمدی‌نژاد است. او در این نامه خواستار موضوعاتی شده است که از عصبانیت او نشات می‌گیرد. نطق محمود احمدی‌نژاد در روز جلسه چهارم دادگاه تجدید نظر حمید بقایی نشان می‌داد رییس دولت‌های نهم و دهم این روز‌ها از ورود دستگاه قضا به پرونده تخلفات افرادی که خط قرمز او هستند بسیار عصبانی است و این مهم در نامه سوم نمود عینی پیدا کرده است.

نامه سوم ابعاد تازه‌تری نیز دارد. او در این نامه از دستگاه قضایی عبور و قوه مقننه و مجریه را نیز هدف قرار داده است.

احمدی‌نژاد در نامه سوم خود در خواسته‌ای خارج از عرف خواهان برگزاری انتخابات آزاد و زودهنگام ریاست‌جمهوری و مجلس شورای اسلامی شده است. در حالی که کمتر از ١٠ ماه از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و حضور پر شور مردم در پای صندوق‌های رای گذشته و مردم با رای ٢٤میلیونی رییس‌جمهور خود را انتخاب کرده‌اند، مشخص نیست جریان فکری احمدی‌نژاد چه اهدافی را در پس خواسته‌های خود دنبال می‌کنند.

مردم ایران در انتخاباتی دموکراتیک در سال‌های ٩٤ و ٩٦ افراد منتخب خود را از طریق صندوق رای انتخاب کرده‌اند؛ انتخابی که به مذاق احمدی‌نژاد و یاران او خوش نیامده و این جریان از انتخاب مردم خشمگین است.

احمدی‌نژاد در این نامه موضوعی دیگر را مطرح کرده است که بی‌ارتباط با جنجال‌های رسانه‌ای اخیر او نیست. رییس دولت‌های نهم و دهم در ماه‌های اخیر از هر فرصتی که نصیبش شده، استفاده و انتقادات تندی را خطاب به دستگاه قضایی کشور مطرح کرده است؛ انتقاداتی که ناشی از عصبانیت او از ورود دستگاه قضا به پرونده تخلفات اطرافیانش است. احمدی‌نژاد در نامه سوم همچنان بر موضع خود پافشاری کرده و در خواسته‌ای غیرمعمول خواهان برکناری رییس دستگاه قضا شده است. ریشه این خواسته احمدی‌نژاد مشخص است. اطرافیان احمدی‌نژاد همچنان خط قرمز او هستند و با وجودآنکه قوه قضاییه تخلفات این افراد را ثابت کرده، او سعی دارد با ایجاد جو رسانه‌ای دستگاه قضا را به دلیل بررسی پرونده این افراد تحت فشار بگذارد.

واکنش به نامه سوم

کانال‌های تلگرامی نخستین رسانه‌هایی بودند که این نامه را منتشر کردند. شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی‌فارسی نیز به این موضوع واکنش نشان داد و از آن با عنوان نامه سرگشاده یاد کرد. بی‌بی‌سی نامه احمدی‌نژاد را با عنوان برگزاری فوری انتخابات آزاد ریاست‌جمهوری و مجلس تیتر یک وبسایت خود قرار داد و با برجسته‌سازی موضوع انتخابات آزاد این نامه را منتشر کرد.

نامه‌نگاری‌هایی که به نظر می‌رسد احمدی‌نژاد به واسطه آن تلاش دارد در صدر اخبار باشد. این نامه‌نگاری‌ها پس از آغاز جلسات رسیدگی به تخلفات نزدیکان او افزایش یافته است.

سریال نامه‌نگاری‌های احمدی‌نژاد در حالی ادامه دارد که شیب انتقادی این نامه‌ها رو به افزایش است.



 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    



[ یکشنبه 6 اسفند 1396 ] [ 01:51 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 چطور اینا فکر میکنن از دماغ فیل افتادن؟! ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8310175134/XODSH3FTEH_1.jpg

نتیجه تصویری برای کارتون خود برتر بینی

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

 

 میگنا ، زهرا نعمتی پور، روان شناس : در سال های اخیر، توجه روان شناسان اجتماعی و شخصیت، همچنین منتقدان اجتماعی- فرهنگی، به مقوله خودشیفتگی در جوامع امروزی افزایش پیدا کرده است؛ زیرا طبق بررسی های انجام شده توسط یکی از منتقدان، به نام «کریستوفر لش»، به دلیل ایجاد تغییرات زیربنایی در جوامع امروزی، خودشیفتگی در میان نسل امروز شیوع بالایی پیدا کرده است، به طوری که وی این احتمال را تحت عنوان «روان رنجوری عصر حاضر» مورد بررسی قرار داده است. افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، درکی غیرواقع بینانه و کاذب از اهمیت خود دارند؛ صفتی که به خودبزرگ‌بینی معروف است.

 این افراد معتقدند که خاص و بی همتا هستند و فقط افراد یا موسسات خاص یا عالی رتبه قادر به درک آن ها هستند و لذا تنها باید چنین افرادی در ارتباط باشند. افراد خودشیفته نیاز مفرطی به تحسین شدن دارند لذا ممکن است به صورت دائمی به این موضوع اشتغال ذهنی داشته باشند که تا چه اندازه کارهای خود را خوب و درست انجام می دهند و تا چه اندازه دیگران نظر مساعدی نسبت به آن ها دارند. این اشتغال ذهنی اغلب به شکل نیاز مداوم به توجه، تحسین و تایید از سوی دیگران در می آید.

 ویژگی دیگر این افراد این است که همواره احساس محق بودن می کنند، یعنی به شکل نامعقولی انتظار دارند که دیگران برخورد بسیار مطلوبی با آن ها داشته باشند و با بی چون و چرا تسلیم خواسته های آن ها شوند. این افراد در روابط میان فردی خود استثمارگر هستند، یعنی از دیگران برای رسیدن به اهداف خود سوءاستفاده می کنند و ممکن است از آن ها بیگاری بکشند و معمولا تنها در صورتی با دیگران روابط دوستانه یا عاشقانه برقرار می کنند که احتمال بدهند طرف مقابل شان به پیشبرد مقاصد آن ها کمک کرده و یا به طریقی عزت نفس شان را افزایش می دهد.

  فرد خودشیفته توانایی همدلی با دیگران را ندارد و تمایلی برای دریک یا شناخت احساسات و نیازهای دیگران نشان نمی دهد و اغلب نسبت به افرادی که درباره نگرانی ها و مشکلات خود صحبت می کنند بی صبر و تحقیرکننده رفتار می کند؛ این در حالی است که او از دیگران توقع دارد که او را تحسین کرده و تمامی خواسته ها و نیازهای او را برآورده سازند. همچنین نقص شدید در برقراری روابط صمیمانه، سردی هیجانی و فقدان علاقه متقابل در افراد خودشیفته کاملا مشهود است.

  فرد خودشیفته اغلب به آسانی آزرده خاطر می شود و زمانی این آزردگی رخ می دهد که احساس عزت نفس کاذب فرد خودشیفته مورد تهدید قرار می گیرد. معمولا افراد خودشیفته به دیگران حسادت می ورزند و سعی دارند ویژگی ها و محسنات دیگران را نادیده بگیرند و همواره اعتقاد دارند که خودشان بیش از دیگران مستحق پیشرفت هستند. در مورد این افراد، اگر شخصی نقشی در پیشرفت آن ها داشته باشد. بی رحمانه زحمات او را بی ارزش جلوه می دهند. به علاوه این افراد معمولا رفتارها و نگرش های پرنخوت و متکبرانه ای از خود نشان می دهند که می تواند به طور جدی در روابط میان فردی آن ها اختلال ایجاد کند.

 افراد خودشیفته عزت نفسی بسیار شکننده دارند، به طوری که این خصوصیت، آن ها را نسبت به ضربه ناشی از انتقاد و یا شکست بسیار حساس و آسیب پذیر می سازد، به طوری که این افراد در برابر انتقاد دیگران به شدت دچار احساس حقارت، تهی بودن و بی ارزش می شوند، بنابراین ممکن است در برابر این عمل دیگران متقابلا با نفرت، خشم یا حمله گستاخانه واکنش نشان دهند؛ چنین تجاربی اغلب منجر به انزوای اجتماعی، یا تظاهری از فروتنی کاذب در فرد خودشیفته می شود که می تواند خود بزرگ بینی فرد را پنهان کرده و از آن محافظت نماید.

 پژوهش های روان شناختی انجام شده در حوزه عوامل ایجاد خودشیفتگی در افراد، نظام خانواده و پویایی های آن را در شکل گیری این اختلال بسیار موثر ارزیابی کرده اند. در نظام خانواده، نوع اعتقادات، نگرش ها، فعالیت ها و نحوه برخورد والدین با فرزندان، در قالب الگوهای خانوادگی و سبک های فرزندپروری نمود پیدا می کند؛ حال این که والدین در هر عصری چه سبک و الگویی را برای تربیت فرزندان خود انتخاب می کنند، تحت تاثیر عوامل گوناگونی است که مهم ترین این عوامل شرایط و مقتضیات حاکم بر جامعه در آن دوره زمانی است؛ بدین صورت که ساختار و پویایی نظام خانواده، در پاسخ به تغییرات جامعه، تغییر می یابد که این دگرگونی در نهایت منجر به ایجاد تغییرات عمده ای در ویژگی های شخصیتی فرزندان آن نسل خواهدشد. عامل دیگری که بر چگونگی سبک های فرزندپروری در یک نظام پویای خانواده تاثیر می گذارد، فضای عاطفی حاکم بر خانواده است که درواقع نشأت گرفته از چگونگی روابط همسران با یکدیگر است. فضای متشنج و ناامن حاکم بر خانواده، می تواند اثرات بسیار مخربی را بر شخصیت فرزندان آن خانواده بر جای بگذارد.

 در رابطه با علل شیوع خودشیفتگی در عصر حاضر، باید گفت که نظام های خانوادگی شکل گرفته در این عصر، متاثر از عوامل فوق الذکر، عملکرد مناسب و صحیحی در رابطه با فرزندپروری نداشته اند که در نتیجه آن شاهد افزایش این اختلال در فرزندان امروز هستیم که در ادامه، این دو عامل مورد بررسی قرار خواهدگرفت. در مورد عامل اول شیوع بالای خودشیفتگی در نسل امروز، این نکته قابل توجه است که امروزه والدین، در مقایسه با نسل پیشین خود، حساسیت بیشتری نسبت به افکار و الگوهای حاکم بر جامعه دارند؛ به گونه ای که به دلیل یکسری تغییرات صورت گرفته در اذهان عمومی، برای نمونه، در این عصر ازدواج ها معمولا با انتخاب جوانان صورت می گیرد و تقریبا اجبار والدین برای ازدواج با یک فرد خاص، دیگر رایج نیست و یا تنبیه بدنی کودکان در جوامع امروزی تقریبا منسوخ شده است و در مقابل احترام به فرزندان و حفاظت از عزت نفس آن ها، بیش از پیش مورد توجه والدین امروز قرار گرفته است.

  بسیاری از این گونه تغییرات اجتماعی، تاثیرات مثبتی را بر نظام های حاکم بر خانواده های امروزی داشته است ولی در مقابل، تغییرات نامناسبی نیز در برخی عقاید حاکم بر جامعه ایجاد شده است که به تغییراتی در نحوه فرزندپروری والدین و ایجاد مشکلات و آسیب هایی در فرزندان نسل امروز منجر شده است؛ یکی از این تغییرات، کم شدن اقتدار در والدین امروز است.

 درواقع در نسل امروز، یک جا به جایی قدرت اتفاق افتاده است، به این صورت که امروزه والدین به عنوان مراجع قدرت از سوی فرزندان در نظر گرفته نمی شوند و دوران کودکی آن ها، بدون وجوه درکی از اقتدار والدین سپری شده و قدرت با فاصله زمانی به نهادهای آموزشی و اجتماعی انتقال یافته است، این حالت، رسیدن به استقلال عاطفی را برای فرزندان نسل امروز دشوار می سازد. این درحالی است که تا پیش از این، فرزندان نسل های پیشین، به والدین خود به عنوان مراجع قدرتی نگاه می کردند که در عین حال که تکیه گاه قدرتمندی برای آنان بودند، در مواقع لزوم آن ها را به دلیل اشتباهات شان مورد مواخذه قرار می دادند و در عین حال محبت کافی را نیز نثارشان می کردند؛ این تجربه فرزندان نسل های گذشته، باعث می شد تا آن ها با تصویری کاملا آرمانی یا کاملا اهریمنی از والدین خود بزرگ نشوند و تصورشان از والدین خود، به واقعیت نزدیک باشد.

 در عین حال، این تجربه هم زمان عشق و تنبیه از سوی والدین نسل دیروز، به فرزندان آن نسل، درس بزرگی آموخت، از جمله این که می توان به این والدین قدرتمند اعتماد کرد و در نتیجه در کودک دیروز، خودپنداره سالم عزت نفس متعادلی شکل می گرفت که باعث می شد در آینده، وقتی از سوی دیگران مورد انتقاد قرار می گرفت، احساس حقارت و بی ارزشی در او ایجاد نشود. بدین ترتیب فرزندان نسل های گذشته ای که با سبک فرزندپروری مقتدرانه و محبت آمیز، بارآمده بودند از امنیت عاطفی بنیادینی برخوردار می شدند که آن ها را قادر می ساخت که در طول زمان، خود را از پوسته تخیلات و تفکرات کودکی رها کرده و در نهایت به بلوغ روانی- عاطفی دست پیدا کنند.

  اما در عصر امروز، ستایش افراطی کودکان توسط والدین آن ها، غلو کردن در توانایی های آن ها، تحسین و تمجید بی مورد و در عین حال عدم انتقاد از کودکان در مواقع لزوم، همچنین ارضای بی چون و چرا و دائمی نیازهای فرزندان و عدم اقتدار لازم در والدین، باعث شکل گیری شخصیت ناپخته، بسیار شکننده و پرتوقع در کودکان امروز شده است. فرزندانی که در نتیجه چنین تربیتی، واجد نشانه های خودشیفتگی شده اند و به دریافت تحسین و تمجید مداوم و ارضای بی چون و چرای خواسته هایشان عادت کرده اند و توقع دارند که تمامی افرادی که با آنان در ارتباط هستند، چنین برخوردی را با آنان داشته باشند، وقتی در مراحل بعدی زندگی و ورود به محیط های اجتماعی، با برخورد دیگری از سوی دیگران مواجه می شوند، سرخورده و منزوی خواهند شد.

 همان طور که اشاره شد، خودشیفتگی در فرزندان امروز، علاوه بر فقدان اقتدار والدین، می تواند نتیجه عامل دیگری نیز در پویایی نظام خانواده های امروز باشد و آن افزایش شمار خانواده های آشفته و تشنج در جوامع امروز است.

 در جو آشفته و نابسامان چنین خانواده هایی، فرزندان آزاد و بی اعتنایی های بسیار شدیدی را تجربه می کنند که در نتیجه این آسیب ها، به شکل دیگری، زمینه برای ایجاد خودشیفتگی در فرزندان ایجاد می شود که در این حالت به آن خودشیفتگی جبرانی می گویند؛ در این حالت، مطابق با نظریه روابط شیء که بر تاثیر رابطه آشفته والد- فرزند بر رشدِ «درک خویشتن» تاکید می کند، خودشیفتگی بیمارگونه نتیجه فقدان همدلی بدرفتاری جسمی و روانی و بی توجهی والدین، رد طول دوره رشد کودک است.

  هر کودکی نیاز دارد که از سوی والدین خود، برای دستاوردها و کارهای مثبتی که انجام می دهد، مورد تشویق و تایید قرار بگیرد و بدون دریافت چنین بازخوردهای مثبتی، تنها دو راه انتخاب برای ادامه مسیر زندگی کودک باقی می ماند؛ مسیر اول، انتخاب یأس و ناامیدی و افسردگی در زندگی که به شخصیتی افسرده‌خو در بزرگسالی منجر خواهدشد و مسیر دوم پناه بردن به خیال پردازی های خودبزرگ‌بینانه برای جبران آن چیزی است که کودک در زندگی خود از آن بی بهره بوده است.

 این خیال پردازی های خودبزرگ‌بینانه و این خودشیفتگی جبرانی، به کودک ناایمن، احساس امنیت کاذبی می دهد که در نتیجه آن خودِ چندپاره ای ایجاد می شود که به طور متزلزلی بر عقاید خودبزرگ‌بینانه و غیرواقعی در مورد شایستگی و جذابیت فرد استوار است. در حقیقت، کودکی که در یک خانواده آشفته و نابسامان، به طور مکرر مورد آزار جسمی، روانی و بی توجهی والدین قرار می گیرد، این خودشیفتگی جبرانی، می تواند راه حل سازگارانه ای برای او محسوب شود؛ او با استراتژی افکار واقعیت و غوطه ور شدن در جهان تخیل خود، می تواند از رویارویی با احساسات دردناک درونی خودش اجتناب ورزد.

 هنگامی که این کودک به دوران بزرگ سالی خود می رسد، خودشیفتگی جبرانی او، به صورت جنبه های تثبیت شده و ناخودآگاه از نمای شخصیت او جلوه گر می شود. با توجه به آنچه گفته شد، به نظر می رسد فقدان آگاهی خانواده های امروز از شیوه های درست فرزندپروری و تاثیرات مخربی که جو ناسالم خانواده بر روی شخصیت فرزندان می گذارد، مهم ترین عوامل ایجاد چنین معضلی در جامعه امروز است؛ معضلی که تبعات منفی اجتماعی و حتی اقتصادی در بر خواهدداشت، زیرا افراد خودشیفته بسیار مستعد ابتلا به افسردگی هستند که این امر مشکلاتی را برای آن ها ایجاد کرده و حضور موثر آن ها را در جامعه کاهش می دهد.

 همچنین بررسی ها نشان می دهد که یکی از عوامل ایجاد خودشیفتگی در فرزندان، خودشیفتگی والدین است؛ بدین ترتیب انتظار می رود که خودشیفتگی در نسل های آینده نیز ادامه یابد و اثرات مخربی را بر پیکر جامعه وارد سازد. بنابراین بهتر است در این زمینه، توجه متخصصان امر، به جای درمان، معطوف به پیشگیری از بروز این مشکل در جامعه باشد. در این رابطه، نیاز به ارائه برنامه های گسترده آموزشی در سطح جامعه در زمینه شیوه های صحیح فرزندپروری و تحکیم ساختار خانواده کاملا احساس می شود.
-
 منابع:

1. انجمن روان پزشکی آمریکا. راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی (DSM- 5). ترجمه رضاعی، فرزین؛ فخرایی، سید علی؛ فرمند، آتوسا؛ نیلوفری، علی؛ هاشمی آذر، ژانت؛ شاملو، فرهاد. چاپ اول، 1393. انتشارات ارجمند.
2. جانسون، براد؛ موری، کلی. عشق ویرانگر. ترجمه حسین زاده، زهرا؛ شفیعی، الهام. چاپ اول. 1388. انتشارات رسا.
3. هالجین، ریچاردپی؛ وتیبورن، سوزان. آسیب شناسی روانی (جلد دوم). ترجمه سید مهدی، یحیی. چاپ چهارم، 1386. نشر روان.
4. MC Lean J. Psychotherapy With a Narcissistic Patient Using Kohert’s Self Psychology Model. Psychaitry (Edgmont) 2007, 4 (10): 40- 47.
5. Lasch, Christopher. Haven in a hearltless World, the family besieged. Wwnorton & Company, 1995.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    



[ شنبه 5 اسفند 1396 ] [ 10:57 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  اینجاست که میگن : «حـق با زوره ، حـق با پـولـــه»! ... 

 

 

Mohammadhosein-Akbari-(2)

Mohammadhosein-Akbari-(3)

  نوکران نظام سلطه تا کی انتقام میگیرند؟! ...

Mansoureh-Dehgani-(7)

  دل به دل راه داره! ... 

Ayat-Naderi-(11)

  عبور از عهد باستان به پُست مدرنیته! ... 

 Ayat-Naderi-(8)

  فرار از فشار نظام سلطه وَ متحدین ِ آن ... 

Ayat-Naderi-(6)

  قطار جهانخواران وَ جنگ-افروران ... 

 

 زیرنویسی وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ پنجشنبه 3 اسفند 1396 ] [ 11:09 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   بهترینها برای دوره ابتدایی ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


http://s9.picofile.com/file/8319992050/DABEST8N_DAR_IRAN_1.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319992234/DABEST8N_DAR_IRAN_8.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319992618/DABEST8N_DAR_IRAN_7.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319992834/DABEST8N_DAR_IRAN_6.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319993134/DABEST8N_DAR_IRAN_4.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319993442/DABEST8N_DAR_IRAN_2.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319994600/DABEST8N_DAR_IRAN_3.jpg

http://s9.picofile.com/file/8319994876/DABEST8N_DAR_IRAN_5.JPG

 

 

  میگنا: دكتر فریبرز درتاج ، همایش ملی روانشناسی مدرسه : من مقایسه ای در ده کشور پیشرو در  آموزش و پرورش انجام دادم که ببینم آنها چه کاری انجام می دهند که خروجی قابل دفاع دارند. آنچه در خروجی همه کشورها دیدم این بود که تاکید همه کشورها بر مقطع ابتدایی بود.
 این استاد روانشناسی ادامه داد:
به نظرم اگر آموزش و پرورش امکانات کمی دارد باید همان امکان کم را بیشتر را صرف مقطع ابتدایی کند. چون یک دبیرستانی به مرحله ای رسیده است که می تواند بدون معلم عالی و امکانات کم جهتش را پیدا کند.
 وی بیان کرد:
باید بهترین معلم های ما در دوره ابتدایی باشد و حقوقشان دو برابر جذب افرادی باشد که در محیط صنعت هستند. این طرح که یک معلم ابتدایی سه یا ۵ سال با یک گروه دانش آموز باشد خوب است و می تواند خلاقیت ها را بشناسد اما باید اول معلم درستی گزینش کنیم وگرنه آفتش برای یکسال هم زیاد است.
 درتاج گفت: امتحان در مدارس ابتدایی خوشبختانه ممنوع شد. در برخی کشورها تا ۹ سال این امتحان ها ممنوع است. این جای تقدیر دارد که با قاطعیت اعلام کردند پای آن می ایستند.
اما ایده آل این است که معلم های ما خودشان به این درک برسند که سیستم امتحان گرفتن کارایی ندارد.
 وی با بیان اینکه در این ۱۰ کشور افراد تیزهوش و عادی در یک کلاس می نشینند و از غنی سازی برای افراد تیزهوش استفاده می شود ، اظهار کرد: این برای این برای مدارس تیزهوشان یا مدارس خاص باعث افتخار نیست که ۵ درصد بالای منحی دانش آموزی را می گیرند و بعد افراد موفق در تحصیل تحویل می دهند.
 مدارس تیزهوشان یا مدارس خاص باعث افتخار نیست که ۵ درصد بالای منحی دانش آموزی را می گیرند و بعد افراد موفق در تحصیل تحویل می دهند.
ما اگر می خواهیم تیزهوشان را شناسایی کنیم بهتر است در همان طرح سنجش قبل از دبستان که هوش را غربالگری می کند این کار را انجام دهیم.
 رئیس همایش ملی روانشناسی مدرسه همچنین بیان کرد: الان در مدارسی که در دنیا بحث تلفیق و تفکیک دانش آموزان باهوش مطرح است در ۷ مرحله این اتفاق صورت می گیرد. در مرحله اول همه سر کلاس عادی کنار هم می نشینند. بعد مدلی است که کلاس درس عادی است به همراه یک مشاوره برای استعدادهای درخشان. در مرحله سوم خدمات معلم سیار دارند استعدادهای درخشان که این معلم ها دو روز در هفته به کلاس می آیند. در مرحله چهارم یک اتاق منبع در مدارس وجود دارد که معلم برای این دانش آموزان هست. بعد مدارس نیمه وقت استثنایی وجود دارد و سطح ششم و هفتم می رسد به مدارس ویژه استثنایی.
 وی با بیان اینکه
استفاده از کتب درسی در این حجم وسیع آسیب رسان است و خلاقیت معلمان را نیز محدود می کند، گفت: من همیشه به این فکر می کردم که در کشور دانمارک چطور آموزش و پرورشش توانست از ژاپن هم جلو بزند. دیدم آنها به این نتیجه رسیدند هر چه معلم را کمتر سر کلاس بفرستیم کارایی اش بالا تر می رود و هر چه دانش آموز را با تکالیف کمتر مواجه کنیم کارایی او هم بالاتر می رود.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ چهارشنبه 2 اسفند 1396 ] [ 04:57 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   ضـــریـــح گـمـشـــده ...  


http://s3.picofile.com/file/8288123200/SHAH8DATE_F8TEMEH_ZAHRAA_1.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8288123826/SHAH8DATE_F8TEMEH_ZAHRAA_5.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8288123976/SHAH8DATE_F8TEMEH_ZAHRAA_3.jpg

 

 عشق من! پاییزآمد مثل پار / باز هم، ما باز ماندیم از بهار

 احتراق لاله را دیدیم ما / گل دمید و خون نجوشیدیم ما 

 باید از فقدان گل، خونجوش بود / در فراق یاس، مشكی پوش بود 

 یاس بوی مهربانی می دهد / عطر دوران جوانی می دهد 

 یاس ها یادآور پروانه اند / یاس ها پیغمبران خانه اند 

 یاس ما را رو به پاكی می برد / رو به عشقی اشتراكی می برد 

 یاس در هر جا نوید آشتی ست / یاس دامان سپید آشتی ست 

 در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس / بر لبان ما كه می خندید؟ یاس 

 یاس یك شب را گل ایوان ماست / یاس تنها یك سحر مهمان ماست 

 بعد روی صبح، پرپر می شود / راهی شبهای دیگر می شود 

 یاس مثل عطر پاك نیّـت است / یاس استنشاق معصومیّـت است 

 یاس را آیینه ها رو كرده اند / یاس را پیغمبران بو كرده اند 

 یاس بوی حوض كوثر می دهد / عطر اخلاق پیمبر می دهد 

 حضرت زهرا دلش از یاس بود / دانه های اشكش از الماس بود 

 داغ عطر یاس زهرا زیر ماه / می چكانید اشك حیدر را به چاه 

 عشق محزون علی یاس است و بس / چشم او یك چشمه الماس است وُ بس 

 اشك می ریزد علی مانند رود / بر تن زهرا: گل یاس كبود 

 گریه آری گریه چون ابر چمن / بر كبود یاس و سرخ نسترن 

 گریه كن حیدر! كه مقصد مشكل است / این جدایی از محمد مشكل است 

 گریه كن زیرا كه دُخت آفتاب / بی خبر باید بخوابد در تراب 

 این دل یاس است وُ روح یاسمین / این امانت را امین باش ای زمین 

 گریه كن زیرا كه كوثر خشك شد / زمزم از این ابر ابتر خشك شد 

 نیمه شب دزدانه باید در مغاك / ریخت بر روی گل خورشید، خاك 

 یاس خوشبوی محمد داغ دید / صد فدك زخم از گل این باغ دید 

 مدفن این ناله غیر از چاه نیست / جز تو كس از قبر او آگاه نیست 

 گریه بر فرق عدالت كن كه فاق / می شود از زهر شمشیر نفاق 

 گریه بر طشت حسن كن تا سحر / كه ُپر است از لخته ی خون جگر 

 گریه كن چون ابر بارانی به چاه / بر حسین تشنه لب در قتلگاه 

 خاندانت را به غارت می برند / دخترانت را اسارت می برند 

 گریه بر بی دستی احساس كن! / گریه بر طفلان بی عباس كن! 

 باز كن حیدر! تو شطِّ اشك را / تا نگیرد با خجالت مشك را 

 گریه كن بر آن یتیمانی كه شام / با تو می خوردند دُرّ ِ اشك مدام 

 گریه كن چون گریه ی ابر بهار / گریه كن بر روی گل های مزار 

 مثل نوزادان كه مادر مرده-اند / مثل طفلانی كه آتش خورده اند 

 گریه كن در زیر تابوت روان / گریه كن بر نسترنهای جوان 

 گریه كن زیرا كه گلها دیده اند / یاس های مهربان كوچیده اند 

 گریه كن زیرا كه شبنم فانی است / هر گلی در معرض ویرانی است 

 ما سر خود را اسیری می بریم / ما جوانی را به پیری می بریم 

 زیر گورستانی از برگ رزان / من بهاری مرده دارم ای خزان 

زخم آن گل در تن من چاك شد / آن بهار مرده در من خاك شد 

 ای بهار گریه بار ناامید / ای گل مأیوس من! یاس سپید 


 «كفشهای مكاشفه ، احمد عزیزی» 

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ دوشنبه 30 بهمن 1396 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   ما خودمان چنین فضایی را درست کرده-ایم ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای حجاب

نتیجه تصویری برای حجاب

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط  هفته نامه تماشاگران امروز - احسان رضایی، سیامک رحمانی، هیوا یوسفی، فاطمه پاقلعه نژاد: حجت الاسلام زائری برای هر که غریبه باشد، برای مطبوعاتی ها چهره ای آشناست. از روزگار «خانه روزنامه نگاران جوان» تا موسسه همشهری. از راه اندازی نشریه خیمه تا مجله کمیک استریپ، درس خوانده حوزه علمیه و دانشگاه قدیس یوسف لبنان و نگارنده کتاب های متعدد اما محمدرضا زائری متولد 1349 که بیشتر با گرایش و ارتباطات اصولگرایانه اش شناخته می شود، در سال های اخیر با نظراتش درباره حجاب اجباری بیشتر به چشم آمده.
 حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری: همه ما یک داعش پنهان در وجودمان داریم (1)
 با حضور در برنامه های تلویزیونی و طرح صحبت هایی که اگرچه برای یک روحانی هیچ عجیب نیست اما او را در میان هم لباسانش متمایز کرده.
حجت الاسلام زائری که خود را مدافع حجاب می داند در عین حال منتقد نگاه کلیشه ای به حجاب است و می گوید اجبار در این زمینه باعث به وجود آمدن نگاه منفی به دین می شود.
 آقای زائری می گوید این نگاه رئوف و نرم دینی نه فقط نظر او که مورد اقبال بسیاری از علما است و ریشه در رفتار پیامبر و ائمه دارد. اگرچه به دلیل به وجود آمدن فضای سیاسی و اجتماعی کنونی بسیاری از ابراز آن پرهیز می کنند.
 حجت الاسلام زائری همچنین
فاصله افتادن بین نحله-های مختلف انقلابی و فاصله گرفتن حاکمیت از مردم را جزو آفت هایی می داند که نه فقط معنویات که حتی زندگی روزمره و اخلاق و پیشرفت جامعه را هم تهدید می کند.
 این روحانی گشاده رو که به صداقت و راحتی بیان مشهور است و به همین خاطر هم برای صحبت کردن در تریبون های رسمی با محدودیت ها و ممنوعیت هایی مواجه است را در دفترش در مرکز شهر در مجموعه سرچشمه ملاقات می کنیم؛ مجموعه ای که برای حفظ آثار و بزرگداشت شهدای هفتم تیر و حزب جمهوری اسلامی فعالیت می کند؛ حزبی خاطره انگیز که روزگاری بسیاری از نیروهای انقلابی با سلایق متضاد را در کنار هم متحد می کرد؛ جایی بسیار متناسب برای
روحانی معتدلی که به امام موسی صدر عشق می ورزد و رویایش آشتی همه گرایش ها و جناح های سیاسی و فرهنگی در داخل کشور است.
 چه دفتر خلوتی دارید. اینجا چه کار می کنید؟
 - سال 84 آقای غدیریان بانی شدند و یک عده از قدیمی های حزب و جانبازهای حزب جمهوری را دور هم جمع کردند که حدود سی نفر شدند. از آقای محمدرضا و علیرضا بهشتی تا میرحسین موسوی و باغانی تا آقای بادامچیان و ... برای ساخت اینجا جمع شدند. آن زمان آقای هاشمی و آقای خاتمی خیلی کمک کردند و در دوره آقای احمدی نژاد، ایشان هم خیلی کمک کردند.
 در ساخت اینجا هم شهرداری و سازمان عمران و منطقه دوازده به طور خاص مباشرت داشتند.
کار اینجا به عنوان بنیاد هفتم تیر تا یک جایی پیش رفت و بعد از سال 88 طبیعتا این ترکیب به هم خورد.
 دوستان با هم سرشاخ شدند.
 - بله، یک عده یک جریان دیگر را تشکیل دادند، یک عده جانبازان هفت تیر و یک عده هم طیف دیگری و ... زمانی که سال 90 اینجا ساخته شد و قرار بود سال 91 بهره برداری و افتتاح شود، آقای غدیریان از دنیا رفت و آقای بادامچیان متولی کار شدند و باز یک مقدار کار به مشکل خورد. آقای قالیباف نامه ای برای رهبری نوشتند، چون دبیر کل حزب جمهوری آقای خامنه ای بودند.
 آقای قالیباف نوشتند که همانطور که شما در زمان توقف فعالیت حزب جمهوری دستور دادید اموالش به سازمان تبلیغات منتقل شود، آیا صلاح می دانید که اداره اینجا هم به سازمان تبلیغات سپرده شود؟ نظر رهبری موافق بود. منتها یک ابهامات و ایراداتی از طرف آقای بادامچیان و ... وجود داشت و مجموعا تصمیم بر این شد که اینجا به شکل هیات امنایی اداره شود.
 در واقع به نوعی، هم زیر نظر سازمان تبلیغات است و هم به شکل نیمه مستقل و هیات امنایی اداره می شود. فعلا هم تلاش مذبوحانه داریم که به خیال خودمان کار فرهنگی کنیم.
 چه جور کار فرهنگی؟
 - هدف این است که اینجا شهدای هفت تیر و شهید بهشتی و به تعبیر گفتمان انقلاب را به نوعی معرفی کند. به طور طبیعی هم وقتی اسم شهید بهشتی می آید یک روایت و قرائت کارآمد و امروزی و عمل گرا از انقلاب و باورهای دینی به ذهن می آید که لازم است ارائه شود. حالا با اوضاعی که ما داریم و تنش های موجود و فضای فرهنگی جامعه و التهابات سیاسی که روی همه چیز اثر می گذارد، خدا می داند چقدر موفق باشیم.
 فضای بدی است، نسل قبل برای همه چیز حتی عطسه کردن و سرفه کردن شما هم حکم می کند و نسل جدید اصلا در این فضا نیست و این موضوع همه را مبتلا کرده است. مخصوصا در حوزه فرهنگی و مطبوعاتی و کارهای رسانه ای، کار خیلی سخت تر می شود چون شما مجبور هستید در یک چارجوبی عمل کنید که اقتضائات فضای بیرونی خیلی با این محیط و مدیوم و این کار جور درنمی آید.
و اینکه با همه ملاحظات و ... بخواهید یک جاهایی به خط قرمزها نزدیک شوید خیلی خوشایند بعضی ها نیست.
 - به دو جهت هم سخت است؛ یک مشکل این است که فضا بسیار دو قطبی است. من گاهی می گویم کسی که بخواهد یکی از دو سر این طیف نباشد مثل کسی است که در خیابان دو نفر دعوا می کنند، می رود جدا کند و از هر دو نفر کتک می خورد. ترویج این فضای دو قطبی هم بعضی وقت ها عمدی و بعضی اوقات هم غیر عمدی است و هر روز هم این فضا بیشتر و بدتر می شود. چه در حوزه سیاست و اعتقادات چه در حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی.
 حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری:
همه ما یک داعش پنهان در وجودمان داریم (1)
 وقتی صفر و صدی نگاه می کنند شما یا هیاتی و نماز شب خوان هستی یا عرق خور و لامذهب... برای مثال می گویم،
مثلا خود ما می بینیم یک دختر خانمی حجابش خیلی مرتب نیست ولی ساعت 9 شب عجله دارد به خانه برود تعجب می کنیم یا مثلا می بینیم یک آقایی کروات می زند ولی نماز می خواند، تعجب می کنیم. در این فضا شما بخواهی کار کنی مشکل است.
 مشکل دوم این است که بعضی از این دوستانی که این دو طرف ایستاده اند خودشان هم کمک می کنند که شما را بزنند چون شما صددرصد برای آنها نیستی. مثلا یک خانم چون تیپ راحتی دارد نمی تواند در یک روزنامه کار کند و همان خانم چون آدم نجیبی است در یک روزنامه دیگر هم نمی تواند کار کند.
 در سیاست، فرهنگ، مسائل اقتصادی و ... هم همین است و نتیجه، ایجاد یک فضای بلاتکلیف می شود که اجازه گفتگو نمی دهد چون
وقتی از اول من به طرف بگویم تو جهنمی هستی و دین نداری، دیگر جایی برای گفتگو نمی ماند و وقتی طرف مقابل به من می گوید تو آخوند اُمل ... هستی راه دیالوگ کاملا بسته می شود.
 به نظر می رسد خود حزب جمهوری اسلامی و جوی که داشت و آدم های مختلف در آن دوره مصداق همین است. مثلا آقای بهشتی متفاوت از خیلی از کسانی که در حزب بودند، فکر می کرد. این حزب همه عقاید را در کنار هم جمع کرده بود و این افراد با همه تفاوت سلایقی که با هم داشتند ولی سر مشترکات شان و آرمان هایی که داشتند در کنار هم بودند و با هم اینها را جلو بردند.
 - به نکته خوبی اشاره کردید که خیلی از دوستان هم فراموش کرده اند. به نظر من امروز شرایط خیلی سخت تر است؛
با وجودی که آدم فکر می کند 35 سال از انقلاب گذشته و در واقع باید جلوتر رفته باشیم اما امروز از این جهت عقبگرد داشته ایم. شاید اول انقلاب مرحوم طالقانی، شهید بهشتی و شهید مطهری بودند. یا حتی مهندس بازرگان و اینها بالاخره یک اشتراکاتی با هم داشتند.
 - همین را می خواهم بگویم. در طیف روحانی ما یک نگاهی وجود داشت که اتفاقا نگاه جمع کننده بود. دیدگاه های خود آقای خامنه ای را در اول انقلاب راجع به دکتر شریعتی، نهضت آزادی و حتی جریان چپی که کاملا دارای موضع بود، ببینید. سال های پنجاه و یک، پنجاه و دو آقای خامنه ای روحانی به دفتر اخوان ثالث رفته - اخوان ثالث آن زمان خیلی مشکل داشته - و از او امضا گرفته یا مثلا آ« زمان ما روحانیونی داشتیم که جلوی دانشگاه رمان می خریدند.
سیمن دانشور از امام موسی صدری تعریف می کند که به خانه آنها رفته. این فضا روز به روز کمرنگ تر شده و جوری شده که کسی اگر یک مقدار بخواهد به سمت وسط حرکت کند از دو طرف متهم است. این طرف او را به ریاکاری و دنبال رأی بودن و هزار و یک اتهام دیگر متهم می کند و ...
 اتهامی که در همین داستان های اخیر به خود شما زده بودند که می خواهید تنور انتخابات را گرم کنید.
 -
یا بدتر از آن می گویند سوپاپ اطمینان هستی. بالاخره باید در این فضا یک تحرکی ایجاد کرد. ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ولی تا حرکت می کنی یک برچسب و اتهام و ... به تو می زنند. در همین قضیه حجاب از دو طرف به من حمله می کردند. شما می توانید حدس بزنید در این فضای آخوندی و هیاتی و حزب اللهی و ... که من هستم گفتگو با مسیح علی نژاد یعنی چی؟
 آن وقت در این فضا یک نفر می گوید حاکمیت به این نتیجه رسیده که حجاب را آزاد کند تو را جلو انداخته-اند که برنامه ریزی کنند. سال های هفتاد و شش - هفت، زمان خانه روزنامه نگاران، یکی از دوستان می-گفت این خانه روزنامه نگاران برنامه ریزی موتلفه برای بیست سال آینده است، گفتم من اصلا به سیاست کاری ندارم ولی خداوکیلی اگر موتلفه برای بیست سال آینده فکر می کرد اوضاعش این بود؟
 شما خیلی تاکید می کنید روی دو طرف طیف و اینکه هر دو طرف نقدتان می کنند... با وجود همه اینها، خیلی جاها مثلا در ویکی پدیا، شما به عنوان یک اصولگرا دسته بندی شده اید؛ با این مشکل ندارید؟
 -
به من بگویند اصولگرا، خوشحال می شوم چون پایبندی به اصول را ارزش می دانم. محافظه کار هم بگویند خوشحال می شوم. اصلاح طلب هم بگویند اصلاح طلبی اصل دین است. اتفاقا به نظر من مشکل بعضی ها همین است. وقتی شما می خواهی وسط بایستی خوبی های دو طرف را می بینید. من در همین نمایشگاه کتاب خیلی علنی گفتم و بعضی رسانه های اصولگرا هم خبرش را منتشر کردند.  صراحتا گفتم هنوز با وجود همه این اوصاف من یک ظرفیت-هایی در رییس دولت اصلاحات می بینم که کس دیگری ندارد و این ظرفیت ها را باید قدر شناخت و باید جمهوری اسلامی از آنها استفاده کند. ممکن است ما در داخل کشور با هم مشکل داشته باشیم اما خارج از کشور باید از این ظرفیت استفاده شود. یک وقتی من در اینستاگرم عکس بیل کلینتون و اوباما و بوش را گذاشتم و گفتم باید از اینها درس گرفت.
 یا بعد از ماجرای وینوگراد نصرالله راجع به اسرائیل صحبت می کرد، گفت آفرین، من تبریک می گویم به اسرائیل! دشمن درجه یکش است ولی کار خوبش را تحسین می کند.
من امروز به فرزند خودم نمی توانم بگویم که ما یک جمهوری اسلامی درست کرده-ایم و مقابل دشمن و استکبار جهانی انقلاب کرده ایم، آن وقت اول، بازرگان خائن بود، بعد بنی صدر، آمریکایی، بعد آقای منتظری، دشمن بود، بعد موسوی، جاسوس بود، بعد هاشمی، دست نشانده غرب بود، بعد احمدی نژاد اسرائیلی بود ...
 یعنی یک باره پشت سرمان را نگاه می کنیم می بینیم یعنی آمریکا اینقدر قوی است؟ اسرائیل اینقدر قوی است؟ یا ما اینقدر ضعیف هستیم؟ اخیرا یکی از بزرگان گفته بود اینهایی که حجاب را رعایت نمی کنند پا روی خون شهدا می گذارند. گفتم اولا اینطور نیست. شما ببینید چقدر مادر و خواهر شهید با همین حجاب داریم و به فرض هم که در بدترین حالت اینطور باشد، ما باید این را بگوییم؟ یعنی ما اینقدر ضعیف هستیم؟
 یکی از دوستان اخیرا گفته اینکه جدیدا در ماشین خانم ها حجاب شان را برمی دارند به خاطر حرف های تو است. گفتم یعنی من اینقدر قدرت دارم؟ من آخوند یک لاقبا اگر اینقدر قدرت دارم بیایید هوای من را داشته باشید و به من برسید (خنده). ما نباید تصور ذهنی خودمان را به همه چیز تعمیم بدهیم. تظاهر و ریا و تزویر از همین ها می آید.
 داستان ریا و تزویر در این مملکت خیلی کلیدی است.
 -
بله و خطرش از هر چیزی بالاتر است. فضای الان مسلمان-های دنیا همین است. در کنار دیگر ادیان به راحتی زندگی می کنند و با هم رفاقت دارند. یک زمانی ما در لبنان زندگی می کردیم، پسرم با دوستانش بیرون رفته بود گفتم ناهار چه کردید؟ گفت من و فلان دوستم به یک رستوران رفتیم و دو دوست دیگرمان هم به مک دونالد رفتند و بعد هم دوباره به هم ملحق شدیم، خیلی ساده؛ نه به هم بد و بیراه می گویند نه به تیپ هم گیر می دهند و ... می گویند لبنان هم نمونه خوبی از کنار هم بودن ادیان است.
 - البته همین الان احمد الاسیر را گرفته-اند و لبنان به هم ریخته. نمی خواهم بگویم آنجا هم همه چیز خیلی خوب است ولی تمرین کرده-اند.
وقتی شما ترکیه، اندونزی، مالزی، لبنان و ... را که مسلمان ها دارند در آنها زندگی می کنند نگاه می کنید، می بینید به دلیل اقتضائات و شرایط تمرین کرده-اند و با هم زندگی می کنند اما ما اینجا چون از هم می ترسیم، در یک مرحله-ای تظاهر می-کنیم و در یک مرحله ای زورمان برسد می خواهیم ریشه هم را بزنیم و بابای هم را دربیاوریم. اتفاقا از این کینه های پنهان می ترسم.
 در دوستانی که هم لباس شما هستند احساس می شود یک عافیت طلبی وجود دارد که حتی اگر به این حرف های شما اعتقاد هم داشته باشند، اعتقادشان را علنی نمی-کنند. اینقدر این حرف ها زده نمی-شود که یک نفر مثل شما که می-آید، می-گویند این از کجا خط می گیرد، یا می-گویند تندروی می-کند.
 - در حالی که خیلی ها همین اعتقادات را دارند. ما همین دیروز بزرگداشت سریال پایتخت را داشتیم و آنجا من صحبت کردم. اس ام اس های موبایلم را من به شما نشان بدهم باور نمی-کنید.
خیلی از روحانیون بزرگ اس ام اس داده اند که کارت درست است و خیلی خوب است و ارتباط با هنرمندها باید باشد و ... ولی خودشان حاضر نیستند به این جلسات بیایند و وقتی هم می آیند استرس دارند که مبادا مثلا از آنها و خانم رامین فر یک عکسی بگیرند و... من هم به آنها حق می دهم.
 درباره همین من زائری، اگر یک عکسی در واتس آپ و وایبر کسی بیاید و نشان دهد که ببینید در خیابان زائری راه می رود و یک خانم هم که موهایش بیرون است و تیپش عجیب است در کنارش است، خود شما ممکن است آن را به اشتراک بگذارید و به چهار نفر هم نشان بدهید. در حالی که من در سیره امیرالمومنین و پیامبر نگاه می کنم، می بینم اگر یک خانمی بار سنگین داشته، امیرالمومنین و پیامبر به او کمک می کرده-اند ولی در همین تهران آیا من می توانم این کار را بکنم؟
 بارها پیش آمده خانمی زیر باران منتظر تاکسی بوده من جرأت نکرده-ام سوارش کنم برای اینکه خود شما اگر همان موقع در خیابان باشید می گویید حاج آقا هم ... مگر اینکه بچه یا همسرش همراهش باشد. یا بارها پیش آمده در خیابان راه می روم از پشت سر خانمی را می-بینم که بار سنگین زیادی در دستش است می-گویم کمکش کنم، بعد تردید می-کنم. نگاه می کنم اگر بالای پنجاه شصت سال داشته باشد کمکش می کنم اگر نه، نمی کنم چون خود طرف هم با تعجب به من نگاه می کند. این فضایی است که خودمان درستش کرده ایم.
 یک بار در فرودگاه تبریز پرواز تاخیر داشت با آقای اسلامی ندوشن قدم می زدیم، چند دقیقه-ای که گذشت - عرض سالن هم طولانی بود - ناخودآگاه احساس کردم همه ما را چپ چپ نگاه می کنند. اینکه یک نفر با کراوات و کت و شلوار و یک نفر با لباس روحانیت چند دقیقه با هم قدم بزنند، عجیب بود. ما خودمان این فضا را ایجاد کرده ایم.
برای همین هم می گویم الان شرایط از اول انقلاب سخت تر است چون اول انقلاب پذیرش همه چیز راحت تر بود اما هر چه جلوتر رفتیم فضا را بستیم.
 چند روز پیش «یاد بعضی نفرات» را می خواندم
یک جایی سیمین بهبهانی به بحث قرآن می-رسد می-گوید دیگر بیشتر از این نمی خواهم در این باره بنویسم چون به ریا متهم می شوم. یعنی یک نفر مسلمان، پدر و مادر مسلمان، از کتاب دینی خودش می خواهد صحبت کند جرأت نمی کند؛ در حالی که شما ببینید فقط نقل هایی که از کتاب مسیحیت و انجیل در ادبیات و سینمای هالیوود است، چقدر زیاد است. یک بار هم فیلمساز احساس نمی کند کار غیرعادی انجام می دهد یا بیننده احساس نمی کند چیز غیرعادی می بیند یا این به خاطر اینکه بخواهد از جایی پول بگیرد، این را در فیلمش آورده.
 مشکل دوم و خطرناکتر به نظر من آینده است و این کینه هایی که جمع می شود. بچه من در یک خانواده مذهبی احساس می کند تیپش هر جور باشد بی دین است و از طرفی فرزند شمایی که مثلا در خانه ماهواره دارید احساس می-کند این آخونده یک آدم ... و روز به روز این فاصله ها و کینه ها بیشتر می شود.
 گاهی مردم به شوخی می گویند انقلاب برگردد سر هر تیر چراغ برق یکی از شما را آویزان می کنیم،
این فقط شوخی نیست. طرف واقعا احساس می کند من آخوند مقصر همه ناکامی ها و بدبختی هایش هستم. چه می شود جوان ما لیسانس نگرفته به خارج از کشور می رود، قاطی می کند و بعضی قضایا پیش می آید که نمی شود نقل کرد؟
 برای اینکه تصوری که ما از آمریکا و اروپا به این مخاطب داده ایم فقط از همین سریال فرندز و لاست و ... است و ناخودآگاه یک تصوری در ذهنش به وجود آمده که آنها صبح تا شب دارند در کافی شاپ نسکافه می خورند و می رقصند. قضیه اینطور نیست. طرف سه شیفت باید کار کند. و البته شاید جامعه آنها خیلی اخلاقی تر از آن چیزی است که فکر می کنند.
 - اخلاقی تر و منظم تر و منضبط تر، اگر غیر از این باشد همه چیز به هم می ریزد.
 حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری:
همه ما یک داعش پنهان در وجودمان داریم (1)
... عرضم این است؛ آن چیزی که من بابت آن نگران هستم آن آینده خطرناکی است که ما از کنار هم رد شویم و همدیگر را به چشم دشمن ببینیم و در اولین فرصت که بتوانیم، پدر همدیگر را درآوریم. من ناخودآگاه احساس کنم طرف چون یک بی ام و یا بنز دارد مسئول ناکامی-های من است و تا فرصت کنم با یک کلید روی ماشینش خط بیندازم.
 به نظرم این آینده ای که می-گویید همین الان اتفاق افتاده. وقتی یک دختری با یک پورشه می-میرد همه شروع می کنند به فحش دادن به او ... - و اظهار خوشحالی از اینکه این سقط شد رفت توی دیوار...
 یا اینکه تا یک اتفاقی می افتد همه می روند به فلان فوتبالیست فحش می دهند که تو پول مفت می گیری و ...
 - بله. اتفاق افتاده یک نفر به شوخی گفت هی می گویند آینده. آینده همین امروز است. دقیقا شما درست می گویید
آن آینده همین امروز است و نمونه اش همین بی اخلاقی ها است چون آن کینه ها و فاصله ها بی اخلاقی درست می کند. من وقتی به خودم اجازه می دهم به طرف ناسزا بگویم که احساس کنم از من نیست. در حالی که آموزه های دینی ما می گوید باید همه را از خودت بدانی.
 همه کارهای ما همینطور است ولی ما همدیگر را پدر و مادر و خواهر و برادر یکدیگر نمی دانیم. اگر من احساس کنم یک خانم که از من کوچکتر است، دختر من است؛ برای حجابش بخواهم تذکر بدهم جور دیگری تذکر می دهم.
 همین امسال در نمایشگاه کتاب دیدم یک بنده خدایی خیلی حرف-های زشتی به یک خانم به خاطر پوشش ناجورش می-زد. او هم جواب می داد و کم نمی-گذاشت. این فضایی است که وجود دارد. زورمان برسد بروز پیدا می-کند و اگر نرسد در دل مان می ماند. این خطرناک است.
 من چرا به خودم اجازه می دهم در مال و جان و زندگی شما تصرف کنم؟ چون شما را از همه چیز ساقط کرده ام.
شکل خطرناک و حداکثر آن چیزی است که الان در داعش اتفاق می افتد. داعش چرا گردن می زند؟ برای اینکه برای این شخص اصلا هیچ شخصیتی قائل نیست و او را از همه دایره ها بیرون می داند و به خودش اجازه می دهد هر کاری کند. همه ما یک داعش پنهان در وجودمان هست. حتی مایی که به داعش فحش می دهیم گاهی طرف مقابل را به هیچ شکلی تحمل نمی کنیم.
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ دوشنبه 30 بهمن 1396 ] [ 01:33 ق.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  اگر ابوترابی به «ابوتراب» اقتدا کند!

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 نتیجه تصویری برای محمدحسن ابوترابی

نتیجه تصویری برای مناقشات دانشجویی

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای مناقشات دانشجویی

نتیجه تصویری برای مناقشات دانشجویی

 

 پایگاه اعتدال ، ابوالفضل فاتح : برای آقای ابوترابی
 بسمه تعالی
 بیست و یکی دو سال پیش بود که سیدی تکیده و سربه زیر به نام محمدحسن ابوترابی فرد به عنوان جانشین حجت السلام و المسلمین محمدی عراقی نماینده رهبری در دانشگاه تهران معرفی شد. آن روزها دانشگاه تهران صحنه مناقشات جدی بین انجمن اسلامی و گروه های تازه تاسیس و جریانات خارج از دانشگاه بود. انجمن اسلامی رشید و سرافراز دانشگاه تهران هدف تهاجمات و اتهامات ناروای بسیار بود. یکی دو نشست با حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی کافی بود تا ارتباطی وثیق و موثر شکل بگیرد. حالا همه جا مدافع انجمن بود. اجازه تعریض نمی داد و اگر تعریضی صورت می گرفت نهایت توان خود را برای آن که مرهمی بر زخم ها باشد، و شکافی صورت نگیرد، به کار می بست. انجمن نیز احترامی عمیق و واقعی برای ایشان قائل بود و رابطه ای کم سابقه و بسیار موثر و مفید شکل گرفت. این حسن رابطه به طیف وسیعی از دانشگاهیان تسری یافته و ساالهای سال تداوم یافت.
 او آنچه خود می دید را با شنیده ها تعویض نمی کرد. در قضاوت عجول نبود، حسن ظن عجیبی داشت، به شدت متواضع و در شنیدن شکیبا بود. مبنای او اخلاق بود نه سیاست، مروت و حریتی مثال زدنی داشت و اهل منطق، اهل شرف، اهل پاک زیستی، اهل تقوی و اهل معرفت بود.
 یک بار به اصرار ایشان توفیق یافتم و هم سفر حج شدیم. او روحانی کاروان بود. سید خوش نفس و صمیمی دیگری هم همراه ایشان بود که بعد از سفر متوجه شدم آقا سید مصطفی حسینی خامنه ای بوده است. اوج شکیبایی و مسئولیت پذیری آقای ابوترابی را در آن سفر به عینه مشاهده کردم. او در همه امور کاروان تشریک مساعی داشت و در حقیقت مثل یک خادم کاروان به روحانیان و اساتید دانشگاه که همسفر بودند رسیدگی می کرد و مرارت های این گونه سفرها را با شکیبایی به شیرینی بدل می ساخت. در دوران طواف و احرام آخرین نفری بود که از احرام خارج می شد و هر بار چندین روز اضافه محرم می ماند تا آخرین نفر و همه افرادی که تردید در درستی اعمالشان داشتند، اعمال خود را به انجام برسانند و سپس از احرام خارج می شد. در حالی که همه می دانیم محرم ماندن طولانی مدت حالتی سخت و تکلیف آور است.
 سجده های طولانی و دعاهای معنوی اش، روحانیت و لطافت خاصی داشت و با آن که ما جوانان دوست داشتیم نماز را زودتر به اتمام برسانیم، اما خلوص نمازش ما را متقاعد می ساخت که با اشتیاق نماز را به امامت ایشان اقامه کنیم.
 ابوترابی اهل میانه روی و میانداری بود. حلقه وصل بود. علاقه ای به شکاف نداشت. خوبی ها را می دید و می گفت و بدی ها را نمی دید و نمی گفت، مگر آن که خطری یا انحرافی در معرض بود. نگاه کردنش همچون برادر نازنین مرحومش خیره نبود. او چشم در چشم نمی شد و همین نگاه پوشیده اش به همه جرات می داد تا همه به او نزدیک شوند.
 یادم نیست جایی باید و نباید و امر و نهی از موضع بالا کرده باشد. خیلی مستدل و ملایم اگر چیزی را حق می دانست بیان می کرد و اگر نقدی وارد بود، بیان می داشت و در این حال نقد را نیز می شنید و با بردباری تامل می کرد. به واقع اهل گفت و گو بود و ادب و آدابش را به خوبی رعایت می کرد. در کشاکش قضایای کوی دانشگاه و وقایع تلخی که دانشجویان را به کوره گداخته ای تبدیل گرده بود، او بود که خود را سپر می ساخت و آبروی خود را گرو می گذاشت تا هم کوره گداخته دانشجویان به نهیب آتشی تبدیل نشود و هم از سوی دیگران متعدیان به حریم دانشگاه سر جایشان بنشینند. حتی در گیر و دار قضایای سال 88 اهل قضاوت سریع نبود و زیر بار بی انصافی ها و اتهامات ناروا به کسانی که می شناخت نمی رفت با آن که ممکن بود نظر دیگری داشته باشد.
 او سه دوره نماینده مجلس بود و از خود نام نیک بر جای گذاشت و گرچه در بکش بکش های سیاسی ما کسی که بخواهد میانداری کند چندان محبوبیت نمی یابد اما ایشان تا آخر نیکنام باقی ماند.
 در زمانه ای که فساد و انحراف و تحجر دامن گیر بسیاری از مدعیان شد، قدرت دامان او را آلوده نساخت و او آخرتش را به دنیا نفروخت. البته به او بی مهری های فراوانی هم شد و این بی مهری ها بیشتر از سوی اصولگرایان بود که قدر و منزلتش را نشناختند و او را از برخی مناصب که به واقع صلاحیتش را داشت محروم ساختند. و البته برخی اصلاح طلبان نیز توقعی بیش از اندازه، از او داشتند که صواب نبود. او مشی و استقلال و تصمیم و تشخیص و راه حل خود را داشت و باید محترم شمرده می شد. افسوس که لیست های جناحی، ما را از وجود چنین شخصیت هایی محروم می سازد.
 انتصاب آقای ابوترابی به امامت نماز جمعه تهران، یک تصمیم به موقع از سوی بزرگان، یک خبر خوب برای مردم و یک مرهم زخم به ویژه برای این تریبون مهم بود. ابوترابی امین نظام و آبرویی برای نماز جمعه، این میراث عظیم و عزیز انقلاب اسلامی و امام خمینی است که متاسفانه سال هاست که چه بسا از خطبه های یک سویه و پر عتاب و عبوس و کم محتوا و بعضا حزبی لطمه خورده است و رویگردانی هایی جدی را سبب شده است. ای کاش در این فرصت مغتنم، آغوش کرامت و آقایی نماز جمعه را به سوی همه، به ویژه جوانان و دانشگاهیان بگشاید. در این مسیر او ان شاء الله گرفتار فشارها، و طوفان ها و توقعات ناصواب که بسیاری را از جاده اخلاق خارج می سازد نخواهد شد و امید بسیاری است که با کلام طیب و متقن و حمید خود، منشاء امید و هدایت و آقایی باشد. او باور دارد که مومنان مخاطب "وَهُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَىٰ صِرَاطِ الْحَمِیدِ" هستند و نیز می داند که این تریبون، امتحان بزرگتری از امتحانات پیشین است و تنها راه موفقیت آن است که عدل و انصاف و حق محور همه چیز باشد و این ممکن نیست جز آن که در این مسیر، چنان که سید عزیز، خود باور دارد، به "ابوتراب" اقتدا و به خدای او اتکاء شود.
 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
ابوالفضل فاتح
28 بهمن 1396
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ یکشنبه 29 بهمن 1396 ] [ 07:08 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   ابوذر به همین دلیل زبانش دراز بود و ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

 

  خبرآنلاین، وبلاگ محمد مهاجری : دوهفته پیش مطلبی نوشته بودم درانتقاد به اینکه چرا باید همه روزنامه نگارها مجوز طرح ترافیک داشته باشند. تعدادی از همکاران،آن یادداشت را [اینجا بخوانید]تحویل گرفتند و تعداد زیادی نیز آن را برنتافتند. اصلاح طلب و اصولگرا و معتدل،البته هم در میان موافقان بود و هم مخالفان .

 بعد از آن بود که آمار جالبی به دستم رسید.6000نفر در تهران به عنوان خبرنگار،مجوز طرح ترافیک دارند! کاش اداره کل محترم مطبوعات داخلی وزارت ارشاد اعلام کند در شهر تهران چند روزنامه نگار زندگی می کنند.وقتی می بینم در رسانه ای که در آن شاغل هستم حداقل دوسوم افرادش، مجوز طرح ترافیک ندارند این رقم 6000 معنایش چیست؟ معنایش این است: قطعا افرادی هستند که در این صنف حضور ندارند و به اسم این صنف مجوز طرح ترافیک می گیرند.

دلیل علاقه به مجوز طرح ترافیک هم روشن است: "کاملا مفت است". البته مفت مفت هم نه.  معادل هزینه یک رفت و برگشت با اسنپ را می دهند، یک سال پشت فرمان ماشین شان "قیژ" از جلوی مسافران منتظر تاکسی و اتوبوس عبور می کنند و وارد محدوده طرح می شوند.

 برخی دوستان عزیزم برایم پیغام گذاشتند در حالیکه سرمایه دارها مجوز طرح می گیرند چرا ما نداشته باشیم؟

خداوکیلی این هم شد استدلال؟ بعضی از سرمایه دارها هزار کثافتکاری دیگر هم می کنند؛این مجوز می شود که ما هم همان غلطها را بکنیم؟ رشوه می دهند،ما هم بدهیم؟ نزول می خورند و می دهند،ما هم همان کار را بکنیم؟وامهای کلان می گیرند و پس نمی دهند، ما هم بگیریم و پس ندهیم؟ بعضی شان فسادهای شرم آور اخلاقی دارند،ما هم داشته باشیم؟...

وانگهی شما فکر می کنید آن آدم پورشه سوار و آن بنزنشینی که صدهامیلیون تومان پول ماشین داده و شیشه های دودی ماشینش را بالا داده که مبادا ریا بشود! وقت شریف و گرانبهایش را صرف خرید مجوز طرح می کند؟ او با تکبر فراوان می رود توی محدوده طرح ترافیک و جریمه اش را که معادل یک نخ سیگارش هم نیست می پردازد.

تازه،مگر این سرمایه دارها چند نفرند؟ مگر دکترخلبان شهردارمان نگفت 4درصد؟ چرا همان آقا و همین شهردار فعلی نمی توانند با حمایت 96درصد بقیه،جلوی ماشین 4درصدی ها را سد کنند تا هیچکدامشان نتوانند وارد محدوده طرح ترافیک شوند؟

 هنوز رقم 6000مجوز طرح ترافیک برای خبرنگاران تهرانی روی اعصابم است. بخش عمده ای از این 6000 مجوز را کسانی گرفته اند که خبرنگار نیستند اما  شرافت ما روزنامه نگارها را لگدمال کرده اند. ممنون می شوم اگر اسم این 6000نفر را منتشر کنند تا همه چیز شفاف شود.

از دوهفته قبل که مطرح کردم مجوز ورود به طرح ترافیک برای روزنامه نگاران لغو شود،خیلی حرف و حدیث شنیدم اما همه آنها مرا بر استدلالم مستحکم تر کرد که حتی به یک روزنامه نگار مجوز ندهند. به خصوص وقتی کسب اطلاع کردم که فلان آدم که مجوز فصلنامه اش را مدتها پیش گرفته و حتی یک نسخه اش را هم منتشر نکرده، اما مجوز طرح ترافیکش در جیبش است. بگردید از این نمونه ها فراوان است.

 بروید چهارراه یافت آباد و میدان شوش؛ جوادیه و خاک سفید؛ افسریه و بهارستان؛شهرری و میدان منیریه؛ چرا اصلا پایین شهر؟ بروید جردن و زعفرانیه و دربند؛ از 100 رهگذر سوال کنید که آیا حاضرید خبرنگارها هر روز مجوز طرح داشته باشند؟ اگر حتی 10نفرشان موافق بودند با گردن افراشته بروید نتیجه نظرسنجی را بکوبید روی میز شهردار و مجوزتان را بگیرید و بروید. نوش جانتان!

 اگر ابوذر استخوان شتر دست می گرفت و بر تبعیض و فساد می تاخت، بنده"زر" نبود. رفیق"زور" نبود. فریفته"تزویر" نبود. به همین دلیل زبانش دراز بود و سرش به آسمان ساییده می شد. فکر می کنید بلد نبودند یک "مجوز طرح ترافیک خبرنگاری" به او بدهند و دهانش را ببندند؟!

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ جمعه 27 بهمن 1396 ] [ 04:16 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  از ساغر دل همان بریزد که در اوست ... 

 

 http://s8.picofile.com/file/8319489668/BAXSH3DAN_1.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319489800/BAXSH3DAN_2.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319490076/B8WARE_XODAA_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8319490326/BAXSH3DAN_3.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319490526/BAXSH3DAN_5.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319490726/BAXSH3DAN_4.JPG

 

  روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت. فقیر همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید. ثروتمند شگفت زده شد و گفت: چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود، پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟! فقیر گفت : هر کس آنچه در دل دارد می بخشد!! 
درجهان سه چیز است که صدا ندارد :
مرگ فقیر .....
ظلم غنی .....
و چوب خدا .....

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ پنجشنبه 26 بهمن 1396 ] [ 05:55 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   تو از چشمم نمی افتی ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


تصویر مرتبط

 

  اگر دنیا شود آخر تو از چشمم نمی افتی / به جانم گر زنی آذر تو از چشمم نمی افتی 
 دلم را گر بسوزانی، کشی آن را به ویرانی / کنی عشق مرا پرپر، تو از چشمم نمی افتی 
 اگر صد چون تو از رضوان، فرستد ایزد منان / به دستان جامی از کوثر، تو از چشمم نمی افتی 
 کنی گر با دلم بازی، مرا در آتش اندازی / نمانی پیش من دیگر، تو از چشمم نمی افتی 
 دلم را گر بیازاری، ز چشمم سیل خون باری / کنی دریاچه ی احمر، تو ازچشمم نمی افتی 
 گرت شهری بدی گوید, زخویت عیب ها جوید / ولو بالای هر منبر، تو از چشمم نمی افتی 
 نفس تا می شود جاری، درون سینه جا داری / بمان تا آن دم آخر، تو از چشمم نمی افتی 
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ سه شنبه 24 بهمن 1396 ] [ 08:46 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   روحانی گزینش درستی نبوده؟ ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

 

 اعتدال،  محسن رنانی، استاد دانشگاه :  اینکه چرا چنین شد و چنان شد و چنین و چنان دیگر نشد، و حاصل انتخابتان اینگونه بود و این نواقص و کاستی ها را داشته و دارد و اینکه چرا شما گرسنه اید و بیکار و تجارت خارجی تان اندک است و غیره و غیره، کسی به کسی گفت فلان فلان پدرت که از گرسنگی مرد، وی پاسخ داد فلان فلان پدر خودت، مگر داشت و نخورد!؟ حال حکایت ما و حاکمیت است.
 از بام تا شام در بوق و کرنا میکنند که روحانی چه کرد و چه نکرد و چرا اینگونه است و آنگونه نیست ! شما بفرمایید کدام گزینه بهتر و شایسته تر را در مقابل مردم قرار دادید که انتخاب نکردند؟ کدام کاندیدای متعهد ،متخصص ،مدیر و مدبر که از روحانی بهتر باشد را در سبد گزینش مردم گذاشتید و مردم آن را پس زدند؟ امروز چه کردید؟ مثلا میخواهید ابرویش را درست کنید چشمش را درخطر کور شدن قرار میدهید!
 مگر احمدی نژاد نامزد اصلح و مورد تایید کامل شما نبود؟ مگر هشت سال در دوران فوران درآمدهای نفتی به هر وسیله و روش ممکن اورا بر کرسی ریاست جمهوری ننشاندید؟ مگر تمام امکانات پولی و مالی و تبلیغاتی و نظامی و قضایی کشور را در حمایتش بسیج نکردید؟ مگر صدای هر مخالف و منتقدی را به بهانه فتنه خاموش نکردید؟؟ مگر حتی در مقابل قهر و آشتی و نافرمانی و اقدامات و تصمیمات خارج قانونش سکوت نکردید؟ مگر تمام تصمیمات و دستورات خلق الساعه اش را نپذیرفتید؟ مگر هر حرکت شایسته و ناشایستش را بدون کم و کاست تایید نکردید؟ مگر هر سخن و مثال سخیف و سبک و خام و توهین آمیز و دون شانش را تعریف و تمجید نکردید وبرایش کف نزدید؟ و سرانجام مگر اورا معجزه هزاره سوم قلمداد نکردید و بر اوهام و تخیلاتش مهر تصدیق نزدید؟ سرانجام و نتیجه اش چه شد؟
 آیا میراثی جز سیل قطعنامه های شورای امنیت و کشورهای اروپایی و آمریکا و ... چیزی نصیب ملت شد؟ آیا جز تورم پنجاه درصدی ظرف یک هفته و کاهش ارزش پول ملی یعنی اندوخته و دارایی و ثروت و پس انداز مردم تا حدود یک چهارم چیزی عاید ملت شد؟ آیا جز سد گتوند و سیوند و تخریب زیرساختهای اقتصادی و سقوط پی در پی هواپیماهای دست چندم باربری تغییر کاربری داده و بنزین سرطان زای پتروشیمی و انرژی هسته ای درون آشپزخانه و هاله نور دستاورد دیگری به ارث گذاشت؟ مگر حاصل کار این دولت جز اختلاسها و چپاول بیت آلمال چیز دیگری بود؟
 پس امروز سخن چیست ؟ ...
 این مردم از میان گزینه های محدود و معدود پیش رو کسی را که شایسته تر نسبت به سایر گزینه ها دید انتخاب کرد. تکرار میکنم شایسته تر نسبت به سایر گزینه ها و نه بیشتر!
 این که از بام تا شام تمام تریبونهای رسمی و مذهبی، صدا و سیما، روزی نامه های رنگارنگ در گوش مردم زمزمه میکنید که اشتباه کرده اید و انتخابتان درست نبوده است و مراقب باشید دوباره مرتکب اشتباه قبلی نشوید .چه معنی دارد؟
 اینکه برخلاف دولت قبل از صدر تا ذیل حاکمیت یک صدا شده اند که روحانی گزینش درستی نبوده است و کاری از پیش نبرده است و اگر جایی پیشرفتی بوده است نتیجه تلاش دیگران است و غیره و غیره! ...
 شما پاسخ دهید کدام فرد باتجربه تر و کارآزموده تر و دارای کارنامه درخشان تری را در معرض گزینش مردم قرار داده اید؟
 مگر چند درصد اختیارات و امکانات و اموال و دارایی ها و تصمیمات در این کشور در اختیار ریس جمهور است؟
 ریس جمهوری که تمام ارکان و اجزای نظام از صدر تا ذیل پشتیبانش بودند با کشور آن کرد که کرد!
 شما بفرمایید ریس جمهوری که از ابتدا بخشهای اصلی قدرت و مراکز بزرگ ثروت و منابع. و سرچشمه های امکانات اقتصادی و فنی کشور با او مخالف باشند و حتی تنها رسانه صوتی تصویری ملی و رسمی کشور تمام هم و غم خود را صرف تخریبش میکنند و کرده اند چه باید بکند و چه میتواند بکند؟
 اکنون از همه میپرسم بدهکار کیست؟
 چه کسانی از چه کسانی طلبکار اند؟
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ دوشنبه 23 بهمن 1396 ] [ 03:37 ب.ظ ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 120 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

گر در طلب لقمه نانی،
نانی /
گر در طلب گوهر كانی،
كانی /
این نكته رمز اگر بدانی،
دانی /
هر چیز كه اندر پی آنی،
آنی ...

مـــولانـــا


امام خمینی:

همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. /

( صحیفه امام،ج13،ص102)
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آمار سایت

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


ایران رمان